آموزش پرستاري
 

تزریقات...   Injection

بر حسب مورد استفاده تزريقات ممكن است عضلاني . داخل جلدي (پوستي).زير جلدي .مفصلي ويا موضعي باشد. در اكثر تزريقات سرنگ 2 تا 5 ميلي ليتر(سي سي) كافي است ولي براي مقاصد خاص ممكن است نياز به سرنگهاي اختصاصي وجود داشته باشد(نظير سرنگ انسولين و توبر كولين ). هر چه نمرهء سر سوزن ها بيشتر ميشود طول و قطر سر سوزن كاهش مي يابد

 ۱ :تزريقات عضلاني

معیار اصلی در انتخاب محل مناسب تزریق عضلانی . توده عضلانی محل وریسک کمتر صدمه به بافتهای مهم (خصوصا عروق و اعصاب است ودر کل .سرینها مناسب ترین محل برای تزریقات عضلانی در افراد بیش از ۲تا ۳ سال است(در کودکان کمتر از ۲تا ۳ سال ران محل مناسب تری است )البته برخی از داروها ممکن است فقط در برخی نواحی خاص تزریق شوند (مثلا واکسن هپاتیت در دلتوئید و...)سر سوزن مناسب جهت تزریق داخل سرین سرسوزن نمره ۲۰تا۲۲ با طول ۵/۲ تا۷۵/۳ سا نتیمتر و برای دلتوئید و کودکان نمره ۲۲تا۲۵ باطول ۵/۱ تا ۵/۲ سانتیمتر است .

در تمامی تزریقات عضلانی ابتدا محل تزریق با الکل پاک شده و سپس سوزن تقریبا عمود (در کودکان کمی مایل )بر محل و بایک حرکت سریع مچ وساعد داخل عضله می شود .طولی از سوزن که بایستی وارد عضله شود (بدون احتساب پوست وبافت زیر جلدی )بر حسب ضخامت عضله مربوطه از ۵/۱ (دلتوئید) تا۵/۲ سانتیمتر متفاوت است .پس از ورود سوزن به داخل عضله .سرنگ آسپیره شده و پس از اطمینان از عدم وجود سوزن داخل رگ . دارو آهسته تزریق می شود.

تزريق داخل عضله سريني بزرگ (Dorsogluteal):

براي تعيين محل تزريق مي توان به دو روش عمل كرد  :

1- يك خط فرضي از خار خاصره اي خلفي فوقاني به تروكانتر بزگ بكشيد عصب سياتيك در پايين و داخل اين خط عبور مي كند و محل تزريق .قسمت خارجي يك سوم فوقاني اين خط مي باشد (حدود 5تا 8 سانتيمتر پايين تر از ستيغ خاصرهاي)

2- باسن را به 4 قسمت مساوي تقسيم كنيد (از ستيغ ايليك در بالا تا چين باسن در پايين و خط عرضي كه از تروكانتر مي گذرد )محل تزريق ربع فوقاني خارجي خواهد بود.

نكته:

  • قبل از وارد كردن سوزن از بيمار بخواهيد خود را شل نمايد و عضله محل با انگشتان دست ديگر گرفته و كمي بر آمده شود.
  • در برخي از موارد موقع تزريق ممكن است سر سوزن از كلاهك(hub) كنده شود . لذا بهتر است كمي از سر سوزن در خارج از پوست باقي بماند .
  • هر چه دارو آهسته تزريق شود درد و ريسك بعضي عوارض كمتر خواهد بود.
  • براي تزريق داروهاي روغني (نظير برخي از ويتامين ها ) و كريستالي (نظير پني سيلين) بهتر است از سر سوزن هاي بزرگتر استفاده شود .
  • ار آنجائيكه سوراخ سر سوزن يكطرفه است لذا در موارديكه حجم دارو زياد است بهتر است در حين تزريق دارو  سر سوزن چرخانده شود.
  • گنجايش سريع عضله دلتوئيد حداكثر 2ml  و سرين حدود 5ml است و تزريق بيش از اين ميزان با درد و ناراحتي نسبتا شديد (و گاهي آبسه استريل) همراه خواهد بود و در چنين مواردي (نظير تزريق متوكاربامول)دارو بايستي بطور منقسم در دو طرف تزريق شود.
  • برخي از بيماران در موقع تزريق دجار شوك وازوواگال مي شوند. لذا در موقع تزريق بايستي بيمار دراز كشيده باشد.

 

2- تزريق داخل عضله سريني متوسط : (Ventrogluteal)

اين ناحيه حاوي عضلات سريني متوسط (در رو) و كوچك(در زير) است وبه دليل دوري آن از عصب سياتيك و شريان گلوتئال فوقاني سالم ترين محل براي تزريق عضلاني است براي مشخص كردن محل تزرق كف دست  خود را روي تروكانتر بزرگ و انگشت سبابه را روي زائده خاصرهاي قدامي فوقاني قرار دهيد و انگشت مياني را روي ستيغ خاصره اي تا حد امكان باز كنيد . مركز بين دو انگشت محل مناسب تزريق خواهد بود(شكل 3-28).

3- تزريق داخل دلتوئيد : از اين روش بهتر است در كودكان و افراد لاغر استفاده نشود . منطقع تزريق . ناحيه مثلثي شكل بر روي عضله دلتوئيد است كه قاعده آن در محاذات كنار تحتاني زائده آكروميون و راس آن حد تحتاني عضله دلتوئيد است . در عمل نقطهاي به فاصله سه انگشت پايين تر از زائده آكروميون در سطح خارجي بازو محل مناسب براي تزريق است.

 

4-      تزريق داخل ران: دو محل براي تزريق ران ممكن است مورد استفاده قرار گيرد :

1-     vastus lateralisيك سوم مياني عضله   كه در ناحيه اي به پهناي يك كف دست در سطح قدامي خارجي ران قرار دارد (شكل 5-28) و در اكثر افراد. خصوصا كودكان محل مناسبي است

2-      rectus femorisقسمت مياني عضله  كه در قدام ران قرار دارد به دليل درد طولاني مدت بندرت از اين محل براي تزريق استفاده مي شود.

 

۵-     تزريق پلكاني  :(Z- track technique)

از اين روش در مواردي كه دارو براي پوست و بافت زير جلدي محرك وزيانبار است(نظير آهن تزريقي) استفاده مي شود  و اساس كار آن اين است كه دارو با اين بافتها در تماس قرار نگيرد . روش كار به اين تر تيب است كه پس از كشيدن دارو به داخل سرنگ . سر سوزن تعويض شده و 0.1 تا 0.2 ميلي ليتر هوا  نيز به داخل سرنگ كشيده مي شود . سپس پوست محل تزريق تا حد امكان به يك طرف كشيده شده (2 تا 3 سانتيمتر ) و تزريق انجام مي شود . در پايان تزريق سوزن 5 تا 10 ثانيه در محل باقي مانده و بعد در آورده مي شود و پوست رها مي شود و محل ماساژ داده نمي شود.(منبع اورژانسهاي جراحي و تكنيكهاي عملي CMMD )

  نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 5:11  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

ادرار سوختگي در کودکان

نوزاد

پوست با سطحي حدود 2 مترمربع، يکي از بزرگ ترين اعضاي بدن است که 16 درصد وزن بدن را تشکيل مي ‌دهد و سد محافظتي بين محيط خارج با عضلات، اعضاي دروني، رگ‌هاي خوني و اعصاب بدن است. ظاهر پوست به طور گسترده‌اي تغيير مي ‌کند و اين تغيير نه تنها ناشي از عواملي همچون افزايش سن است، بلکه نشان دهنده ي نوسانات هيجاني و سلامت جسمي و روحي فرد نيز هست.

با اين همه، اصول مشخصي وجود دارد که با به کار بستن آنها مي‌ توان روند اين تغييرات طبيعي را آهسته کرد و سلامت و زيبايي پوست را حفظ نمود.

مراقبت از پوست كودكان

حتماً شما هم با انواع و اقسام فرآورده‌هايي كه براي پوست كودكان تهيه شده و در اغلب داروخانه‌ها موجود است، برخورد كرده‌ايد؛ مثل كرم مرطوب‌كننده بچه، لوسيون‌هاي پاك‌كننده، لوسيون‌هاي ضدآفتاب، كرم پاي بچه‌ و ... .

پوست شيرخواران، نوزادان و كودكان ساختاري متفاوت از پوست بزرگسالان دارد. اين تفاوت‌ها به‌ طور عمده شامل نازك تر بودن لايه خارجي پوست(اپيدرم)، كمتر بودن ضخامت لايه محافظ شاخي پوست، كمتر بودن فيبرهاي كلاژن و الاستين و در نتيجه كاهش مقاومت و انعطاف‌پذيري پوست، عدم تمايز كامل غدد مولد چربي و عرق پوست و تراكم كمتر فوليكول‌هاي مولد مو است. به دليل اين اختلاف، پوست شيرخواران نسبت به بزرگسالان لطيف تر، نازك تر و در برابر آسيب‌هاي محيطي حساس تر و تحريك‌پذيرتر است. از سوي ديگر چون كودكان و شيرخواران قدرت و اختيار دفع ادرار و مدفوع را ندارند، ناگزير والدين از پوشك يا پارچه(کهنه) و لاستيكي استفاده مي‌ كنند.

تماس مداوم با پوشك مرطوب و آلوده، حساسيت پوست نسبت به آمونياك موجود در ادرار، تجمع باكتري‌هاي موجود در مدفوع، تكرار دفع ادرار و مدفوع به ‌ويژه در كودكاني كه با شير مادر تغذيه مي‌‌ شوند و حساسيت نسبت به مواد شوينده‌ جهت تميزكردن كهنه، موجب مي‌ شوند كه پوست شيرخوار در محل تماس با پوشك يا كهنه و لاستيك دچار قرمزي و التهاب شود كه به اين حالت در اصطلاح "ادرار سوختگي" مي ‌گويند.

ادرار سوختگي به علت عدم توجه و پيشگيري نكردن صحيح، به وفور ديده مي‌ شود و در صورت عدم درمان به موقع مي ‌تواند، عوارض شديدتري مانند عفونت‌هاي قارچي يا باكتريايي را به دنبال داشته باشد.

همچنين حساسيت‌هاي پوستي ناشي از تماس مكرر پوست نوزادان با انواع مواد شوينده و صابون‌ها، علاوه بر ايجاد انواع آلرژي‌ها در نوزادان و شيرخواران، با از بين بردن لايه چربي سطح پوست نوزاد، موجب خشكي پوست، حساسيت، خارش يا اگزماي پوستي مي ‌شود.

اين گونه موارد، استفاده از مواد و فرآورده‌هاي محافظ پوست كودكان را الزامي مي‌ كند.

ادرار سوختگي کودکان

يکي از عوارض پوستي شايع در ميان کودکان ادرار سوختگي است. بعضي از کودکان ممکن است نسبت به آمونياک موجود در ادرارشان واکنش نشان دهند. اين واکنش مي‌ تواند از حالت سرخ‌شدن کشاله ران، پوسته پوسته شدن، تاول‌هاي ريز، حتي حالت زخم شدن توأم با خارش و گاهي سوزش، خود را نشان بدهد. قارچ يا عفونت باکتريايي نيز مي ‌تواند به اين عارضه اضافه شود.

علت

سه مورد اصلي را مي ‌توان در ايجاد ضايعات کشاله ران کودکان عنوان کرد:

1) عامل آمونياکي‌ ادرار

2) عامل تماسي

3) ساير بيماري‌هاي پوستي

محل ادرار سوختگي

در کودکان اين عارضه تا مرز پوشک درگيري ايجاد مي کند. باسن، قسمت پاييني شکم و قسمت داخلي ران اغلب درگير مي‌ شود. اگر عارضه مقداري طول کشيده باشد، پوست در محل ضايعه کمي کلفت خواهد شد.

اگر عوامل ايجادکننده اين عارضه همچنان ادامه داشته باشند، ممکن است ساير قسمت‌هاي بدن نيز گرفتار شوند، يعني مشکل توسعه پيدا کرده و حتي ممکن است قسمت اصلي عارضه نيز زخمي شود.

درمان

چنانکه گفته شد، تماس با ادرار و آمونياک موجود در آن از عواملي است که اين عارضه را ايجاد مي ‌کند، پس:

- بايد تا حد امکان از بستن پوشک و نايلون به محل خودداري کنيد، ولي اگر گاهي استفاده از پوشک لازم باشد، بهتر است از دو تا سه عدد پوشک با هم استفاده کرد تا جذب ادرار بيشتر شده و تماس بدن با ادرار کمتر شود.

- بايد از شستشوي بيش از حد محل با آب و صابون و مواد ضدعفوني کننده خودداري کنيد. پس از شستشو با آب، در صورت لزوم از صابون‌هاي ملايم استفاده شود و سپس محل به طور کامل خشک شود.

- زدن پودر بچه مي ‌تواند کمک‌کننده باشد.

- بهتر است به جاي استفاده از حوله، براي خشک کردن، محل را پس از شستشو با باز گذاشتن و هوا خوردن خشک کنيد.

- بايد از پوشک هايي با بسته بندي و نشان استاندارد استفاده کنيد. بعضي از پوشک‌ها خود حالت آلرژي(حساسيت) ايجاد مي‌ کنند و آلرژي زمينه‌ساز سوختگي ادراري مي ‌شود.

اگر با رعايت کردن موارد گفته شده ضايعه بهبود نيافت، بهتر است به پزشک مراجعه کنيد. زيرا همانطور که گفته شد، ممکن است قارچ يا عفونت باکتريايي به اين عارضه اضافه شود و بيماري‌هاي ديگري مي ‌تواند عامل ايجاد کننده و يا حتي تشديد کننده آن باشند که در اين باره تشخيص افتراقي و درمان آنها با پزشک متخصص است.

  نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:3  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

: «  جنبه هاي روانپرستاري در بيماران پيوند كليه »

نويسنده:  سيد ناصر لطفي فاطمي ( كارشناس ارشد پرستاري)

آدرس:   دانشگاه علوم پزشكي مشهد- بيمارستان قائم (عج)

 

 جراحي پيوند كليه جايگزين كردن يك كليه انساني اهدايي از يك دنور زنده يا كاداور (مرگ مغزي) به بيماري است كه درمراحل انتهايي بيماري كليوي قراردارد. مرحله انتهايي بيماري كليه و پيوند كليه مي تواند از نظر رواني براي بيمار و بستگانش به عنوان يك وضعيت استرس زا مطرح باشد.

وقوع غير منتظره بيماري كليوي ممكن است چالش بزرگي در توانايي هاي عاطفي و مكانيسم هاي دفاعي بيمار باشد. از طرف ديگر اگرچه پيوند كليه داراي فوائد بسياري براي بيماران است اما بطور بالقوه با عوامل استرس زايي روبرو است كه شامل : خطر دائمي رد پيوند، نياز به پذيرش يك ر‍ژيم دارويي پيچيده با قابليت بروز عوارض جانبي، نياز به كنترل مداوم پزشكي ، نگراني به خاطر خطر عفونت، بستري شدن هاي مكرر و تغيير در تصوير ذهني از خود مي باشد.

هزينه بالاي درمان و استفاده مادام العمر از داروهاي تضعيف كننده سيستم ايمني خود چالش اقتصادي قابل توجهي براي بيمار ، خانواده و جامعه است. وجود يا نبود منابع اقتصادي و حمايتهاي اجتماعي در وضعيت رواني بيمار بسيار مهم است. بنا براين بيماران پيوند كليه استرس و وضعيت نامعلومي را تجربه مي كنند كه بر كيفيت زندگي آنها تاثير مي گذارد.

ديدگاه پرستاري جامع نگر هم مسائل فيزيولوژيك و هم مسائل رواني بيماران را مورد لحاظ قرار مي دهد. از اين نقطه نظر پرستاران نقش منحصر به فردي در تطابق مؤثر بيماران و رسيدن آنها به كيفيت زندگي مناسب بعهده دارند.

  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:7  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
مرد تب دار

تب به‌ دلايل مختلفي ايجاد مي‌ شود. عفونت‌ هاي ويروسي و باكتريايي از عوامل اصلي ايجاد تب هستند. اين ميكروارگانيسم ‌ها با ابتلاي افراد به بيماري‌ هايي نظير سرماخوردگي، گوش‌ درد ، گلودرد ، اسهال و استفراغ باعث تب مي ‌شوند.

علت تب در بيش از 90 درصد موارد، عفونت ‌هاي ويروسي است و احتياج به درمان خاصي ندارد. گاهي هم تب به‌ دنبال تداخلات دارويي و گرمازدگي ايجاد مي‌ شود.

هنگامي كه بدن به مقابله با ويروس‌ ها و باكتري‌ ها مي ‌پردازد، تب نشانه ي خوبي است. تب توليد گلبول‌ هاي سفيد خون را تحريک مي كند. اين سلول‌ هاي خوني با ويروس‌ ها مقابله مي ‌كنند.

همچنين، تب مقدار آهن خون را كه ماده ‌اي لازم و حياتي براي بقاي ويروس‌ ها و باكتري ‌هاست، پايين مي ‌آورد. به ‌علاوه، بسياري از ويروس ‌ها و باكتري ‌ها در درجه حرارت بالاي بدن، براي توليد مثل با مشكل روبرو مي‌ شوند، در نتيجه تعداد آنها كاهش مي ‌يابد.

امروزه بسياري از پزشكان پايين آوردن تب را توصيه نمي ‌كنند، مگر آنكه كودك را با مشكل مواجه كند.

بسياري از پزشكان توصيه مي‌ كنند كه به كودكان تب ‌دار داروهايي نظير استامينوفن و ايبوبروفن داده شود. هر دو اين داروها به‌ طور مساوي در كاهش تب مؤثرند، اما داروي ايبوبروفن براي كودكان كمتر از 6 ماه توصيه نمي ‌شود،زيرا اين دارو هرچند كه تب را در عرض يك ساعت پايين مي ‌آورد، ولي مشكلات گوارشي در كودك ايجاد مي‌ كند. به ‌خاطر داشته باشيد كه حتي برخي از داروهاي كم‌ خطر مانند استامينوفن ممكن است در كودك شما عارضه ايجاد كنند. آسپيرين در كودكان بايد با احتياط بسيار به‌ كار رود، زيرا عامل ايجاد بيماري نادر، ولي كشنده ي سندرم ري (Reye’s Syndrome)است كه به آسيب شديد مغزي و حتي مرگ در آنها مي ‌انجامد.

هرچند بسياري از كودكان با درجه ي حرارتي حدود 3/38 درجه ي سانتي‌ گراد بداخلاق و تحريك‌ پذير مي‌ شوند، گروهي ديگر با يك تب متوسط ممكن است بيمار هم به ‌نظر نرسند.

به طور کلي، هنگامي كه كودك تب مي‌ كند، ضربان قلب او بالا مي ‌رود، سريع ‌تر نفس مي‌ كشد و به مايعات بيشتري احتياج دارد. اين موارد در مجموع باعث مي ‌شود كه او احساس بيماري و پريشاني كند. تب خفيف اين مشكلات را به ‌وجود نمي ‌آورد.

حتي در افراد سالم درجه ي حرارت بدن از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. درجه ي حرارت بدن حتي در يك كودك در طول روز تغيير مي ‌كند. درجه حرارت بدن در صبحگاه به كمترين حد خود مي ‌رسد و هنگام عصر بالا مي ‌رود. اين تغييرات درجه حرارت بدن، تقليد كننده تغييرات چرخه ي زيستي طبيعي است.

اگر تب كودك شما بيش از يك روز طول كشيد، دماي بدن او را با ذكر ساعات اندازه‌گيري، ثبت كنيد و در ساعات مختلف درجه حرارت بدن او را با هم مقايسه كنيد. حد نهايي درجه حرارت طبيعي دهان در حدود 37 و مقعد 5/37 درجه ي سانتي‌ گراد است.

اندازه‌ گيري درجه حرارت بدن و خواندن درجه به‌ ظاهر ساده، ولي تفسيرش مشكل است. آيا واقعاً كودك شما بيمار است يا اينكه پوشيدن لباس‌ هاي ضخيم درجه حرارت بدن او را بالا برده است؟ شايد هم او به ‌طور طبيعي از بقيه همسالان خود گرم‌ تر است.

كودكي كه به ‌نظر سالم مي ‌آيد و خودش هم اظهار ناراحتي نمي‌ كند و بي ‌قرار نيست، اگر درجه حرارت بدنش در حدود 2/37 درجه سانتي ‌گراد شد، جاي نگراني نيست.

تشنج ناشي از تب در 3 تا 4 درصد كودكان 9 ماهه تا 5 ساله اتفاق مي ‌افتد. شيوع اين تشنج‌ ها در پسران بيشتر است و چند دقيقه به‌ ‌طول مي‌ انجامد. هرچند تشنج ‌ها بسيار خطرناك به‌ نظر مي‌ رسند، باعث صدمه به كودك نمي ‌شوند.

مكانيسم دقيق اين تشنج ‌ها شناخته ‌شده نيست، اما پزشكان معتقدند بيشتر زماني اتفاق مي ‌افتند كه در ساعات اوليه شروع تب، درجه حرارت بدن به‌ سرعت بالا رود.

اگر كودك شما دچار تشنج ناشي از تب شد، چشم‌ هايش به سمت بالا حركت كرد، اندامش سفت شد و حركات پرشي در تمام بدنش مشاهده شد، سريعاً با اورژانس تماس بگيريد يا او را به نزديك‌ ترين مركز درماني برسانيد.

اينكه تشنج به ‌دنبال تب رخ داده يا علل ديگري باعث آن شده ‌اند، نياز به ارزيابي دقيق پزشكي دارد.

گفته مي شود تنها در يك ‌سوم از كودكاني كه تشنج ناشي از تب را تجربه كرده ‌اند، در طول يك سال بعدي باز هم اين عارضه به‌ سراغشان مي‌ آيد.

نكته ديگر اينكه، بيشتر كودكاني كه دچار تشنج‌ هاي پياپي ناشي از تب مي ‌شوند، رشد و تكامل طبيعي خواهند داشت.

  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:58  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
سرويس كنترل درد حاد بعد از عمل جراحي Acute pain service

پيدايش دردهاي شديد بعد از عمل جراحي ، يكي از مشكلات اصلي بسياري از بيماران بوده ، ولي مي تواند باعث بروز عوارض ناخواسته ديگري شود . لذا كنترل اين دردها بسيار حائز اهميت مي باشد .

