تفاوتهاي زنان و مردان از نظر روانشناسي

بیشترعادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد.

نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

● تفاوتهای روانشناسی

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند. زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .

مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.
مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.


مقاله "هیپنوتیزم در مراقبتهای پرستاری" ارائه شده در اولین کنگره بین المللی هیپنوتیزم

در بین تمام حرف پزشکی ، پرستاری حرفه قابل اعتماد تری برای بیماران است زیرا مراقبتهای پرستاری عمدتا بر اساس ایجاد ارتباطی مطمئن وصادقانه شکل گرفته است.و برای یک هیپنوتیزور این رابطه قابل اعتماد دو طرفه خود مرحله ای از درمان است که بیمار(مددجو) تلقینات درمانگر را میپذیرد.تحقیقات نشان میدهد که زمانی که ارتباط قابل اعتمادی بین درمانگر و مددجو رخ میدهد نتایج درمانی مطلوبی قابل حصول است. پرستاران باید بدانند هر مددجویی که به سیستمهای درمانی مراجعه میکند در حالت خفیفی از هیپنوز قرار دارد.زیرا آنها مضطرب هستند و بدنبال کمکی برای مشکلاتی هستند که به تنهایی قادر به رفع آنها نیستند.و در نتیجه توجه شدید آنها به مشکلاتشان بسیار تلقین پذیر هستند. آنها این نیاز را احساس میکنند و بسیار دقیق به راه حل مشکلشان گوش میدهند. در چنین فضایی سخنان پرستار بر روی بیماران بسیار تاثیرگذار هستند.          .

پرستاران و پرستاران بیهوشی در موقعیت خاصی قرار دارند که استفاده از کلمات میتواند منجر به تغییر افکار بیمار گردد.آنها منبع اولیه اطلاعات برای بیماران هستند. آنها میتوانند به بیمار اینگونه اظهار کنند که" وقتی شما بیدار شوید احساس لذت بخشی خواهید داشت."و در زمانی که از حالت بیهوشی خارج میشوند میتوانند به آنها بگویند "شما در حالت آرامی قرار دارید .در غیر این صورت ما را مطلع کنید".                                     .

متاسفانه بسیاری از پرستاران از تاثیرات جملاتشان بر بیماران مطلع نیستند. این کلمات میتواند اثرات درمانی یا مخربی داشته باشد.این  مهم است که پرستاران بدانند یک سئوال ساده میتواند تاثیر مثبت یا منفی بر روند درمان داشته باشد. بطور مثال پرسیدن این سئوال" که درد شما چقدر شدید است؟"  این تلقین را برای ناخوداگاه بیمار ایجاد میکند "من انتظار دارم شما درد داشته باشی" و یا دردی وجود دارد و  واقعا شدید است. در مقابل تصور کنید پرستاری که به اصول هیپنوتیزم آشنایی دارد از سطح آرامش بیمار به جای سطح و شدت درد بپرسد. کاملا واضح است در مورد آخر اثرو پاسخ فیزیکی متفاوتی را ایجاد میکند که باعث کاهش درد بیمار می گردد. تحقیقات نشان داده است که هر تصویر ذهنی یا سخنی میتواند منجر به تولید واسطه های شیمیایی خاصی در بدن شود و در نتیجه تاثیرات جسمی خاصی را نیز ایجاد کند. به همین خاطر پرستاران با سخنانشان میتوانند بیمار را هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی هدایت کنند.                                                                 .

مدل پرستاری راجرز که یکی از بحث انگیز ترین مدلهای پرستاری است،عقیده دارد که انسانها را نباید به عنوان اجزای جدا از هم در نظر گرفت بلکه باید به آنها به منزله میدانهای واحدی از نظر انرژی  نگریست که با محیط خود در تعامل هستند. اقدامات پرستاری زمانی ضرورت می یابند که تعادل موجود بین میدانهای انرژی انسانی و میدان انرژی محیط مختل شده باشد.هر چند تاکنون اقدامات دارویی و تکنولوژیک طب مدرن نشان داده اند که میتوانند نقش موثری در حذف یا کاهش بعضی از علل مستقیم بیماریها داشته باشند .اما در صورتی که به موازات بکارگیری اقدامات طب مدرن ،تلاشی در جهت برقراری تعادل بین میدانهای انرژی انسانی انجام نشود کارامدی این اقدامات به زیر سئوال خواهد رفت . در مدل پرستاری راجرز مجموعه ای از اقدامات نظیر هیپنوز، مراقبه ، تصور سازی هدایت شده ، تمرینات جسمانی ، موسیقی درمانی ، لمس درمانی و ... از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند و  به پرستاران اجازه داده میشود که طیف وسیعی از اقدامات مراقبتی که میشود آنها را در حیطه وسیع اقدامات کل نگرانه قرار داد را بکارگیرند. هدف پرستاری از دیدگاه راجرز کمک به انسانها در دستیابی به حداکثر خوب بودنی است که توان آن را دارند. بنابراین پرستارانی که که قصد دارند از مدل پرستاری راجرز استفاده کنند باید مهارت های خود را در مورد تکنیکهای مختلف طب مکمل بسط و توسعه دهند.                                               

نتیجه: از آنجا که حرفه پرستاری باید به عنوان یک حرفه اجتماعی با نیازهای روز جامعه آشنا باشد و بتواند در حیطه وظایف خود پاسخگوی نیازهای مددجویان باشد . لذا آشنایی با هیپنوز میتواند در به روز رسانی دانش و مهارت پرستاران موثر باشد. مراقبتهای پرستاری اگر با هیپنوتیزم ترکیب شود بسیار قابل قبول خواهد بود. هیپنوتیزم یک پدیده طبیعی است که میتواند بر نتایج درمانی بیماران تاثیرمثبت یا منفی داشته باشد.پرستارانی که هیپنوتیزم را آموزش دیده اند معمولا نتایج بهتری را در مراقبت بیماران بدست میآورند زیرا آنها میدانند چگونه از زبان درمانی مثبت استفاده کنند. متاسفانه به ازای هر یک نفرپرستاری که از نظر هیپنوتیزم آموزش دیده است هزاران پرستار بدون این مهارت وجود دارند.                                            

               

Hypnosis  and  nursing care

Seyed naser lotfi fatemi (MSn)

Mashhad university medical science

Introduction: Hypnosis is an altered state of consciousness. Patients entering hospitals, clinics or physician's offices for procedures are in an altered state, which makes them more susceptible to suggestions by health care workers. No health care worker spends more time with the patient than the nurse; therefore, it makes sense that hypnosis and nursing are a perfect combination. It is the nurse's responsibility to know the difference between negative toxic language and therapeutic positive language

Method: this is a review article that has been provided descriptively .We studied available resources such as  the relevant books, workshops, and articles which published in Pubmed and  Medline.

Results: Of all professions, nursing is the most trusted. This is because nursing care is based on rapport with the patient. For the nurse, rapport is gaining trust and confidence. For hypnotists, rapport is a light stage of hypnosis in which the client or patient accepts suggestions. Research shows that when rapport (hypnosis) between the patient and the health care provider is optimal, the healing process is enhanced.

Every image we have in our minds  creates a chemical in our bodies. Having a picture of a better or alternative future allows the mind to be open to possibilities of healing.

 Nurses and Nurse Anesthetists are in a perfect position to use words to change thoughts. They can say to patients, as they enter general anesthesia, "You will wake up feeling better than you thought you would - feeling pleasantly." And when the patient is emerging from anesthesia, they can say, "You should be comfortable; if not let us know."

Unfortunately, as many nurses and nurse anesthetists talk to their patients, they are not aware of how their words impact the patient in their hypnotic rapport state. Words can be toxic or therapeutic, therefore to use hypnosis, suggestion and rapport effectively, it is important for the nurse to understand that a simple question can have either a positive or negative effect on the patient. For example: "How bad is your pain?" is suggesting there is pain and that it is bad. instead of asking, "What is your pain level?" health care workers ask, "What is your comfort level?" A different perception gives a different physical response which in turn has shown to actually lessen the patient's pain.

Conclusion:Hypnosis is becoming more acceptable as an adjunct to nursing practice. It is a normal phenomenon that can be used positively or negatively to influence patient outcomes. The principle strategies that have been put forward, which combine the use of hypnosis as an adjunctive therapeutic tool with nursing care have been discussed and the advantages and disadvantages of each methodology have been assessed. the combined use of hypnosis along side nursing care can have an increased opportunity for effective therapeutic intervention. However, the use of hypnosis is dependant on the ideas, imagination and experience of the  nurses. it has been proposed that a more flexible understanding of hypnosis might have an increased chance of affecting a more beneficial approach with some clients.

 

 Nurses trained in hypnosis greatly enhance patient satisfaction and outcomes because they understand how to use positive and therapeutic language. Unfortunately, for every nurse trained in hypnotic techniques there are thousands who aren't.

 

 


هیپنوتیزم اریکسونی

سالهاست هیپنوتیزم به معنای خواب مصنوعی، به عنوان یکی ازرشته های رفتار درمانی و کلاً" بریف درمانی" شناخته شده است

به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که با قرار دادن سوژه (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب او را به ترانس می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم

متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. به طوری که دیگر به هیپنوتیزم فقط به عنوان یک وسیله نمایشی توجه شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را "هیپنوتیزور" می نامیدند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود. بی اعتمادی مردم به جدیت این رشته، استفاده نابجای آن در نمایشات و موج تبلیغات منفی از طرف رسانه ها با وحشت انداختن در دل مردم و بیان قدرت هیپنوتیزم باعث شد که از اعتبار این رشته در اروپا و آمریکا کاسته شود
تا اینکه "میلتون اریکسون" یک نابغه در علم روانشناسی به اهمیت ارتباط با ضمیرناخودآگاه در ساختار و پردازش رفتار پی برد و خلاقیتی بس شگفت از خود بنیان گذاشت. این تحول هیپنوتیزمی در زمینه رفتار معکوس یا تربیت معکوس راهی بود برای قرار دادن شخص در حالت ترانس یا هیپنوتیزم یا خلسه بی آنکه سوژه را به خواب برند، بلی او موفق شد بدون خواب کردن سوژه به طور کلاسیک ارتباط با ضمیرناخودآگاه وی برقرار سازد. در هیپنوتیزم اریکسونی سوژه به ناگاه به یک نوع بیداری ذهن یا روشن بینی دست می یابد و مهر ابطال بر رفتار نامطلوب گذشته می زند و رفتاری دلخواه را جایگزین می کند.سخن در مورد میلتون اریکسون نیازمند ساعتها وقت است ومبحث هیپنوتیزم اریکسونی چنان شیرین است که به ناگاه فناوری فکر انسان به مانند افسانه ای در می آید که رنگ حقیقت به خود گرفته است

هیپنوتیزم اریکسونی در مدت زمانی کم، چنان بزرگ در ذهن متخصصان و علاقه مندان به رشته های روان درمانی چه در مرتبه سوژه و چه در مرتبه عامل جای گرفت که امروزه این علم جایگاهی بسیار والا را کسب کرده است

روش اریکسون چنان موثر است که به " ریچارد بندلر" و " جان گریندر" این فرصت را داد تا با استفاده از اصول هیپنوتیزم اریکسونی توانستند علم "ان ال پی" را در جهان بنیان بگذارند

کار کردن با هیپنوتیزم اریکسونی به مانند بازی با " مکعب روبیک " است که بوسیله عامل وسوژه انجام می شود و این دو با اتفاق قسمتهای مختلف مکعب را می چرخانند تا با کنشها و واکنشهای خود به اتفاق شکل مرتب شده آن مکعب را ترتیب دهند

 از آنجا که موتور رفتاری همه ما ضمیرناخودآگاه است پس از دریافت اطلاعات از محیط یا کسب تجربه ، بنیانگذاری رفتاری را در فرد می گذارد، کاه این رفتار موجب ناراحتی شخص را فراهم می کند و رفتار مورد نظر تبدیل به یک رفتار نامطلوب می شود

در هیپنوتیزم اریکسونی اعتقاد بر آن است، ضمیرناخودآگاه را در وضعی قرار دهیم تا خود به یکباره بر رفتار نامطلوب گذشته خط بطلان بکشد و رفتار جدید و مطلوبی را جایگزین آن کند و تنها به این صورت است که رفتار جدید در فرد به صورت پایدار می ماند



اصول و فنون فرد سیار- تزریقات و رگ گیری

تزریقات...   Injection

بر حسب مورد استفاده تزريقات ممكن است عضلاني . داخل جلدي (پوستي).زير جلدي .مفصلي ويا موضعي باشد. در اكثر تزريقات سرنگ 2 تا 5 ميلي ليتر(سي سي) كافي است ولي براي مقاصد خاص ممكن است نياز به سرنگهاي اختصاصي وجود داشته باشد(نظير سرنگ انسولين و توبر كولين ). هر چه نمرهء سر سوزن ها بيشتر ميشود طول و قطر سر سوزن كاهش مي يابد

 ۱ :تزريقات عضلاني

معیار اصلی در انتخاب محل مناسب تزریق عضلانی . توده عضلانی محل وریسک کمتر صدمه به بافتهای مهم (خصوصا عروق و اعصاب است ودر کل .سرینها مناسب ترین محل برای تزریقات عضلانی در افراد بیش از ۲تا ۳ سال است(در کودکان کمتر از ۲تا ۳ سال ران محل مناسب تری است )البته برخی از داروها ممکن است فقط در برخی نواحی خاص تزریق شوند (مثلا واکسن هپاتیت در دلتوئید و...)سر سوزن مناسب جهت تزریق داخل سرین سرسوزن نمره ۲۰تا۲۲ با طول ۵/۲ تا۷۵/۳ سا نتیمتر و برای دلتوئید و کودکان نمره ۲۲تا۲۵ باطول ۵/۱ تا ۵/۲ سانتیمتر است .