به گزارش خبرگزاري سلامت نيوز ، روش كنترل اين دردها يكي از چالشهاي عمده متخصصين جراحي و بيهوشي ميباشد . هزاران نفر در طول سال در سراسر كشور تحت اعمال جراحي مختلف قرار مي گيرند و بسياري از آنان دچار دردهاي حاد بعد از عمل مي شوند . برخي از پزشكان بر اساس سليقه شخصي خود و يا امكانات موجود بيمارستاني اقداماتي را انجام مي دهند كه در بعضي مواقع اين روشهاي درماني نه تنها تاثير چنداني ندارد بلكه باعث بروز عوارض ديگري هم در بيماران مي گردد.
عدم كنترل مناسب اينگونه دردها باعث طولاني شدن زمان بستري بيماران و تحميل هزينه هاي درماني بيشتر به بيماران و بيمارستان ها و شركتهاي بيمه گر شده و ايجاد نارضايتي در بيماران از نحوه درمان پزشك و باعث مراجعات مكرر به پزشكان مختلف جهت كنترل درد و ... مي شود كه همه اين موارد ميتواند روند درمان كشور را تحت تاثير قرار دهد .
از آنجايي كه متخصصين بيهوشي بطور مستقيم مسئول كنترل دردهاي شديد جراحي در حين عمل بيماران هستند ، فعال نمودن سرويس كنترل دردهاي حاد بعد از عمل (Acute pain service) توسط پزشكان متخصص بيهوشي در بيمارستان هاي سراسر كشور با همكاري مستقيم ساير پرسنل وكادر درماني و پرستاري كه آموزشهاي لازم را در زمينه كنترل درد ديده باشند مي تواند اقدام شايسته اي براي كاهش بروز و شدت مشكلات بيماران باشد.
عوارض دردهاي حاد بعد از عمل جراحي :
1- عوارض قلبي عروقي : طپش قلب (تاكيكاردي) – افزايش فشارخون – افزايش نياز عضله قلب به اكسيژن ، تنگي عروق قلب – ايسكمي و انفاركتوس ميوكارد (سكته قلبي ) و آريتمي قلبي.
2- عوارض تنفسي : كاهش ظرفيت عملي ريه ، عدم ايجاد سرفه موثر بعلت درد باعث تجمع ترشحات ريوي شده و باعث ايجاد آتلكتازي و پنوموني و عفونت ريوي مي گردد كه خود باعث هيپوكسمي (كاهش اكسيژن) و هيپركاربي ( افزايش CO2 خون ) مي شود .
3- عوارض گوارشي : تهوع ، استفراغ مكرر ، يبوست ، نفخ شكم
4- عوارض ادراري : احتباس ادرار
5- عوارض انعقادي : بعلت عدم تحرك بيمار بروز عوارض انعقادي مثل تشكيل لخته خون در اندامهاي تحتاني (AUT ) ، آمبولي ريه ، ترومبوز شريان كروند و ...
6- عوارض روحي رواني : درد – اضطراب – بي خوابي – ترس – نارضايتي و عدم همكاري
7- عوارض غددي : افزايش كاتكل آمين ها و هورمونهاي كاتابوليك و كاهش هورمونهاي  آنابوليك
اهداف راه اندازي و سازمان دهي سرويس درد حاد : (APS)Acute pain service
1- يكپارچگي در روشهاي درماني متناسب با شرايط بيمار
2- افزايش كارائي روشهاي درماني
3- پيشگيري از بروز عوارض درد
4- آموزش آكادميك كنترل درد به بيماران
5- كاهش زمان بستري بيماران بمنظور استفاده بهينه از امكانات بيمارستاني
6- افزايش بهره وري از شرايط و پرسنل بيمارستاني
7- كاهش هزينه هاي اضافي ناشي از درمانهاي غير ضروري
8- جلب رضايتمندي بيماران
9- حذف مداخلات غيرضروري
10- محافظت بيماران از بروز عوارض احتمالي ناشي از دردهاي بعد از عمل يا ناشي از مداخلات غير ضروري
11- كاهش مدت درد بيماران و بازگشت سريعتر به فعاليت روزمره
12- پيشگيري از تبديل دردهاي حاد قابل درمان به دردهاي مزمن مقاوم به درمان

- اعضاي اصلي سرويس  درد حاد شامل متخصص بيهوشي و پرسنل پرستاري مي باشند . پزشك متخصص بيهوشي محور اصلي سرويس درد حاد بوده كه با حضور مستمر خود در سرويس درد حاد در خارج از اتاق عمل در مورد شرايط بيماران تصميم گيري مي نمايد . همچنين هر سرويس درد حاد نياز به پرستاراني دارد كه تحت آموزشهاي لازم در زمينه كنترل دردهاي حاد قرارگرفته باشند.

روشهاي كنترل دردهاي حاد بعد از عمل :
اقدامات درماني معمول شامل تجويز داروهاي مسكن غير مخدري و مخدري (Opioid)مي باشد
 
روش هاي عملي تسكين دردهاي حاد بعد از عمل استفاده از هر دو دسته داروي مخدري و غير مخدري را همراه با بكارگيري بلوك هاي عصبي به عنوان روش انتخابي تسكين كامل درد بعد از عمل معرفي مي كنند.
روش هاي خوراكي ، تزريقي (عضلاني ، وريدي ، زيرجلدي ) جذب پوستي يا مخاطي ، بلوك هاي عصبي مركزي يا محيطي ، با يا بدون گذاشتن كاتتر ، انواع راههاي تجويز دارو هستند .
تزريق عضلاني شايعترين روش براي كنترل دردهاي بعد از عمل بوده ولي داراي عوارض ناخواسته فراواني مانند ، تزريق دردناك (بخصوص در اطفال ) ، بيدردي ناكافي و تاخير در تجويز و تاثير دارو و غيره مي باشد .
تزريق وريدي بهترين روش كنترل درد بوده زيرا داراي اثرات ناخواسته تزريقات مكرر عضلاني نبوده و سطح خوني مناسبي براي ايجا بيدردي بوجود مي آورد ولي بيماران نياز به مراقبتهاي پرستاري بيشتري دارند.
به همين دليل امروزه بهترين روش براي تزريق وريدي براي كنترل دردهاي حاد بعد از عمل روش تزريق توسط خود بيمار (Patient Controlled Analgesia-PCA) بوده كه بوسيله پمپ هاي تزريقي PCA از پيش برنامه ريزي شده توسط پزشك ، انجام ميگيرد .
مزاياي پمپ هاي تزريق PCA عبارتند از :
1- عدم نياز به تزريق دردناك
2- كاستن از زمان درخواست داروتا زمان تزريق دارو
3- بيدردي بهتر قبل از شروع درد
4- پذيرش بهتر از سوي بيماران
5- الگوي بهتر خواب
6 – عملكرد بهتر ريوي بعد از عمل و عوارض كمتر تنفسي
7- ترخيص سريعتر بيماران و كاهش زمان بستري بيماران
- روش بلوك هاي عصبي مركزي مانند بلوك هاي اپيدورال ،  اسپانيال ، كودال  و بلو كهاي عصبي محيطي يا رژيونال نيز استفاده مي شوند كه گاها از گذاشتن كاتتر براي تزريقات مكرر  استفاده مي شود .
انجام بلوك اپيدورال با كارگزاري كاتتر نيز يكي از رايج ترين روشها براي ايجاد بيدردي در حين عمل و بعد از آن مي باشد ، كه همكاري و پذيرش آن از طرف بيمار در موفقيت اين روش بسيار حائز اهميت است.
بيدروي اپيدورال را نيز با كمك PCA از طريق كاتتر اپيدورال بوجود آورد تا هم مزاياي بيدردي اپيدورال و هم مزاياي PCA وجود داشته باشد .
- بطوركلي امروزه در جوامع پيشرفته براي كنترل دردهاي بعد از عمل توصيه به استفاده از پمپ هاي تزريق PCA بصورت وريدي يا همراه با كاتترهاي اپيدورال ميباشد.
- خوشبختانه سرويس كنترل دردحاد در برخي از بيمارستانهاي كشور و شهر اصفهان مانند بيمارستان سينا مشغول خدمت رساني به بيماران نيازمند مي باشد و اميدواريم كه با فعال شدن اين سرويس در ساير مراكز آموزشي و درماني كشور بتوانيم شاهد تحول چشمگيري در كاهش دردهاي بيماران باشيم .

دكتر اردشير عامري
متخصص بيهوشي 
  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:55  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

مرد تب دار

تب به‌ دلايل مختلفي ايجاد مي‌ شود. عفونت‌ هاي ويروسي و باكتريايي از عوامل اصلي ايجاد تب هستند. اين ميكروارگانيسم ‌ها با ابتلاي افراد به بيماري‌ هايي نظير سرماخوردگي، گوش‌ درد ، گلودرد ، اسهال و استفراغ باعث تب مي ‌شوند.

علت تب در بيش از 90 درصد موارد، عفونت ‌هاي ويروسي است و احتياج به درمان خاصي ندارد. گاهي هم تب به‌ دنبال تداخلات دارويي و گرمازدگي ايجاد مي‌ شود.

هنگامي كه بدن به مقابله با ويروس‌ ها و باكتري‌ ها مي ‌پردازد، تب نشانه ي خوبي است. تب توليد گلبول‌ هاي سفيد خون را تحريک مي كند. اين سلول‌ هاي خوني با ويروس‌ ها مقابله مي ‌كنند.

همچنين، تب مقدار آهن خون را كه ماده ‌اي لازم و حياتي براي بقاي ويروس‌ ها و باكتري ‌هاست، پايين مي ‌آورد. به ‌علاوه، بسياري از ويروس ‌ها و باكتري ‌ها در درجه حرارت بالاي بدن، براي توليد مثل با مشكل روبرو مي‌ شوند، در نتيجه تعداد آنها كاهش مي ‌يابد.

امروزه بسياري از پزشكان پايين آوردن تب را توصيه نمي ‌كنند، مگر آنكه كودك را با مشكل مواجه كند.

بسياري از پزشكان توصيه مي‌ كنند كه به كودكان تب ‌دار داروهايي نظير استامينوفن و ايبوبروفن داده شود. هر دو اين داروها به‌ طور مساوي در كاهش تب مؤثرند، اما داروي ايبوبروفن براي كودكان كمتر از 6 ماه توصيه نمي ‌شود،زيرا اين دارو هرچند كه تب را در عرض يك ساعت پايين مي ‌آورد، ولي مشكلات گوارشي در كودك ايجاد مي‌ كند. به ‌خاطر داشته باشيد كه حتي برخي از داروهاي كم‌ خطر مانند استامينوفن ممكن است در كودك شما عارضه ايجاد كنند. آسپيرين در كودكان بايد با احتياط بسيار به‌ كار رود، زيرا عامل ايجاد بيماري نادر، ولي كشنده ي سندرم ري (Reye’s Syndrome)است كه به آسيب شديد مغزي و حتي مرگ در آنها مي ‌انجامد.

هرچند بسياري از كودكان با درجه ي حرارتي حدود 3/38 درجه ي سانتي‌ گراد بداخلاق و تحريك‌ پذير مي‌ شوند، گروهي ديگر با يك تب متوسط ممكن است بيمار هم به ‌نظر نرسند.

به طور کلي، هنگامي كه كودك تب مي‌ كند، ضربان قلب او بالا مي ‌رود، سريع ‌تر نفس مي‌ كشد و به مايعات بيشتري احتياج دارد. اين موارد در مجموع باعث مي ‌شود كه او احساس بيماري و پريشاني كند. تب خفيف اين مشكلات را به ‌وجود نمي ‌آورد.

حتي در افراد سالم درجه ي حرارت بدن از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. درجه ي حرارت بدن حتي در يك كودك در طول روز تغيير مي ‌كند. درجه حرارت بدن در صبحگاه به كمترين حد خود مي ‌رسد و هنگام عصر بالا مي ‌رود. اين تغييرات درجه حرارت بدن، تقليد كننده تغييرات چرخه ي زيستي طبيعي است.

اگر تب كودك شما بيش از يك روز طول كشيد، دماي بدن او را با ذكر ساعات اندازه‌گيري، ثبت كنيد و در ساعات مختلف درجه حرارت بدن او را با هم مقايسه كنيد. حد نهايي درجه حرارت طبيعي دهان در حدود 37 و مقعد 5/37 درجه ي سانتي‌ گراد است.

اندازه‌ گيري درجه حرارت بدن و خواندن درجه به‌ ظاهر ساده، ولي تفسيرش مشكل است. آيا واقعاً كودك شما بيمار است يا اينكه پوشيدن لباس‌ هاي ضخيم درجه حرارت بدن او را بالا برده است؟ شايد هم او به ‌طور طبيعي از بقيه همسالان خود گرم‌ تر است.

كودكي كه به ‌نظر سالم مي ‌آيد و خودش هم اظهار ناراحتي نمي‌ كند و بي ‌قرار نيست، اگر درجه حرارت بدنش در حدود 2/37 درجه سانتي ‌گراد شد، جاي نگراني نيست.

تشنج ناشي از تب در 3 تا 4 درصد كودكان 9 ماهه تا 5 ساله اتفاق مي ‌افتد. شيوع اين تشنج‌ ها در پسران بيشتر است و چند دقيقه به‌ ‌طول مي‌ انجامد. هرچند تشنج ‌ها بسيار خطرناك به‌ نظر مي‌ رسند، باعث صدمه به كودك نمي ‌شوند.

مكانيسم دقيق اين تشنج ‌ها شناخته ‌شده نيست، اما پزشكان معتقدند بيشتر زماني اتفاق مي ‌افتند كه در ساعات اوليه شروع تب، درجه حرارت بدن به‌ سرعت بالا رود.

اگر كودك شما دچار تشنج ناشي از تب شد، چشم‌ هايش به سمت بالا حركت كرد، اندامش سفت شد و حركات پرشي در تمام بدنش مشاهده شد، سريعاً با اورژانس تماس بگيريد يا او را به نزديك‌ ترين مركز درماني برسانيد.

اينكه تشنج به ‌دنبال تب رخ داده يا علل ديگري باعث آن شده ‌اند، نياز به ارزيابي دقيق پزشكي دارد.

گفته مي شود تنها در يك ‌سوم از كودكاني كه تشنج ناشي از تب را تجربه كرده ‌اند، در طول يك سال بعدي باز هم اين عارضه به‌ سراغشان مي‌ آيد.

نكته ديگر اينكه، بيشتر كودكاني كه دچار تشنج‌ هاي پياپي ناشي از تب مي ‌شوند، رشد و تكامل طبيعي خواهند داشت.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:6  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

تب سنج

تب نشان می دهد بدن شما کوشش می‏کند که با یک عفونت بجنگد.

تب ناراحت‏کننده و گاهی اوقات دردناک است، اغلب در شب بدتر می‏شود و می‏تواند خواب شما را به هم بزند. تب را جدی بگیرید.

در هنگام تب گاهی تمام بدن شما درد دارد و احساس مریضی و گرما می‏کنید.

با راه‏های زیر به بدنتان کمک کنید تا با تب مبارزه کند.

چطور یک تب معمولی را کاهش دهید؟

1) استراحت فراوان داشته باشید.

2) مایعات زیادی بنوشید. می‏توانید یک عدد یخ را در دهان گذاشته و بمکید، یا آب میوه خنک بنوشید و یا سوپ سرد میل کنید.

3) لباس نازک بپوشید و درجه حرارت اتاق را بین 21 تا 23 درجه سانتی گراد نگه دارید و اگر احساس سرما کردید، از یک پتوی نازک استفاده کنید.

4) تا زمانی که تبتان کنترل نشده و نیاز است، یک داروی ضد تب بخورید. برای بچه‏های زیر 18 سال، از استامینوفن یا ایبوپروفن استفاده کنید. بزرگسالان می‏توانند از استامینوفن، آسپیرین و ایبوپروفن استفاده کنند.

5) اگر به بچه استامینوفن داده‏اید و دمای بدن او بالای 38/8درجه سانتی‏گراد است، بدن او را با یک اسفنج که به آب ولرم (آبی که سرد نباشد)آغشته شده، شستشو دهید و تا 30 دقیقه این کار را انجام دهید، یا می‏توانید کودک را در یک وان با آب ولرم به مدت 20 دقیقه قرار دهید، سپس او به طور کامل خشک کنید.

اگر دمای بدنش کمتر از 38/8  درجه سانتی گراد باشد، نیازی به وان با آب ولرم نیست. اگر کودک لرز دارد، آب وان را برای شستشوی بعدی کمی گرم‏تر کنید.

6) داروها را بشناسید. بعضی حساسیت های دارویی می توانند سبب ایجاد تب ‏شوند. اگر فکر می کنید یکی از داروهای مصرفی تان باعث تب شده، بهتر است با پزشک‏تان یا یک دکتر داروساز مشورت نمایید.

7) در هنگام تب، لب‏‏ها معمولا ترک می‏خورند و شکاف بر می‏دارند، آنها را با یک کرم مناسب چرب کنید.

تب

نکات مهم:

- تب بالای 39/5 درجه سانتی گراد در یک کودک یا نوجوان غیر عادی نیست. اما در بزرگسالان هنگام تب بالای 38/3درجه سانتی گراد، باید به پزشک مراجعه کرد.

- وقتی تب خیلی بالا باشد، می‏توانید از بسته‏های یخ روی کشاله ران و زیر بغل کودک استفاده کنید، اما بهتر است اول با پزشک، در این باره مشورت کنید.

- اگر تب بالا با گرفتگی گردن، تنفس سخت، گیجی شدید، سستی و رخوت، هذیان گویی، تشنج یا سرفه با خلط رنگی همراه باشد، به پزشک یا اوژانس زنگ بزنید.

- هرگز از الکل برای ماساژ پوست جهت کاهش تب استفاده نکنید. بخار آن سمی است و الکل از طریق پوست جذب می‏شود. به جای آن از آب ولرم استفاده کنید.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:5  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

در اين بحث ما شما را با 2 نوع پيوند و همچنين اتفاقاتي كه قبل، در جريان و پس از پيوند رخ مي دهد آشنا مي كنيم . پس از پيوند بايد داروهاي جلوگيري كننده از رد پيوند مصرف كنيد تا بدن كليه جديد را قبول كند . بنابراين ما داروهاي شايع تر در اين زمينه را نيز معرفي كرده و اثرات جانبي و احتمالي آنها را نيز مطرح مي كنيم. در نهايت به نقش استراحت/ ورزش / رژيم غذايي و ساير مباحثي كه در يادگيري آنها در زندگي با كليه جديد لازم است را نگاهي مختصر خواهيم داشت .
 
پيوند كليه :
با پيشرفت ها و موقعيت هاي حاصله در پيوند كليه هم اكنون پيوند كليه بطور گسترده به عنوان بهترين شيوه درمان در اكثر بيماران با نارسايي مزمن كليه تلقي مي شود.
پيوند كليه موجب بازگشت بيمار به زندگي عادي خود شده ، اما اين شيوه درمان براي همه بيماران مناسب نيست با پزشك خود مشورت كنيد تا مطمئن شويد پيوند كليه براي شما روش مناسبي است يا خير؟
 
عوامل موثر در انتخاب پيوند كليه :
* سلامت عمومي
* سابقه بيماري قلبي
* چاقي
* سابقه مشكلات سيستم گردش خون
* عوامل احساسي / رواني
* شواهدي مبني بر اين كه فرد پذيرش لازم در مصرف داروهاي پس از پيوند را نداشته باشد.
 
انواع پيوند :
2 نوع پيوند كليه وجود دارد :
- پيوند از اهداء كننده زنده
- پيوند از شخصي كه بطور ناگهاني فوت كرده باشد كه همان اهداء كننده جسد يا مرگ مغزي است .
 
پيوند كليه از اهداء كننده زنده چيست ؟
در اين نوع پيوند يك كليه از يك اهداء كننده زنده كه معمولاً خويشاوند است به شما پيوند زده مي شود . اهدا كننده بايد گروه خون يكسان و نوع بافت منطبق با فرد گيرنده داشته باشد.
مناسب ترين افراد : اعضاء درجه اول خانواده / خصوصاً برادران و خواهران هستند. اهداء كننده بايد در سلامت كامل باشد تا بتواند بعدها در زندگي خود با يك كليه زندگي عادي داشته باشد .
 
آزمون هايي كه جهت تائيد سلامت اهدا كننده انجام مي گيرد :
- سابقه طبي و معاينه باليني كامل
- راديوگرافي قفسه سينه (عكس قفسه سينه)
- نوار قلب
- آزمون هاي خوني و ادرار
- سونوگرافي و آنژيوگرافي كليه
- مصاحبه روان پزشك
اگر كليه مناسب و اهداء كننده سالم باشد زماني براي پيوند تعيين مي شود .
 
پيوند از اهداء كننده جسد چيست؟
در پيوند كليه از جسد ،‌يك لكيه سالم از فردي كه فوت كرده است به شما پيوند زنده مي شود . پس از انجام يكسري آزمايشات ، در ليست انتظار پيوند قرار مي گيريد تا نوبت شما و كليه منطبق با شما از نظر بافتي پيدا شود. انجام پيوند منوط به رضايت خانواده متوفي دارد .
 
آزمون هاي انطباق بافتي : (بافت)
انطباق بافت مهم ترين عامل در پذيرش يا رد پيوند كليه است . در هر نوع پيوند كليه گروه خوني اهداء كننده بايد با گروه خوني گيرنده سازگار باشد. در صورتي كه گروه هاي خوني سازگار باشد آزمون ديگري بنام تعيين بافت انجام مي گيرد . اين آزمون شباهت هاي ژنتيكي بافت اهداء كننده و گيرنده را قطعي مي كند. قبل از پيوند كمي از خون شما و خون اهداء كننده با هم مخلوط مي شود به اين آزمون cross-match گويند . اين آزمون به اين معني انجام مي شود كه مطمئن شويم هيچ ماده اي در خون بنام آنتي بادي سيتوتوكسيك وجود ندارد كه موجب پس زدن كليه پيوندي شود .
 
Crass-match مثبت :
به اين معني است كه اهداء كننده (زنده يا جسد) با شما از نظر بافتي سازگار نيست در زماني كه شما در ليست انتظار پيوند هستيد در مقاطع زماني مختلف يك نمونه خون شما گرفته مي شود تا سطح آنتي بادي هاي سيتوتوكسيك را تعيين كنند . اين سطوح در زمان هاي مختلف تغيير كرده و قابليت شما را در پذيرش پيوند قرار مي دهد .
 
جراحي پيوند كليه :
جراحي پيوند كليه معمولاً 4-2 ساعت بطور مي كشد كليه و حالب جديد در قسمت پاييني شكم و نزديك كشاله ران كاشته مي شود و به عروق خوني و مثانه متصل شده و يك سوند براي چند روز در مثانه گذاشته مي شود تا ادرار توليد شده توسط كليه جديد خارج كند . گاهي اوقات يك لوله تخليه كننده (سوند يا درن) را هم در نزديكي كليه پيوندي مي گذارند تا ترشحات را تخليه كند . در بعضي موارد شما پس از پيوند به چند جلسه دياليز نياز داريد تا كليه جديد شروع به كار كند . كليه هاي شما برداشته نمي شود مگر اين كه بطور مزمن عفوني باشد و يا اين كه خيلي بزرگ شده و فضاي كافي براي كليه جديد وجود نداشته باشد .
 
پيوند كليه :
مزايا:
- رهايي ازا نجام دياليز مكرر
- محدوديت ها در رژيم غذايي برداشته مي شود .
- افزايش توان و انرژي
- بازگشت به زندگي عادي
 
محدوديت ها :
- ضرورت استفاده از داروهاي جلوگيري كننده از رد پيوند كه ممكن است عوارض جانبي داشته باشد.
- نگراني از پس زدن كليه
- افزايش احتمال بروز عفونت و انواع خاصي از سرطان
آزمون هاي تشخيصي متعددي پس از پيوند و قبل از ترخيص انجام مي گيرد تا از سلامت و عملكرد مطلوب كليه اطمينان حاصل شود . اين آزمون ها شامل آزمون هاي خوني/ سونوگرافي/ اسكن كليه است .
 
پس زدن پيوند چيست؟
پس زدن پيوند وقتي اتفاق مي افتد كه بدن كليه پيوندي را غير خودي تشخيص داده و سيستم ايمني خود را براي جنگيدن عليه آن فعال مي كند . پس زدن پيوند ممكن است در هر شرايطي و زماني رخ دهد اما بطور شايع در ماه هاي اول پس از پيوند ديده مي شود . از داروهاي مختلف به صورت تنها يا با ساير داروها براي جلوگيري از رد پيوند و مهار سيستم ايمني استفاده مي شود به هر حال حتي با مصرف اين داروها هم پس از پيوند رد كليه پيوندي توسط بدن ديده مي شود كه با آزمون هاي خوني تشخيص داده شده و با تجويز داروهاي كوتاه مدت اختصاصي درمان مي شود . پس زدن كليه در بسياري از موارد با موفقيت قابل درمان است .
 
علايم پس زدن پيوند كليه :
- كاهش ادرار و يا قطع جريان ادرار 24 ساعته
- افزايش تورم مچ پا
- درد در منطقه پيوند
- تب
- احساس ناخوشي
- افزايش فشار خون و افزايش وزن بيش از 2 كيلو در هفته
- افزايش سطح كراتينين خون
- سفتي و قرمزي در منطقه پيوند
با ديدن هر كدام از علايم فوق سريعاً به پزشك خود مراجعه كنيد .
 
موفقيت در پيوند :
ميزان موفقيت در پيوند در كل بسيار خوب است . پيوند كليه در جسد موفقيت 80 تا 85 درصد در سال اول دارد اين امر به آن معنا است كه پس از يك سال از پيوند 80 تا 85 كليه از هر 100 كليه پيوندي هنوز سالم بوده و عملكرد مطلوب دارد . موفقيت پيوند كليه از اهداء كنندگان زنده 95 تا 90 درصد است . مشكل است بتوان گفت يك كليه پيوندي تا چه مدت دوام خواهد داشت زيرا عوامل متعددي در اين موضوع تأثير گذار است . بعضي كليه ها تا 25 سال هم دوام و عملكرد داشته و اگر كليه پيوندي ازكار بيفتد شما به دياليز بر مي گرديد . كليه پيوندي ممكن است خارج نشود هم چنين ممكن است پس از مدتي و در صورت صلاحديد پزشكتان براي انجام پيوند ديگر واجد شرايط باشد .
 
زندگي پس از پيوند كليه :
پس از پيوند كليه ، شما تا حد بالايي به زندگي عادي خود بر مي گرديد و تا زماني كه داروهاي خود را بطور صحيح و به موقع و براساس تجويز پزشك مصرف كنيد ديگر به دياليز نياز ندارد .
 
استراحت و ورزش :
شما به استراحت كافي پس از پيوند نياز داريد زيرا شما به سادگي ممكن است احساس خستگي كنيد . كه اين ناشي از جراحي پيوند و اقامت شما در بيمارستان است . مطمئن شويد كه توان شما با استراحت كافي برخواهد گشت .
 
فعاليت هاي مجاز پس از پيوند كليه :
راهپيمايي – شنا – دوچرخه سواري – تنيس
در مراحل اوليه پس از پيوند پياده روي بهترين ورزش است . شما همچنين مي توانيد كارهاي سبك خانه را انجام دهيد اما بايد از جابجايي هرگونه اشياء سنگين تا حداقل 2 ماه پس از پيوند اجتناب كنيد . قبل از انجام هرگونه ورزش سنگين با پزشك خود مشورت كنيد !
 
موارد قابل توجه پس از پيوند :
پروتئين : يك مغذي مهم در ساخت / نگهداري و ترميم سلول هاي بدن پس از جراحي پيوند است . در طي 2 تا 3 ماه اول پس از پيوند مختصراً به پروتئين بيشتري در برنامه غذايي خود احتياج دارد .
چربي : سطح كلسترول خون شما ممكن است پس از پيوند افزايش يابد و داروهاي مهار ايمني در اين افزايش نقش دارند كه با روش ها زير مي توان سطح كلسترول را كاهش داد:
- كاهش وزن
- كاهش چربي غذا (مصرف غذاهاي كم چرب)
- مصرف دارو ( در صورتي كه تغيير در رژيم غذايي سطح كلسترول خون شما را پايين نياورد)
سديم : داروهاي مهار سيستم ايمني موجب افزايش فشار خون پس از پيوند مي شوند كه براي كاهش فشار خون بايد رژيم غذايي كم نمك داشته باشيد .
پتاسيم : تا زماني كه كليه جديد شما خوب كار كند قادر به دريافت مقدار طبيعي پتاسيم در رژيم غذايي خود هستيد . به هر حال داروهاي مهار سيستمي ايمني گاهي موجب افزايش پتاسيم خون مي شوند كه در اين زمان نياز به محدود كردن پتاسيم دريافتي هستيد (اجتناب از خوردن مواد حاوي پتاسيم مانند: موز- مركبات و ...)
كلسيم و فسفر: پس از پيوند ديگر نيازي به محدوديت دريافت فسفر و يا استفاده از داروهاي متصل شونده و دفع كننده فسفر نخواهيد داشت. در واقع مصرف كافي فسف و كلسيم مهم بوده و منابع اصلي اين مواد معدني شير و لبنيات هستند .
مايعات : تا زماني كه كليه جديد خوب كار كند نيازي به محدوديت مصرف مايعات نداريد در واقع شما بايد مقادير زيادي مايع جهت عملكرد بهتر كليه جديد بنوشيد .
 
كار و شغل :
زمان بازگشت شما به غشل و حرفه اتان بستگي به نوع كار و سرعت بهبودي شما دارد . در اين خصوص بايد با پزشك خود مشورت كنيد .
 
روابط جنسي:
مقاربت ضرري براي كليه پيوندي ندارد . بنابراين هر موقع كه مايل باشيد مي توانيد اين كار را انجام بدهيد . پس از پيوند شما انرژي بيشتري داريد چرا كه اورمي و كم خوني شما رفع شده است . گاهي اوقات داروهايي كه براي درمان افزايش فشار خون بكار مي روند مي توانند ميل و توانايي جنسي مردان را كاهش دهد در اين صورت با پزشك خود مشورت كنيد تا داروي شما را تغيير دهد . گاهي اوقات خانم ها در مقاربت احساس درد دارند كه در هر صورت اگر مشكل بوجود آمد با پزشك خود مشورت كنيد .
 
بچه دار شدن (حاملگي) :
خانم هايي كه پيوند مي شوند توانايي باروري خود را دوباره بدست مي آورند به هر حال حاملگي موجب تحميل كار بيشتر به كليه شما مي شود . اكثر پزشكان توصيه مي كنند حاملگي را يك تا 2 سال پس از پيوند به تعوي بياندازيد تا شرايط كليه پيوندي تثبيت شود . بعضي داروهاي مهار سيستم ايمني مانند مايكوفنولات مفتايل (سل پست) مي تواند براي حاملگي و جنين خطرناك باشد قبل از اقدام به بارداري با پزشك خود مشورت كنيد . بيماران از هر دو جنس كه از نظر روابط جنسي فعال بوده ولي مايل به بچه دار شدن نيستند بهتر است از يكي از روش هاي پيشگيري استفاده كنند كه در اين مورد نيز حتماً با پزشك خود صحبت كنند.
 
توصيه هاي سلامتي :
- در زمان نشتن در ماشين از كمربند ايمني استفاده كنيد .
- از مواجهه طولاني مدت با آفتاب خودداري كنيد زيرا ادرارهاي مهار ايمني پوست را مستعد سرطان و آسيب مي سازنند. از كرم هاي ضد آفتاب با SPF 15 يا بالاتر استفاده كنيد .
- هر گونه خونريزي غير معمول / تب/ گلودرد / سرماخوردگي / آنفولانزا/ اسهال و استفراغ را سريعاً به پزشك خود اطلاع دهيد .
- از مصرف داروهايي كه از داروخانه تهيه نمي شوند و نيز داروهاي گياهي اجتناب كنيد زيرا اين داروها ممكن است به كليه شما آسيب برسانند .
- هرگونه داروي مصرفي بايد زير نظر پزشك معالج شما باشد .
- انجام ورزش هاي سبك / رژيم غذايي كم چرب وكم نمك/ رعايت نكات بهداشتي/ الزامي است.
 
 

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:43  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

به معنی تولید کننده ضربان قلب می باشد اگر سیستم هدایتی قلب به هر دلیلی دچار اختلال شود تحریک هیوکالد از منبع خارجی امکان پذیر است که این کار توسط ژنراتوری صورت می گیرد که آن را پیس میکر گویند .
 
* موارد استفاده از پیس میکر
- آسیستول بطنی ، وقفه سینوس متناوب ،            برادی کاردی شدید که برون ده قلبی کم و با حملات استوک آدامس باشد . بلوک درجه دو AV و بلوک کامل AV سندرم گره سینوسی بیمار (SSS) مهار آریتمی های دهلیزی یا بطنی و. . .
 
* سرعت (Rate) پیس میکر
سرعت با توجه به هدف درمانی و موقعیت بالینی تنظیم می شود به استثنای موارد اندکی سرعت ضربان قلب معمولا بین 80-70 ضربان در دقیقه تنظیم می شود .
 
* کیفیت ایجاد ضربان
دو نوع کیفیت اساسی در ایجاد ضربان به وسیله پیس میکر وجود دارد که شامل
الف : کیفیت سرعت ثابت Fix rate Asynchronou ب : کیفیت تقاضا Demand
در نوع اول پیس میکر ایمپالس های الکتریکی را به سرعت ثابت ،بدون توجه به ریتم قلبی بیمار صدق می کند این نوع برای مددجویانی که سرعت آنهابه طور طبیعی زیر 60 ضربان در دقیقه است و قلب تمایلی به پیدایش آریتمی ندارد استفاده می شود در نوع دوم از این کیفیت با ریتم قلبی بیمار رقابت                      نمی کند و روی امواج طبیعی قلب تحریک            نمی فرستد دراین نوع پیس میکر در صورت نیاز زمانی تحریک را می فرستد که سرعت ضربان قلب از حد تنظیم شده پیس میکر کمتر باشد در این صورت شروع به فرستادن تحریک می کند و ضربان قلب را در یک حد طبیعی نگه میدارد .
 
* انواع پیس میکرها باتوجه به مدت زمان استفاده از آنها :
الف : پیس میکر موقت :
- از راه قفسه سینه
- از راه وریدی
ب : پیس میکر دائمی
-از راه قفسه سینه
- از راه وریدی
 
* پیس میکر خارج جلدی
نوع غیر تهاجمی در موارد اورژانس تا وسایل جهت گذاشتن پیس موقت فراهم شود ، مواردی که گذاشتن پیس داخل ممنوع باشد ، اختلال در پیس دائم و ... نحوه قرار دادن الکترودها در سطح بدن بیشتر قدامی - خلفی است که در این حالت الکترود منفی قسمت چپ قفسه سینه بین زائده گزیفوئید و خط عمودی که از پستان می گذرد قرار می گیرد الکترود مثبت در پشت بیمار در زیر استخوان کتف چپ گذاشته می شود .
 
نکته :
- ناحیه پوست زیر الکترود باید تمیز و خشک باشد.
- موهای سینه شیو شود ( اگر زیاد بود )
- حاشیه چسبنده الکترودها به ژل آغشته نمی شود.
 
مراقبت های پرستاری در بیماران دارای پیس میکر
الف : مراقبتهای قبل از قرار دادن پیس میکر
- آموزش به بیمار در مورد نحوه عمل
- محل ورود شیو شود
-  ( ECG , v/s)کنترل و مانیتورینگ شود .
- سرم kvo وصل شود .
- تجویز آرام بخش و آنتی بیوتیک پروفیلاکسی
- آماده کردن کاتترس پیس میکر
- آماده کرن ترالی اورژانس و فیبر یلاتور
ب : مراقبت بعد از عمل قرار دادن پیس میکر
- تاریخ و ساعات قراردادن دستگاه نوع دستگاه و نام پزشک ثبت شود .
- رادیو گرافی سینه برای تعیین محل کاتتر
- ECG به طور دائم کنترل شود کنترل V/S ضروری است .
- در صورت استفاده از راه وریدی بی حرکتی عضلانی که کاتتر وارد شده بیمار تا 24 ساعت CBR باشد .
- تعویض پانسمان ناحیه ورود کاتتر و کنترل جابجایی کاتتر
- باطری ها در جای خشک نگه داری شود تاریخ استفاده و بر چسب پشت پیس میکر چسبانده شود نیمه عمر با طوی 4-2 ماه می باشد .
- محل قرار گیری پدالها cm 10 از ژنراتور فاصله داشته باشد .
- پس از نصب پیس دائم پیس موقت 3-2 روز باقی می ماند .
مراقبت منابع الکتریکی خطرناک باشید .
ج - آموزش به بیماران دارای پیس میکر دائم در زمان ترخیص
- بررسی زخم روزانه و گزارش هرگونه علائمی از التهاب - قرمزی - ترشح و حساسیت
- اجتناب از پوشیدن لباس های تنگ
- خودداری از دستکاری ژنراتوری پیس میکر
- کنترل نبض رادیال یا کاروتید روزانه
- از نزدیک شدن به محیط با ولتاژ بالا که در آن نیروی مغناطیسی با تششع الکتریکی وجود دارد اجتناب شود .
- هنگام مسافرت با هواپیما از نشستن نزدیک بال هواپیما و عل آماده نمودن غذا خوداری شود .
- دزدگیر فروشگاهها روی عملکرد پیس تاثیر دارند.
- رادیو گرافی ساده روی ژنراتور پیس میکر اثری ندارد .
- از انجام فعالیت هایی که سبب صدمه به ژنراتور می شود اجتناب شود .
- همراه داشتن کارت شناسایی الزامی است .
- آموزش در مورد نوع دستگاه و عملکرد آن
- آموزش در مورد اهمیت مراجعات منظم به پزشک یا درمانگاه جهت بررسی عملکرد پیس و در صورت نیاز برنامه ریزی مجدد .
 
 
 
 

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:41  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

سكته چيست ؟

برطبق مطالعات انجمن بين المللي سكته ، اين عارضه سومين دليل اصلي مرگ و مير در جهان است ، بعلاوه يك سوم از افرادي كه سكته كرده اند در خلال پنج سال آينده نيز ممكن است دوباره دچار اين عارضه گردند .
مردم حمله قلبي را با سكته اشتباه مي گيرند كه اين دو مقوله جدا هستند ، سكته يك حمله مغزي به شمار مي آيد حملات قلبي در عروق و بافتهاي قلبي اتفاق مي افتند در حاليكه سكته انحصارا در بافتهاي مغزي حادث مي گردند .
سكته ضايعات ناگهاني درعملكرد مغز مي باشد كه به دليل انسداد يا پارگي عروق منتهي و يا دروني مغز پديد مي آيد و اغلب منجر به نمايان شدن عوارض وخيمي از قبيل عدم هماهنگي و تعادل و نيز سبب تكلم نا مفهوم مي گردد كه اين بستگي به ناحيه صدمه ديده در مغز دارد . همچنين سكته را به يك عارضه مغزي و يا مغزي عروقي نيز تعبير مي كنند .
وقتي كه يك رگ خوني (سرخرگ) منتهي به مغز پاره شده و يا توسط يك لخته خوني مسدود گردد ، عارضه سكته پديد مي آيد ، بعد از 4 الي 5 دقيقه كوتاه ، سلول هاي عصبي در آن ناحيه آسيب ديده و از بين مي روند در نتيجه بخشي از بدن كه توسط آن ناحيه آسيب ديده در مغز كنترل مي شود ، نمي تواند خوب عمل نمايد . اگر در ظرف مدت يك ساعت جريان خون دوباره برقرار نگردد ، معمولا صدماتي دائمي و جبران ناپذير در مغز ايجاد مي گردد .
سکته های مغزی به دو دسته عمده تقسیم می شوند : ایسکمیک (کم خونی موصفی ) و هموراژیک ( خون ریزشی)
 
سكته ايسكميك (Ischemic)
اين نوع سكته كه 80 درصد از بيماران به آن مبتلا هستند ، زماني رخ مي دهد كه يكي از شريانهاي مغزي بدليل لخته هاي خوني مسدود شود . به اين نوع لخته هاي خوني در اصطلاح “ ترومبوس “ گفته مي شود . لخته هاي خوني كه در بخشهاي ديگر بدن مانند قلب ايجاد مي شود ‏، “ امبلاس “ ناميده مي شوند ، كه همانند پلاكتها مي توانند خود را از بخشهاي مختلف بدن عبور داده و به مغز برسانند .
يكي از دلايل بروز اين نوع سكته پايين آمدن بيش از حد فشار خون است ( عارضه هيپوتنشن ) كه تا حد بسيار زيادي جريان خون به مغز را كاهش مي دهد . اين حالت معمولا بعلت رگهاي نازك شده و بيمار اتفاق مي افتد .
 
سكته هموراژيك (Hemorrhagic)
خونريزي شريانهاي خوني در داخل مغز علت اصلي پديد آمدن اين نوع سكته مي باشد . دليل عمده اين حالت ، بالا رفتن بيش از حد فشار خون به دنبال اتساع عروقي در مغز است ، كه تضعيف ، تورم و پارگي ثانويه يك ساختار عروقي در مغز مي باشد . به علاوه ، خونريزي ناگهاني از يك شريان درون فضاي در برگيرنده مغز باعث خونريزي بافتهاي نرم اطراف و در نتيجه سكته خواهد شد.
علائم هشدار دهنده را بشناسيد ...
 
علائم سكته
هر گاه يكي از علائم زير را در خود و يا شخص ديگر مشاهده نموديد سريعا با اورژانس تماس بگيريد . انجام كمكهاي اوليه پزشكي مناسب قبل از سكته مي تواند شما را از صدمات جبران ناپذير سكته رهايي دهد.
علائم و نشانه هاي عارضه سكته عبارتند از :
- تيرگي و يا كاهش قدرت ديد در يك يا هر دو چشم ، همانند دو تا ديدن اجسام ، سياهي رفتن چشم و يا از دست دادن كامل بينايي .
- سردردهاي ناگهاني و شديد بدون داشتن علتي مشخص و يا سابقه ميگرن .
- ايجاد مشكل هنگام راه رفتن ، سرگيجه ، يا از دست دادن تعادل و هماهنگي ، برخي اوقات شبيه حالت مستي .
ضعف و بي حسي ناگهاني و از كار افتادگي صورت ، دست يا پا ، بخصوص در يك طرف بدن .
- ناتواني در صحبت كردن يا فهميدن جملات ساده ، سخن گفتن نامفهوم .
- فقدان مختصر هوشياري يا دوره اي از هوشياري كاهش يافته (تشنج ، غش ، گيجي و كما )
 
چه كسي در خطر ابتلا قرار دارد ؟
معمولا سكته در يك خانواده دست به دست مي شود . نتيجه يك مطالعه علمي نشان داده كه افراد زير 65 سال كه دچار سكته شده و يكي از اعضاء خانواده آنها نيز قبلا سكته كرده ، سه برابر بيشتر از بيماراني كه در خانواده شان سابقه اين عارضه وجود ندارد ، در معرض خطر سكته قرار گرفته اند .
سن بالاي 55 ، ديابت ، فشار خون بالا ( بالاي 9/14 ) ، امراض عروقي ، بيماريهاي قلبي ، تصلب شريان ، سابقه پيشين حملات قلبي و سكته و حملات كم خوني موضعي موقت (TIA) همگي مي توانند خطر سكته را در شما افزايش دهند .
عواملي كه شما مي توانيد آنها را تغيير داده و يا كنترل كنيد عبارتند از سبك زندگي بي تحرك و فاقد فعاليتهاي جسماني ، چاقي مفرط و اضافه وزن اطراف شكم ( كه باعث اختلال در سيستم گردشي بدن و افزايش فشار خون مي شود ) ، مصرف الكل ، مواد مخدر و دخانيات، ترك سيگار عامل شماره يك مقابله با خطر ابتلا به سكته است . اگر سيگار را ترك كنيد بعد از پنج سال خطر سكته در شما به اندازه فردي كه اصلا تاكنون سيگار نكشيده پايين خواهد آمد .
 
علائم هشدار دهنده
حملات كم خوني موضعي موقت ‏(TIA)
با اين كه بروز سكته معمولا ناگهاني و بدون هشدار است ، پيش از يك سكته كامل ‏، بيماران ممكن است يك يا دو بار دچار حملات كم خوني موضعي موقت گردند . TIA به علت انسداد موقتي عروق داخلي و يا منتهي مغز ايجاد شده و بنام سكته ناقص معروف است ، زيرا باعث جريان خون ناكافي به مغز شده و علائم مشابه سكته كامل را دارا مي باشد . اگر چه ، برخلاف سكته ، علائم TIA معمولا بعد از 10 تا 30 دقيقه از بين ميروند ، هر چند كه ممكن است تا 24 ساعت نيز ادامه بيايند .
اگر مبتلا به TIA مي باشید ، نياز فوري به توجهات پزشكي داريد . عارضه TIA زنگ خطري براي بروز سكته قريب الوقوع مي باشد چرا كه 11 درصد افرادي كه به TIA دچار شده اند ظرف مدت 30 روز و 14 درصد ظرف مدت يكسال سكته كرده اند .
پروتئين انفعالي C يا CRP همانند فشار خون و كلسترول بالا ، عوارض خطر هستند. ميزان CRP بالا در خون نشان دهنده اين است كه پلاكت شريانها ناپايدار بوده و مي تواند باعث انسداد عروقي قلبي يا مغزي گردد . برطبق يك مطالعه علمي ، پروتئين انفعالي C حتي مي تواند خود به ايجاد آن ناپايداري كمك نمايد . با يك آزمايش خوني ساده اين مسئله قابل تشخيص است .
بياموزيد با يك تست يك دقيقه اي چگونه مي توانيد زندگي خود را نجات دهيد .....
 
تشخيص سكته
فقط يك پزشك كارآزموده مي تواند سكته را تشخيص دهد آن هم توسط معاينات دقيق از طريق تصويربرداري هاي پيشرفته مانند CT ( پرتونگاري محاسبه اي ) يا MRI ( عكس برداري تشديد مغناطيسي) يا نوارهاي مغزي .
با اين حال ، اكنون كه مي دانيد ماهيت سكته چيست ، ممكن است بخواهيد بدانيد كه آن علائم بيماري چگونه خود را آشكار ساخته ، و چگونه مي توانيد جاني را نجات دهيد .
 
تست يك دقيقه اي
اگر به اين كه ممكن است خود يا يكي از اطرافيانتان در معرض سكته قرار داشته باشد ظنين هستيد ، روشي وجود دارد كه توسط آن مي توانيد اغلب سكته ها را تشخيص دهيد .
براي تشخيص بالقوه سكته ، سه مرحله زير را دنبال كنيد :
1- به شخص بگوييد لبخند بزند ، دقت نماييد كه آيا سمتي از صورتش نسبت به سمت ديگر ضعيف تر عمل ميكند يا خير - يك روش قديمي تشيخص سكته .
2- از فرد بخواهيد چشم هايش را بسته و دست هايش را بالا ببرد . بيماري كه سكته نموده باشد نمي تواند هر دو دست خود را به يك اندازه بالا ببرد .
3- در نهايت از او بخواهيد كه جمله اي ساده را تكرار نمايد تا ببينيد آيا در نحوه تكلمش اختلال وجود دارد يا خير . مثلا بخواهيد كه بگويد “ آسمان آبي است . “
 
اثرات بلند مدت و عوارض سكته
نوع صدمه حادث از سكته عموما به ناحيه آسيب ديده در مغز بستگي دارد . طرف چپ مغز عملكردهاي حركتي و احساسي طرف راست بدن را برعهده دارد و بالعكس . طرف چپ مسئول درك زبان ، خواندن و نوشتن ، استدلال و مهارتهاي عددي بوده در حالي كه طرف راست خلاقيت ، انتزاع و فراست را كنترل مي كند .
در خلال چند ماه بعد از سكته ، بهترين فرصت براي بازيافت مهارتها و قابليتهاي حركتي و ذهني محسوب مي گردد . بازيافت برخي قابليتها همانند تكلم به آهستگي صورت مي گيرد . متاسفانه نيمي از كساني كه سكته كرده اند ، دچار مشكلات طولاني مدت در رابطه با قوه ادراك ، تكلم ، تفكرات حساس و تصميم گيري ميشوند . برخي بيماران نيز ممكن است مشكلات رفتاري داشته باشند كه روي روابط آنها با خانواده ، دوستان و همكارانشان تاثير بگذارد .
 
مراقبت در دوره نقاهت
آسپرين ASA يا اسيد استيل ساليسيليك با رقيق نمودن خون باعث كاهش خطر سكته ميگردد . مصرف آسپرين بعد از سكته ، احتمال سكته هاي بعدي را كاهش مي دهد . همچنين مصرف آسپرين تا 48 ساعت بعد از سكته ( يا آغاز علائم ) ممكن است احتمال سكته ديگر را كاهش داده و از مرگ جلوگيري بعمل آورد.
 
دارو
چندين نوع دارو و درمان جديد ممكن است صدمات مغزي بوجود آمده در لحظات اوليه سكته و يا بعد از آنرا متوقف و يا حتي معكوس كند . زمان محدودي براي پزشكان جهت استفاده از داروهاي رفع لخته هاي خوني وجود دارد .
رقيق كننده هاي خون ( مانند ASA ) و داروهايي كه باعث جلوگيري سلولهاي خوني از انباشتگي روي هم و تشكيل لخته مي شوند ( مانند Warfarin ) موثرترين داروها جهت جلوگيري از سكته بشمار ميروند .
 
خانواده و دوستان
مساعدت دوستان و خانواده بهبودي بيمار را تسريع مي كند . يك شبكه خدمات اجتماعي مفيد و مناسب فرد مبتلا را قادر به انجام بهتر كارها نموده و زمان بهبودي را كوتاه خواهد كرد .

  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:40  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

تشریحات بیهوشی در دنیای پزشکی

 

 

در سرزمين بيهوشي

 

 

از اتر تا ونتيلاتور

 

پيش از جراحي، متخصص بيهوشي ملاقاتي با بيمار دارد تا بتواند بهترين و مناسب ترين داروها و دوزها را با توجه به شرايط بيمار تعيين کند. اهميت اين مقادير به علت تاثير آنها بر ايمني فرآيند بيهوشي است بر اساس شرايط پزشکي فعلي بيمار، ممکن است متخصص بيهوشي اين اطلاعات ار يک بار ديگر در روز جراحي مورد ارزيبابي قرار داده و تغييراتي اعمال کند. پاسخگويي صحيح و دقيق به اين سوالات در تعيين داروهاي بيهوشي بسيار مهم است.

 

در پزشكي مدرن، بيهوشي عمومي به عنوان حالتي تعريف مي‌شود كه در آن فرد به علت استفاده از داروهاي بيهوشي، به طور كامل هوشياري خود را از دست مي‌دهد. در طي اين فرآيند داروهاي مختلف و با اثرات متعدد به بيمار داده مي‌شوند كه هدف كلي آنها ايجاد حالت عدم هوشياري، فراموشي و بي‌دردي است.

انتخاب روش بهينه و داروي مؤثر براي هر بيمار به عهده متخصص بيهوشي است.