در تمامی تزریقات عضلانی ابتدا محل تزریق با الکل پاک شده و سپس سوزن تقریبا عمود (در کودکان کمی مایل )بر محل و بایک حرکت سریع مچ وساعد داخل عضله می شود .طولی از سوزن که بایستی وارد عضله شود (بدون احتساب پوست وبافت زیر جلدی )بر حسب ضخامت عضله مربوطه از ۵/۱ (دلتوئید) تا۵/۲ سانتیمتر متفاوت است .پس از ورود سوزن به داخل عضله .سرنگ آسپیره شده و پس از اطمینان از عدم وجود سوزن داخل رگ . دارو آهسته تزریق می شود.

تزريق داخل عضله سريني بزرگ (Dorsogluteal):

براي تعيين محل تزريق مي توان به دو روش عمل كرد  :

1- يك خط فرضي از خار خاصره اي خلفي فوقاني به تروكانتر بزگ بكشيد عصب سياتيك در پايين و داخل اين خط عبور مي كند و محل تزريق .قسمت خارجي يك سوم فوقاني اين خط مي باشد (حدود 5تا 8 سانتيمتر پايين تر از ستيغ خاصرهاي)

2- باسن را به 4 قسمت مساوي تقسيم كنيد (از ستيغ ايليك در بالا تا چين باسن در پايين و خط عرضي كه از تروكانتر مي گذرد )محل تزريق ربع فوقاني خارجي خواهد بود.

نكته:

  • قبل از وارد كردن سوزن از بيمار بخواهيد خود را شل نمايد و عضله محل با انگشتان دست ديگر گرفته و كمي بر آمده شود.
  • در برخي از موارد موقع تزريق ممكن است سر سوزن از كلاهك(hub) كنده شود . لذا بهتر است كمي از سر سوزن در خارج از پوست باقي بماند .
  • هر چه دارو آهسته تزريق شود درد و ريسك بعضي عوارض كمتر خواهد بود.
  • براي تزريق داروهاي روغني (نظير برخي از ويتامين ها ) و كريستالي (نظير پني سيلين) بهتر است از سر سوزن هاي بزرگتر استفاده شود .
  • ار آنجائيكه سوراخ سر سوزن يكطرفه است لذا در موارديكه حجم دارو زياد است بهتر است در حين تزريق دارو  سر سوزن چرخانده شود.
  • گنجايش سريع عضله دلتوئيد حداكثر 2ml  و سرين حدود 5ml است و تزريق بيش از اين ميزان با درد و ناراحتي نسبتا شديد (و گاهي آبسه استريل) همراه خواهد بود و در چنين مواردي (نظير تزريق متوكاربامول)دارو بايستي بطور منقسم در دو طرف تزريق شود.
  • برخي از بيماران در موقع تزريق دجار شوك وازوواگال مي شوند. لذا در موقع تزريق بايستي بيمار دراز كشيده باشد.

 

2- تزريق داخل عضله سريني متوسط : (Ventrogluteal)

اين ناحيه حاوي عضلات سريني متوسط (در رو) و كوچك(در زير) است وبه دليل دوري آن از عصب سياتيك و شريان گلوتئال فوقاني سالم ترين محل براي تزريق عضلاني است براي مشخص كردن محل تزرق كف دست  خود را روي تروكانتر بزرگ و انگشت سبابه را روي زائده خاصرهاي قدامي فوقاني قرار دهيد و انگشت مياني را روي ستيغ خاصره اي تا حد امكان باز كنيد . مركز بين دو انگشت محل مناسب تزريق خواهد بود(شكل 3-28).

3- تزريق داخل دلتوئيد : از اين روش بهتر است در كودكان و افراد لاغر استفاده نشود . منطقع تزريق . ناحيه مثلثي شكل بر روي عضله دلتوئيد است كه قاعده آن در محاذات كنار تحتاني زائده آكروميون و راس آن حد تحتاني عضله دلتوئيد است . در عمل نقطهاي به فاصله سه انگشت پايين تر از زائده آكروميون در سطح خارجي بازو محل مناسب براي تزريق است.

 

4-      تزريق داخل ران: دو محل براي تزريق ران ممكن است مورد استفاده قرار گيرد :

1-     vastus lateralisيك سوم مياني عضله   كه در ناحيه اي به پهناي يك كف دست در سطح قدامي خارجي ران قرار دارد (شكل 5-28) و در اكثر افراد. خصوصا كودكان محل مناسبي است

2-      rectus femorisقسمت مياني عضله  كه در قدام ران قرار دارد به دليل درد طولاني مدت بندرت از اين محل براي تزريق استفاده مي شود.

 

۵-     تزريق پلكاني  :(Z- track technique)

از اين روش در مواردي كه دارو براي پوست و بافت زير جلدي محرك وزيانبار است(نظير آهن تزريقي) استفاده مي شود  و اساس كار آن اين است كه دارو با اين بافتها در تماس قرار نگيرد . روش كار به اين تر تيب است كه پس از كشيدن دارو به داخل سرنگ . سر سوزن تعويض شده و 0.1 تا 0.2 ميلي ليتر هوا  نيز به داخل سرنگ كشيده مي شود . سپس پوست محل تزريق تا حد امكان به يك طرف كشيده شده (2 تا 3 سانتيمتر ) و تزريق انجام مي شود . در پايان تزريق سوزن 5 تا 10 ثانيه در محل باقي مانده و بعد در آورده مي شود و پوست رها مي شود و محل ماساژ داده نمي شود.(منبع اورژانسهاي جراحي و تكنيكهاي عملي CMMD )

مراحل مربوط به امداد رساني در بلاياي طبيعي

الف: آمادگي و انتظار

اين مرحله قبل از وقوع حادثه مي باشد كه براي به حداقل رساندن خسارات آن در نظر گرفته مي شود كه شامل فعاليتهاي زير مي باشد.

1-      آموزش افراد جامعه: مهمترين مسئله قبل از وقوع بلاياي طبيعي جهت كاهش خسارات جاني و مالي ميزان آگاهي افراد جامعه از حوادث و نحوه برخورد با آن مي باشد.

2-      تربيت نيروي انساني متخصص : قبل از وقوع حوادث بايد نيروي انساني مناسب را آموزش داده و هميشه جهت امدادرساني به منطقه حادثه ديده آماده نگه داشت.

3-      ساخت بناها در منطقه مناسب و به صورت استاندارد:

جهت ساخت بنا در منطقه مناسب مي توان از كارشناسان زمين شناسي استفاده نمود و محل مناسب را انتخاب كرد يا در صورت نياز به ساخت بنا در اين نقاط با استفاده از استانداردهاي موجود ساختمان را محكم بنا كرد.

4-      تكميل و آماده نگه داشتن وسايل امداد و نجات :

جهت تكميل وسايل امداد رساني بايستي هميشه با شركتهاي سازنده اين گونه تجهيزات در ارتباط بوده و بتوان وسايل مورد نياز را تهيه نمود. بعضي از وسايل و تجهيزات امدادي نيز نياز به نگهداري ويژه اي دارند و بايستي در مكانهاي مناسب نگهداري شوند و طي مدتي دوباره بررسي و آزمايش شوند تا از سالم بودن و كارآيي آن مطمئن شد.

 

ب : اعلام خطر

اعلام خطر هنگام يا بعد از وقوع حادثه مي باشد و ممكن است به صورتهاي زير از وقوع آن مطلع شويم:

1-      سانحه در نزديك يا در منطقه ما روي مي دهد.

2-      از طريق چارت بندي امدادي

3-      اطلاع يافتن از طريق رسانه ها مانند راديو، تلويزيون و ...

ج: عمليات امداد و نجات

 پس از وقوع حادثه هم زمان و يا قبل از ورود نيروهاي امدادي از شهرهاي مجاور عمليات امداد و نجات  انجام    مي پذيرد و شامل مراحل زير مي باشد:

1. برقراري ارتباط با شهرهاي پيرامون:

پس از وقوع حادثه مديريت حوادث در منطقه آسيب ديده بايد با در نظر گرفتن نوع خسارات و تلفات احتمالي و نيازهاي مردم با شهرهاي پيرامون تماس گرفته و در خواست كمك نمايد.

در سازمان امداد كشور شهرها و يا استانهاي معين ( جفت ) وجود دارد كه در صورت دريافت خبر به حالت آماده باش درآمده و در صورت نياز به منطقه اعزام مي گردند و يا فقط كمكهاي خود را از قبيل چادر، مواد غذايي و ... ارسال مي كنند.

2. تلاش براي مهار سانحه:

در حوادث و سوانح يكي از عوامل ايجاد خسارت كه در زلزله بيشتر مي باشد آتش سوزي است كه مديريت سانحه در منطقه بايستي خود را براي مقابله و جلوگيري از آن آماده سازد كه بهترين راه و اولين راه قطع جريان برق و گاز در اين مناطق مي باشد.

3. عمليات جستجو و نجات:

در بعضي از عملياتهاي امدادرساني نياز به عمليات طولاني مدت نمي باشد زيرا بناها به طور كلي تخريب نشده يا آسيب جدي نديده اند در اين گونه موارد عمليات امدادرساني بدين صورت انجام مي گيرد كه ابتدا افراد گروه امدادي به دسته هاي مختلفي تقسيم مي شوند و هر كدام از افراد به بررسي نقاط مختلفي از منطقه آسيب ديده مي پردازند و ميزان خسارات وارده را بررسي و حتي الامكان براي هر خانوار شناسنامه امدادي تكميل مي كنند. كليه ساختمانها بايد از نظر قابل سكونت بودن مورد بررسي قرار گيرند. در صورت امكان سعي شود تا اقلام توزيعي بين آسيب ديدگان به يك اندازه باشد. به خاطر داشته باشيد كه افرادي نيز در منطقه آسيب ديده هستند كه هيچ گونه خسارت مالي نديده اند يا خسارت وارده به آنها ناچيز مي باشد ولي آنها نيز از شما تقاضاي كمك دارند. مراقب باشيد كه با اين گونه افراد چگونه ارتباط برقرار نماييد تا در منطقه تنش ايجاد نشود . سعي كنيد اعتماد افراد را نسبت به خود جلب كنيد ولي به آنها دروغ نگوييد يا قول بي اساس ندهيد و در حيطه مسووليتها و وظايف خود عمل كنيد.

معمولا در اين گونه حوادث پس از گذشت چند روز منطقه به حالت عادي خود با ز مي گردد كه در اين موقع سازمانها و نهادهاي ديگر نسبت به بازسازي و تعمير بعضي از بناها كه قابل سكونت نيستند اقدام خواهند كرد.

حال اگر سانحه وسيع باشد و تخريب بناها را در بر داشته باشد پس از وقوع آن عمليات جستجو ونجات افراد زير آوار آغاز مي شود كه گروهاي امدادي به تيم هاي مختلف تقسيم مي شوند و هر تيم مسوول تجسس در قسمتي از منطقه مي باشد در كنار گروه تجسس و نجات گروههاي ديگري نيز فعاليت مي كنند مانند كمكهاي اوليه ترياژ ، پشتيباني ، اطفا حريق و ... كه كار كليه اين گروهها وابسته به يكديگر مي باشد.

 4. ترياژ:

ترياژ به معني تقسيم بندي افراد صدمه ديده در حادثه مي باشد كه براي هر مرحله اي متفاوت مي باشد. جهت انجام اقدامات پزشكي براي مصدومان ابتدا يك تيم ترياژ تشكيل شده و مصدومان را از لحاظ آسيبهاي وارده به وسيله نوارهاي رنگي مخصوص و يا كارتهاي ويژه تقسيم بندي مي كنند تا بتوان مصدومان را به ترتيب اولويت انتقال و اقدامات پزشكي را براي آنها انجام داد.