بيهوشي عمومي فرآيند پيچيده‌اي است كه مراحل زير را شامل مي‌شود:

ارزيابي‌هاي پيش از بيهوشي

تجويز داروهاي بيهوشي عمومي

معاينه وضعيت قلب و تنفس بيمار

بي‌دردي

كنترل مجاري ورود هوا

كنترل مايعات

كنترل درد پس از جراحي

‏ارزيابي‌هاي پيش از بيهوشي

 

پيش از جراحي، متخصص بيهوشي ملاقاتي با بيمار دارد تا بتواند بهترين و مناسب‌ترين داروها و دوزها را با توجه به شرايط بيمار تعيين كند. اهميت اين مقادير به علت تأثير آنها بر ايمني فرآيند بيهوشي است. اطلاعاتي كه براي اين ارزيابي از بيمار گرفته مي‌شوند عبارتند از: سن، وزن، داروهاي مورد استفاده، وجود سابقه قرار داشتن تحت بيهوشي عمومي. بر اساس شرايط پزشكي فعلي بيمار، ممكن است متخصص بيهوشي اين اطلاعات را يك بار ديگر در روز جراحي مورد ارزيابي قرار داده و تغييراتي اعمال كند. پاسخگويي صحيح و دقيق به اين سؤالات در تعيين داروهاي بيهوشي بسيار مهم است. به عنوان مثال شخصي كه از مواد الكلي يا اعتيادآور استفاده مي‌كند، در صورت پنهان كردن اين مسأله احتمالاً در حين جراحي به هوش بوده و يا دچار افزايش فشار خون خواهد شد. استفاده از برخي داروها نيز ممكن است با داروهاي بيهوشي تداخل داشته و خطراتي را براي بيمار به وجود آورند.

يكي از جنبه‌هاي مهم اين ارزيابي، بررسي و معاينه دقيق مجاري عبور هوا است. اين بررسي شامل معاينه دهان و بافت‌هاي اطراف حنجره است. وضعيت دندان‌ها و ميزان انعطاف‌پذيري گردن بازبيني مي‌شود. در صورتي كه كارگذاري لوله تراشه در گلو مشكل باشد، روش‌هاي جايگزيني مانند لوله‌گذاري در ناي، حلق و … استفاده مي‌شود.

داروهاي پيش از عمل

از چندين ساعت تا چند دقيقه قبل از شروع جراحي ممكن است متخصص بيهوشي داروهايي را از طريق تزريق داخل رگ و يا به صورت خوراكي تجويز كند. معمو‌ل‌ترين داروهاي پيش از عمل عبارتند از تركيبات ناركوتيك و سدتيو.

انجام بيهوشي

بيهوشي عمومي هم در اتاق عمل و هم در اتاق مخصوص بيهوشي قابل انجام است. داروي بيهوشي به يكي از روش‌هاي تزريق داخل رگ (‏IV‏) و يا استنشاق ماده بيهوشي از درون يك ماسك صورت به بدن وارد مي‌شود. بيهوشي از طريق تزريق داخل رگ سريع‌تر از استنشاق عمل مي‌كند. بيمار در عرض 20-10 ثانيه به طور كامل بيهوش مي‌شود. داروهاي بيهوشي تزريقي معمولاً عبارتند از پريوفول، كتامين، اتوميديت و …

‏حفظ بيهوشي

طول مدت تأثير مواد بيهوشي بين 5 تا 10 دقيقه است و پس از آن فرايند به هوش آمدن آغاز مي‌شود. براي افزايش مدت بيهوشي (تا زمان پايان جراحي)، بايد مقدار مشخص از تركيبات اكسيژن، ‏NO2‎‏ و مواد بيهوشي ديگر از طريق استنشاق به بيمار داده شود. راه ديگر تزريق دوزهاي معيني از ماده بيهوشي است. هر گاه سطح مواد بيهوشي در مغز از حد معيني كمتر شود فرآيند ريكاوري (بازگشت به سطح هوشياري) اتفاق مي‌افتد. از سال 1990، شيوه تزريق كنترل شده مواد بيهوشي با استفاده از پمپ اينفيوژن ابداع شده است. اين روش به علت تسريع ريكاوري و كاهش مشكلات پس از بيهوشي (نظير حالت تهوع و …) ترجيح داده مي‌شود.

‏روش‌هاي نوين

 استفاده از شيوه‌هاي انسداد عصبي- عضلاني، بخشي از بيهوشي مدرن است. در اين شيوه نيازي نيست كه عمق بيهوشي خيلي زياد باشد. مانيتورينگ اين روش به وسيله دستگاه تحريك‌كننده اعصاب محيطي انجام مي‌شود. اين وسيله پالس‌هاي الكتريكي كوتاهي را به اعصاب فرستاده و واكنش عضلات را بررسي مي‌كند.

‏كنترل وضعيت مجاري عبور هوا

همزمان با كاهش هوشياري در اثر بيهوشي عمومي، ميزان عكس‌العمل‌هاي محافظتي در مجاري عبور هوا (نظير سرفه كردن) كاهش مي‌يابد و ممكن است الگوي تنفس در اثر اثرات مواد بيهوشي دچار نقص شود. براي باز نگه داشتن مجراي عبور هوا و حفظ پارامترهاي تنفس عادي، از لوله‌هاي تنفسي استفاده مي‌شود. اين لوله‌ها در زمان بيهوشي به داخل مجراي تنفسي بيمار وارد مي‌شود. براي انجام تنفس‌دهي يك لوله تراشه به داخل گلو هدايت مي‌شود.

‏مانيتورينگ

مانيتورينگ شامل استفاده از تكنولوژي‌هاي متعدد به منظور حفظ و كنترل بيهوشي عمومي است. اين تكنولوژي‌ها به شرح زير هستند:

‏1- ECG‏: قرار دادن الكترودهايي بر روي پوست به منظور كنترل نرخ ضربان قلبي. با استفاده از اين روش برخي علايم اوليه مشكلات قلبي قابل مشاهده و پيشگيري است. (اين روش بايد به طور پيوسته انجام شود)

2- پالس اكسيمتري: پروب اين وسيله با دقت بر روي يكي از انگشتان نصب مي‌شود و به طور پيوسته ميان غلظت هموگلوبين حاوي اكسيژن را كنترل مي‌كند.

3- كنترل فشار خون: به دو روش انجام مي‌شود. روش اول (معمول‌ترين روش)، استفاده از روش غيرتهاجمي (‏NIBP‏) است. اين شيوه با استفاده از يك كاف كه به دور بازو يا پا بسته مي‌شود، انجام مي‌گيرد. سپس فشار خون با استفاده از دستگاه، چندين بار در حين جراحي كنترل مي‌شود. در روش دوم فشار خون به صورت تهاجمي (‏IBP‏) اندازه‌گيري مي‌شود. بيماراني كه به بيماري‌هاي قلبي يا تنفسي حاد مبتلا هستند و يا جراحي‌هاي بزرگي نظير جراحي قلب (همراه با خونريزي شديد) در پيش رو دارند با اين شيوه كنترل مي‌شوند. در اين روش، نوعي ابزار پلاستيكي وارد شريان بيمار شده و از اين طريق فشار خون وي اندازه‌گيري مي‌شود.‏

4- كنترل متناوب غلظت مواد بيهوشي: اين كار توسط ماشين بيهوشي و به وسيله اندازه‌گيري درصد مواد بيهوشي استنشاقي انجام مي‌شود.

5- پيغام كمبود اكسيژن: برخي مدارات الكترونيكي تعبيه شده در اتاق عمل در صورتي كه سطح اكسيژن‏ هواي اتاق كمتر از 21 درصد باشد پيغام خطا مي‌دهند.‏

6- پيغام قطع مدار: نشان‌دهنده قطع مدار به علت رسيدن به حد معيني از فشار در حين تنفس‌دهي است.

7- كنترل دي‏ ‌اكسيد كربن (كاپنوگرافي): ميزان دي‌ اكسيد كربن موجود در ريه‌ها را اندازه‌گيري مي‌كند. به اين ترتيب متخصص بيهوشي از صحت تنفس‌دهي اطمينان پيدا مي‌كند.‏

8- اندازه‌گيري حرارت بدن: براي آگاهي از بروز تب يا افزايش درجه حرارت انجام مي‌شود.

9- از دستگاه EEG‏ و يا ساير تجهيزات مخصوص به منظور كنترل عمق بيهوشي استفاده مي‌شود.‏

اين روش از هوشياري مغز بيمار ( عدم توانايي وي براي آگاه كردن اطرافيان به علت بي‌حسي ساير اعضاي بدنش) جلوگيري مي‌كند. همچنين با تعيين عمق بيهوشي از تزريق بيش از اندازه ماده بيهوشي اجتناب مِي‌شود.

مراحل بيهوشي

 مرحله 1: فاصله زماني بين تزريق دارو و كاهش سطح هوشياري است. در طي اين مدت بيمار قادر به سخن گفتن است.

مرحله 2: در طي اين مرحله ضربان قلب و تنفس بيمار موقتاً به هم مي‌ريزد. حالت تهوع و حركات اسپاسمي از نتايج اين امر است. از آنجا كه ممكن است بروز حالت تهوع منجر به بسته شدن مجراي تنفسي شود، گاهي اوقات با استفاده از داروهاي خاص اين عبور از اين مرحله را سرعت مي‌بخشند.

مرحله 3: در اين مرحله عضلات كاملاً شل بوده و تنفس بيمار عادي مي‌شود. حركات چشم كند شده و در نهايت متوقف مي‌شود. اكنون زمان آغاز جراحي فرا رسيده است.

كاهش درد پس از جراحي

فرآيند بيهوشي شامل طرح برنامه‌اي براي تشكيل درد پس از جراحي است. به اين ترتيب بايد داروهاي متعددي به يكي از روش‌هاي خوراكي، تزريق زيرپوستي يا از طريق سرم به بيمار داده شود. در جراحي‌هاي ساده، داروهاي خوراكي براي كاهش درد كفايت مي‌كند ولي در جراحي‌هاي بزرگ بايد از داروهاي تزريقي با دوزهاي گوناگون استفاده شود. استفاده از مورفين معمول‌ترين روش كاهش درد پس از جراحي‌هاي بزرگ است.

ميزان مرگ و مير ناشي از بيهوشي

به طور كلي، ميزان مرگ  و مير ناشي از بيهوشي در حدود 5 در ميليون برآورد مي‌شود. علت مرگ در اثر بيهوشي معمولاً به فاكتورهاي جراحي و يا بروز مشكلي در فاز دوم بيهوشي مربوط است كه در طي آن عفونت يا نقص در كار يكي از ارگان‌ها (قلب، ريه، كليه، كبد) رخ مي‌دهد.

 

ونتيلاتور بيهوشي 

 

در پزشکي ، هنگامي که بيمار نمي تواند خود عمل تنفس را انجام دهد ، تنفس دهی مکانيکي به عنوان روشي براي کمک و يا جايگزيني فوري (خود بخود) عمل تنفس به کار می رود. همچنين در هنگام تيوب گذاري تهاجمي ( در مقابل تنفس دهی غير تهاجمي ) که هوا بصورت مستقيم در جريان است، تنفس دهی باید به صورت مکانیکی انجام شود.

در محيط هاي حساس مانند ICU  و در طي بيماري هاي حاد، براي مدت کوتاهي از تنفس دهی مکانيکي استفاده مي شود. بعضي بيماران که به بيماريهای مزمن مبتلا هستند و به تنفس دهی بلند مدت نياز دارند ، مي توانند در خانه ، موسسة پرستاري و يا مراکز توانبخشي با کمک درمانگر تنفسي و يا پزشک کارهاي مربوطه را انجام دهند .

شکل رايجِ تنفس دهی مکانيکي ، تهوية(تنفس دهی) فشار مثبت است که با افزايش فشار در مجاری هوايي و در نتيجه تحميل هواي اضافي در ريه ها کار مي کند . اين شیوه در مقابل ونتيلاتورهاي خيلي قديمي فشار منفي معمولي است که در محيط اطراف قفسه سينة بيمار فشار منفي ايجاد مي کرد ، که در نتيجه هوا به داخل ريه ها کشيده مي شد .

با اينکه هدف از این تکنولوژی، نجات جان انسان است ولي تنفس دهی مکانيکي بسياري عوارض بالفعل شامل فنوماتوراکس ، صدمات مسيرهاي هوايي ، آسيب دندانی ، و ذات الريه در اثر  ونتيلاتور را با خود همراه دارد . بنابراين معمولاً تا حد ممکن از آن اجتناب می شود. وساليوس (Vesalius ) اولين کسي بود که تنفس دهی مکانيکي را، با قرار دادن ني در ناي حيوانات و سپس دميدن در آن، توصيف کرد .

دستگاه Iron Lung :

دستگاه Iron Lung، در سال 1929 ساخته شد و يکي از اولين دستگاه هاي فشار منفي بود که براي تنفس دهی بلند مدت استفاده شد . این وسیله در قرن بیستم تصحيح شد و به سبب اپيدمي بيماري فلج اطفال که جهان را در سال 1950 مصيبت زده کرد ، بطور وسيع استفاده شد . اين دستگاه شامل يک مخزن باريک است  که تا گردن بيمار را مي پوشاند . گردن با لاستيک درزبند(gasket) محکم بسته شده و  بنابراين صورت بيمار (و مسير هوايي) در معرض هواي اتاق قرار مي گيرد .

تبادل اکسيژن و دي اکسيد کربن بين رگهای خوني و حفره های هوايي ريوي با روش انتشار انجام شده و به عملکرد خارجي نيازي ندارد. هوا بايد به داخل و خارج ريه ها حرکت کرده تا فرآيند تبادل گاز برقرار باشد . در تنفس ناخودآگاه ، فشار منفي  توسط ماهيچه هاي تنفسي ايجاد شده و در اثر یکسان نبودن فشار هوای محیط و فشار داخلي سينه  ، جريان هوا را توليد مي کند .

در دستگاه Iron Lung هوا بوسیله یک پمپ است براي توليد فضاي خالي در داخل مخزن  ، بطور مکانيکي مکش شده ، و بنابراين فشار منفي ايجاد مي شود . اين فشار منفي موجب انبساط قفسه سينه و کاهش فشار درون ريوي و جاري شدن هوا در ريه ها مي شود. هنگامي که هوای درون ریه ها به بیرون فرستاده می شود ، فشار درون تانک با فشار محیط اطراف برابر مي شود و خاصیت ارتجاعی  قفسه سينه و ريه ها باعث بازدم پسيو مي شود .

به این ترتیب، شکم همراه با ريه منبسط شده و جريان برگشت وريد به قلب را جدا کرده و منجر به جریان خون وريدی به سوی اندام تحتانی مي شود . بر روی بدنه دستگاه سوراخ بزرگي براي دسترسي پرستار يا دستيار وجود دارد . بيماران مي توانند بطور طبيعي صحبت کنند و بخورند ، و آیینه هایی برای مشاهده محیط اطراف در اختیار دارد . بعضي از افراد در اين ريه هاي آهني بطور نتيجه بخشي براي سالها توانستند زنده ماندند .

امروزه ، ونتيلاتورهاي مکانيکي فشار منفي هنوز استفاده مي شوند. دستگاه مذکور شبيه به نوعی زره بالاتنه است . زره بالاتنه بخشی است که فشار منفي را فقط در قفسه سينه با استفاده از یک کيسة نرم و سبک بوجود مي آورد. عمدة استفادة آن در بيماران مبتلا به اختلالات عصبي است که بعضي عملکرد هاي عضلانيرا هنور ار دست نداده اند، . با اين وجود ، به علت اینکه بیمار فقط در حالی دازکش می تواند از دستگاه استفاده کند، ساييدگي شديد و آسيب هاي پوستي از تبعات این نوع طراحی به شمار می رود و به عنوان وسيلة بلند مدت استفاده نمي شود. در سالهاي اخير براي اين وسيله روکش جديدي با پوستة پلي کربنات همراه با چسب هاي متعدد و پمپ نوساني فشار بالا (بمنظور تنفس دهی دو فازة زرة بالاتنه) ، گذاشته شده است .

ونتيلاتور مکانيکي

مبناي طراحي ونتيلاتورهاي فشار مثبت ِمدرن، اساساً به پيشرفت هاي تکنولوژي نظامي در جنگ جهاني دوم به منظور فراهم کردن اکسيژن براي خلبان هاي جنگنده در ارتفاع بلند بوده است . چنین ونتیلاتورهایی با مجهز بودن به لوله های کوچک ، کم فشار و کم حجم، جایگزین دستگاه های قدیمی شدند.

 

محبوبيت ونتيلاتورهاي فشار مثبت در طي اپيدمي فلج اطفال در 1950 در اسکانديناوی و ايالات متحده آمريکا بیشتر شد . فشار مثبت به علی تامين کردن %50 اکسيژن از طريق لوله ها به شیوه دستی، منجر به کاهش نرخ مرگ و مير ميان بيماران فلج اطفال در اثر ناتواني تنفسي شد .

 

ونتيلاتور هاي فشار مثبت با افزايش فشار مسيرهوايي بيمار از طريق  لوله تراشه کار مي کند . فشار مثبت به هوا اجازه ميدهد تا پايان يافتن تنفس دهی(دم) ونتيلاتور، در مسير هوايي جريان يابد. سپس ، فشار مسير هوايي به صفر افتاده و ديوار قفسه سينه به حال خود بر مي گردد و ريه ها حجم هوای محبوس در خود را از طريق بازدم پسيو با فشار به بيرون مي فرستد.

شرايط قابل استفاده:

هنگامي که تنفس خودبخود بيمار براي بقاي زندگي کافي نباشد، همچنين برای پيشگيري از توقف عملکردهاي فيزولوژي ديگر، يا تبادل بي نتيجة گاز در ريه ها ، از ونتيلاتور استفاده مي شود . دلالت دارد . تنفس دهی مکانيکي تنها براي ميسر ساختن کمک به تنفس بکار گرفته مي شود و بيمار را شفا نمي دهد .  شرايط بيمار بايد به دقت بررسی شده بوده سپس تحت تنفس دهی مکانیکی قرار بگیرد. . بعلاوه ، فاکتورهاي ديگرهم بايد مورد توجه قرار گرفته شود زيرا تنفس دهی مکانيکي بدون عواقب نيست .

شرايط متداول براي تنفس دهی مکانیکی:

1. آسيب حاد ريه(شامل ARDS و تروما)

2.  ايست تنفسي

3. بيماري هاي مزمن انسداد ريوي(COPD )

4. اسیدوز حاد ريوي همراه ( pCO2¬¬>50mmHg وpH<7.25 ) ، که ممکن است ناشي از  ازکارافتادگي ديافراگم در اثر از سندروم Guillain-Barre’ ،آسيب Myasthenia Gravis ، يا اثر داروي بيهوشي و داروهاي سست کنندة عضله باشد .

5. افزايش نرخ تنفس در مواردی نظیر ، انقباض و ديگر علائم تنگی نفس .

6. هايپوکسيما همراه با فشار جزئي اکسيژن شريانيِ (PaO2 ) و  55mmHg>(FiO2 )

7. مسموميت ، شوک ، ناتواني قلبي (congestive heart failure )

 

انواع ونتيلاتورها:

تنفس دهی هوا مي تواند بدين گونه باشد :

1. تنفس دهی دستي با استفاده از آمبوبگ

2. تنفس دهی مکانيکي با استفاده از دستگاه ونتیلاتور . انواع ونتيلاتورهاي مکانيکي شامل :

ونتيلاتور قابل حمل: اين ونتيلاتور کوچک و در عین حال بسيار قوي است و مي تواند بصورت پنوماتيکي ( با پمپ هوا) يا از طريق منبع برق AC و يا منبع برق DC  نيرو بگيرد.

ونتيلاتور ICU: اين ونتيلاتورها بزرگتر بوده و معمولا به طور پیوسته به برق AC متصل هستند (داراي باتري براي سهولت حمل و نقل هاي داخلي و همچنين يک پشتيبان در مواقع نقص منبع ميباشد).اين مدل از ونتيلاتورها اغلب کاربرد مهمي از تنوع وسيع پارامترهاي تنفس دهی را فراهم ميکند(مثل افزایش نرخ تنفس) . همچنين بسياري از ونتيلاتورهاي ICU داری تجهیزات گرافیکی به منظور فراهم ساختن فيدبک بصري از هر تنفس هستند.

ونتيلاتور NICU: مخصوص به نوزادان زودرس ، اينها زيرمجموعه هاي مخصوصي از ونتيلاتورهاي ICU هستند که براي تحويل دادن حجم و فشار هاي بسيار دقيق و کوچک مورد نياز برای تنفس دهی به این بیماران کوچک طراحي شده اند .

ونتيلاتورهاي PAP: اين ونتيلاتورها مخصوص تنفس غير تهاجمي طراحي شده و شامل ونتيلاتورهاي قابل استفاده در خانه ، به منظور درمان تنگی نفس در خواب هستند.

تنظيمات:

در فيزيولوژي طبيعي ، تبادل گاز(اکسيژن / دي اکسيد کربن) در سطح آلوئولهاي درون ريه ها اتفاق مي افتد. هنگام استفاهدة 100% FiO2  ، درجة خطا با کاستن اندازة PaO2(از گاز خون شرياني) ازmmHg  700  تخمين زده مي شود . براي هراختلاف mmHg 100 اي ، میزان خطا 5% است . خطای بيشتر از 25% بايد سريعاً پیگیری شود. علت بروز این خطا ، لوله گذاري نا مناسب يا پنومُتُراکس است. اگراین دلایل صحیح نبودند، دلايل ديگري را بايد جستجو کرد و  بايد براي درمان  از شنت درون ريوي استفاده شود . ديگر دلايل شنت گذاری عبارتند از :

کلاپس                                                                                                                                       ایجاد عفونت از طريق ذات الريه ، سندرم حاد تنگي نفس ، نقص تراکم قلبي يا خونريزي.

چه هنگام باید تنفس دهی مکانيکي را قطع کرد:

قطع تنفس دهی مکانيکي همان قدر که نبايد به تاخير بیافتد ، نبايد نا بهنگام نیز انجام شود . هرگاه بیمار قادر به حمايت تنفس دهی خود و اکسيژن گیری طبیعی شد ،  بايد با دقت از دستگاه جدا شده و بطور مداوم معاینه شود . چندين پارامتر عيني براي جستجوکردن هنگام قطع تنفس دهی مکانیکی وجوددارد ، اما معيارهاي مشخصي براي عموميت دادن به همه بيماران وجود ندارد.

تنفس دهی غير تهاجمي ( تنفس دهی فشار مثبت غير تهاجمي)(NIPPV)

تنفس دهی بدون استفاده از اندوتراکئال تيوب به عنوان تنفس دهی غیر تهاجمی شناخته می شود. تنفس دهی غير تهاجمي در بيماره های خفیف استفاده می شود. اغلب در بيماري هاي قلبي ، بيماري مزمن ريوي ، تنگی نفس آ خواب ، و بيماري هاي عصبي – عضلاني  استفاده شده است . تنفس دهی غير تهاجمي به طور مستقیم انجام مي شود و هيچ دستگاه  تنفس دهی بکار گرفته نمي شود.

بعضي روش های متداول بکار گرفته شده از NIPPV شامل :

1فشار مسيرجريان هوايي مثبت پيوسته (CPAP)

2 فشار مسيرجريان هوايي مثبت دو سطحه(BIPAP)  که در طس آن فشار متناوب بين فشار مسير جريان هوايي مثبت دمي IPAP و فشار مسير جريان هوايي مثبت بازدمي EPAP ، با تلاش بيمار راه مي افتد .

3 تنفس دهی فشار مثبت نوبتي IPPV از طريق دهانه يا ماسک است.

اتصال به ونتيلاتور:

چندين  وسیله و دستگاه مکانيکي که به منظور حفاظت در برابر کلاپس مسير هوايي ،نشتي هوا ، و تنفس دهی  وجود دارد .

ماسک صورت : در هنگام احيا و براي نیز تحت بيهوشي ، استفاده از ماسک صورت در اغلب موارد براي جلوگیری از نشت هوا کافي است . مسير هوايي بيماران  بيهوش  از طريق باز نگه داشتن فک يا بوسيلة استفاده از بازکننده های بینی و دهان برقرار خواهد ماند . به این ترتیب يک راه هوايي از طريق بيني يا دهان به ریه ها فراهم می شود . از اثرات جرئی استفاده از ماسک، ایجاد زخم  در بخش برآمدة بيني براي بعضي از بيماران است . ماسک صورت همچنين براي تنفس دهی غيرتهاجمي در بيمارانهوشيار استفاده مي شود .

ماسک حنجره اي : اين ماسک باعث کاهش درد و سرفه در اثر  واکنش به لوله تراشه مي شود . با اين وجود ،بر عکس تيوب هاي داخل گلو ، اين ماسک ها در برابر تنفس دهی، معاینه با دقت فردي و نفس کسیدن خود به خودی بيمار محکم نيستند .