 

5. درمان و مراقبتهاي پزشكي از مجروحان:

جهت اقدامات پزشكي اوليه در منطقه بيمارستانهاي صحرايي احداث مي گردد و حتي الامكان مصدومان در اين مراكز درمان مي شوند و در صورت نياز به بيمارستانهايي در شهرهاي مجاور اعزام مي شوند.

 

6. مرحله عادي سازي :

معمولا اين مرحله همزمان با عمليات امداد ونجات يا كمي بعد از آن اجرا مي شود كه شامل  اقدامات زير مي باشد.

1-     ايجاد سرپناه اضطراري

براي ايجاد سرپناه موقت بهترين وسيله استفاده از چادر هاي امدادي مي باشد بسته به نوع سانحه و در صورت نياز اردوگاههاي امدادي احداث مي شود. كه در حوادث با وسعت كم معمولا اين كار صورت نمي گيرد و چون افراد آسيب ديده تمايل دارند كه در محل خانه خود باشند در همان محل عمل چادر زني انجام مي شود.

 2- تامين آب آشاميدني سالم:

معمولا بعد از حوادث بزرگ به علل مختلفي آبهاي منطقه آلوده مي شوند و چون اكثر بيماريها توسط آب آلوده منتقل مي شود نياز به تامين آب آشاميدني سالم در منطقه مي باشد كه اين امر را با استفاده از تانكرهاي مخصوص انجام مي گيرد.

 

3-تغذيه افراد آسيب ديده

يكي از مهمترين بخشهاي امدادرساني در مراحل اوليه حوادث بزرگ تغذيه افراد آسيب ديده  مي باشد كه در روزهاي اول معمولا كنسرو و غذاهاي سرد مي باشد ولي پس از گذشت چند روز جيره غذايي خشك بين حادثه ديدگان توزيع مي گردد تا خود نسبت به طبخ غذا اقدام نمايند.

 

4-تدفين جان باختگان

تدفين جان باختگان پس از شناسايي توسط خانواده متوفي  انجام شود زيرا هم از لحاظ بهداشتي و هم از لحاظ روحي بسيار موثر مي باشد.

 

5-ايجاد امنيت

در حوادث و سوانح بزرگ معمولا افراد سودجو در خود منطقه يا از شهرهاي مختلف اطراف به منطقه آمده و شروع به دزدي و غارت اموال مي كنند كه وظيفه ايجاد امنيت و حفاظت از اموال مردم به عهده نيروي انتظامي و امدادي منطقه مي باشد.

 

   بازسازي و توان بخشي:

اين مرحله پس از عمليات امدادرساني و پس از گذشت مدتي از حادثه مي باشد كه بستگي به نوع و وسعت حادثه مدت زمان آن متفاوت مي شود كه براي اين امر بايستي كارهاي زير انجام پذيرد.

1-      ساختن خانه هاي جديد توسط دولت

2-      اختصاص دادن وام به حادثه ديدگان جهت جبران خسارات

3-      ساخت زير بناهاي اساسي منطقه

و ....

درباره چاکرا ها بيشتر بدانيد

 


آيا مي دانيد 7 مركز انرژي « چاكرا» در بدن شما وجود دارد؟
    
    
    هر انساني نيروي بالقوه اي براي كامل بودن در خود دارد. نيروي شگفت انگيز و فريبنده أي كه اعجاز خلقت محسوب مي شود. نام ديگر اين نيروي بالقوه «چاكرا» مي باشد. چاكراها انرژي حياتي را از محيط اطراف و از كيهان مي گيرند و آنها را به امواج مورد نياز نقاط مختلف بدن تبديل مي كنند. علاوه بر اين آنها انرژي را به اطرافشان پخش مي كنند. توسط اين سيتسم انرژي، انسان نهايتا در حوزة‌ تبادل دايم انرژي با كيهان و دنيا و انسان هاي ديگر است.
    طبق دست نوشته هاي قديمي 88000 چاكرا در بدن هر يك از ما وجود دارد و به ندرت مي توان نقطه أي در بدن انسان پيدا كرد كه در برابر دريافت و انتقال يا تغيير دادن انرژي ها حساس نباشد. فقط حدود 40 چاكراي فرعي وجود دارد كه مهمترين آنها در طحال، پشت گردن، كف دست ها و كف پاها قرار دارند. اما تقسيم بندي ديگري هم براي تعداد چاكراها وجود دارد كه مي گويند چاكراهي مهم در بدن انسان 7 تا مي باشند كه دائما در حال چرخش به سر مي برند.

چاکرا چیست؟

اگر بخواهیم تعریف کاملی از اعضای بدنمان داشته باشیم باید اعضای روحمان را نیز در نظر بگیریم.اعضای اصلی روح انسان چاکرا نام دارند که از انها به عنوان نقاط انرژیتکی بدن یاد می شود.این مراکز پر انرژی وظایفی از قبیل کنترل ویژگی های روحی و جسمی بدن را بر عهده دارند.تعداد این چاکراها در بدن زیاد است که موارد اصلی آن در امتداد ستون فقرات جای گرفته و تعداد آنها ۷ تا می باشد.در عکس شما می توانید جایگاه دقیق این چاکراها را مشاهده کنید.این چاکراها از پایین ترین به بالاترین ُُ چاکراهای شماره ۱-۲-۳-۴-۵-۶-۷ نام گرفته اند و اعمال انها در مقابل شماره چاکرای مربوطه بصورت زیر خلاصه می شود:

  1. کنترل کننده شهوت و هوس نسبت به هر چیز.در ضمن این چاکرا حاوی منبع انرژی بسیار قوی به نام کندالینی میباشد که در صورت آزاد شدن قادر است مابقی چاکرا ها را باز و فعال کند.

 

  1. کنترل کننده دستگاه تناسلی و دستگاه دفع ادرار و کنترل کننده عادت انگشت مکیدن یا جویدن ناخن.
  2. کنترل کننده کبد و دستگاه گوارش و کمر و حس اعتماد به نفس
  3. کنترل کننده قلب و عروق و عشق و عواطف احساسات
  4. کنترل کننده گردن و دستگاه تنفسی و غده تیروئید و خلاقیت و استعداد به ویژه در زمینه های هنری و حسی
  5. چشم سوم یا چاکرای آگاهی برتر.کنترل کننده حس ششم
  6. کنترل کننده مغز و اعصاب و ارتباط با یگانه خالق هستی.چاکرای معنوی و تقویت کننده حس ارتباط با دنیای ماورایی(در اکثر افراد این چاکرا از سنین ۸ تا ۱۲ سالگی تقریبا بسته می شود.

 

درباره چاکرا درماني


چاكراها مراكزي براي تبادل انرژي كيهاني با بدن مي باشند. در بدن انسان هفت چاكراي اصلي وجود دارد كه انرژي كيهاني از طريق آنها وارد بدن شده يا از آن خارج مي شوند.چاكرا درماني يك درمان مكمل براي همه بيماري هاي جسمي و رواني است.علاوه بر آن فعاليت متعادل چاكراها انسان را به تكامل معنوي نزديك مي سازد . شما دوستان عزيز مي توانيد براي هر مشكل جسمي يا رواني كه داريد از اين درمان مكمل برخوردار شويد. تاكيد مي كنم شما هر مشكلي كه داشته باشيد ميبايست تحت نظر پزشكان متخصص مربوطه درمان خود را ادامه داده و در عين حال از چاكرادرماني نيز براي سرعت بخشيدن به درمان خود استفاده كنيد.

چاکرای یک

نام سانسکریت آن مولاداهارا است و نام انگلیسی آن Root or Base chakra می‌باشد که به معنی مرکز ریشه یا چاکرای پایه یا مرکز دنبالچه هم گفته می‌شود. به طور دقیق‌تر می‌توان جای آن را (در قسمت میاندو راه بین ریشه و آلت تناسلی و مقعد) در مرد و دهانه رحم در زن است.

مشخصات چاکرا:

            رنگ: به معنای قرمز آتشین شفاف

عنصر: خاک

حس: بویایی

سمبل: (لوتوس) یا گل نیلوفر چهاربرگ 

اندامهای وابسته بدن: تمام قسمتهای سخت بدن مثل ستون فقرات، استخوانها، دندانها، ناخنها، مقعد، روده‌ها، غده پروستات، خون و ساختمانهای سلولها، ناخن و دندانها.

غدد وابسته: غدد فوق کلیوی

هورمونهای مربوطه: آدرنالین، نورآدرنالین

اصل اساسی: میل به بودن

سنگ قیمتی مربوطه: عقیق، نارسنگ، مرجان و یاقوت

نوع موسیقی: به شدت ریتمیک مثل صدای گرپ گرپ

نت موسیقی: دو

بیجامانترا: لام

رایحه: درخت سدر، درخت میخک

خصوصیات: اولین انرژی حیاتی است، مراقبت با زمین و دنیای مادی و استحکام و قدرت، موفق شدن.

اگر این چاکرا موزون باشد و هماهنگ کار کند، رابطه جسمانی عمیقی با زمین را تجربه می‌کنید و انرژی حیاتی شما سالم خواهد بود و زندگیتان دارای موفقیت و عمق بیشتری است.

و اگر این چاکرا موزون نباشد و یا نامتعادل کار کند، اعمال و افکارتان حول محور مالکیتهای مادی، آسایش خاطر و افراط در مسائل احساسی و هیجانی مثل غذای خوب، الکل، سکس و ... دور می‌زند و هر کاری که خواستید، انجام دهید.

برای تغذیه و متعادل کردن آن می‌توانید غذاهای قرمز رنگ مثل سیب قرمز و توت فرنگی و گوجه و ... بخورید.

 

 

چاکراي اول را بشناسيم
    چاكراي اول در جايي بين مقعد و اندام تناسبي قرار دارد،‌ با دنبالچه مرتبط است و به طرف زمين باز مي شود.
    چاكراي اول ما را به دنياي فيزيكي وصل مي كند. انرژي هاي كيهاني را به بدن فيزيكي و سطح مادي بدن مي فرستد. آنهايي كه موفق به گشودن اين چاكرا شده اند حيات بر روي كرة‌زمين را كاملا قبول دارند و به وجود فيزيكي شان پاسخ مثبت مي دهند و براي زندگي كردن آمادگي دارند و هماهنگ با نيروهاي مادي عمل مي كنند. رنگ اين چاكرا قرمز است. قرمز رنگ انرژي و فعاليتي است كه از هستة‌ دروني سياره ما بيرون مي زند و به ما ثبات دنيوي مي دهد. در عين حال انرژي لازم را براي ابراز وجود خلاق مي دهد. چيني ها معتقدند اين چاكرا جايگاه اصلي ناخودآگاه جمعي است و از طريق اين چاكرا مي توان به دانش انباشته شدة‌ ناخودآگاه جمعي دست يافت. براي حفظ تعادل دروني،‌اين چاكرا بايد هماهنگ با چاكراهاي ديگر عمل كند.

 

 

عملکرد ناموزون چاکراي اول


    باعث مي شود كه افكارو اعمال تان عمدتا حول محور مالكيت هاي مادي و آسايش خاطر دور بزند و در مسايل احساسي و هيجاني مثل غذاي خوب و ساير اميال بدني دچار افراط خواهيد شد. شما مي خواهيد هر كاري كه دلتان خواست انجام دهيد بدون آن كه به نتيجه اش فكر كنيد و در عين حال دستيابي به آنها برايتان مشكل است. تمايل زيادي براي حفظ فاصله و امنيت داريد. در سطح فيزيكي اغلب با يبوست مزاج و اضافه وزن رو به رو هستيد. كسي كه چاكراي اول او عملكرد ناموزني دارد بيشتر به فكر رفع نيازهاي شخصي خود بوده و نسبت به خواسته هاي ديگران به طور ناخودآگاه بي توجه است. خشم و از كوره در رفتن مكانيزم دفاعي است كه معمولا به هنگام احساس عدم امنيت بييشتر مورد استفادة‌ اين افراد قرار مي گيرد. دنيا براي اين افراد جايي است كه بايد مورد استفادة بشر قرار بگيرد،‌ از اين رو در اين روزها سوء استفاده از منابع طبيعي و از بين بردن تعادل طبيعي زمين دال بر اختلال عملكرد چاكراي ريشة‌ اكثر جمعيت دنياست.
    افرادي كه دائما دچا رترديد و دودلي مي شوند با كم كاري اين چاكرا روبه رو هستند. در اغلب اوقات زندگي را هم چون بار سنگيني احساس مي كنند و به جاي لذت بردن اكثر مواقع در آرزوي راه آسان و كم دردسر براي زندگي هستند.

 

 

تست چاکراي اول

چگونه مي توان فهميد كه چاكراي اول فعال تر از بقية چاكراهاست؟
    
    
    اگر در شرايط غيرعادي استرس و يا شوك چاكراي اول به اندازة‌ كافي كار نكند،‌ احساس عدم تعادل خواهيد كرد يا انگار فرش از زير پايتان كشيده شود،‌ در حالي كه محكم ايستاده ايد و حتي ممكن است دچار شكم روش بشويد. از طرف ديگر اگر چاكراي اول بيش از حد كار كند، ممكن است در شرايط غيرعادي از كوره در برويد و عصباني و پرخاشگر شويد.

 

پاکسازي چاکراي اول

چگونه مي توان چاكراي اول را پاكسازي كرد  
 
    مشاهدة‌ رنگ قرمز آتشين خورشيد به هنگام طلوع و غروب و يا تابش طلوع وغروب باعث مي شود كه چاكراي اول احيا و هماهنگ شده و فضاي بسته و محدود درون آن را باز مي كند. نشستن بر روي خاك و بوي خاك را نفس كشيدن تأثير بسيار خوبي بر چاكراي اول خواهد داشت. رنگ قرمز رنگي است كه به شما شور و شهامت و سرزندگي مي بخشد. اگر اين رنگ قرمز با سايه اي از رنگ آبي آميخته شود، به شما كمك خواهد كرد تا عشق هب دنيا با انرژي روحاني در وجودتان تلفيق شود. اگر كسي عمدتا از راه چاكراي اول زندگي كند به بيشترين زمان خواب نياز دارد كه حدود ده تا دوازده ساعت است و طرز خوابيدنش ترجيحا به روي شكم است.

 

موسيقي درماني و رايحه درماني چاکراي اول
  موسيقي درماني چاكراي اول:
     
    مناسب ترين موزيك براي فعال كردن چاكراي ريشه موسيقي است كه ريتم يكنواخت و مؤكدي دارد.
    به منظور هماهنگ كردن چاكراي اول، از صداهاي طبيعت مي توانيد بهره بگيريد و اگر به اصل آن دسترسي نداريد مي توانيد از نوارهاي ضبط شده از صداي طبيعت گوش دهيد.
    
    رايحه درماني:
    
    پودر ميخك: روغن ميخك كمك مي كند تا گره هاي انرژي هاي درون چاكراي اول باز شود.

 

چاکراي دوم
    چاكراي دوم بالاي اندام تناسلي قرار دارد و به استخوان خاجي وصل است و مركز احساسات نخستين تصفيه نشده، انرژي جنسي و خلاقيت مي باشد. عملكرد هماهنگ چاكراي دوم باعث مي شود كه در ارتباط با ديگران خصوصا در برابر جنس مخالف رفتاري طبيعي داشته باشيد و جريان انرژي خلاق حيات را در درون بدن و روان ذهن تان جاري احساس كنيد. اين هماهنگي باعث مي شود كه نه تنها در زندگي خودتان كه براي ديگران نيز انگيزه ايجاد كنيد.

 

 

عملکرد ناهماهنگ چاکراي دوم
    بدكار كردن چاكراي دوم معمولا در سن بلوغ به وجود مي آيد. بيدار شدن انرژي هاي جنسي بي ثباتي ايجاد مي كند و والدين و مربيان به ندرت توانايي آموزش درست به جوان ها را دارند كه چگونه اين انرژي را كنترل كنند. غالبا كمبود محبت و نوازش كه ريشه در دوران كودكي دارد ممكن است بعدا به نفي يا سركوب اميال جنسي منتهي شود، در نتيجه انرژي جنسي در را ه نامناسب، خود را نشان مي دهد. اغلب با زياده روي در رابطة جنسي، خيال پردازي و يا سركوب اميال كه گاه گاه به صورت طغيان انرژي اتفاق مي افتد و هم چنين ممكن است به حالتي شبيه به اعتياد به مواد مخدر درآيد، مشاهده مي شود. در اينجا انرژي جنسي درست شناخته نشده و در جهت غلط به كار برده مي شود.

 

 

پاکسازي چاکراي دوم
    مهتاب و تماشا يا لمس آب هاي زلال خارج از شهر چاكراي دوم را فعال مي كند. ماه به خصوص در زمان بدر كامل احساسات شما را زنده مي كند و باعث مي شود تا پيام هاي روح تان را از راه تجسم و روياهايتان بگيريد. مشاهدة‌ آب هاي زلال طبيعي و يا غوطه ور شدن در آن يا نوشيدن جرعه أي از آب چشمه در پاكسازي و تزكيه روح به شما كمك مي كند و باعث آزاد شدن احساسات تان از گرفتگي ها و گره ها مي شود به اين معنا كه نيروي حيات مجددا مي تواند آزادانه در درون تان جاري شود. اگر بتوانيد مشاهدة‌ ماه و لمس اب را همزمان تلفيق كنيد اثر آن بر روي چاكراي دوم چشمگير خواهد بود.

 

 

موسيقي درماني رنگ درماني رايحه درماني چاکراي دوم
  موسيقي درماني
    
    هرنوع موزيك كه شادي و سرور ايجاد مي كند براي فعال كردن چاكراي دوم مناسب است. براي آرام كردن و يا هماهنگ ساختن انرژي چاكراي دوم مي توانيد به صداي پرندگان،‌ صداي جريان آب ،‌ حتي نواي شرشر يك چشمه يا فوارة‌ كوچك در منزل يا خارج از منزل گوش دهيد.
    
    رنگ درماني
    
    رنگ نارنجي روشن چاكراي دوم را فعال مي كند. اين رنگ عزت نفس را تقويت كرده و باعث افزايش نشاط مي شود.
    
    رايحه درماني
    روغن چوب صندل در تعالي رابطة‌ دو عاشق به سطح معنوي مؤثر است. علاوه بر اين باعث تلفيق انرژي هاي معنوي در تمام سطوح فكر، احساس و عمل مي شود.

چاکرای دوم (خاجی)

به نام سانسکریت سوادهیستانا است که مرکز پیوند نیز نامیده می‌شود و نام انگلیسی آن Sacral or sex chakra می‌باشد.

نام این چاکرا به معنی "سوا" به معنای مال خواه و "ادهیستانا" به معنای مسکن گزیدن است.

محل دقیق آن در امتداد استخوان خاجی (و از جلو در بالای آلت تناسلی، بین آلت تناسلی و ناف) قرار دارد.

مشخصات چاکرا:

رنگ: نارنجی

عنصر: آب

حس: چشایی

سمبل: گل نیلوفر با شش گلبرگ

اصل اساسی: خلق وجود (تولید مثل)

سنگ قیمتی مربوطه: عقیق قرمز و سنگ قمر

اندامهای مرتبط: لگن، اندامهای تولید مثل، کلیه‌ها، مثانه، تمام مایعات مثل خون، شیره معده.

غدد: غدد جنسی، تخمدانها، غده پروستات، بیضه‌ها.

هورمون: استروژن، تستوسترون

نوع موسیقی: روان مثل رقصهای محلی

نت موسیقی: رِ

بیجامانترا: وام

رایحه: روغن ylang – ylang  و چوب صندل

خصوصیات:

 نخستین احساسات جاری شدن با زندگی و لذت‌پرستی، شهوت، خلاقیت با این چاکرا در رابطه است.

اگر این چاکرا هماهنگ و متعادل باشد در جریان زندگی و احساسات منطقی و آرام هستید و در ارتباط با دیگران باز رفتار می‌کنید. به خصوص در برابر جنس مقابل رفتار طبیعی دارید و مواردی از این قبیل.

اگر این چاکرا ناهماهنگ و نامتعادل باشد، عدم استفاده درست در سن مناسب و متوقع از توانایی جنسی است که اغلب با زیاده روی در قوه جنسی و یا سرکوب آن همراه است.

غذایی که می‌تواند از نظر رنگ این چاکرا فعال کند. پرتغال، نارنگی و هر چیز نارنجی رنگ است.

 

چاکراي سوم 
    تقريبا دو انگشت بالاي ناف جايگاه چاكراي سوم است. اگر اين چاكرا هماهنگ كار كند شما مي توانيد خود را كاملا باور كنيد و هم چنين به احساس ديگران و ويژگي هاي شخصيتي آنها احترام بگذاريد.
    وقتي چاكراي سوم درست كار نكند مي خواهيد همه چيز طبق خواسته هاي شما انجام شود، دوست داريد دنياي درون و بيرون را كنترل كنيد با اين وجود از درون ناآرام و ناراضي هستيد. كم كاري چاكراي سوم شما را مأيوس و نااميد مي كند.
    اگر طرز خوابيدن شما به پشت و حدود 8 – 7 ساعت باشد جاكراي سوم شما فعال مي باشد.

فعال کردن چاکراي سوم   
    رنگ طلايي نور خورشيد خصوصيات چاكراي سوم شما را تقويت مي كند. تماشاي مزرعه اي از گندم هاي رسيده در زير نور خورشيد نيز چنين اثري دارد. براي رهايي از غم به گل آفتابگردان نگاه كنيد.
    
    رنگ درماني
    
    رنگ زرد روشن چاكراي سوم را فعال مي كند، به افكار و اعصاب ما نيرو مي دهد و حتي ممكن است ارتباط با ديگران را افزايش دهد. احساس خستگي دروني با رنگ زرد برطرف شده و باعث فعال شدن و تحرك شما مي شود.
    
    رايجه درماني
    
    روغن اسطوخودوس چاكراي سوم را متعادل ساخته و اثر آرام بخش بر روي بيقراري اين چاكرا دارد.

 

فعال کردن چاکراي سوم 
    رنگ طلايي نور خورشيد خصوصيات چاكراي سوم شما را تقويت مي كند. تماشاي مزرعه اي از گندم هاي رسيده در زير نور خورشيد نيز چنين اثري دارد. براي رهايي از غم به گل آفتابگردان نگاه كنيد.
    
    رنگ درماني
    
    رنگ زرد روشن چاكراي سوم را فعال مي كند، به افكار و اعصاب ما نيرو مي دهد و حتي ممكن است ارتباط با ديگران را افزايش دهد. احساس خستگي دروني با رنگ زرد برطرف شده و باعث فعال شدن و تحرك شما مي شود.
    
    رايجه درماني
    
    روغن اسطوخودوس چاكراي سوم را متعادل ساخته و اثر آرام بخش بر روي بيقراري اين چاكرا دارد.

 

چاکرای سوم

در سانسکریت (مانی پوراچاکرا) یا شبکه خورشیدی یا مرکز ناف هم گفته می‌شود و همچنین از نامهای چاکرای طحال، معده و کبد هم گفته می‌شود. نام انگلیسی آن نیز solar plexus chakra می‌باشد.

معنی آن "مانی" به معنای جواهر و "پورا" به معنای شهر است.

محل این چاکرا: هم سطح شبکه خورشیدی بالاتر از ناف است. به عبارتی می‌گویند سه انگشت بالاتر از ناف.

مشخصات چاکرا:

رنگ: زرد

عنصر: آتش

حس: بینایی

سمبل: نیلوفر ده گلبرگ

سنگ قیمتی: چشم ببر، کهربا، زبرجد زرد، سیترین

اصل اساسی: قالب وجود

بخشهای مربوط به آن: قسمت پایین پشت، شکم، دستگاه هاضمه، معده، کبد، طحال، کیسه صفرا، دستگاه عصبی غیرارادی.

نوع موسیقی: ریتمهای شاد و تند

نت موسیقی: می

بیجامانتر: رام

رایحه: اسطوخودوس

خصوصیات:

 شناختن شخصیت، شکل گیری شخصیت، نفوذ قدرت، رشد تجربیات مربوط به این چاکراست.

اگر این چاکرا هماهنگ و متعادل باشد احساس آرامش را به همراه دارد. "با خود" واقعیتی‌تان یا همان Igo و هماهنگی درون ایجاد می‌کند. و می‌توانید خودتان را باور کنید.

عملکرد ناهماهنگ و نامتعادل آن باعث می‌شود، بخواهید که همه چیز طبق خواسته‌های شما باشد و می‌خواهید اعمال قدرت کنید و با تمام این وجود از درون ناآرام و ناراضی هستید و ...

 

 

چاکراي چهارم 
    اين چاكرا در وسط قفسة سينه هم سطح با قلب قرار دارد . چاكراي قلب جايگاه عميق ترين و پر شورترين احساسات عاشقانة ماست.
    اگر اين چاكرا درست كار نكند دائما مي خواهيد در خدمت ديگران باشيد و سخاوتمندانه عمل كنيد بدون آن كه حقيقتا به سرچشمة عشق وصل باشيد. هميشه در ازاي «عشقي» كه مي دهيد انتظار سپاس و قدرداني داريد. مهر و محبت ديگران شما را شرمنده مي كند و شايد احساس مي كنيد كه به عشق ديگران نيازي نداريد.
    اگر چاكراي قلب كاملا بسته باشد علايم خود را با سردي،‌ بي تفاوتي و سنگدلي نشان مي دهيد.
    كساني كه چاكراي قلب فعالي دارند معمولا به سمت چپ و حدود 5 تا 6 ساعت در شب مي خوابند.