لوله گذاري ناي : اين روش اغلب براي تنفس دهی مکانيکي در طول ساعت ها یا هفته های متوالی انجام مي شود . تيوب ازطريق بيني(تيوب بيني- نايي ) يا دهان(تيوب دهاني- نايي) به داخل ناي پيشرفت مي کند . در بيشتر نمونه ها تيوب ها با کاف هايی براي محافظت در برابر نشتي و تنفس دهی استفاده مي شود . تيوب گذاري با کاف، بهترين محافظ در برابر تنفس است . تيوب هاي داخل گلو  حتما باعث درد و سرفه مي شوند . بنابراين بجز در مواقعی که بيمار غش کرده يا  بيهوش است ، باید با تزریق داروي مسکن همراه باشدتا تحمل اين تيوب امکان پذیر شود. ديگر اشکالات اين تيوب شامل آسيب به قشر مخاطي بینی یا دهان و يا تنگي مجراي زير زباني است .

مسير هوايي مسدودکنندة مري : معمولا در مواقع ضروري تکنسين پزشکي اگر  مجاز به تيوب گذاري نباشند ، از این تکنیک استفاده مي کند . اين تيوبي است  که  بعد از اپي گلوت ، به مري وارد مي شود . نوک آن براي مسدودکردن مري ، برجسته است و هوا  و اکسيژن از طريق سوراخ هايي که در کنار تيوب است تحويل داده مي شود .   

 حلق: در  بيماراني که نياز فوري به هوا داشته باشنداستفاده می شود. در اين افراد تيوب گذاري از راه گلو ناموفق است ، مسير هوايي با داخل کردن یک لوله  از طريق جراحي گشوده می شود.. اين روش شبيه تراکئوستومي است اما کريکوتيروتومي براي مواقع فوري پیش بینی شده است . 

 تراکئوستومي : هنگامي که بيماران به تنفس دهی مکانيکي براي چندين هفته نياز دارند ، تراکئوستومي شايد بهترين راه مناسب است .از طريق جراحي راه عبور در ناي ايجاد ميشود . تيوب هاي تراکئوستومي بخوبي قابل تحمل بوده و احتياجي به استفاده از داروهاي مسکن نيست .  تيوب هاي تراکئوستومي شايد در طي درمان در بيماران مبتلا به  بيماري تنفسي شديد و مزمن ، يا در هر بيماري که قطع از تنفس دهی مکانيکي ( ماشيني ) برای او مشکل ایجاد می کند ، یا بيماراني که بافت عضلاني اندکي دارند ، استفاده می شود .  

 

خطوط انتقال هوا در تنفس مصنوعي

 

مرگ و مير حاصل از عفونت‌هاي تنفسي بيمارستاني بين 50-30 درصد متغير است و اين ارقام هنگام دستكاري مجاري تنفسي به مراتب افزايش مي‌يابد، كه علت آن را روش‌هاي غيراصولي و كمبود تجهيزات و امكانات جهت تخيله ترشحات تنفسي مي‌دانند. بنابراين جهت مراقبت از بيماران خصوصاً دربخش مراقبت‌هاي ويژه به تكنولوژي جديدي نياز است تا بتوان آنها را از خطر مرگ نجات بخشيد و بيماران را در وضعيت مناسب نگه داشت.

 

لوله تراشه لوله‌اي تنفسي است كه به طور موقت براي كمك به تنفس فرد كار مي‌رود و مي‌تواند مسير تفسي را باز نگه دارد. اين لوله خميده از راه بيني يا دهان وارد ناي مي‌شود و به عنوان يك مسير هوايي محسوب مي‌شود. سر ديگر اين لوله به ونتيلاتور يا كيسه هوايي (احياكننده دستي) متصل مي‌شود و از طريق آن مسيري براي عبور اكسيژن و هوا به ريه‌ها فراهم مي‌كند.

تجمع ترشحات در مجراي تنفسي مي‌تواند سبب انسداد مجاري هوايي شود و در نتيجه فشار اكسيژن كاهش و فشار شرياني افزايش مي‌يابد و باعث تضعيف مراكز تنفسي و اسيدوز مي‌شود. همچنين ممكن است باعث نارسايي تنفس يا قلب شده و منجر به مرگ شود.

هرگاه دستگاه تنفسي بيمار دچار انسداد مكانيكي و يا احتباس ترشحات و سرفه غير مؤثر شود، براي نجات جان بيمار و ادامه حيات او لوله‌گذاري داخل تراشه انجام مي‌گيرد.

همچنين زماني كه عمل سرفه كردن در تخليه ترشحات مجاري هوايي مؤثر واقع نشود، لازم است براي تميز كردن مجاري هوايي برنامه ديگري تدوين و اجرا شود، كه يكي از بهترين روش‌هاي تخليه راه‌هاي هوايي استفاده از لوله‌گذاري تراشه است. ساكشن لوله تراشه يك روش مناسب براي تخليه ترشحات داخل برونش بيماراني است كه به هر علتي، رفلكس سرفه در آنها دچار اختلال شده است.

لوله تراشه معمولاً فقط براي زمان كوتاه كه بيمار قادر به تنفس نيست استفاده مي‌شود. اگر بيمار براي مدتي بيشتر از چند روز نياز به استفاده از لوله تراشه داشته باشد پزشك يك لوله موقت tracheosiomy در گردن بيمار قرار مي‌دهد كه به مراتب راحت‌تر از لوله تراشه است.

 

موارد كاربرد لوله تراشه

• اتصال به ونتيلاتور در صورتي كه خود بيمار قادر به تنفس نباشد.

• بازنگه داشتن ناي

• خارج كردن محافظ از ريه‌ها در بيماراني كه قادر به سرفه كردن نيستند.

كاف لوله تراشه با مدل Mallinckrodt Hi-Lo

يكي از انواع كاف لوله تراشه، مدل mallinckrodt Hi-Lo است. اين مدل داراي مزيت‌هايي نسبت به ساير مدل‌هاي لوله تراشه است، كه در ادامه به معرفي آن خواهيم پرداخت:

1- كاف با جداره نازك (mm 05/0): مطابق با سطوح ناهموار ناي است و براي توليد seal با فشار كم به كار مي‌رود. بنابراين خطر micro-aspiration (پريدن يك شي كوچك به داخل ناي در حين تنفس) را كاهش مي‌دهد.

2- قطر استراحت (Resting) بيش از 5/1 برابر قطر ناي: براي رسيدن به فشار پايين seal، استفاده از يك كاف با قطر بيشتر از 5/1 برابر قطر ناي توصيه مي‌شود. ناي تا حد كمي به دليل تغيير در فشار مسير هوا، منقبض و منبسط مي‌شود. كاف نيز بايد قادر به انقباض و انبساط همزمان با ناي باشد و در عين حال فشار پايين seal هم حذف شود.

3- حجم استراحت زياد: به دليل توزيع فشار كاف دروني در سطح وسيعي از ناي، طول زياد و حجم استراحت (Resting) زياد براي كاف ضروري است. اين حجم زياد در تركيب با قطر استراحت بزرگ در رسيدن به فشار پايين seal در ناي مؤثر است كه باعث حفاظت تنفسي بهتر در مسيرهاي هوايي پايين‌تر مي‌شود.

4- خاصيت ارتجاعي بالا: يك كاف با خاصيت ارتجاعي بالا به اندازه كافي نرم و الاستيك است. اين ويژگي باعث مي‌شود هنگام خالي شدن تا حد ممكن به جداره‌ تيوپ بچسبد، بنابراين ديد بهتري را از طناب‌هاي صوتي در مدت زمان گذاشتن و برداشتن لوله فراهم مي‌كند.

5- فشار پايين كاف دروني: كاف با فشار بالا موجب انسداد خون در طول بافت‌هاي ناي مي‌شود. كاف با فشار پايين خطر آسيب‌رساني به بافت ناي را كاهش مي‌دهد.

سيستم Lanz كنترل خودكار و محدود كردن فشار كاف در طول دوره بيهوشي و ونتيلاسيون مانيتورينگ فشار كاف دروني به ويژه در دوره‌هاي طولاني مدت براي رفع مشكلات بيماران مهم است. سيستم Lanz براي كنترل خودكار و تنظيم فشار كاف دروني بدون نياز به مانيتورينگ اضافي طراحي شده است.

عملكرد سيستم Lanz:

 1) براي رساندن فشار كاف دروني به 25-22 ميلي‌متر جيوه (34-30 سانتي‌متر آب)، سيستم Lanz به كمك سرنگ تا تقريباً 40 ميلي‌ليتر از هوا پر مي‌شود.

2) بعد از برداشتن سرنگ سيستم به طور خودكار فشار كاف را در سطح ثابتي زير 25 ميلي‌متر جيوه (34 سانتي‌متر آب) حفظ مي‌كند. (ميانگين فشار شرياني در ديواره داخلي ناي حدود 35 ميلي‌متر جيوه است)

 3) دريچه كنترل ويژه همانطور كه در شكل نشان داده شده است، فشار داخل كاف را به طور خودكار تنظيم مي‌كند.

 

مزايا و ويژگي‌ها

• بالن Lanz و دريچه كنترل مرتباً فشار كاف را تنظيم مي‌كنند.

• حذف كنترل دستي فشار كاف لوله تراشه به طوري كه در مواقع نياز كنترل دستي نيز انجام‌پذير است.

• كاهش خطر پريدن شي خارجي در حين تنفس به داخل ناي

• حفظ فشار كاف در هنگام تغييرات دامنه در طول انتقال هوا

• سيستم Lanz يك جزء مكمل براي لوله تراشه است كه از گسستگي و خطرات ناشي از آن جلوگيري مي‌كند.

• همه مراقبت‌هاي مربوط به لوله تراشه در سيستم Lanz موجود هستند.

لوله تراشه براي ونتيلاسيون طولاني مدت Hi-lo LANZ (High Volume-low Pressure)                          كاف Hi-lo كمك مي‌كند تا مطمئن شويم، فشار كاف به اندازه كافي پايني است و آسيبي به بافت ناي وارد نمي‌سازد. همچنين لوله Hi-lo داراي دريچه تنظيم فشار LANZ نيز موجود است. روكش خاص سر لوله باعث امنيت و راحتي بيمار در حين لوله‌گذاري مي‌شود. اين لوله‌گذاري مي‌تواند از طريق دهان يا بيني انجام گيرد.

 

لوله Hi-lo Evac

Evac  لوله تراشه‌اي است كه از يك لوله اضافه براي دسترسي و تخليه بهتر فضاي زیر زبانی تشكيل شده است. يكي از دلايل اصلي عفونت‌هاي برونكوپالمونري (broncho-pulmonary)، در بيماران تحت ونتيلاسيون طولاني مدت، پرش يك ماده از فضاي زیر زبانی به داخل ناي است. تخليه پيوسته و منظم فضاي زیر زبانی ، باعث كاهش خطر آسيب در مسير هوايي مي‌شود. مطالعات علمي نشان داده‌اند، كه تخليه منظم فضاي زیر زبانی با استفاده از Hi-Lo Ecac در لوله‌گذاري‌هاي طولاني خطر عفونت‌هاي تنفسي را تا‌50٪ كاهش مي‌دهد. لوله اضافه براي دسترسي بهتر به فضاي زیر زبانی است كه به جداره لوله تراشه متصل مي‌شود و اين لوله وظفه مكش ترشحات از داخل ناي و فضای زیر زبانی را بر عهده دارد. لوله اضافه مي‌تواند به يك دستگاه ساكشن پيوسته يا متناوب متصل شود تا مكش فضاي زیر زبانی به طور خودكار انجام گيرد. در اين مدل براي تعيين موقعيت لوله يك ماركر اشعه X در انتهاي آن (نزديك كاف) قرار داده شده است. Hi-Lo Evac همچنين مي‌تواند به دريچه تنظيم فشار LANZ متصل شود، كه تحت عنوان Hi-Lo Evac/LANZ مورد استفاده قرار مي‌گيرد، سيستم LANZ به طور خودكار، فشار درون كاف را تنظيم مي‌كند.

Stain-soft Hi-Lo : لوله تراشه براي لوله‌گذاري كوتاه مدت و ميان مدت

در اين مدل ازماده نرم‌تري استفاده مي‌شود، كه براي لوله‌گذاري از طريق بيني مناسب‌تر است. اين ماده نيمه شفاف است و امكان ديد بهتري در لوله‌گذاري را فراهم مي‌كند. همچنين با استفاده از كاف Hi-Lo فشار پايين مناسب تنظيم مي‌شود و  بيشترين حفاظت از ناي در حين ونتيلاسيون انجام مي‌گيرد. به علاوه اين سيستم قابليت ارتباط با دريچه تنظيم فشار LANZ را نيز دارد.

 

لارينگوسکوپ

 

کلمه ‏Laryngoscope‏  از دو جزء ‏Larynx + Scope‏ تشکيل شده است. اين وسيله براي مشاهده حنجره، تارهاي صوتي و مجراي بين آنها استفاده مي شود. به طور کلي دو نوع لارنگوسکوپ وجود دارد. نوع سخت و نوع قابل انعطاف.

لارنگوسکوپ سخت

اين نوع لارنگوسکوپ براي مشاهده مستقيم مجراي صوتي استفاده مي شود. دستگاه متشکل است از يک دسته بلند ( که چند باتري در آن قرار مي گيرد) و يک تيغه که در نوک آن منبع نوري کوچکي تعبيه شده است. تيغه ها بر دو نوعند. تيغه ‏Macintosh‏ که حالتي خميده دارد و تيغه ‏Miller‏ که مستقيم است. تيغه‏‎ Macintosh ‎آسان تر کار گذاشته مي شود، در حالي که تيغه ‏Miller‏ ديد بهتري از تارهاي صوتي در اختيار پزشک قرار مي دهد. تيغه ‏Miller‏ معمولا در کودکان استفاده مي‌شود براي جايگزاري لارنگوسکوپ بيمار بايد به پشت دراز بکشد. سپس دستگاه از راه دهان وارد شده و از روي زبان به سمت حنجره رانده مي شود تا حدي که تارهاي صوتي قابل مشاهده باشند.

از لارنگوسکوپ معمولا در هنگام لوله گذاري در داخل گلو استفاده مي شود. اين فرآيند غالبا بسيار دردناک و ناراحت کننده است و به همين دليل در بيماري که به هوش باشد انجام نمي شود. يکي از مشکلاتي که ممکن است در اثر کارگذاري نادرست لارنگوسکوپ رخ بدهد، وارد آمدن آسيب به داندان هاي بالايي بيمار است. استفاده از لارنگوسکوپ در هنگام لوله گذاري، مرحله اي از بيهوشي عمومي محسوب مي شود. لارنگوسکوپ توسط ‏Manuel Garcia‏ اختراع شد که پروفسور موسيقي و مدرس آواز بود!

لارنگوسکوپ قابل انعطاف

اين نوع از لارنگوسکوپ براي معاينه هاي داخل مطب استفاده مي شود. در طي معاينه بيمار کاملا به هوش است بنا براين مي توان تارهاي صوتي را حين صحبت کردن مشاهده کرد. اين دستگاه ممکن است به ابزارهايي کوچک براي نمونه برداري از بافت هاي مشکوک مجهز باشد.

 

سيري در اعماق بي خبري 

 

EEG مناسب ترین وسیله جهت نمایش صحیح عمق آرامش است ولی تغییرات اندکی در عواملی مثل دما، دی اکسیدکربن شریانی ( Paco2) و نوسانات الکترولیت بر روی نتیجه حاصله ااثر سوء خواهند داشت. به علاوه نمایشگر EEG فقط می تواند یکی از موارد بیهوشی از جمله سطح آرامش یا حساسیت به محرک های زیان آور را اندازه گیری کند.

 

لرزش فیزیولوژیک چشم OMT

فعالیت های خودکار نظیر ضربان قلب، عرق کردن و … یا واکنش به بریدگی از جمله نشانه های بیهوشی است اما، این نشانه های بالینی نمی توانند عمق آرامش (Sedation) را تعیین نمی کنند.

لرزش فیزیولوژیک چشم OMT  با فرکانس بالا است، که در افراد ظاهر شده و مربوط به فعالیت صوتی عصب های حرکتی چشمی ساقه مغزی است. این مسئله اولین بار توسط Fliegelman , Alder  در سال 1934 مطرح شد. اخیرا دریافتند که فرکانس OMT در بیماران دارای جراحات از ناحیه سر به سطح هوشیاری فرد مرتبط است، به طوری که با کاهش سطح هوشیاری و بیهوشی فرد جراحت دیده، فرکانس OMT کاهش می یابد. از این رو جهت تعیین عمق بیهوشی از OMT استفاده می شود. میزان OMT بر اساس تکنیک Strain-gagae پیزو الکتریک، اندازه گیری می شود. سنسور مورد استفاده از یک پروب تشکیل شده و شامل یک آمپلی فایر است که بر روی سطح نصب می شود و یک ترانسدیوسرپیزوالکتریکی که با سیلیکون لابر پوشش داده شده است و می تواند جا به جایی حرکات چشم را ازnm  3000-12 اندازه‌گیری کند.

سیگنال تقویت شده سنسور از یک فیلتر پایین گذر (Low-Pass) با فرکانس قطع 150 عبور داده شده و روی یک اسیلوسکوپ نمایش داده می شود. اندازه گیری های انجام شده در زمان های خاص با میانگین گیری از Segment های امواج OMT انجام می شود. برای اطمینان از آنچه خوانده شده و عدم وجود تداخلات و سیگنال های مربوط به فعالیت های عضلانی صورت، یک کپی از اندازه گیری برای تست بعدی گرفته می شود.

 

سیستم Bispectral Index  (BIS)

سیستم Bispectral Index  (BIS)، یک سیستم مانیتورینگ نوروفیزیولوژیک مدرن است که به طور پیوسته منحنی الکتروانسفالوگرام بیمار را در طول مدت بیهوشی عمومی آنالیز می کند تا بدین وسیله بتوان سطح هوشیاری و آگاهی بیمار را مورد مطالعه قرار داد. به بیان ساده تر، BIS روشی است برای تعیین عمق بیهوشی بیمار. طبق گزارشات عنوان شده، امروزه استفاده از این روش در اکثر جراحی هایی که در آن ملزم به بیهوشی بیمار هستند، استفاده می شود.

مقادیر مشخصی جهت تعیین پارامترهای مورد نظر در معرفی این تکنولوژی آورده شده است. محدوده تعریف شده، اعداد 0 تا 99 را شامل می شود، بدین صورت که عدد 0 بیانگر وضعیتی است که در آن EEG فرد کاملا آرام است (Silence)، اعداد نزدیک به 100 معرف حالت هوشیاری (Fully Awake) کامل است و اعداد مابین 40 تا 60  شاخصی برای نشان دادن بیهوشی طبیعی است که میزان تغییزات این اعداد در بین تولیدکنندگان این گونه تجهیزات، متفاوت است. تعیین الگوهای مشخص بیهوشی عمومی برای افراد نرمال در یک محدوده سنی تقریبا مشابه (به عنوان مثال بچه های با سن بالاتر از 1 سال)، این امکان را برای متخصص بیهوشی فراهم می آورد تا بتواند میزان داروی مشخصی را جهت ثابت نگه داشتن عمق بیهوشی بیمار و کنترل شدت بیهوشی مشخص کند. در نتیجه فرد بیمار پس از انجام عمل جراحی به علت تزریق دوز مناسبی از دارو، سریعتر و به طرز مناسبی به هوش خواهد آمد.     

تعاریف جدیدی در زمینه پیشرفت مانیتورینگ BIS در حال انجام است که امید است در آینده‌ای نزدیک به قابلیت های این سیستم‌ها اضافه شود. در صورت تحقق این اهداف، BIS باعث کاهش وقوع هوشیاری های با عوامل درونی (درون بدنی) در طول فرآیندهای جراحی با ریسک بالا می‌شود، همچنین نقش مکملی را در پیشگوئی مدت زمان به هوش آمدن (Recovery) خواهد داشت، مخصوصا در زمانی که بیمار دچار آسیب های شدید مغزی شده باشد.

معرفی سیستم BIS به بخش های مراقبت ویژه، این امکان را برای پزشکان فراهم می آورد تا دوز استانداردی از داروی بیهوشی را برای بیمار تجویز کنند. همچنین از آن برای مانیتور کردن وضعیت بیمار (به همراه اندازه گیری فشار داخل جمجمه ای) در درمان مشکلاتی موسوم به Burst Suppression استفاده می شود.

هم اکنون از  BISدر جابه جائی بیماران با وضعیت حاد در آمبولانس و هلی کوپتر نیز استفاده می‌شود.

محاسبات در BIS

ماهیت عملکردی سیستم BIS  شامل گرفتن سیگنال (EEG)، آنالیز و پردازش آن برای تبدیل نتیجه پردازش به یک عدد است. برخی از سیستم های دیگر ادعا می کنند که قادر به انجام این گونه محاسبات هستند، اما واقعیت این است که این گونه محاسبات به شدت وابسته به پردازش کامپیوتری در سطح پیشرفته است. در سال‌های اخیر دسترسی به پروسسورهای کامپیوتری بسیار سریع و ارزان، پیشرفت های چشمگیری را در این راستا پدید آورده است.

هنگامی که شخص بیدار است، کورتکس مغزی بسیار فعال بوده و سیگنال EEG  فرد نیز ظاهر می‌شود و زمانی که خواب است و یا تحت بیهوشی عمومی قرار می‌گیرد، الگوهای رفتاری سیگنال‌ها تغییر پیدا می‌کند، به عبارتی فعالیت‌ها کمتر می‌شود. این تغییرات از سیگنال های با فرکانس‌های بالاتر تا سیگنال‌های با فرکانس پائین تر پدیدار می شود (که با آنالیزهای فوریه قابل مشاهده است) و زمینه‌ای برای بیشتر تصادفی شدن همبستگی سیگنال از قسمت های مختلف کورتکس خواهد شد.

شاخص دوطیفی (Bispectral Index) یک نمونه سیگنال الکتروانسفالوگرام بر پایه تجمیع ریز پارامترهای انسفالوگرافیک شامل دامنه زمانی، دامنه فرکانسی و اطلاعات طیفی با مراتب بالاتر (آنالیز دوطیفی) است. محققان مانیتورینگ EEG،  ثبت های بسیاری (نزدیک به 1000 مورد) را از داوطلبین بالغ و سالم در مراکز کلینیکی تخصصی و همچنین انواع داروهای بیهوشی متمرکز کردند، سپس با انطباق متغیرهای طیفی توان و متغیرهای دوطیفی بر روی مدل های آماری چند متغیره، موفق به محاسبه اعداد مربوط به BIS شدند. 

 

عمق بیهوشی در کودکان

برخی از مطالعات نشان دهنده حساسیت بالاتر کودکان و افزایش شدت وقوع هوشیاری در آنها در مقایسه با افراد بالغ هستند. مانیتورینگ افراد جوان تر در برخی موارد تا حدودی غیر قابل اعتماد است، که علت آن را می توان در اختلاف بین الگوهای EEG کودکان نارس (Immature)  و الگوهای EEG افراد بالغی دانست که الگوریتم BIS از آنها برای آنالیز و پردازش استفاده می کند.

ارتباط دهی BIS

BIS  یک معیار چندمتغیره برگرفته از الکتروانسفالوگرام بوده که با نرخ متابولیک گلوکز مرتبط است. مغز از طریق این فعالیت متابولیک، فعالیت خود را باز می یابد. قابلیتی که به وسیله آن می‌توان اطلاعاتی را از درون و بیرون بدن بدست آورده و این اطلاعات را با قوه ادراک و هوشیاری شخص ارتباط داد. از دست رفتن هوشیاری و بیداری پس از بیهوشی هردو، از عواملی هستند که با این معیار مرتبطند.

شاخص دوطیفی (Bispectral Index)  برای اندازه گیری سطح آگاهی و هوشیاری، بهبود نیافته و مستقلا برای تعیین عمق بیهوشی به کارگرفته شده است. مهمتر اینکه نمی توان یک معیار ثابت برای اعداد نسبت داده شده به سطح بیهوشی افراد اختصاص داد، به عبارت دیگر محدوده اعداد بیهوشی از یک بیمار تا بیمار دیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد و به تبع آن پیش بینی در این راستا نیز کاملا متفاوت خواهد بود.

BIS  نیز همانند سایر روش ها، به نویز و آرتیفکت حساس است، بنابراین اعداد مربوط به BIS  در هر وضعیتی قابل اعتماد نخواهند بود.