 

فعال کردن چاکراي چهارم

فعال كردن چاكراي قلب 
    پياده روي آرام در فضاي سبز، چاكراي قلب را هماهنگ مي كند. هر دانة‌ شكوفه حامل پيامي از عشق و شعف پاك است به اين شكوفه ها مخصوصا به گل هاي صورتي رنگ نگاه كنيد تا چاكراي قلب شما سالم بماند. آسمان صورتي با ابرهاي لطيف به قلب شما روشنايي مي بخشد. موسيقي كلاسيك و آهنگ هاي عرفاني اثر پاك كننده بر اين چاكرا دارد.

 

رنگ درماني و رايحه درماني چاکراي چهارم

رنگ درماني
    
    رنگ سبز جنگل ها چاكراي قلب را هماهنگ مي كند. استفاده از رنگ صورتي حتي در ملحفه و روبالشي باعث مي شود احساس عشق و مهرباني در شما بيدار شده و شادي كودكانه اي به بار بياورد.
    
    رايحه درماني
    عطر گل سرخ امواج عاشقانه و ملايمي به چاكراي قلب وارد مي كند و باعث مي شود كه قدرت عشق در شما تقويت شود.


    
   چاکرای چهارم

نام سانسکریت آن آناهاتا چاکرا است. و چاکرای قلب یا مرکز قلب هم نامیده می‌شود. نام انگلیسی آن Heart chakra و معنی آن "آنا" به معنای "نه" و آهاتا به معنی "تصادم" است. (نبض کیهانی متکی به خود)

محل این چاکرا: در امتداد ستون فقرات، هم سطح قلب و جناغ سینه است.

مشخصات چاکرا:

رنگ: سبز است و بعضی‌ها معتقدند صورتی و طلایی می‌باشد و اینها در مدیتیشن به کار می‌رود.

عنصر: هوا

حس: لامسه

سمبل: لوتوس و یا نیلوفر دوازده گلبرگ

اصل اساسی: از خود گذشتگی و یا فداکاری

سنگ قیمتی: کانرایت، زمرد، یشم سبز، کوارتز قرمز، تورمالین صورتی

بخشهای مربوط به آن: قسمت بالای پشت، قلب، دنده‌ها و قفسه سینه، قسمت پایین ریه‌ها، خون و دستگاه گردش خون، پوست و دستها.

غدد: غده تیموس

موسیقی: موسیقی کلاسیک، موسیقی عصر معاصر، موسیقی کلیسایی

نت: فا

بیجا مانترا: یام

خصوصیات:

اگر چاکرای قلب خوب کار کند و هماهنگ و متعادل باشد، باعث می‌شود کانال عشق "الهی" باشیم. این چاکرا می‌تواند دنیا را برایتان تغییر دهد، متحد کند و وفق دهد و می تواند گرمای طبیعی و صمیمی و شادی بخش باشد.

عدم هماهنگی و نامتعادل در این چاکرا باعث می‌شود بخواهید دائماً در خدمت دیگران باشید و سخاوتمندانه عمل کنید.

 

 

چاکراي پنجم
    
    چاكراي پنجم بين حفرة گردن و حنجره قرار دارد. مركز ظرفيت بيان، ارتباط و الهام انسان است. ارتباط برقرار كردن در زندگي شخصي عمدتا از راه صحبت كردن و همين طور با حركت صورت مي گيرد كه مربوط به اين چاكرا مي باشد.
    اگر اين چاكرا هماهنگ كار كند مي توانيد كاملا ساكت بمانيد و از صميم قلب به ديگران گوش داده و حرف هايشان را درك كنيد. گفتارتان خلاق و پرشور بوده و در عين حال كاملا واضح است. صداي شما پرطنين و خوش آهنگ است. وقتي با مشكل يا مخالفتي روبه رو مي شويد با خودتان صادق باقي خواهيد ماند و مي توانيد اگر بخواهيد «نه» بگوييد. نظر ديگران هم نمي تواند شما را تحت تأثير قرار دهد يا فريب دهد.
    اگر چاكراي پنجم هماهنگ كار نكند كلامتان خشن، بي ادبانه، سرد و جدي است. صدايتان نسبتا بلند و كلام تان فاقد معناي عميق است. اگر چاكراي پنجم فعال باشد 4 تا 5 ساعت خواب در شب به طرف راست و چپ به طور متناوب مي خوابيد.
    كاركرد ناهماهنگ چاكراي پنجم باعث مي شود كه عده اي از قدرت بيان شان براي گول زدن ديگري سوء استفاده كنند.
    كم كاري چاكراي پنجم باعث خجالتي شدن، ساكت بودن و دورن گرايي مي شود. در اين صورت وقتي صحبت مي كنيد فقط در مورد چيزهاي كم اهميت زندگي بيروني تان حرف مي زنيد.

 

فعال کردن چاکراي پنجم
    نور آبي و شفاف آسمان صاف چاكراي پنجم را هماهنگ مي كند براي جذب کامل رنگ آبي آسمان، روي زمين دراز بكشيد و رلكس باشيد، و وجود دروني تان را رو به گستردگي لايتناهي افلاك باز كنيد.
    انعكاس آسمان آبي بر آب و صداي آرام امواج شما را از عواطف و احساسات نهفته تان و اين كه به شما چه مي خواهند بگويند آگاه مي سازد.
    
    رنگ درماني
    
    رنگ آبي روشن كم رنگ به چاكراي گلو اختصاص دارد. اين رنگ آرامش مي آفريند و بينش روحاني شما را باز مي كند.
    
    رايحه درماني
    
    رايحة‌ تند مريم گلي امواج شفا را به طرف «مركز تكلم» مي فرستد و چاكراي گلو را از انقباض رها مي كند.
    اكاليپتوس چاكراي پنجم را باز و پاك مي كند. امواج آن ما را بر روي صداي درون باز مي كند و به شيوة‌ ارتباطمان سادگي و بي ريايي مي بخشد.

چاکرای پنجم

نام سانسکریت آن ویشودها چاکرا است. چاکرای گلو، گردن و مرکز ارتباط هم نامیده می‌شود. نام انگلیسی آن نیز Throat chakra می‌باشد.

به معنی: "وی" به معنای خیلی بزرگ و "شودهی" به معنی تصفیه کننده است.

محل قرار گرفتن آن: در ابتدا ستون فقرات و هم سطح حلق و گلو است.

مشخصات چاکرا:

رنگ: معمولاً به رنگ آبی کم رنگ شناخته می‌شود ولی نقره‌ای و یا آبی مایل به سبز هم گفته می‌شود.

عنصر: اتر

حس: شنوایی

رایحه: مریم گلی و اکالیپتوس

سمبل: لوتوس یا نیلوفر شانزده گلبرگ

اصل اساسی: طنین هستی

سنگ قیمتی: زرد کبود و فیروزه

بخش‌های مربوط به آن: ریه‌ها، نایژه‌ها، تارهای صوتی، گلو، پشت گردن و گونه‌ها

غدد: تیروئید و پاراتیروئید

هورمون: تیروکسین

موسیقی: صداهای هارمونیک، رقص‌های مراقبه‌ای و صدای طنین دار

نت موسیقی: لا

بیجا مانترا: هام

خصوصیات:

عملکرد هماهنگی این چاکرا باعث باز بودن احساسات، افکار و دانش درون‌ است و می‌توانید این افکار را راحت و باز بیان کنید. و با صداقت و راحتی نقاط ضعف و قدرتتان را آشکار سازید.

عملکرد ناهماهنگ این چاکرا باعث می‌شود ارتباط بین ذهن و بدنتان با مشکل روبرو شود.

 

چاکراي ششم  
    چاكراي ششم در فاصلة‌ يك انگشت بالاي پل بيني در وسط پيشاني قرار دارد كه جايگاه نيروهاي ذهني متعال، تشخيص ، حافظه و ارادة‌ ماست.
    درك شهودي و روش بيني مخصوص اين چاكراست. عملكرد هماهنگ اين چاكرا باعث مي شود كه ذهني فعال و كل نگرانه داشته باشيد. توجه به حقايق اسرار آميز نيز به اين چاكرا مربوط مي شود.
    كسي كه چاكراي ششم در او عملكرد ناهماهنگي دارد، بيش از حد روي حوزة‌ عقل پافشاري مي كند و تصميمات زندگي اش منحصرا با عقل و منطق صورت مي گيرد . اين افراد تنها چيزهايي را قبول مي كنند كه ذهن شان بتواند درك كند و به آساني قرباني تكبر روشنكفرانة‌ خود مي شوند.
    كم كاري چاكراي ششم باعث مي شود كه تنها حقيقتي را ببينيد و باور كنيد كه در جها ن بيرون قابل ديدن باشد. در اين صورت حقايق روحاني را رد كرده و افكار پريشان و آشفته اي خواهيد داشت. كساني كه خيلي فراموش كار بوده و بينايي ضعيفي دارند اغلب چاكراي ششمشان كم كار است. اشخاصي كه 4 ساعت به حالت خواب و بيدار هستند چاكراي ششم شان فعال است.

 

 

فعال کردن چاکراي ششم


    تماشاي آسمان آبي پررنگ و پر ستارة‌ شب چاكراي ششم را فعال مي كند.
    
    رنگ درماني
    
    بنفش روشن اثر پاك كننده و باز كننده بر روي چاكراي ششم دارد. به ذهن عمق و روشني مي بخشد و حواس را تقويت مي كند و همين طور آنها را بر روي سطوح لطيف ادراك باز مي كند.
    
    رايحه درماني
    
    رايحة‌ نشاط آور نعنا گره هاي چاكراي ششم را باز مي كند و كمك مي كند تا شخص از قالب هاي افكار محدود رها شده و قدرت تمركز را زياد مي كند.
    رايحة ياسمن ذهن را بر روي تجسم و تصويري كه حامل پيامي از حقيقت عميق تر است باز مي كند.

 

چاکرای ششم

نام سانسکریت آن آجنا ـ گورو است و آجنا چاکرا، چاکرای پیشانی، چشم سوم، چشم خرد یا چاکرای چشم درون و یا چاکرای فرمان هم نامیده می‌شود. نام انگلیسی آن Third Eye می‌باشد.

معنی آن "آجنا" به معنای اطاعت کردن و یا فرمان دادن است و "گورو" به معنی رهبر و مرشد است.

محل آن در بین دو ابرو واقع شده است.

مشخصات چاکرا:

رنگ: نیلی (بین سبز و آبی)

حس: فراحسی و تمام حسها

اصل اساسی: دانش هستی و ادراک

سنگ قیمتی: لاجورد و یاقوت کبود

عنصر: چاکرای ششم و هفتم با عنصری مرتبط نیستند.

بخشهای مربوط به آن: مخچه، گوشها، بینی، سینوسها، چشم‌ها، سیستم عصبی، صورت

سمبل: نیلوفر با دو گلبرگ

غدد: هیپوفیز

موسیقی: کلاسیک شرقی و غربی، صدای کرات کیهانی، موسیقی عصر معاصر

نت موسیقی: لا

رایحه: نعناع و یاسمن

بیجا مانترا: اُم

خصوصیات:

عملکرد ادراک، کشف شهود، رشد حسهای درونی و قدرت‌های ذهنی مربوط به این چاکراست.

اگر این چاکرا هماهنگ و متعادل بوده و چشم سومتان باز باشد، از آگاهی بالایی برخوردار خواهید بود. و توانایی برای درک خیلی از چیزها را پیدا می‌کنید.

و عدم هماهنگی در این چاکرا باعث عدم تعادل است. یعنی باعث پافشاری بیش از حد روی حوزه عقل می‌شود و تصمیمات زندگی منحصراً با عقل و منطق درگیر خواهد بود.

چاکراي هفتم
    
    چاكراي هفتم در وسط سر در بالاترين نقطه قرار دارد. اين چاكرا با تمام رنگ هاي رنگين كمان مي درخشد اما رنگ غالب آن بنفش پررنگ است. اينجا جايي است كه انگار در خانة‌ خود هستيم و يگانگي با اصل الهي ازلي را تجربه مي كنيم.
    جالب است بدانيد كه گره اي به آن معنا در چاكراي هفتم وجود ندارد. صرفا دامنه باز بودن آن مي تواند كم يا زياد باشد.
    وقتي رشد چاكراي هفتم ا فزايش مي يابد در مي يابيد كه دنياي مادي هيچ چيز نيست و به علت يگانگي با هستي الهي همه چيز در درون شما وجود دارد.
    در اين زمينه جالب است كه توجه داشته باشيد ملاج كودك در سن 9 تا 24 ماهگي اول زندگي اش باز باقي مي ماند. در طول اين دورة‌ اولية‌ زندگي روي زمين طفل در آگاهي و وحدت كامل به سر مي برد.
    اگر اين چاكرا كاملا باز نباشد احساس نبود اطمينان، بي هدفي و بيهودگي و ترس از مرگ اغلب به سراغ تان مي آيد. شايد براي كنترل اين احساسات منفي سعي كنيد كه براي فرار از آنها به فعاليت زياد پناه ببريد يا زير بار مسؤوليت هاي جديد برويد براي اين كه خود را مهم و محق جلوه دهيد. كسي كه چاكرا هفتم كاملا بازي دارد خواب ندارد و هميشه نيمه بيدار است.

 

 

 

 

 

پاکسازي وفعال کردن چاکراي هفتم


زماني را تنها در قلة‌ كوهي بلند گذراندن بهترين راه براي كمك به باز كردن چاكراي هفتم است. به دليل اين كه در آنجا از دغدغه هاي زميني تان دور هستيد و مي توانيد از مسايل زندگي شخصي خود رها شده و با نزديك شدن به آسمان احساس بيكرانگي كنيد.
    
    موسيقي درماني
    
    بهترين موزيك براي چاكراي هفتم سكوت است. در اين وضعيت تمام وجودمان بيدار شده و پذيراي صداي الهي مي شويم.
    
    
    
    رنگ درماني
    
    
    رنگ سفيد شامل تمام رنگ هاي طيف است. سطوح مختلف زندگي را با وحدت متعالي تلفيق كرده و روح ما را براي دانش، سلامتي و نور الهي باز مي كند.
    
    رايحه درماني
    
    رايحة‌ كندر اثر حيات بخشي بر روي ذهن و روان دارد و پاك كنندة‌ محيط است. با اين رايحه زندگي روزمره در وضعيت موجود كمرنگ شده، اعتقادات مذهبي عميق تر شده و روح ظرفي مشتاق براي نور الهي مي شود.

 

چاکرای هفتم

نام سانسکریت آن ساهاسرارا چاکراست و نام دیگر آن چاکرای تاج و مرکز قله یا لوتوس 1000 گلبرگ هم نامیده می‌شود.

نام انگلیسی آن نیز Crown Chakra می‌باشد.

معنی ساهاسرارا یعنی هزار است.

محل قرار گرفتن آن در بالای جمجه است. بالاترین نقطه رو به بالا و بالای سر است.

مشخصات چاکرا:

رنگ: بنفش و یا سفید و طلایی

سمبل: لوتوس 1000 گلبرگ

سنگ قیمتی: کوارتز بنفش، سنگ کریستال

بخشهای مربوط به آن: مخ و جمجمه

غدد: غده صنوبری

موسیقی: سکوت است و نت آن لی

رایحه: نیلوفر

خصوصیات:

کمال، شفافیت، تعالی از طریق مشاهده درون، وحدت با هستی مطلق و آگاهی جهانی از ویژگی‌های آن است.

هماهنگ و متعادل بودن این چاکرا، آگاهی کاملاً آرام و باز است. و حال "خود" حقیقی که بخش وجودی هستی و حاکم بر همه چیز است را تجریه ‌کنید.

 

 

اثر ترس بر چاکراها

    در ابتداي مطلب گفته شد كه انسان به طور بالقوه توانايي كامل شدن را به طور دروني دارد اما بدن فيزيكي و ذهن به اطلاعاتي كه صرفا از راه حواس دريافت مي كنند،‌ اعتماد دارند و اين نيروي بالقوة‌ دروني الهي به فراموشي سپرده مي شود. پيامد اين موضوع تجربة‌ بسياري از ترسهاست. احساس تكامل دروني و امنيت را در زندگي از دست داديم و شروع كرديم به جستجوي آن در دنياي اطراف، اما بارها از تلاش خود براي پيدا كردن تكامل نااميد شديم. در اين روند فراموش كرديم كه ما هيچ وقت نابود نمي شويم و مرگ صرفا يك تغيير شكل بيروني است. فرار از ترس و باز يافتن حس گمشدة‌ يگانگي هدف تمام راه هاي روحاني در شرق و غرب است. چاكراهاي بدن انسان نسبت به ترس بسيار آسيب پذ يرند و ترس باعث مي شود انرژي نتواند آزادانه در آنها جريان پيدا كند و همين مانع تأمين نيازهاي مختلف بدن مي شود.
    تجربة جدايي،‌ تنهايي، ترس و مرگ باعث مي شود كه در دنياي بيرون از خود به جستجوي آن چيزي باشيم كه مي توانيم فقط در هستة‌ مركز ي وجودمان پيدا كنيم اما به جاي آن خود را به عشق و شناخت ديگران، حواس فيزيكي و موفقيت و تملك هاي مادي وابسته مني كنيم. به جاي پربار كردن زندگي خود اين چيزها ضرورت مي شود تا با آنها خلاء وجود خود را پر كنيم. اگر آنها را ا ز دست بدهيم ناگهان با پوچي مواجه مي شويم. وقتي انسان فراموش مي كند كه در هستي الهي همگي بخش هايي از ديگري هستيم، به جاي عشق به انسان هاي اطرافمان شروع مي كنيم به اين كه آنها را رقيب يا حتي دشمن خود مي بينيم. نهايتا به اين احساس مي رسيم كه بايد از خود محافظت كنيم و از اشخاص يا شرايط خاصي دوري كنيم و از دادن اطلاعاتي كه صميميت ايجاد مي كند خودداري مي كنيم. براي اين كه از درگير شدن دوري كنيم آنتن هاي خود را جمع مي كنيم و به دنبال آن انقباض و گرفتگي در چاكراها به وجود مي آيد.
    به همين دليل انرژي ها نمي توانند به شكل اصلي خود ساطع شوند تغيير شكل داده و از مانع به نحوي به بيرون پراكنده و تخليه مي شوند و به صورت هاي قوي و غالبا به شكل احساسات منفي و يا به طور اغراق آميز نياز به فعاليت جلوه مي كنند.

 

 

دو راه براي آزاد کردن چاکراها

    اما دو راه اساسي مؤثر براي آزاد كردن چاكراها وجود دارد، راه اول اين است كه چاكراها را در معرض انرژي هايي قرار دهيم كه با هر يك از آنها ساختاري هماهنگ دارد. چاكرا با امواج طبيعي از قفل ها آزاد مي شود، اين چنين انرژي مي تواند در رنگ هاي شاد و ساده، در جواهرات،‌ صداها و روغن هاي خاصي پيدا شود. وقتي انرژي هاي سد شده در چاكراها به اين طريق آزاد مي شوند، در درون احساس عميق سرور، آرامش و روشني مي كنيم.

 

 

 

اثر تنفر و پرخاشگري بر چاکرا
    حالت عكس انسداد چاكراها زماني است كه چاكراها خود به خود نسبتا باز شده باشند،‌ در اين صورت شما به شدت گيرندة‌ انرژي هايي خواهيد شد كه وارد هاله تان مي شوند ولي قادر نخواهيد بود كه نوعي از امواج را ساطع كنيد كه انرژي هاي سودمند را جذب مي كنند و يا نمي توانيد انرژي هاي منفي محيط اطراف تان را خنثي كنيد. اگر در فضايي قرار بگيريد كه امواج عدم موفقيت، تنفر و يا پرخاشگري غالب باشد چاكراهايتان زير بارش انرژي هاي منفي قرار مي گيرند و يا براي اين كه از خودشان محافظت كنند ممكن است منقبض شوند،‌ نتيجة‌ هر دو حالت وضعيت نامناسب براي انرژي هاي مثبت زندگي است.

 

 

ادرار سوختگي در کودکان

ادرار سوختگي در کودکان

نوزاد

پوست با سطحي حدود 2 مترمربع، يکي از بزرگ ترين اعضاي بدن است که 16 درصد وزن بدن را تشکيل مي ‌دهد و سد محافظتي بين محيط خارج با عضلات، اعضاي دروني، رگ‌هاي خوني و اعصاب بدن است. ظاهر پوست به طور گسترده‌اي تغيير مي ‌کند و اين تغيير نه تنها ناشي از عواملي همچون افزايش سن است، بلکه نشان دهنده ي نوسانات هيجاني و سلامت جسمي و روحي فرد نيز هست.

با اين همه، اصول مشخصي وجود دارد که با به کار بستن آنها مي‌ توان روند اين تغييرات طبيعي را آهسته کرد و سلامت و زيبايي پوست را حفظ نمود.

مراقبت از پوست كودكان

حتماً شما هم با انواع و اقسام فرآورده‌هايي كه براي پوست كودكان تهيه شده و در اغلب داروخانه‌ها موجود است، برخورد كرده‌ايد؛ مثل كرم مرطوب‌كننده بچه، لوسيون‌هاي پاك‌كننده، لوسيون‌هاي ضدآفتاب، كرم پاي بچه‌ و ... .

پوست شيرخواران، نوزادان و كودكان ساختاري متفاوت از پوست بزرگسالان دارد. اين تفاوت‌ها به‌ طور عمده شامل نازك تر بودن لايه خارجي پوست(اپيدرم)، كمتر بودن ضخامت لايه محافظ شاخي پوست، كمتر بودن فيبرهاي كلاژن و الاستين و در نتيجه كاهش مقاومت و انعطاف‌پذيري پوست، عدم تمايز كامل غدد مولد چربي و عرق پوست و تراكم كمتر فوليكول‌هاي مولد مو است. به دليل اين اختلاف، پوست شيرخواران نسبت به بزرگسالان لطيف تر، نازك تر و در برابر آسيب‌هاي محيطي حساس تر و تحريك‌پذيرتر است. از سوي ديگر چون كودكان و شيرخواران قدرت و اختيار دفع ادرار و مدفوع را ندارند، ناگزير والدين از پوشك يا پارچه(کهنه) و لاستيكي استفاده مي‌ كنند.

تماس مداوم با پوشك مرطوب و آلوده، حساسيت پوست نسبت به آمونياك موجود در ادرار، تجمع باكتري‌هاي موجود در مدفوع، تكرار دفع ادرار و مدفوع به ‌ويژه در كودكاني كه با شير مادر تغذيه مي‌‌ شوند و حساسيت نسبت به مواد شوينده‌ جهت تميزكردن كهنه، موجب مي‌ شوند كه پوست شيرخوار در محل تماس با پوشك يا كهنه و لاستيك دچار قرمزي و التهاب شود كه به اين حالت در اصطلاح "ادرار سوختگي" مي ‌گويند.

ادرار سوختگي به علت عدم توجه و پيشگيري نكردن صحيح، به وفور ديده مي‌ شود و در صورت عدم درمان به موقع مي ‌تواند، عوارض شديدتري مانند عفونت‌هاي قارچي يا باكتريايي را به دنبال داشته باشد.

همچنين حساسيت‌هاي پوستي ناشي از تماس مكرر پوست نوزادان با انواع مواد شوينده و صابون‌ها، علاوه بر ايجاد انواع آلرژي‌ها در نوزادان و شيرخواران، با از بين بردن لايه چربي سطح پوست نوزاد، موجب خشكي پوست، حساسيت، خارش يا اگزماي پوستي مي ‌شود.

اين گونه موارد، استفاده از مواد و فرآورده‌هاي محافظ پوست كودكان را الزامي مي‌ كند.

ادرار سوختگي کودکان

يکي از عوارض پوستي شايع در ميان کودکان ادرار سوختگي است. بعضي از کودکان ممکن است نسبت به آمونياک موجود در ادرارشان واکنش نشان دهند. اين واکنش مي‌ تواند از حالت سرخ‌شدن کشاله ران، پوسته پوسته شدن، تاول‌هاي ريز، حتي حالت زخم شدن توأم با خارش و گاهي سوزش، خود را نشان بدهد. قارچ يا عفونت باکتريايي نيز مي ‌تواند به اين عارضه اضافه شود.

علت

سه مورد اصلي را مي ‌توان در ايجاد ضايعات کشاله ران کودکان عنوان کرد:

1) عامل آمونياکي‌ ادرار

2) عامل تماسي

3) ساير بيماري‌هاي پوستي

محل ادرار سوختگي

در کودکان اين عارضه تا مرز پوشک درگيري ايجاد مي کند. باسن، قسمت پاييني شکم و قسمت داخلي ران اغلب درگير مي‌ شود. اگر عارضه مقداري طول کشيده باشد، پوست در محل ضايعه کمي کلفت خواهد شد.

اگر عوامل ايجادکننده اين عارضه همچنان ادامه داشته باشند، ممکن است ساير قسمت‌هاي بدن نيز گرفتار شوند، يعني مشکل توسعه پيدا کرده و حتي ممکن است قسمت اصلي عارضه نيز زخمي شود.

درمان

چنانکه گفته شد، تماس با ادرار و آمونياک موجود در آن از عواملي است که اين عارضه را ايجاد مي ‌کند، پس:

- بايد تا حد امکان از بستن پوشک و نايلون به محل خودداري کنيد، ولي اگر گاهي استفاده از پوشک لازم باشد، بهتر است از دو تا سه عدد پوشک با هم استفاده کرد تا جذب ادرار بيشتر شده و تماس بدن با ادرار کمتر شود.