اگر چه احتمال آن می رفت که مانیتورینگ سیستم عصبی خودمختار بسیار مناسب تر برای اهدافی چون دسترسی به واکنش تحریکات مهلک در طول جراحی باشد و همچنین اینکه مانیتورینگ سیستم عصبی مرکزی برای تعیین سطح هوشیاری مناسب تر باشد، اما BIS  به عنوان روشی شناخته شد که توسط آن متخصصین بیهوشی برای اولین بار توانستند از آن برای تعیین عمق بیهوشی در اعمال جراحی با ریسک بالا استفاده کنند.

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:11  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

نامنظمي ضرباهنگ قلب (آريتمي ) heart rhythm irregularity

 

آريتمي عبارت است از وجود نامنظمي در ضرباهنگ ضربان قلب . در ايجاد اين نامنظمي عضله قلب و رشته هاي عصبي كه پيام هاي لازم براي هماهنگي انقباضات عضله قلب را در قلب انتقال مي دهند دخالت دارند و نامنظمي هاي ضرباهنگ قلب مي توانند در هر سني رخ دهند، اما در سنين بالاتر از 65 سال شيوع بيشتري دارند. البته تقريباً تمام افراد بزرگسال مقداري نامنظمي ضربان قلب دارند.
علايم شايع
احساس ضربان قلب . اين حالت ربطي به نوع نامنظمي ندارد و ممكن است در اثر جا افتادن ضربان قلب ؛ هميشه تند، كند يا نامنظم بودن آن ؛ يا تغيير ناگهاني ضرباهنگ رخ دهد.
تنگي نفس
غش كردن يا ضعف ناگهاني
غالباً بدون علامت است .
علل
بيماري قلبي ، مثل تب روماتيسمي ؛ بيماري مادرزادي قلب ؛ كارديوميوپاتي ؛ سابقه حمله قلبي ؛ يا التهاب عضله قلب
بيماري هاي غدد درون ريز، خصوصاً بيماري هاي تيروييد و غدد فوق كليوي
اختلال آب و الكتروليت ، خصوصاً خيلي كم يا خيلي زياد بودن غلظت پتاسيم خون
اثرات جانبي بعضي از داروها، خصوصاً ديژيتال ، مسدودكننده هاي بتا آدرنرژيك ، داروهاي محرك ، و ديورتيك ها (ادرارآورها)
مصرف زياده از حد بعضي از داروها و مواد، مثل ضدافسردگي ها، ماري جوانا و كوكايين
اثرات بعد از عمل جراحي قفسه سينه يا قلب
عوامل افزايش دهنده خطر
استرس
بيماري مزمن كليه
بالا بودن فشارخون
مصرف برخي از داروها، مثل كافئين ، آمفتامين ها و بسياري از داروهاي ضدسرفه و سرماخوردگي
سيگار كشيدن
خستگي ، كار زياد يا كمبود خواب
پيشگيري
اگر شما دچار هرگونه بيماري كه در فهرست علل يا عوامل افزايش دهنده خطر ذكر شد هستيد، برنامه درمان آن بيماري را به دقت پيگيري كنيد. اگر قرار است دارويي براي آن بيماري مصرف شود، بايد سطح خوني دارو و الكتروليت ها مرتباً كنترل شوند.
عواقب مورد انتظار
اكثر اختلالات ضرباهنگ قلب را مي توان با درمان كنترل كرد. اگر نامنظمي ضربان قلب خيلي به طور گاهگاهي رخ دهد، هيچ درماني احتياج ندارد چون بي خطر است .
بعضي از انواع نامنظمي ها ضربان قلب مرگبار هستند مگر اين كه فوراً عمليات احيا انجام شود. عمليات احيا را ياد بگيريد، خصوصاً اگر فردي در خانواده يا همسايگي شما بيماري قلبي دارد.
عوارض احتمالي
غش كردن
نارسايي احتقاني قلبي
مرگ در اثر ايست قلبي طول كشيده (بيش از 6-3 دقيقه ).
تشكيل لخته در قلب ، كه با حركت در جريان خون موجب مسدود شدن سرخرگ ها در نقاط ديگر بدن مي شود.
درماناصول كلي
بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل موارد زير باشند: نوار قلب ، استفاده از دستگاه هولتر (نوار قلب 24 ساعته )، اسكن راديواكتيو با تكنسيم 99، آنژيوگرافي (عكسبرداري از رگ ها با اشعه ايكس به كمك تزريق ماده حاجب در رگ ها)، و اندازه گيري آنزيم هاي رها شده از عضله قلب آسيب ديده در خون
ممكن است نياز به شوك الكتريكي مختصر براي برگرداندن ضرباهنگ قلب به حالت طبيعي وجود داشته باشد. اين كار ممكن است در بيمارستان يا مركز جراحي سرپايي انجام شود.
جراحي براي تصحيح بعضي از مشكلات قلبي (باي پاس سرخرگ هاي قلب ، تعويض دريچه آسيب ديده ، يا تعبيه دستگاه ضربان ساز).
روان درماني يا مشاوره ، اگر استرس يك عامل مهم باشد.
هميشه يك دست بند يا گردن آويز كه نشاندهنده نوع بيماري شما و داروهاي مورد استفاده باشد به همراه داشته باشيد.
در مورد نامنظمي ضرباهنگ قلب خود و خطر بروز عوارض ناشي از آن اطلاعات كسب كنيد.
داروها
داروهاي ضدنامنظمي ضربان قلب . شايد لازم باشد چندين داروي مختلف مورد استفاده قرار گيرد تا معلوم شود كدام يك مؤثرتر است . در مورد بعضي از انواع نامنظمي ضربان قلب (مثل فيبريلاسيون دهليزي ) نياز به مصرف داروهاي ضد انعقادي وجود دارد.
فعاليت
با روبه بهبود گذاشتن علايم ، اكثر فعاليت هاي روزمره را از سر گيريد. در مورد برنامه ورزشي مناسب شما با پزشك خود مشورت كنيد.
رژيم غذايي
در صورت مصرف برخي از داروهاي قلبي ، نياز به دريافت پتاسيم بيشتر وجود دارد. پتاسيم عمدتاً در مركبات ، موز، زردآلود يا هلوي خشك شده ، كشمش ، عدس ، و غلات با سبوس يافت مي شود.
از نوشيدني هاي كافئين دار، مثل قهوه ، چاي ، كولا يا شكلات ، پرهيز كنيد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم نامنظمي ضرباهنگ قلب را داريد.
اگر دچار علايم جديد و غير قابل توجيه شده ايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:6  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

گلبول های قرمز و سفید خون

خونگیری و آزمایش خون

 

آزمایش کامل خون، همان آزمایش معروفی است که تعداد سلول‌های اصلی خون طی آن اندازه‌گیری می‌شود.

آزمایش خون یا CBC یا complete blood count به معنای «شمارش کامل خون» ، یکی از ابتدایی‌ترین و در عین حال اصلی‌ترین آزمایشاتی است که می‌تواند زمینه تشخیص بسیاری از بیماری‌ها را فراهم آورد و از همه مهم تر، بیانگر شرایط کلی و حیاتی بدن است.

برای آشنایی بیشتر با اجزای این آزمایش و فهمیدن اینکه معنی آن چند حرف انگلیسی مثل RBC یا HCT با اعدادی که روبه‌رویشان نوشته می‌شود چیست، می‌توانید مطالب زیر را دنبال کنید.

 

 

RBC یا(Red blood cell )

RBC مخفف سلول‌ قرمز خون است. این سلول‌های قرمز خون یا همان گلبول‌های قرمز، در واقع اصلی‌ترین قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود این رنگ قرمز به دلیل وجود ماده‌ای به نام هموگلوبین است که به گلبول‌ قرمز کمک می‌کند تا اصلی‌ترین وظیفه خود یعنی حمل و نقل اکسیژن و دی‌اکسیدکربن را انجام دهد.

به طور خلاصه، گلبول‌های قرمز، اکسیژن را از ریه به بقیه سلول‌های بدن حمل می کنند.

مقادیر طبیعی : بین 4/7 تا 6/1 میلیون در هر میکرو لیتر خون است. این عدد برای خانم‌ها مقداری کمتر و در کودکان مقداری بیشتر است.

گلبول قرمز

چه چیزهایی باعث کاهش RBC می‌شود؟

خون‌ریزی‌های دستگاه گوارش مثل خونریزی معده یا روده، خون‌ریزی‌‌ از محل زخم، سوءتغذیه، کمبود آهن یا کمبود ویتامین B12 ، شکستن سلول‌های خونی یا همولیز آنها در اثر بعضی بیماری‌های خاص مثل فاویسم، بعضی مشکلات ژنتیکی مثل گلبول‌های قرمز داسی شکل ، مشکلات مغز استخوان ، بیماری های کلیوی ، بیماری‌های مزمن، تومورهای سرطانی و بیماری‌های روماتویید (التهاب مفاصل).

چه چیزهایی باعث افزایش RBC می‌شود؟

مقدار بالای گلبول قرمز می‌تواند نشان‌دهنده ظرفیت‌ بالای حمل اکسیژن باشد. در بعضی از ورزشکاران و همچنین هنگام زندگی در ارتفاعات به خاطر کمبود اکسیژن هوا ، RBC افزایش می یابد.

بیماری‌های ریوی یا کلا هر نوع بیماری‌ که هیپوکسی مزمن (کمبود اکسیژن طولانی مدت در بدن) ایجاد می‌کند، مثل بیماری‌ قلبی مادرزادی ، باعث تولید بیشتر RBC می‌شوند.

نکته:

- به طور طبیعی، گلبول قرمز بعد از تولید در مغز استخوان، 120 روز در خون زندگی می‌کند و در آخر عمر خود خرد می‌شود و به عناصر سازنده‌اش تبدیل می‌شود.

- مقدار RBC در طی بارداری به طور طبیعی کمی کمتر نشان داده می‌شود، چون حجم قسمت مایع خون افزایش پیدا می کند.

- عدد RBC در واقع مقدار دقیق گلبول‌های قرمز در 1میلی‌لیتر خون است.

- بسته به آزمایشگاه و نوع کیت مورد استفاده، ممکن است مقیاس شمارش این سلول فرق کند.

- خوردن داروهایی مثل کلرامفنیکل هم باعث کاهش RBC می‌شود.

گلبول سفید

WBC یا (white blood cell )

این سه حرف مخفف «سلول‌های سفید خون» یا گلبول‌های سفید هستند. اندازه‌گیری مقدار گلبول‌های سفید خون، یکی از روش‌های اصلی برای تعیین وجود عفونت در بدن است، چون این سلول‌ها که جزو سیستم دفاعی بدن هستند، در بیماری‌های عفونی و غیرعفونی واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند.

شمارش WBCها دو جزء دارد: یکی مقدار کلی گلبول‌های سفید در یک میلی‌لیتر خون و دوم شمارش جزء به جزء این سلول‌ها، چون گلبول‌ های سفید خون، پنج نوع مختلف دارند که کم و زیاد شدن هر کدام از این انواع، معنی خاص خود را خواهد داشت(تصویر پایین).

کلمه «diff» که در جلوی CBC نوشته می‌شود، درخواست برای شمارش همین انواع مختلف گلبول‌سفید است.

انواع گلبول های سفید

مقادیر طبیعی : در بزرگسالان و بچه‌های بالاتر از 2 سال مقدار گلبول‌سفید بین 5 تا 10 هزار در هر میلی‌لیتر خون طبیعی است.

محدوده خطر: WBC کمتر از 2500 و بیشتر از 30000 نشان‌دهنده بیماری‌هایی هستند که می‌توانند گاهی خطرناک باشند.

چه چیزهایی باعث کاهش WBC می‌شود؟

لکوپنی یا کاهش گلبول‌سفید به مقادیر کمتر از 4 هزار گفته می‌شود که معمولا در اثر نارسایی مغز استخوان، مسمومیت دارویی ، عفونت بسیار زیاد، سوءتغذیه، بیماری‌های خودایمنی و ایدز به وجود می‌آید. در بسیاری از انواع نارسایی‌های مغز استخوان، مثلا بعد از شیمی‌درمانی،‌ رادیوتراپی و ... هم این مقدار کاهش می‌‌یابد.

چه چیزهایی باعث افزایش WBC می‌شود؟

افزایش گلبول‌سفید، لکوسیتوز نام دارد و به مقادیر بالاتر از 10هزار گفته می‌شود که به طور معمول نشان‌دهنده عفونت، التهاب، تخریب بافت بدن، لوسمی یا سرطان خون است.

ضربه و جراحت، استرس و تب هم مقدار WBC را افزایش می‌دهد.

نکته:

- عمل اصلی گلبو‌ل‌سفید مبارزه با عفونت و حذف عوامل خارجی و مزاحم از بدن است و در مواقع آلرژ‌ی‌ها هم این سلول‌ها مسئول بروز واکنش هستند.

- تغییر هر کدام از انواع WBC معنی خاص خود را دارد و ممکن است نشان‌دهنده عفونت با میکروب (مثل باکتری یا ویروس) و یا حتی استرس باشد.

- فعالیت شدید بدنی و ورزش سنگین هم برای مدتی باعث بالا رفتن تعداد WBC در خون می‌شود. بارداری و زایمان هم این مقدار را افزایش می‌دهند.

ادامه دارد...

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:24  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

مقدار هموگلوبین و هماتوکریت

Hgb یا (Hemoglobin)

هموگلوبین

در برگه‌های آزمایش مختلف ممکن است به صورت‌های مختلف HGB،Hg، یا Hgb نوشته شود. همه این ها مخفف کلمه هموگلوبین، یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده گلبول های‌ قرمز است که با اکسیژن ترکیب می شود و آن را در خون حمل می کند.

این ماده که در آن آهن به کار رفته، جایگاه‌های مختلفی برای ترکیب با اکسیژن دارد. هموگلوبین در جایی که اکسیژن زیاد وجود دارد با آن ترکیب می‌شود و در محیط کم اکسیژن، آن را آزاد می‌کند.

اندازه‌گیری مقدارکلی هموگلوبین، به نوعی نشان‌هنده تعداد گلبول‌های قرمز است.

مقادیر اصلی مقدار طبیعی : برای آقایان 14 تا 18 گرم در دسی‌لیتر و برای خانم‌ها مقادیر 12 تا 16 گرم در دسی‌لیتر.

محدوده خطر: هموگلوبین زیر 5 و بالای 20 مقادیر خطرزا به حساب می‌آیند و حتما نیازمند رسیدگی فوری هستند.

چه چیزهایی باعث کاهش هموگلوبین می‌شود؟

همان دلایلی که باعث کاهش گلبول‌های قرمز می شوند، با تخریب هموگلوبین، مقدار آن را هم کم می کنند. کم‌خونی، خون‌ریزی شدید، سرطان، سوءتغذیه، بیماری لوپوس، بیماری‌های کلیوی و بزرگی طحال باعث کاهش هموگلوبین می‌شوند. مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها، آسپیرین و ایندومتاسین و همچنین داروهای ضدسرطان هم مقدار هموگلوبین خون را کم می‌کنند.

چه چیزهایی باعث افزایش هموگلوبین می‌شود؟

مشکلات ریوی، سوختگی شدید، نارسایی مزمن ریه و از دست دادن زیاد آب بدن (دهیدراسیون‌) مقدار این ماده حیاتی را افزایش می‌دهند. داروهای جنتامایسین و متیل‌دوپا هم هموگلوبین را افزایش می دهند.

نکته:

- مقدار هموگلوبین در بارداری کاهش می‌یابد، چون با اینکه خون‌سازی کمی بیشتر شده است، اما حجم مایع بدن و خون بالا رفته و مقدار کلی هموگلوبین در هر دسی‌لیتر کاهش می‌یابد.

- زندگی در ارتفاعات هم به خاطر نیاز بیشتر بدن به اکسیژن و کمبود اکسیژن محیط، باعث تولید بیشتر هموگلوبین می‌شود.

- در طحال اغلب سلول‌های پیر خون تخریب می‌شوند. بزرگ شدن طحال، یعنی تخریب بیشتر سلول‌ها و به دنبال آن کاهش گلبول های قرمز و هموگلوبین رخ می‌دهد.

HCT یا (Hematocrit)

هماتوکریت

هماتوکریت یا HCT هم یکی از مقادیر اندازه‌گیری گلبول قرمز است. به طور کلی «هِم» (heme) به معنای آهن است و هر جا در هر کلمه‌ای آمد، حتما آن کلمه ارتباطی با گلبول قرمز دارد.

هماتوکریت درصدی از حجم کل خون است که شامل گلبول های قرمز می باشد و با اندازه‌گیری قسمت قرمز رسوب خون در لوله آزمایش نسبت به کل ارتفاع خون اندازه‌گیری می‌شود.

به خاطر بیماری‌ها و شرایط مختلفی که می‌توانند اندازه‌گیری هموگلوبین و گلبول قرمز را با اشکال مواجه کنند، HCT هم اندازه‌گیری می‌شود تا به طور مستقیم نشان‌دهنده اندازه هموگلوبین و گلبول قرمز باشد. این عدد معمولا با درصد نشان داده می‌شود.

مقادیر طبیعی : 42 تا 52 درصد برای آقایان و 37 تا 47 درصد برای خانم‌ها. در خانم‌های باردار درصد بالاتر از 33 طبیعی است.

محدوده خطر : HCT بالاتر از 60 درصد و پایین‌تر از 15 درصد.

چه چیزهایی باعث کاهش آن می‌شود؟

تقریبا همان عواملی که باعث کاهش هموگلوبین و گلبول های قرمز خون می شوند. شرایطی مثل پرکاری تیروئید، سیروز کبدی، نارسایی مغز استخوان و میلوم مولتیپلMultiple) (myeloma نیز باعث کاهش هماتوکریت می‌شوند.

چه چیزهایی باعث افزایش آن می‌شود؟

سوختگی، اسهال شدید، بیماری‌های انسدادی ریوی، از دست دادن زیاد آب بدن، تولید بیش از حد گلبول قرمز از عوامل افزایش دهنده ی HCT هستند.

نکته:

- بیماری‌هایی که باعث به وجود آمدن شکل‌های غیرطبیعی گلبول قرمز می‌شوند (مثل بیماری گلبول قرمز داسی‌‌شکل) مقدار HCT را تغییر می‌دهند.

- وقتی مقدار گلبول سفید خیلی بالا باشد، بر مقدار HCT موثر است.

- در صورت طبیعی بودن اندازه‌های گلبول قرمز، مقدار هماتوکریت، سه برابر هموگلوبین است.

- هماتوکریت را نباید بلافاصله بعد از خون‌ریزی شدید اندازه‌گیری کرد.

ادامه دارد...

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:22  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

مقدار پلاکت ها و سایر اجزای خون

Plt یا پلاکت ها

پلاکت‌ها، اجزای کوچک مسطحی هستند که در خون وجود دارند و از بقیه سلو‌ل‌های خونی بسیار کوچک ترند. این ساختارها حاوی آنزیم‌هایی هستند که باعث انعقاد خون می‌شوند و وظیفه اصلی آنها جلوگیری از خون‌ریزی و خارج شدن گلبول‌قرمز از داخل رگ است.

اجزای خون

علامت Plt در آزمایش خون نشان‌دهنده تعداد پلاکت‌ها در هر میلی‌لیتر مکعب خون است و عدد مربوط به آن معمولا بزرگ ترین عدد برگه آزمایش خون است.

غیر از کنترل انعقاد خون، از میزان پلاکت برای بررسی روند بهبود نارسایی مغز استخوان و بیماری‌های خونی هم استفاده می‌شود.

مقادیر طبیعی : پلاکت بین 150 هزار تا 400 هزار در هر میلی‌مترمکعب خون برای بزرگسالان طبیعی است. در نوزادان این مقدار کمی بیشتر است.

محدوده خطر : پلاکت زیر 50 هزار یا بیشتر از یک میلیون غیر طبیعی است و نیازمند توجه خاص است.

چه چیزهایی پلاکت را کاهش می‌دهد؟

بزرگ شدن طحال، خون‌ریزی شدید و مصرف پلاکت، لوسمی یا سرطان خون، ترومبوسیتوپنی، انواع وراثتی کمبود پلاکت، انعقاد منتشر خون در داخل رگ‌ها، شیمی‌درمانی بعد از سرطان، عفونت و نارسایی مغز استخوان باعث کاهش پلاکت می‌شوند. عدم تولید پلاکت می‌تواند به خاطر مشکلات استخوانی نیز باشد.

چه چیزهایی پلاکت را افزایش می‌دهد؟

بیماری‌ آرتریت روماتویید، کم‌خونی فقر آهن، مشکلات بعد از برداشتن طحال، بعضی سرطان‌ها و بیماری‌های ژنتیکی خاص باعث افزایش مقدار پلاکت می‌شوند.

نکاتی در رابطه با پلاکت خون

- ورزش شدید و قدرتی باعث افزایش میزان پلاکت می‌شود.

- در هنگام قاعدگی مقدار پلاکت خون کمی کاهش پیدا می‌کند.

- قرص‌های ضد بارداری باعث بالا رفتن مقدار پلاکت می‌شوند.

- داروی استامینوفن پلاکت را کاهش می‌دهد.

اجزای دیگر آزمایش خون

به غیر از اجزای اصلی آزمایش خون مثل مقدار پلاکت، گلبول‌سفید و قرمز، هموگلوبین، مقادیر دیگری مثل:

MCV یا mean corpuscular volume و

MCH یا mean corpuscular hemoglobin و

MCHC یا mean corpuscular hemoglobin concentration وجود دارند که همه مربوط به گلبول‌قرمز و اندازه و شکل و مقدار هموگلوبین آن هستند. مقادیر متفاوت هر کدام از این ها می‌تواند نشان‌دهنده ی نوع خاصی از کم‌خونی باشد.

چگونگی انجام آزمایش خون

آزمایش خون یکی از ساده‌ترین روش‌های آزمایشی است. با پیشرفت تکنولوژی و وجود دستگاه‌های جدید معمولا پس از چند دقیقه می‌‌توان پاسخ این آزمایش را دریافت کرد.

آزمایش خون

برای انجام این آزمایش حدود 5 تا 7 میلی‌لیتر از خون وریدی (سیاهرگی) لازم است که معمولا آن را در یک لوله آزمایش که با ماده ضدانعقاد خون پوشیده شده است جمع‌آوری می‌کنند.

برای ترکیب شدن بهتر ماده ضدانعقاد با خون، موقع‌ خون‌گیری و کمی بعد از آن، لوله را تکان می‌دهند. در طی انجام آزمایش باید از هر اتفاقی که موجب تخریب سلول‌های خونی می‌شود جلوگیری کرد. بعد از انجام آزمایش باید مدتی روی محل خون‌گیری فشار آورد تا خون بند بیاید.

در موارد کم‌‌خونی شدید هم، خون‌گیری برای انجام آزمایش خون مشکلی ایجاد نمی‌کند. برای کسانی که از سوزن یا مشاهده ی خون ترس دارند، باید تمهیدات ویژه در نظر گرفت.

بهترین زمان برای انجام آزمایش خون صبح و در شرایط طبیعی بدن است. استرس، فعالیت بدنی شدید و یا خون‌ریزی حاد می‌تواند نتایج آزمایش را کمی تغییر دهد.

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:21  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است كه نیمه های شب، یك مرتبه به دلیل درد ناشی از گرفتگی عضلات پایتان از خواب بیدار شوید؟

گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل عكس العمل (reflex) بیش از حد عضلات است. وقتی شما در خواب جابجا شده و تكان می خورید، ماهیچه های ساق پایتان جمع شده و تاندون ها كشیده می شوند. این عمل، باعث تحریك گیرنده های عصبی موجود در تاندون ها شده و با فرستادن پیام های عصبی به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام می كنند.

بعضی اوقات، عضلات در همان حالت انقباض باقی مانده و صدمه می بینند.

گرفتگی درد ناك عضلات درشب، می تواند به دلیل صدمات عصبی مانند كوفتگی عصب، آسیب های عضلانی، قطع موقتی جریان خون به پاها و مقادیر غیرعادی املاح یا هورمون ها در بدن شما باشد كه اگر دارای یكی از این مشكلات بودید، بایستی  به پزشك مربوطه مراجعه كنید.

ولی اگر مشكل جدی نداشتید، می توانید قبل از خواب با انجام كارهایی كه باعث كاهش رفلكس ( واكنش) كششی می شوند، از گرفتگی عضلات پایتان جلوگیری كنید كه این اعمال شامل موارد زیر است:

1- انجام ورزش مخصوص پا كه باعث كشیدگی ساق پا شوند. در این ورزش، فرد روی شكم دراز كشیده و كف دستها را بر روی زمین گذاشته و با بالا و پایین آوردن دست ها ، شكم را به زمین نزدیك و دور می كند.( مطابق تصویر پایین )

2- استفاده از تشك گرماده به مدت 10 دقیقه قبل از خواب كه باعث گرم شدن پا شود.