- بايد از شستشوي بيش از حد محل با آب و صابون و مواد ضدعفوني کننده خودداري کنيد. پس از شستشو با آب، در صورت لزوم از صابون‌هاي ملايم استفاده شود و سپس محل به طور کامل خشک شود.

- زدن پودر بچه مي ‌تواند کمک‌کننده باشد.

- بهتر است به جاي استفاده از حوله، براي خشک کردن، محل را پس از شستشو با باز گذاشتن و هوا خوردن خشک کنيد.

- بايد از پوشک هايي با بسته بندي و نشان استاندارد استفاده کنيد. بعضي از پوشک‌ها خود حالت آلرژي(حساسيت) ايجاد مي‌ کنند و آلرژي زمينه‌ساز سوختگي ادراري مي ‌شود.

اگر با رعايت کردن موارد گفته شده ضايعه بهبود نيافت، بهتر است به پزشک مراجعه کنيد. زيرا همانطور که گفته شد، ممکن است قارچ يا عفونت باکتريايي به اين عارضه اضافه شود و بيماري‌هاي ديگري مي ‌تواند عامل ايجاد کننده و يا حتي تشديد کننده آن باشند که در اين باره تشخيص افتراقي و درمان آنها با پزشک متخصص است.

پیش بینی بیماری قلبی

پیش بینی بیماری قلبی
بیماری های قلبی و سکته مغزی هنوز هم علت ۵۰ درصد مرگ و میرها هستند. گرچه کلسترول را به عنوان مهمترین عوامل خطرسازاین بیماری ها می شناسند، اما ۸۰ درصد افرادی که به بیماری قلبی مبتلا هستند دارای کلسترول طبیعی هستند. تا به حال تعداد بسیار زیادی عوامل خطرساز برای بیماری های قلبی شناخته شده اند و تحقیقات جدید نشان می دهد که ۲۵ درصد افراد حداقل یکی از آنها را دارند. عوامل خطرسازکلاسیک مانند فشار خون بالا، افزایش کلسترول پلاسما و مصرف سیگار فقط در ۵۰ درصد بیماران مبتلا به بیماری های عروق کرونر قلب نقش دارند. دانشمندان به طرق مختلف عوامل خطرساز را تقسیم بندی کرده اند. یکی از این تقسیم بندی ها آنها را از نظر اصلاح پذیر بودن تفکیک می کند. در این روش سن، جنس و نژاد در گروه غیرقابل اصلاح و کلسترول، فشار خون و چاقی در گروه اصلاح پذیر قرار می گیرند.
یکی از جامع ترین تقسیم بندی ها عوامل خطرساز را به سه گروه عمده تقسیم می کند:
۱) عوامل خطرساز بزرگ و مستقل: شامل سن، مصرف دخانیات و فشار خون بالا
۲) عوامل خطرساز مربوط به شیوه زندگی: مانند تغذیه، چاقی و عدم فعالیت فیزیکی
۳) عوامل خطرساز نوظهور: از قبیل لیپوپروتئین (a)، هموسیستئین، فاکتورهای انعقادی و بعضی از آپولیپوپروتئین ها
از طرف دیگر عوامل خطرساز را به دو گروه ژنتیکی و اکتسابی تقسیم می کنند که بعضی از آنها مانند هموسیستئین، کلسترول و تری گلیسرید در هر دو گروه جای می گیرند. بیماری قلبی را امروزه به عنوان یک بیماری ژنتیکی که تحت تاثیر عوامل محیطی نیز قرار می گیرد، می شناسند. محققان تا به حال ۲۵۰ ژن شناسایی کرده اند که در بیماری های عروق کرونر قلب نقش دارند.
به طور کلی متخصصان علم ژنتیک معتقدند که توارث بیماری های قلبی- عروقی بسیار پیچیده بوده و در اکثر موارد از الگوی غالب یا مغلوب پیروی نمی کند. در هر فرد میزان ریسک ابتلا به بیماری های عروق کرونر قلب تقریباً مابین آن چیزی است که والدین او دارا هستند.
● فرآیند به وجود آمدن تصلب شرائین
آتروم که همان واحد تشکیل دهنده گرفتگی عروق است حاوی مقادیر زیادی از ذرات ناپایدار است که همان رادیکال های آزاد هستند و در فرآیند اکسیداسیون به مولکول های دیگر متصل می گردند. این ذرات گرچه در بدن افراد سالم نیز وجود دارند اما عوامل محیطی مانند سیگار و ویروس ها باعث تولید مقدار بیشتری از آنها می شود. هنگامی که رادیکال های آزاد در جدار عروق آزاد می شوند با LDL (کلسترول بد) واکنش اکسیداسیون انجام داده و کلسترول اکسید شده روی دیواره عروق رسوب می کند.کلسترول در قالب یک پلاک تجمع پیدا کرده و سخت می گردد. اما این پایان ماجرا نیست، آسیبی که از این طریق به جداره عروق وارد می شود به سیستم ایمنی بدن پیغام داده و باعث تجمع گلبول های سفید در آن ناحیه می گردد و این فرآیند پاسخ التهابی را شروع می کند. گلبول های سفید اجزای بیگانه (کلسترول اکسید شده) را بلعیده و به سلول های دیگری تبدیل می گردند. سلول های جدید قادرند به سلول های صاف عضلانی حمله کنند. اگر سیستم ایمنی آسیب بیشتری حس کند موادی را به نام سیتوکین آزاد می کند که باعث تحریک بیشتر گلبول های سفید می شود. این مواد همچنین باعث تحریک کبد جهت تولید و ترشح فیبرینوژن و CRP نیز می گردند. در مرحله بعدی کلسیم در جداره شریان ها رسوب کرده، شریان ها سخت شده و نهایتاً جریان خون در آنها کند می گردد. کند شدن جریان خون باعث افزایش خطر به وجود آمدن لخته می شود. اگر لخته مسیر جریان خون را کاملاً مسدود کند سکته قلبی اتفاق می افتد.
● عوامل خطرساز نوظهور
۱) هموسیستئین: در تبدیل اسید آمینه ضروری متیونین به سیستئین، اسید آمینه حد واسطی وجود دارد به نام هموسیستئین. گوشت و پنیر، مواد غذایی غنی از متیونین هستند که باعث تولید هموسیستئین اضافی می گردند. اگر هموسیستئین متیله شود به گلوتاتیون تبدیل می گردد. گلوتاتیون مهمترین ماده ضد پیری، آنتی اکسیدان و سم زدا در بدن است. به طور کلی متیلاسیون به عنوان رمز کند شدن پیری و حفاظت از بدن در برابر مواد سمی شناخته می شود. پایین بودن گلوتاتیون به مثابه بالا بودن هموسیستئین است.یکی از آنزیم هایی که در متابولیسم هموسیستئین نقش دارد CBS است. کسانی که در هر دو آلل CBS موتاسیون داشته باشند دچار بیماری هموسیستئینوری می شوند. در این بیماری مقدار هموسیستئین پلاسما آنقدر بالا است که به ادرار راه می یابد و بیماران در بچگی به صدمات مغزی و تصلب شرائین مبتلا می شوند. کسانی که فقط یک آلل منفرد غیر طبیعی داشته باشند ناقل محسوب شده و سطح هموسیستئین خون آنها در حد متوسط افزایش نشان می دهد.
هموسیستئین از راه های مختلف به عروق آسیب می رساند:
▪ سوپراکسید و پراکسید هیدروژن تولید می کند که هردو به لایه داخلی یا اندوتلیوم شریان ها صدمه می رسانند.
▪ فرم فعال آن به نام تیولاکتون هموسیستئین باعث تجمع پلاکت ها می شود.
▪ باعث تغییر در مقدار فاکتورهای انعقادی شده بنابراین تشکیل لخته را آسان می سازد.
دانشمندان با اطمینان کامل می گویند که افزایش هموسیستئین در بیماری زایی تصلب شرایین نقش مهمی داشته و این افزایش می تواند به علت کمبود ویتامین های B۶، B۱۲ و فولات و همچنین نقص های ژنتیکی، عوامل سمی، تغییرات هورمونی و پیری باشد. متخصصان آمریکایی معتقدند که ۴۰ درصد سکته های قلبی ممکن است مرتبط با بالا بودن غلظت هموسیستئین خون باشد. مطالعات دیگر نشان داده است ۳۰ درصد افرادی که در مراحل ابتدایی بیماری های عروق کرونر قلب بوده دارای هموسیستئین بالا هستند. بسیاری از محققان معتقدند که غلظت بالارونده هموسیستئین، حتی اگر در محدوده طبیعی باشد، را می توان به عنوان عوامل خطرسازمحسوب کرد.برای پایین آوردن سطح هموسیستئین ابتدا می توان از تجویز اسید فولیک استفاده کرد. اگر غلظت هموسیستئین خون از این طریق به سطح مطلوب نرسد باید ویتامین های B۶ و B۱۲ را به درمان افزود.
حرارت دادن، خشک کردن، اشعه دادن و کنسرو کردن مواد غذایی درصد زیادی از ویتامین های فوق را تخریب می کند. از این رو گروه هایی از مردم که از پروتئین های گیاهی تازه و دست نخورده استفاده می کنند بسیار کمتر از آنهایی که غذاهای مدرن می خورند به بیماری های قلب و عروق دچار می شوند. عنصر روی نیز مانند ویتامین های گروه B، عامل ضروری برای عملکرد صحیح آنزیم های متابولیزه کننده هموسیستئین است و وجود آن در غذای روزانه ضروری است. این عنصر فاقد ذخیره عملی در بدن است و از آنجایی که مصرف مکمل های آهن جذب روده ای روی را کاهش می دهد توجه به رژیم غذایی روزانه مهم است. بنشن، پسته، گردو، بادام و گوشت از منابع خوب روی هستند.
۲) آپولیپوپروتئین E۴: آپولیپوپروتئین قسمتی از لیپوپروتئین است که عاری از مولکول های چربی بوده و نقش مهمی در جابه جایی چربی ها در پلاسما دارد. آپولیپوپروتئین E دارای سه نوع E۲، E۳ و E۴ است که وجود نوع E۴ آن تاثیر زیادی بر روی غلظت LDL دارد.مطالعات زیادی ثابت کرده است که حضور آپولیپوپروتئین E۴ با افزایش سطح LDL و آپولیپوپروتئین B همراه است. مطالعه ای که در مرکز بیماری های ژنتیک و قلب آمریکا انجام شده بیانگر این مطلب است که چربی های خون پس از صرف غذا در افرادی که آپولیپوپروتئین E۴ دارند، با بقیه متفاوت است. این تفاوت می تواند افزایش خطر ابتلا به بیماری های عروق کرونر قلب را در این افراد توضیح دهد. از طرف دیگر مقدار کاهش کلسترول پس از درمان با لواستاتین و کلستیپول در افراد دارای نوع E۴ کمتر بوده است. پیش از این، ارتباط آپولیپوپروتئین E۴ با بیماری آلزایمر کاملاً شناخته شده بود.
۳) لیپوپروتئین (a): این لیپوپروتئین شامل LDL و یک پروتئین غیرطبیعی به نام آپولیپوپروتئین (a) است. حدود ۳۰ درصد افراد مبتلا به بیماری های قلبی- عروقی سطح بالایی از لیپوپروتئین (a) را دارند. ژنی که غلظت لیپوپروتئین (a) را کنترل می کند بر روی کروموزوم ۶ قرار داشته و بر طبق اصول مندلی به ارث می رسد. بنابراین ۵۰ درصد فرزندانی که از والدین با لیپوپروتئین (a) بالا به دنیا می آیند، لیپوپروتئین (a) بالا دارند. عملکرد فیزیولوژیکی لیپوپروتئین (a) به خوبی شناخته نشده است اما عقیده بر این است که به علت شباهت های ساختمانی، لیپوپروتئین (a) می تواند با پلاسمینوژن رقابت کرده و در نتیجه در مکانیسم حل شدن لخته که به طور طبیعی همیشه در بدن اتفاق می افتد اختلال ایجاد کند. پلاسمینوژن ماده ای است که در بدن تولید شده و به شکسته شدن لخته خون کمک می کند. از طرف دیگر مشخص شده است که لیپوپروتئین (a) نسبت به اکسیداسیون بسیار حساس است و روند تشکیل آتروم در حضور آن تسهیل می شود.همچنین ثابت شده است که لیپوپروتئین (a) در افرادی که سابقه خانوادگی سکه دارند، بالاتر است. جالب اینکه هموسیستئین و لیپوپروتئین (a) فعالیت یکدیگر را تقویت می کنند.
۴) آپولیپوپروتئین A۱: آپولیپوپروتئین A۱ قسمت پروتئینی مولکول HDL (کلسترول خوب) است و نقش ساختمانی دارد. بعضی موتاسیون ها در ژن آپولیپوپروتئین A۱ باعث پایین آمدن سطح HDL می گردد و این امر می تواند از عوامل بیماری های عروق کرونر قلب باشد. آپولیپوپروتئین A۱ مهمترین پذیرنده کلسترول غیر استریفیه از بافت های محیطی است و به همین دلیل کاهش غلظت آن در خون باعث پیشرفت تصلب شرایین می گردد. این پپتید همچنین در تخریب مولکول فیبرینوژن نقش دارد و باعث کاهش ترومبوز می شود. اگر سطح سرمی آپولیپوپروتئین A۱ کمتر از حد نرمال باشد به عنوان عوامل خطرسازبیماری های عروق کرونر قلب محسوب می گردد. مصرف سیگار میزان آپولیپوپروتئین A۱ را کاهش داده ولی ورزش و سیمواستاتین آن را افزایش می دهند.
۵) آپولیپوپروتئینB: این آپولیپوپروتئین جزیی از ساختمان LDL است و موتاسیون ژن آن باعث می گردد LDL بیش از حد معمول در خون باقی بماند و در نتیجه امکان به وجود آمدن بیماری های عروق کرونر افزایش می یابد. ارزش آپولیپوپروتئین B و آپولیپوپروتئین A۱ در تشخیص و درمان کسانی است که اختلالات چربی خون دارند اما غلظت LDL آنها پایین و یا نرمال است. به هرحال مشخص شده است که آپولیپوپروتئین B و آپولیپوپروتئین A۱ خطر ابتلا به بیماری های قلبی را بهتر از LDL نشان می دهند و به علاوه نشانگر بهتری برای پیگیری درمان نیز هستند.
۶) :CRP (hs-CRP)high sensitivity التهاب منطقه ای که پلاک در آن تشکیل شده است باعث تحریک ساخت و ترشح CRP در مقادیر پایین تر از سایر بیماری های التهابی می شود. روش های معمولی حساسیت لازم برای ردیابی مقادیر ناچیز CRP که در مراحل اولیه بیماری های عروق کرونر آزاد می شود را ندارند. روش های بسیار حساس می تواند مقادیر بسیار پایین را که با بیماری های عروق کرونر در ارتباط است، اندازه گیری کند.
طبق دستورالعمل مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ها (CDC) آزمایش hs- CRP باید دو بار و به فاصله دو هفته انجام گیرد و معدل آن دو در نظر گرفته شود و بیمار نیز از نظر متابولیکی در وضعیت ثابتی قرار داشته باشد. اگر مقدار hs- CRP بیشتر از ۱۰ میلی گرم در لیتر باشد آزمایش تکرار شده و بیمار از نظر وجود بیماری های التهابی و عفونی مورد بررسی قرار می گیرد. افزایش CRP سال ها قبل از ظهور اولین مشکلات عروقی در خون قابل تشخیص است.
۷) فیبرینوژن: بالا بودن میزان فیبرینوژن پلاسما خطر تشکیل لخته را افزایش می دهد. غلظت های بالاتر از نرمال به عنوان عوامل خطرسازشناخته می شود. افزایش فشار خون، چاقی، بالا رفتن سن، یائسگی و مصرف سیگار باعث افزایش فیبرینوژن می گردند. از طرف دیگر ورزش فیبرینوژن را کاهش می دهد.
۸) تری گلیسرید ۵۰ درصد مردانی که بیماری قلبی دارند دارای ژنی هستند که باعث ظهور نوع کوچک تر و سنگین تر LDL در خون می شود که به آن الگوی B می گویند. وجود این نوع LDL با افزایش متوسط تری گلیسرید همراه است و متابولیسم لیپوپروتئین ها را به گونه ای تحت تاثیر قرار می دهد که باعث افزایش ریسک بیماری های عروق کرونر می گردد. به نظر می رسد قابلیت اکسیداسیون بیشتر این نوع LDL نسبت به نوع بزرگ تر می تواند افزایش بروز تصلب شرائین را توجیه کند. همچنین این ذرات به علت مقاومت در برابر عمل فیزیولوژیک پاک کنندگی گیرنده های LDL خطر بیشتری برای تصلب شرائین ایجاد می کنند. یکی دیگر از دلایل افزایش خطر بیماری های عروق کرونر در افراد دارای تری گلیسرید بالا، کاهش همزمان HDL است که با مکانیسم های مختلف صورت می پذیرد.با توجه به اینکه بستگان درجه اول کسانی که در سنین پایین دچار تصلب شرائین شده اند بیشتر از مردم عادی در معرض ابتلا به این بیماری هستند به همین دلیل غربالگری اعضای خانواده از نظر صفاتی که در افراد بیمار یافت می شود، بسیار مهم است.