 تنها داروی موثر برروی گرفتگی شبانه عضلات، " كوئی نین" است ولیFDA اعلام كرده است هیچ یك از داروهای تجویز شده برای گرفتگی عضلات، سالم وموثر نیستند.

پزشكان معمولاً 1 یا 2 كپسول كوئی نین را به هنگام خواب تجویز می كنند. اما این دارو می تواند باعث مشكلات تنفسی و سقط فوری وخودبخودی جنین شود. بنابراین خانم های باردار بایستی از مصرف آن خودداری كنند.

همچنین باعث شنیدن صدای زنگ درگوش، سردرد، تهوع، اختلال در دید، درد قفسه سینه و آسم نیز می شود.

منبع : مقالات اینترنتی

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:15  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

واريس

كار وريدها(سياهرگ ها) بازگردانيدن خون بدون اكسيژن از اندام هاي بدن به قلب است تا قلب براي تامين اکسيژن مورد نياز خون، آن را به شش ها بفرستد. پس از آن خون اكسيژن دار به قلب بازمي گردد و از آنجا به سرخرگ آئورت پمپ شده و بالاخره در سراسر بدن منتشر مى شود.

وريد هاى ساق پا كار دشوارترى دارند، چرا كه بايد خون را در مسيري طولانى، در خلاف جهت جاذبه زمين و فشار وزن بدن به جلو برانند. در وريدها دريچه هاى يك طرفه اى قرار دارند كه كار آنها پيشگيرى از بازگشت خون به عقب است. اگر اين دريچه ها كار خود را به خوبى انجام ندهند، خون به عقب بازمي گردد و در وريدها تجمع مي يابد و سبب تورم آنها مى شود.

وريدهاى متورم و بادكرده به دو شكل ديده مى شوند: وريدهاى واريسى و وريدهاى تارعنكبوتى(كه در پزشكى بدان تلانژيكتازى گفته مى شود). وريدهاى واريسى بزرگ تر بوده و به رنگ آبى تيره يا ارغوانى هستند و اغلب در سطح پوست، به صورت پرپيچ و خم ديده مى شوند. وريدهاى تارعنكبوتى، كوچك ترند و شبيه تارهاى عنكبوت به نظر مى رسند و رنگ آنها آبى يا قرمز است. اين وريد ها به سطح پوست نزديك بوده و درد و تورم ندارند. بزرگ ترين و طولانى ترين وريد سطحى، وريد صافن بزرگ است كه از سمت داخلى مچ پا وارد كشاله ران مى گردد. زمانى كه دريچه ها در مسير اين وريد و يا اتصالات آن با ساير وريدها خراب مى شوند، خون، تجمع يافته و يا در شاخه هاى وريدى به عقب بازمى گردد و واريس را ايجاد مى كند.

دلايل

وريدهاى متورم واريسى و تارعنكبوتى بسيار شايع هستند. بيش از 40 درصد زنان بالاى 50 سال به اين بيمارى دچارند. عوامل اين بيمارى شامل موارد زير است:

?- توارث: به نظر مى رسد كه تمايل به اين بيمارى به ويژه در سنين جوانى، در ميان برخى خانواده ها بيشتر باشد. برخى زنان با دريچه هاى وريدى با كارايى پايين تر و يا ديواره هاى عروقى ضعيف تر به دنيا مى آيند.

?- ايستادن به مدت طولانى: يك بررسى در مورد كارگران دانماركى در دسامبر 2005 نشان داد زنانى كه 75 درصد مدت زمان کار خود را به حالت ايستاده و يا در حال راه رفتن گذرانده بودند، تقريباً دو برابر زنانى كه مدت زمان كمترى بر روى پاهايشان ايستاده بودند، نياز به درمان واريس پيدا کردند. پژوهشگران تخمين مى زنند در بزرگسالاني كه سنين فعاليت و اشتغال را مى گذرانند، ايستادن هاى طولانى مدت مسئول بيش از 20 درصد موارد پيدايش واريس است.

?- سن: خطر واريس با افزايش سن زيادتر مى شود. رگ هاى خونى و عضلات پشت ساق پا كه در موقع راه رفتن با فشار بر وريدها، بازگشت خون را به سمت قلب تسهيل مى كنند، با گذشت زمان ضعيف تر مى شوند. كمتر از ده درصد زنان زير 30 سال و بيش از 75 درصد زنان بالاى 70 سال به واريس مبتلا هستند.

?- جنسيت: زنان بيش از مردان مستعد واريس هستند و باردارى عامل اصلى آن است. در دوران باردارى، وريدهاى ساق پا پرتر بوده و راحت تر پاره مى شوند، زيرا حجم خون و فشار شكمى در اين دوران افزايش مى يابد و هورمون ها سبب گشاد شدن رگ هاى خونى مى شوند. هرچه حاملگى به پايان خود نزديك مى شود، خطر واريس افزايش مى يابد.

?- وزن: وزن اضافى به ويژه در اطراف شكم، فشار اضافى را بر وريدهاى ساق پا تحميل مى كند. زنانى كه اضافه وزن دارند، نسبت به زنان لاغر بيشتر در معرض ابتلا به واريس هستند و اين خطر در مورد زنان چاق سه بار بيشتر است.

در مطالعات انجام شده بر روى مردان، ارتباط چندانى بين بروز واريس و وزن بدن ديده نمى شود.

علائم

وريدهاى تارعنكبوتى بيشتر به لحاظ زيبايى ناراحت كننده هستند، حال آن كه وريدهاى واريسى علاوه بر ظاهر طناب مانند، مشكلات متعدد ديگرى نيز به همراه دارند. در صورتى كه مبتلا به وريد واريسى هستيد، پس از ايستادن يا نشستن طولانى، در ساق پاهايتان احساس درد مبهم، سنگينى، سوزش، فشار و يا ضعف خواهيد كرد. معمولاً بالا نگاه داشتن ساق هاى پا به بهبود اين مشكل كمك مى كند. ممكن است شب ها گرفتگي دردناك عضلات پشت ساق پا را تجربه كنيد. پاها و مچ پاهايتان ورم مى كند و ممكن است پوست اطراف ناحيه واريس دچار خارش و خشكى شده و يا بر روى آن بثوراتى پيدا شود و يا رنگ آن به قهوه اى يا آبى تغيير كند. وريد هاى واريسى بزرگ تر لزوماً علائم شديدترى ندارند. در واقع، بسيارى از مردم مدت ها قبل از بروز تغييرات قابل رويت در وريد هايشان، ساير علائم را تجربه مى كنند.

اگر وريد هاى واريسى درمان نشوند، علائم بدتر شده و گاه عوارضى چون پارگى، زخم پوستى و ترومبوفلبيت(thrombophlebitis  يا التهاب وريدى همراه با لخته شدن خون) پيدا مى شود.

ارزيابى وريدهاى غيرطبيعى

پزشك درباره علائم سئوال كرده و وريدها و پوست اطراف آن ها را معاينه مى كند. براى آزمايش واپس زدن خون، جريان خون را اندكى مسدود مى كند(براى اين كار از يك تورنيكت، بازوبند فشار خون و يا دست استفاده مى كند) و مشاهده مى كند كه پس از رها كردن ناحيه مسدود شده چه اتفاقى مى افتد. براى مشاهده وريدهاى سطحى و دريچه هاى آن ها، پزشك از سونوگرافى داپلر استفاده مى كند، يعنى چيزى شبيه به همان كه در دوران باردارى مورد استفاده قرار مى گيرد، و آن را بر روى سطح ساق پا حركت مى دهد. سونوگرافى داپلر، اطلاعات بيشترى در اختيار قرار مى دهد، چرا كه به پزشك امكان مى دهد سرعت و جهت جريان و قوام خون را ارزيابى كند. اين روش مى تواند مكانى را كه از آن جا خون شروع به پس زدن مى كند، شناسايى نموده و تاييد كند كه جريان خون وريد عمقى به مقدار كافى است.

راهكارهايى براى مراقبت از خود

وريدهاى واريسى ساق پا نياز به هيچ گونه درمانى ندارند، مگر اينكه علائم بروز كنند. در بسيارى موارد، روش هاى مراقبت از خود براى كاهش فشار وريدهاى ساق پا، تقويت جريان خون و پرهيز از استفاده از روش هاى موثرتر و يا به تاخير انداختن آن ها كفايت مى كند. اين روش ها به قرار زير هستند:

1) پاهايتان را بالا نگاه داريد. روزى چند بار با نگه داشتن پاها در بالاى سطح قلب به مدت 15 دقيقه، به آن ها استراحت دهيد. بدين ترتيب وريد هاى شما ناچار نخواهند بود كه در خلاف جهت جاذبه كار كنند.

2) فعاليت ساق پا را تغيير دهيد. اگر براى مدت طولانى مى نشينيد يا مى ايستيد، چندين بار براى مدتى كوتاه به قدم زدن سريع بپردازيد. عضلات پشت ساق پايتان را با فعاليت هاى فيزيكى از قبيل قدم زدن هاى سريع و تمرين هاى استقامتى تقويت كنيد.

3) از مسكن استفاده كنيد. استامينوفن، آسپيرين يا ايبوپروفن مى توانند دردهاى خفيف وريدهاى واريسى را كه گه گاه بروز مى كنند، تسكين بخشند.

جوراب واريس

4) جوراب هاى ساق بلند كشى بپوشيد. اين جوراب ها با تحت فشار قرار دادن وريدهاى ساق پا از بازگشت خون به عقب جلوگيرى مى كنند. اگر علائم خفيف باشند، جوراب هاى ساق بلند معمولى كفايت مى كنند. اگر علائم شديدتر باشند، پزشك شما جوراب هاى ساق بلند فشاردهنده اى را تجويز خواهد كرد كه از مچ پا تا ران ها خاصيت کشساني(سفتي) آنها كاهش مى يابد(مانند تصوير بالا). اين جوراب ها بايد صبح ها قبل از برخاستن از رختخواب پوشيده شوند.

5) از پوشيدن هرگونه لباس و پوشش تنگ در ناحيه كمر يا ساق پا خوددارى كنيد.

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:13  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

لخته خون در وریدهای پا

DVT مخفف Deep Vein Thrombosis ، به معنای پیدا شدن لخته ی‌ خون در ورید‌های عمقی پا ، به ویژه ساق پا است.

ورید‌های (سیاهرگ های) ساق و ران پا به دو دسته طبقه‌بندی می‌شوند:

1- ورید‌های سطحی که گاهی هم قابل رویت هستند و بعضی مواقع با نارسا شدن آنها بیماری واریس پیدا می‌شود. این ورید‌ها خون اندام تحتانی را به بالا می‌برند.

2- ورید‌های عمقی که خون را از همان ورید‌های سطحی و از عمق اندام‌ها تحویل می‌گیرند و راه اصلی انتقال خون به سمت بالا هستند. این وریدها بعدا خون را به وریدهای رانی و سپس لگن تخلیه کرده و از طریق وریدهای شکمی به قلب منتقل می‌کنند تا پس از تصفیه به سراسر بدن منتقل ‌شود.

پیدایش DVT یا لخته خون در وریدهای عمقی اندام‌ تحتانی، در انتقال خون اختلال ایجاد می کند و به درد و تورم عضو منجر شود.

از طرف دیگر ممکن است این لخته‌ها حرکت کرده و به وریدهای بالاتر و دستگاه‌های حیاتی مثل ریه، مغز، قلب و غیره بروند و عارضه‌های بدتری درست کنند.

چرا لخته خون ایجاد می‌شود؟

به‌طور خلاصه سه عامل اصلی برای ایجاد و تشکیل لخته در پا وجود دارد:

الف) توقف خون در اندام‌ها:

این عامل از مهم ترین علل تشکیل لخته در وریدهای ساق پا است. به همین دلیل ایستادن طولانی، بی‌حرکتی طولانی مدت یا در بستر بودن که سبب توقف خون در وریدها می‌شود، از علل مساعدکننده در ایجاد DVT هستند.

ب) خرابی دیواره رگ‌ها:

سلول‌های پوششی دیواره وریدها به دلایل مختلف مثل ضربه‌ها و تصادفات، دستکاری‌های رگ و عفونت تخریب می‌شود و عاملی برای تشکیل لخته است.

ج) بیماری‌های انعقادی:

انعقاد خون، یک فرایند لازم و مناسب است، چون اگر خون لخته نمی‌شد، فرد در اثر ایجاد یک زخم، آنقدر خون‌ریزی می‌کرد که فوت می‌نمود، اما واکنش انعقاد خون از این اتفاقات ناگوار جلوگیری کند. ولی گاهی اوقات هین واکنش‌ انعقادی تشدید می‌شود و باعث تشکیل لخته در ساق پا می‌گردد.

اگر چه سه عامل فوق از عوامل اصلی برای تشکیل لخته در ساق پا هستند، ولی عوامل دیگری نیز وجود دارند که موجب تشدید علل فوق شده و احتمال تشکیل لخته را در رگ‌های وریدی پا بیشتر می‌کنند. بعضی از این عوامل عبار‌ت‌اند از:

سن: هرچه سن بالاتر برود، احتمال پیدایش لخته‌ در وریدهای پا بیشتر می‌شود.

جراحی‌های بزرگ: انجام جراحی‌‌های طولانی مدت و بزرگ، خطر لخته را افزایش می‌دهد، به ویژه اگر این جراحی‌ها در لگن انجام شوند و وریدهای لگنی دستکاری ‌شوند، خطر ایجاد DVT افزایش می‌یابد.

بستری شدن طولانی: بیمارانی که به هر دلیل، به مدت طولانی در بستر می‌خوابند، احتمال لخته خون در آنها افزایش می‌یابد. این وضعیت برای افراد فلج و در بستر افتاده نیز پیش می‌آید.

سرطان‌ها: سرطان‌ها به طور کلی موجب افزایش DVT می‌شوند، به ویژه سرطان‌های دستگاه گوارش و سرطان پانکراس (لوزالمعده).

چاقی: افزایش وزن و عدم تناسب قد با وزن از عوامل تشدیدکننده برای تشکیل لخته هستند.

مسافرت‌های طولانی: مسافرت‌ طولانی چه با هواپیما و چه با اتومبیل، احتمال تشکیل لخته را افزایش می‌دهد. این احتمال در پروازهای هوایی و بیش از سه ساعت بیشتر می‌شود.

تصادفات و ضربه‌ها: هر نوع ضربه و تصادفی خطر احتمال DVT را افزایش می‌دهد.

جوراب واریس

واریس: ایجاد رگ‌های واریسی در ساق پا خطر ایجاد لخته در وریدهای عمقی پا را افزایش می‌دهد. به همین جهت مبتلایان به واریس بهتر است از جوراب‌های واریسی و بستن ساق پا استفاده کنند تا خطر لخته در رگ‌های عمقی کاهش یابد.

بیماری‌های قلبی: بعضی از بیماران قلبی که دچار کاهش جریان خون در قلب هستند یا عارضه دریچه‌های قلبی دارند و یا مبتلا به التهابات و عفونت‌های پرده‌های قلب شده‌اند، احتمال بیشتر برای ابتلا به DVT دارند.

هورمون‌ها: مصرف بعضی هورمون‌ها سبب افزایش خطر DVT می‌شود. هورمون‌های زنانه، به ویژه استروژن و پروژسترون که بعضی افراد پس از یائسگی آنها را مصرف می‌کنند و در قرص‌های ضدبارداری نیز وجود دارند، از جمله معروف‌ترین این هورمون‌ها هستند.

بارداری: در بارداری‌‌ها، احتمال DVT افزایش می‌یابد. علت آن به دلیل افزایش هورمون‌های زنانه و شل شدن عضلات و دیواره ی عروق و نیز وجود جنین در درون لگن است که روی وریدهای لگن فشار وارد می‌کند و موجب توقف خون در وریدهای ساق پا می‌شود.

دستکاری وریدها: وارد کردن کاتاتر یا لوله‌های پلاستیکی به بدن بیمار، به دلایل مختلف از جمله تزریق طولانی مدت سرم و مواد غذایی ، خطر DVT را افزایش می‌دهند.

بیماری‌های انعقادی: افزایش عوامل انعقادی خون که به دلایل مختلف از جمله غلیظ بودن خون پیش می‌آید و در افراد سیگاری نیز شایع‌تر است، از علل مهم تشکیل لخته هستند.

هرگاه بیشتر از یکی از عوامل فوق، در فردی پیدا شود، احتمال DVT چند برابر می شود. مثلا فرد مسنی که جراحی بزرگی داشته و در بستر خوابیده است، و یا فردی که مجبور است ساعات زیادی سر پا باشد و یا در هواپیما بنشیند، بیشتر به DVT مبتلا می‌شود.

6 توصیه برای جلوگیری از DVT

اگرچه افزایش سن غیرقابل پیشگیری است، اما با اقدامات زیر می‌توان از بروز DVT به خصوص در افراد سالم پیشگیری کرد:

1) ورزش کردن: ورزش منظم شامل پیاده روی ، شنا، نرمش و ... از عوامل تقویت کننده عضلات هستند که می‌توانند از بروز DVT پیشگیری کنند.

مسافرت با هواپیما

2) خودداری از مسافرت‌ طولانی: در صورتی که مجبور به مسافرت طولانی هستید، باید در حین سفر، عضلات پاهایتان را حرکت و ورزش دهید و یا از جوراب‌ واریسی استفاده کنید و هرگز برای مدت طولانی بی‌حرکت نایستید یا ننشینید.

3) جلوگیری از افزایش وزن: پیشگیری از افزایش وزن و چاقی کار مشکلی نیست، اما از بروز بسیاری از عوارض سلامتی از جمله DVT پیشگیری می‌کند.

4) استفاده از جوراب‌های واریسی: برای افرادی که طولانی‌مدت می‌ایستند، توصیه می‌شود.

5) پرهیز از مصرف هورمون‌ها و آسپیرین: از مصرف هورمون ها، به ویژه اگر ضرورتی برای استفاده از آنها وجود ندارد، خودداری کنید.

همچنین از مصرف آسپیرین به خصوص برای افراد مسن و بالاتر از 60 سال پرهیز شود، اگر چه اثربخشی آن برای پیشگیری از DVT مورد تردید است.

6) پیشگیری از بروز DVT و آمبولی ریه ( لخته شدن خون در ریه ) در بعضی از بیماران بستری در بیمارستان که معمولا توسط کادر پزشکی صورت می‌گیرد.

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:11  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

امروزه نقش و قلمرو کار پرستاری دچار تغییرات گسترده ای شده است. در حرفه ای که تا چندی پیش پرستاران در آن فقط مجاز به انجام تعداد محدودی از اقدامات مراقبتی آن هم تحت نظارت شدید بودند و بسط و تکامل هر گونه مهارتی نوعی گسترش نقش محسوب میگردید ، اکنون پرستاران تشویق به بسط و توسعه نقشهای خود میشوند.

البته هنوز دیده میشود بعضی از پرستاران بویژه در کشورما دانش و وظایف پزشکی را لااقل از بعضی جهات مافوق پرستاری تلقی نموده و دانش و مهارتهای جدید خود را براساس این دیدگاه بسط و گسترش میدهند.

به عقیده فاچت دیدگاه برتری و تسلط دانش پزشکی بر پرستاری که هنوز در ذهن بعضی از پرستاران وجود دارد یکی از دلایل ناکامی پرستاری در دستیابی به یک دانش اختصاصی و همچنین نامناسب بودن و ضعیت حرفه ای این رشته است.

در حرکت به سمت حرفه ای شدن پرستاری و بسط و توسعه درک و فهم بیشتر همکاران پرستار از ماهیت منحصر بفرد پرستاری قصد داریم به معرفی تئوریسین های بزرگ پرستاری ،ۀسفه پرستاری و دیدگاههای پرستاری نسبت به انسان و نیازهای سلامتی بپردازیم.

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 10:57  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 1) دريافت دستور و برنامه كار از سرپرست مربوطه

 2) اطمينان يافتن از سالم بودن و كاراي دستگاهها و تجهيزات مورد نياز جهت عمل جراحي قبل از شروع عمل ( شامل : ساكشن ، دستگاه الكتروكوتر ، چراغ سيالتيك و ... ) و گزارش هر گونه نقص يا خرابي به مسئول مافوق

 3) اطلاع از وجود لوازم و امكانات مورد نياز اعمال جراحي و گزارش موارد ناكافي و كمبودها و نقايص به مسئول مافوق

 4) آشنائي با روشهاي استريليزاسيون و ضدعفوني و بكارگيري آنها

 5) كنترل اطاق عمل از نظر نور كافي ، سيستم برق رساني ، درجه حرارت ، رطوبت ، پاكيزگي ، ايمني و ...

 6) آماده نمودن اطاق عمل با لوازم و وسايل جراحي لازم بر طبق ليست عمل جراحي

7) كنترل پرونده بيمار قبل از جراحي براي اطمينان از كامل بودن مدارك پزشكي مورد نياز ( مانند اجازه عمل و آمادگيهاي عمل ، داروهاي قبل از عمل ، عدم داشتن وسايل مصنوعي و زيور آلات و ... )

8) كنترل و اطمينان از استريل بودن لوازم و بسته هاي وسايل

 9) ايفاي نقش سيار قبل از عمل : برقراري ارتباط و ارائه آموزش لازم به مددجو ، كنترل بيمار از نظر آمادگي جسمي و رواني جهت عمل جراحي ، كنترل نام بيمار با پرونده و ليست عمل و دستبند مشخصات ، هدايت بيمار به تخت عمل ، قراردادن بيمار بر روي تخت به نحوي كه هيچگونه صدمه اي به وي وارد نگردد و پوشش و حريم بيمار حفظ شود ...

 10) تنظيم تخت جراحي و چراغها برحسب نوع و ناحيه عمل

11) قراردادن كليه دستگاهها و تجهيزات در اطراف تخت جراحي برطبق قابليت دسترسي و نياز

 12) ايفاي نقش سيار حين عمل : حضور در تمام طول عمل و اشراف بر محيط و اتفاقات و وضعيت بيمار ، كمك به پرستار اسكراب و جراحان در پوشيدن گان و دستكش و ... ، باز نمودن پوشش هاي اوليه بسته هاي استريل و نخها و ساير وسايل و دراختيار گذاردن آنها ، پرب منطقه عمل ( با توجه به همگن بودن جنسيت ) ، شمارش و ثبت نخ ، گاز ، لنگ گاز ، درن و ... قبل از اتمام بهمراه تيم جراحي و جمع گروه جراحي و آماده نمودن آنها ، توجه و تشخيص تغيير در وضعيت بيمار ، گزارش به تيم و تامين نياز وضعيت جديد درجهت اصلاح تغيير بوجود آمده ، نگهداري و جمع آوري نمونه بر طبق سياست بيمارستان وثبت مشخصات بر روي ظرف حاوي نمونه و فرستادن آن به آزمايشگاه برطبق دستورالعمل و دريافت رسيد ، ثبت و كنترل زمانهاي درخواست شده گروه جراحي مانند زمان تورنيكت

13) ايفاي نقش سيار پس از پايان عمل : كمك در پانسمان محل جراحي ، برداشتن پوششها با رعايت موازين شرعي و آماده نمودن بيمار جهت انتقال به ريكاوري ، تكميل نمودن كليه گزارشات و موارد ثبتي كه از ابتداي عمل ثبت گرديده بود ، خارج نمودن وسايل مربوط به عمل جراحي قبلي و آماده نمودن اتاق جهت عمل بعدي 14) ايفاي نقش دست شسته ( اسكراب ) در حين عمل : دست شستن برطبق دستورالعمل ، پوشيدن گان و دستكش استريل ، پوشاندن ميزها با پوشش استريل و قرار دادن وسايل و لوازم به شكل استريل بر روي آنها ( شامل وسايل جراحي ، نخ ، درنها ، گاز و ... ) ، شمارش و كنترل كليه وسايل و لوازم مصرف شده ( گاز ، لنگاز ، قيچي ، پنس ، سوزن ، نخ ، درنها و ... ) در شروع و در طول عمل و پايان عمل بهمراه فرد سيار ، كنترل لوازم جراحي درون ست هاي جراحي قبل از عمل بر طبق شناسنامه هر ست جراحي ، كمك در شستن نهايي پوست بيمار ( درپ ) و پوشاندن بيمار با پوششهاي استريل ، نظارت بر رعايت نكات استريل توسط تيم جراحي در طول عمل ، اطلاع به تيم جراحي در صورت خيس بودن شانها بمنظور پيشگيري از سوختگي

 15) ايفاي نقش دست شسته در پايان عمل : كمك به پانسمان محل عمل ، برداشتن پوششهاي استريل با رعايت موازين شرعي و حريم بيمار و آماده نمودن بيمار جهت انتقال به ريكاوري ، گزارش و ثبت كليه اقدامات انجام شده و وسايل متصله به بيمار به مسئول ريكاوري ، تكميل نمودن كليه گزارشات و موارد ثبتي كه از ابتداي عمل ثبت گرديده ، جمع آوري و شستشوي وسايل مورد استفاده و انتقال آنها به مراكز استريليزاسيون برحسب سياست بيمارستان

16) همكاري در اجراي برنامه هاي آموزشي پژوهشي بيمارستان و بخش

17) مراقبت از جسد طبق موازين شرع و استانداردها

 18) شركت در آموزشهاي ضمن خدمت ، بازآموزي و ...