مروري بر ديابت بارداري

مروري بر ديابت بارداري

قند خون

ديابت اختلالي است که در آ‌ن سازگاري بدن با ميزان قند خون تغيير مي‌کند. ديابت به دو نوع تقسيم‌بندي مي‌شود: ديابت نوع اول و ديابت نوع دوم.

در ديابت نوع اول که معمولا در افراد جوان رخ مي‌دهد پانکراس يا لوزالمعده قادر به توليد انسولين کافي نيست.

ديابت نوع دوم بيشتر شايع است و غالبا کودکان و بزرگسالان را مبتلا مي‌کند. در ديابت نوع دوم بدن نسبت به انسولين مقاومت مي‌کند. اين نوع ديابت با چاقي، بيماري‌هاي قلبي- عروقي و ساير مشکلات همراه است.

زناني که هرگز مبتلا به ديابت نبوده‌اند ممکن است در دوران بارداري به ديابت مبتلا شوند که به آن "ديابت بارداري" مي‌‌گويند.

اين حالت در بارداري نياز به ارزيابي، توجه و درمان ويژه دارد. ديابت بارداري معمولا بعد از زايمان از بين مي‌رود، اما ممکن است در بارداري‌هاي بعدي، مجددا نمايان شود يا ممکن است در سال‌هاي بعد، فرد را مستعد ابتلا به ديابت نوع دوم کند.

خطرات ديابت براي زنان باردار

* بزرگي يا ماکروزومي جنين(وزن جنين بيش از حد طبيعي است)

* هيپوگليسمي نوزادي(کاهش قندخون در نوزاد)

* احتمال بيشتر براي سخت‌زايي (زايمان سخت به دنبال بزرگي جنين، به دليل اين که جنين قادر به عبور از لگن مادر نيست)

* تولد جنين با نقايص مادرزادي

* افزايش احتمال زايمان سزارين، يا زايمان طبيعي به همراه عمل جراحي کوچک و احتمال بيشتر براي استفاده از فورسپس(دستگاه کمک‌کننده خروج جنين)

* افزايش خطر زايمان زودرس يا تولد نوزاد مرده

کنترل زنان باردار مبتلا به ديابت

آنچه که از اهميت خاصي برخوردار است، کنترل ديابت قبل از تصميم‌گيري براي بارداري است. بنابراين مراقبت‌هاي قبل از بارداري در زناني که ديابت دارند بسيار ضروري است. کنترل قند خون از بروز خطرات و عوارض ديابت در مادر و جنين مي‌کاهد. درمان ساير بيماري‌هاي مزمن که ممکن است همراه با ديابت اتفاق بيفتند، مانند بيماري‌هاي قلبي، پرفشاري خون و بيماري‌هاي عروق خوني محيطي بسيار مهم است و شانس به دنيا آوردن نوزادي سالم را افزايش داده و عوارض مرتبط با بارداري را در مادران کاهش مي‌دهد. بنابراين کنترل منظم قند خون ضروري است.

بسياري از داروهايي که براي ديابت استفاده مي‌شود، براي زنان باردار ممنوع است. پزشک داروهاي خاصي را براي درمان ديابت اين زنان تجويز مي کند. همچنين داروهاي رقيق‌کننده خون و درمان‌هايي را هم براي کنترل فشار خون براي او در نظر مي‌گيرد. گاهي هم ممکن است داروهاي بدون نسخه يا داروهاي گياهي با توصيه پزشک استفاده شود.

زنان باردار مبتلا به ديابت نوع دوم ممکن است به انسولين نياز داشته باشند، حتي اگر قبل از بارداري از انسولين استفاده نکرده باشد. زنان بارداري که انسولين دريافت مي‌کنند، لازم است تا ميزان انسولين را تنظيم نمايند.

زنان مبتلا به ديابت بارداري هم ممکن است در دوران بارداري به انسولين احتياج پيدا کنند

پانکراتيت

التهاب لوزالمعده (پانکراتيت)

التهاب لوزالمعده

پانکراس يا لوزالعمده عضوي حياتي است که در قسمت بالا و عقب شکم واقع شده و متشکل از سه قسمت سر، تنه و دم است. قسمت سر آن در قوسي از اثني‌عشر(دوازدهه) قرار گرفته و ترشحات خود را همراه ترشحات صفرا(که از کبد به وسيله مجراي صفراوي خارج مي‌ شود)، به داخل دوازدهه مي ‌ريزد.

لوزالمعده حاوي دو گروه سلول‌ است:

1- يک گروه سلول هايي که در داخل آن ها آنزيم‌هاي لازم براي هضم مواد غذايي ساخته مي ‌شود.

2- سلول‌هاي ديگري به نام "جزاير لانگرهانس" که ترشح‌کننده انسولين و ساير هورمون‌هاي تنظيم‌کننده قند هستند.

آنزيم‌هاي لازم براي هضم مواد غذايي، به صورت غيرفعال و داخل کيسه‌هايي ميکروسکوپي در لوزالمعده ذخيره شده اند که پس از خوردن غذا به وسيله محرک‌هاي عصبي و شيميايي به داخل دوازدهه مي ريزند. سپس در آنجا به وسيله موادي که از جدار روده آزاد مي ‌شوند و محيط قليايي که به وسيله ترشحات صفرا ايجاد مي‌ شود، به صورت فعال درآمده و شروع به هضم مواد غذايي مي‌ کنند.

اگر اين آنزيم‌ها به جاي دوزادهه، در داخل بافت پانکراس فعال شوند، شروع به از بين بردن و هضم بافت خود پانکراس کرده که به اصطلاح "پانکراتيت" يا " التهاب لوزالمعده" ناميده مي ‌شود.

بر حسب عامل ايجاد کننده و شدت آن ممکن است التهاب لوزالمعده خفيف و گذرا و يا شديد و کشنده باشد.

دو نوع التهاب لوزالمعده داريم : پانکراتيت حاد و پانکراتيت مزمن.

پانکراتيت حاد:

عواملي که التهاب حاد لوزالمعده را موجب مي ‌شوند شامل اختلالات مادرزادي، عفونت‌هاي ويروسي، ضربه‌هاي شکمي، الکل، سنگ‌هاي صفراوي، افزايش چربي خون ، بعضي داروها و برخي عوامل ديگر هستند.

علايمي‌چون درد شکم، تهوع و استفراغ از علايم اوليه پانکراتيت حاد مي ‌باشند.

با مراجعه به پزشک و معاينه توسط ايشان و انجام آزمايش‌هاي لازم، راديوگرافي، سونوگرافي، سي‌تي‌اسکن و آندوسکوپي مي‌ توان تشخيص را مسجل و شدت بيماري را تعيين کرد و درمان طبي يا جراحي را انجام داد.

پانکراتيت مزمن:

در مواردي که اشکالات آناتومي‌، مصرف طولاني مدت الکل و يا سنگ‌هاي صفراوي مکرر عامل ايجاد التهاب باشند، نسج پانکراس به تدريج از بين رفته و پانکراتيت مزمن ايجاد مي ‌شود که بر اساس شدت آن، موجب علايمي ‌چون درد شکم پس از خوردن غذا، اسهال طولاني مدت ناشي از هضم نشدن مواد غذايي، کاهش وزن و حتي در موارد شديد‌تر افزايش قند خون مي ‌شود.

سرطان لوزالمعده:

سرطان لوزالمعده ممکن است به دنبال پانکراتيت مزمن ايجاد شود و يا خود عامل پانکراتيت حاد باشد. عواملي چون الکل، سيگار و برخي مواد سمي‌ و شيميايي را مي ‌توان جزو علل سرطان لوزالمعده به حساب آورد. علايمي‌ مثل درد شکم، لاغري و زردي از علايم سرطان پانکراس مي ‌باشند.

سرطان لوزالمعده با مراجعه به پزشک و انجام معاينات لازم و سپس سونوگرافي، سي‌تي‌اسکن، ام‌آر‌آي(MRI) و آزمايش خون تشخيص داده مي ‌شود و وسعت و انتشار آن به ساير نواحي اطراف بافت پانکراس يا نواحي دورتر مشخص مي گردد و تصميم مناسب درباره قابل جراحي بودن و نوع عمل جراحي گرفته مي ‌شود.

اغلب بيماران مبتلا دير به پزشک مراجعه مي ‌کنند و يا پزشکان دير تشخيص مي‌ دهند، بنابراين در اغلب موارد، بيماري پيشرفته و غير قابل درمان مي‌ باشد و درمان بيشتر جنبه تسکيني دارد.