19) همكاري در انجام عمليات احياء در مواقع ضروري

20) مشاركت در برنامه شستشوي اتاق عمل ( washing ) طبق سياستهاي جاري بيمارستان

گرفته شده از وبلاگ ستاره سبز   -  وبلاگ همکار محترم جناب آقای رضازاده

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:22  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

مراقبت ها و اقدام پرستاري بعد از عمل جراحي در (OR):

پس از خاتمه جراحي و قراردادن پانسمان روي زخم، پرستار چسب را آماده نمايد. صفحه زير پايي دياترمي برداشته ميشود. به منظور پيشگيري از كاهش حرارت بدن بيمار قسمت هاي اصلي بدن را مي پوشانند. از درن ها و سوندها مراقبت ميشود تا از محل خود خارج نشود كمربندهاي ايمني بسته ميشود تا از آويزان شدن اندامهاي بيمار جلوگيري شود.

  نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:7  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

 

نويسنده : سيد ناصر لطفي فاطمي (كارشناس ارشد پرستاري)

 

هدف: امروزه تماسهاي تلفني  بكرات در مديريت بيماران در بخشهاي بيمارستاني ، كلينيكها و اورژانس مورد استفاده قرار ميگيرد. كمبود متخصصين نورولوژي اطفال و عدم دسترسي مددجويان و خانواده هاي آنها  به اينگونه متخصصين درساعات مختلف شبانه روزمنجر به افزايش تماسهاي تلفني به پرستاران بخشهاي اعصاب كودكان جهت كسب اطلاعات و مشاوره تلفني شده است.كه در اين مطالعه سعي گرديده است ماهيت و نوع تقاضاي والدين مورد بررسي قرار گيرد.

روش كارو نتايج : اين پژوهش يك مطالعه توصيفي است كه در طي آن تمامي مكالمات تلفني انجام شده با پرستاران بخشهاي نورولوژي اطفال در طي مدت پژوهش از نظر طول مدت مكالمه، اطلاعات دموگرافيك، نوع درخواست تماس گيرندگان جمع آوري گرديد.از مجموع 597 مكالمه انجام شده 208 مورد (8/34%) از طرف والدين اطفال بيمار جهت كسب اطلاعات صورت گرفته بود. در 6/35% موارد مربوط به تشنج اطفال و 7/32% مربوط به ساير مشكلات نورولوژيك بود. براي 5/63% از مددجويان تشخيص اپي لپسي گذاشته شده بود و 2/45% دچار تاخير در رشد بودند. اكثريت كودكان در سنين بين 1 تا 7 سال بودند(9/33%) . اكثريت تماسها (2/57%) توسط مادران گرفته شده بود. در 4/285 موارد در خصوص چگونگي تجويز دارو و 9/27% در خصوص علائم ونشانه هاي بيماري بود. در 1/47% موارد توسط پرستار توصيه به مراجعه به پزشك انجام گرفته بود. طول مدت مكالمه در اثريت مواردبين 1 تا 5 دقيقه بود.

نتيجه گيري: بالا بودن حجم تماسها در خصوص كسب اطلاعات ،نحوه تجويز داروها ،عوارض ناخواسته و نشانه هاي بيماري و اهميت آنها نشانگر اين واقعيت است كه اين نياز از طرف مددجويان وخانوده هاي آنهادر انجام يك مشاوره تلفني در زمانيكه دسترسي به متخصصين اعصاب كودكان به راحتي ميسر نيست احساس ميشود.

بكارگيري پرستاران آموزش ديده و مجرب در ارائه مشاوره تلفني با يك خط تلفني مشخص با استراتژي كاهش مراجعات غير ضروري به كلينيك و بيمارستانهاي اطفال ميتواند سبب صرفه جويي در وقت متخصصين و پرستاران حاض در بخشهاي اعصاب اطفال و امكان ارائه خدمت به ساير بيماران گردد. اگرچه در نگاه اول اين امر هزينه بر تلقي ميگردد اما با احتساب هزينه مرجعه كنندگان و از كار افتادگي والدين و نيز درگير نمودن وقت پرسنل رويكردي مقرون به صرفه براي جامعه خواهد بود.

 

كلمات كليدي: پرستاري اعصاب كودكان- مشاوره تلفني    

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:26  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
فلسفـه عبارتست از جستجـوی معنی در جهـان (۱) و یا مطالـعه مشكلاتـی كه غایـی، انتزاعی و عمومی هستند (۲) یك بیانیه فلسفی حقایق را تعریف، ارزشها را كشف و شواهدی برای حمایت از عقاید و عملكردهای فرد فراهم میآورد (۳).هر فرد در زندگیش دارای فلسفهای است. با بلوغ فكری افراد، فلسفه شخصیشان نیز متكامل مـیشود. فلسفه‌ها چارچوب یا رهنمودهایـی را ارائه مـیدهند. فلسفه‌هـای شخصی پرستـاران مستقیماً با فلسفه‌شان از پرستاری در تعامل بوده و بر رفتارهای حرفهایشان تأثیر میگذارد (۴).
عقاید بیشتر پرستاران قبل از ورود به حرفه پرستاری از صحبتهای افراد فامیل، دوستان و رسانه های گروهی و حتی فیلمهای در مورد پرستاران شكل میگیرد، كه با شروع به كار و زمانـی كه فرد به یـك پرستار حرفـهای و بـا صلاحیت تبدیل میشود دچار تغییر میگردند.
فلسفه مجموعهای از اصول و عقاید در مورد یك پدیده است و این دیـدگاه جهانی (پارادایم) است كه آن پدیده، ایدهآلها و اهدافش را توضیح میدهد. نتایج فلسفه مجموعه‌های از عقاید درباره دنیا و روش بررسی یافتن پاسخهای سئوالات است. رهبران پرستـاری احساس كردند بـرای توسعه فلسفه لازم است نخست حیطه پرستاری را تعریف كنند. حیطه میادین یا قلمرو فعالیت و تأثیر آن است. عموماً نظریه پردازان پرستاری چهار حیطه را برای پرستاری مورد اتفاق نظر قرار دادهاند كه عبارتند از شخص، محیط، سـلامت و پرستاری. برای نوشتن فلـسفه باید این چهار حیطه را تعریف كرد. مثلاً اساس شخص را چگونه میبیند (یك كل) یا محیط را به صورت داخلی، خارجی یا هر دو ببیند. همچنین بگوید سلامتی چیست؟ چگونه به بیماری مربوط بوده و آیا بیماری جزئی از سلامتی است؟ پرستاری چیست؟ هدفش چیست؟ از كجا آمده و به كجا خواهد رفت. با نوشتن خلاصهای از ارتباط این حیطههـا بـا هـم مفهومـی از پرستـاری شـكل میگیرد (۵).
داشتـن فرآیندی از فلسفـه حرفهای فـردی مكتوب و بازبینی آن بسیار مفید است اما برای بیمارستانها و دانشكدههای پرستاری بیان عقاید مشترك پرستاری بهصورت نوشتاری كه هدف هدایت عملكرد پرستاران شاغل آن محیط است، حائز اهمیت بیشتری میباشد. بنابراین، توسعه فلسفه پرستاری صرفاً یك فعالیت آكادمیك مورد نیاز اعتبارسنجی نیست. داشتن یك فلسفه نوشتاری میتواند پرستاران را در تصمیـم گیـریهای روزانـه در فعـالیتهـای پرستاریشان هدایت كند (۶). پرستاران با نوشتن فلسفه‌های شخصی پرستاری خود، در واقع عملكردهای حرفهای خود را منعكس كردهاند كه باید در بر گیرنده سؤالات زیر باشند: پرستار چه كسی است؟ ماهیت سازمان و محیطی كه در آن مشغول به كار هستید چیست؟ ارزشها و عملكردهای هدایتگر عملكردهای حرفهایتان چیستند؟ مسئولیتهای شما به عنوان یك پرستار چیست؟ بر چه اهداف و شواهد علمی برای هدایت عملكردهایتان و غایت فلسفه پرستاری خود تكیه دارید؟ آیا شهود یا چیزهای دیگری هستند كه بر عملكرد پرستاری شما تأثیر بگذارند؟ با پاسخ به این سؤالات هر پرستار میتواند فلسفه پرستاری خود را كشف نماید (۷).
به این ترتیب فلسفهای كه در محیطهای بالینی مثل پرستاری بكار میرود به ارزشها و اعتقادات متخصصان حرفهای دربارهٔ مراقبت و روشهای ارائه مراقبت بر میگردد كه با فلسفه آكادمیك فرق دارد. چرا كه متخصصان حرفهای ممكن است در مورد منشأ و تكامل عقایدشان فكر نكنند، در حالی كه دغدغه اصلی فلسفه آكادمیك همین مورد است. به همین دلیل است كه نظریه پردازان پرستاری، فلسفه‌های پرستاری كه دغدغهٔ پرستاری و اهداف آن را دنبال میكنند، پیشنهاد میدهند (۸).
فلسفه بینالمللی جامعه پرستاری در سپتامبر۲۰۰۳ پایهگذاری شد. هدف آن ایجاد یك شبكه بینالمللی از افراد كشورهای مختلف به منظور ارتقاء و حمایت از نظام فلسفه پرستاری است.
این مركز اطلاعاتی درباره جامعه و چگونگی عضو شدن به همراه دسترسی به ژورنال(Nursing Philosophy) و جزئیات فلسفه بینالمللی از كنفرانسهای پرستاری و سایر حوادث میباشد.میباشد و دارای ماهیت قانونی است (۹).
فلسفه‌های ما از پرستاری با فعالیتها (عملكردهای) سنتی پرستاری هماهنگ نیست.
تقاضا برای آموزش بالینی رو به رشد است و عملكردهای قدیمی ما به این تقاضاها پاسخ نمیدهد چرا كه عملكردهای سنتی، گذشته و حال محور هستند نه آینده محور پس لازم است با خلاقیت، تعلیم و تربیتی منطبق بر فلسفه‌های به روز داشته باشیم (۱۰).
فلسفههای پرستاری بیانیههایی هستند از عقاید دربارهٔ پرستاری و نمودهایی از ارزشها در پرستاری كه به عنوان پایهای برای تفكر و عمل به كار میروند (۱۱). فلسفهٔ پرستاری در بردارندهٔ ماهیت پرستاری (هستی شناسی)، ماهیت دانش پرستاری (معرفت شناسی) و ماهیت جاری پرستاری (اخلاقیات) است كه تولید عقاید حرفهای و نظریه را باعث میشود (۱۲).
برای تعریف یك حرفه به این ویژگیها نیاز است: داشتن یك استاندارد آموزش، سازمانهای حرفهای، تعهد، اقتدار، آموزش مداوم. بدنه دانش و شایستگی‌ها، ارزشهای اجتماعی و لوایح اخلاقی (۱۳). البته گریش(Gerrish) در مقاله خود نتیجه میگیرد كه با تثبیت حرفه یا حتـی ایجاد حیطه‌هایـی از یك حرفه جدیـد، اعتماد به نفس بوجود نمیآید و تنها، پاسخگویی رشته تقویت میشود. با این وجود باعث تضمین قانونی شغلی شده و امنیت نقش كاری پرستاران را در آینده موجب میشود (۱۴).
ممكن است خوانندگان بپرسند فلسفه در فعالیت‌های روزانه پرستاری چه نقشی دارد و چگونه میتواند به پرستار در امر مراقبت از مردم كمك كند؟ پاسخ این است كه حداقل برای شناخت دنیای موجود پرستاری و مقصدی كه احتمالاً در آینده به آن میرسد، مهم است بدانیم پرستاری از كجا آمده است. نكته مهم دیگر این است كه بدانیم چه كسانی تصمیمات در خصوص آنچه كه پرستاری را میسازد و نحوه انجام كارها میگیرند؟ به گفته مازروی (Mazrui,۱۹۹۶) پرستاری به طور تاریخی ریشه در مذهب و علم كه هر دو جهانی بوده و حامی پیشرفت آن میباشند، دارند (۱۵).
بویس (Bevis.۱۹۸۹) چهار دورهٔ فلسفی در تاریخ پرستاری كه پرستاری را تكامل بخشیده و هنوز هم بر پرستاری امروزه اثر دارند شناسایی نمود. این دوره‌ها منعكس كنندهٔ تأثیرات فلسفی بر مجموع اطلاعات پرستاری بوده و استراتژیهایی در جهـت شنـاخت پرستـاری امـروزه فراهـم میآورند.
اولین دوره، ریاضت كشی (asceticism) از زمان افلاطون بوده و از ایده‌آلیسم كه یك حقیقت روحی غایی ماوراء حقایق فیزیكی را بیان میدارد، برخاسته است. در این دوره پرستاری به صورت خود انكاری و فدا شدن در راه وظیفه بود كه به عنوان كاری سخت با سود دهی برای كارفرما و منفعت مالی بسیار اندك برای پرستاران تلقی میشد. تأثیرات این طرز تفكر علیرغم تلاشهای نایتینگل (Nightingle) در معرفـی اولیه علـم پرستـاری تا ایـن دوره كماكان وجود دارد. دومین دوره رمانتیسم (به معنی وابستگی به زیبائیهای ناشی از تصورات شخصی) از زمان تأكید بر مادیگرایی رئالیسمها كه از انقلاب صنعتی مجدداً رشد كرده بودند، تكامل یافت. طی این دوره زمانی پرستاری به عنوان نیروی كمكی وفادار پزشكان تبدیل و نقش كاری در منازل به بیمارستانها منتقل شد. جایی كه دانشجویان بیشتر مراقبتها را ارائه داده و پرستاران فارغ التحصیل نقش سوپر وایزری ایفا میكردند. بویس بیان میكند این دورهٔ زمانی تأثیر زیادی بر برنامه‌های آموزشی پرستاری تا اواسط قرن بیستم داشته است.
جنگ جهانی دوم دوره زمانی جدیدی از رئالیسم معرفی كرد كه بویس آن را پراگماتیسم لقب داد. پراگماتیسم به معنی نتایج عملی با ارزش چیزی است كه تفسیر فلسفی بویس از این دوره خصوصیت مفید بودن آن است. زمان جنگ موجب خلق مراقبتهای حاد شد و به دلیل كمبود نیروی كمك پرستار، كارگران مراقبت بهداشتی و تكنیسینها برای كمك به پرستاران بوجود آمدند. سرانجام در اواخر این دورهٔ زمانی، واقعیتهای عملی بالینی غالب شدند. نیاز به بخشهای ویژه، توانبخشی و سایر بخشهای سیار پرستاران را قادر ساخت بار دیگر به تمركزشان بر مراقبت از مددجو یا نیاز انسان برگردند. این دورهٔ انتقال زمینه‌های بـرای ظهـور دورهٔ زمانـی چهـارم یعنـی اگزیستنسیالیسم انسانی شد. كه اعتقاد دارد حقیقت در ذهن شخص وجود دارد و مجموع یك شخص بیشتر از مطالعات علمی اجزایش است. در این فلسفه حق آزادی شخص در انتخاب و مسئولیت در قبال خود وجود دارد. این ارزشها بر تعاملات پرستار- مددجو، مسئولیت‌پذیری پرستاران و اختیارات حرفهای نیز تأثیر گذاشت (۱۶). با توجه به دورههای مختلف فلسفی و تأثیراتی كه پرستاری طی زمان از مكاتب فلسفی گرفته به نظر میرسد پرستاری نیازمند فیلسوفان پرستاری است كه دیدگاه‌های پرستاری نسبت به خود رشته، دغدغه‌های مربوط به خوب بودن غایی انسان، تكامل سیستمهای اعتقادی منعكس كننده اخلاقیات و معنای پرستاری را چارچوببندی نمایند. باید به خاطر داشت كه فلسفه پرستاری هیچگاه بر سنگ كنده كاری نمیكند بلكه كاری دائمی برای پیشرفت باقی میماند
  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 12:26  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

ویاگرا نام تجارتی داروی سیلدنافیل میباشد .این دارو به مردانی كه دچار اختلال نعوظ میباشند كمك میكند تا توانائی جنسی خود را باز یابند . و در واقع این دارو پایه اصلی تمامی داروهایی است كه در این زمینه در بازار دارویی وجود دارد .

این دارو به صورت قرص ۱ساعت قبل از تصمیم به مقاربت مصرف میشود و در طی یك ساعت نباید بیش از ۱قرص مصرف شود .
در مورد اغلب بیماران درمان با قرص ۵۰ میلی گرمی اغاز میگردد.حتی در صورت استفاده از ویاگرا باز هم جهت ایجاد نعوظ احتیاج به تحریكات فیز یكی و ذهنی و تمایل بیمار به ایجاد نعوظ وجود دارد .

برخی از عوارض جانبی شایع ویاگرا :

سردرد

قرمزی و احساس گرما در صورت و قسمت فوقانی

ناراحتی معده

ابریزش بینی

عطسه های مكرر

تغییرات بینائی

ابی رنگ به نظر رسیدن اجسام

موارد منع مصرف :

در صورتی كه از نیتروگلیسیرین یا داروهای نیتراتی زیر استفاده كنید نباید از ویاگرا استفاده كنید.

ایزوسورباید مونونیترات

ایزوسورباید دی نیترات

قرصها یا اسبری زیر زبانی نیتروگلیسیرین

نوارها و برچسبهای ترابوستی نیتروگلیسیرین

اگر شما از ویاگرا استفاده میكنید و دچار درد قفسه سینه شدید به بزشك مراجعه كنید

ویاگرا برای اولین بار برای درمان آنژین صدری(بیماری قلبی) مورد استفاده قرار گرفت كه طی آن افزایشerect شدن آلت تناسلی مردان مشاهده شد كه از آن به بعد از ۲۷ مارس ۱۹۹۸ به عنوان اولین داروی impotence در آمریكا استفاده شد.

مصرف این قرص بدون تحریك جنسی معمولا هیچ اثری ندارد و برای اثر آن حتما باید تحریكات جنسی وجود داشته باشد.

این قرص به راحتی و به سرعت از دستگاه گوارش جذب می شود. ویاگرا توسط آنزیمهای كبدی متابولیزه می شود و كبد و كلیه در دفع آن نقش دارند.اگر به همراه یك رژیم غذایی پر جرب استفاده شود باعث كاهش جذب و سرعت اثر و غلظت آن در خون می شود.
ویاگرا : بی خطر نیست 
بسیاری از كارشناسان آگهی های تلویزیونی شركت های دارویی تولیدكننده داروهای ضد ناتوانی جنسی مانند وایاگرا در جهان را علت اصلی روی آوردن جوانان به مصرف این داروها می دانند.

هرچند این دارو بدون نسخه پزشك نباید استفاده شود اما در تلویزیون های خارجی و بسیاری از سایت های اینترنتی تبلیغ شده و فروش اینترنتی هم دارد به طوری كه در فاصله بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ نزدیك به ۱میلیارد دلار فروش داشته است.

وایاگرا در اصل برای مردان سالمندای كه دچار مشكلات جنسی هستند، تولید شده بود. اما آمارهای اخیر حاكی از آن است كه از هنگام ورود این دارو به بازار در سال۱۹۹۸ تعداد موارد تجویز آنها برای افراد زیر ۴۵ سال، ۳۰۰ درصد افزایش یافته است.

حتی بسیاری از مردان جوان كه دچار هیچ مشكلی هم نیستند، اذعان می كنند كه به مصرف تفریحی این دارو روی آورده اند. اما آیا مصرف چنین داروهایی به خصوص در درازمدت خطری برای سلامتی مردان جوان ندارد؟

در حال حاضر اجماع نظری در این مورد وجود ندارد. امروزه این دارو كه اسامی عامیانه ای هم پیدا كرده ، مثل (آقای آبی)Mr. Blue( سكستازی Sextasyبه تركیب وایاگرا و اكستازی می گویند) و ویتامینV، از سوی بسیاری از افراد به صورت تفریحی مصرف می شود و این در حالی است كه این داروها اصولاً برای مصارف تفریحی طراحی نشده اند.
۸ توصیه مهم درباره وایاگرا

۱- استفاده از این دارو در افراد مسن ، خصوصا كسانی كه از داروهای خاصی مثل نیترات ها ( كه در داروهای بیماران قلبی استفاده می شود) استفاده می كنند، باید با نظر مستقیم پزشك مربوطه و تجویز او صورت گیرد ، در غیر این صورت می تواند مخاطره آمیز باشد.

۲- در صورتی كه نعوظ بیشتر از ۴ ساعت به طول انجامد، بدلیل احتمال آسیب به آلت تناسلی، مراجعه پزشك ضروری است.

۳- مصرف سیلدنافیل در بیماران مبتلا به اختلالات خونریزی دهنده یا زخم معده و دوازده بایستی با احتیاط صورت گیرد.

۴- در صورتی كه در خلال فعالیت جنسی علائمی مثل منگی ، گیجی ، تهوع ، یا دردهای قلبی ( درد سینه، احساس سفتی و فشار در سینه، كرختی ، گزگز و درد در قفسه سینه یا شانه و فك تحتانی ) درمصرف كننده پدید آمد، از ادامه فعالیت جنسی باید خودداری كرد و سریعا به پزشك مراجعه كرد.

۵- مصرف بیشتر از یك قرص سیلدنافیل در روز توصیه نمی شود.

۶- در صورت مصرف اتفاقی بیش از مقادیر توصیه شده، بیمار را باید سریعا ً به بیمارستان منتقل كرد.

۷- دارو را باید دور از نور و رطوبت در دمای زیر ۳۰ درجه سانتیگراد، درون جعبه در بسته نگهداری كرد.

۸- با توجه به احتمال بروز عوارض قلبی شدید ناشی از مصرف این دارو توصیه می شود كه فقط تحت نسخه پزشك مصرف شود. مهم ترین توصیه این است : هیچگاه از سر تفنن یا كنجكاوی این دارو را مصرف نكنید
وایاگرا چه كار می كند
تداخلات دارویی

برخی از داروها باعث تغییر اثربخشی و عوارض این دارو می شوند، برای مثال داروهای قلبی حاوی نیترات ، سایر داروهای مورد استفاده برای اختلال نعوظ ، برخی داروهای ضد ایدز، سایمتیدین، فنوباربیتال، كارباماز پین، ریفا مپین با سیلدنافیل تداخل اثر دارند و مصرف همزمان آنها باید بسیار با احتیاط صورت گیرد.

نیتروگلیسیرین یا داروهای نیتراتی مانند ایزوسورباید، مونو نیترات ایزوسورباید، دی نیترات، قرص ها یا اسپری زیر زبانی نیتروگلیسیرین نوارها و برچسب ترابوستی نیترو گلیسیرین، نیز منع مصرف همزمان با این دارو را دارند .
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:31  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

بسیاری از افرادی که شکمهای بزرگ و پرچربی دارند، بعضی مواقع کلافه شده و می‌پندارند که اگر هم نتوانستم از دست این چربی‌ها خلاصی یابم، عمل زیبایی شکم می‌کنم این که کاری ندارد فقط پول می‌خواهد و زمان برای بستری.

اما بهتر است شما دوست عزیز، این مطلب را فراموش نکنید که جراحی پلاستیک به همان راحتی که فکرمی‌کنید، نیست.در واقع همه پزشکان توصیه می‌کنند که شما روشهای مفید و بی‌دردسری همانند رژیم‌‌های غذایی و ورزش را امتحان کنید و اگر علی رغم انجام هر گونه اقدامی‌ قادر به کوچک کردن شکم خود نبودید، در آخرین مرحله می‌توانید تصمیم به عمل جراحی زیبایی شکم خود بگیرید. در این مقاله برای آشنایی بیشتر شما با جراحی شکم (abdominoplasty ) نکاتی را ارائه می‌نماییم تا قبل از این عمل زیبایی، اطلاع کافی داشته باشید و بعد اقدام نمایید.

* از جراح خود بخواهید تا به طور کامل مراحل و مشکلات احتمالی را برای شما بیان نماید.

* هرگز این عمل را به عنوان عمل کاهش وزن تصور نکنید.

* اگر شما خانمی ‌هستید که هنوز تمایل به بارداری دارید، بهتر است که عمل خود به بعد از پایان تصمیم خود برای بچه‌دار شدن موکول نمایید.

نحوه انجام عمل:

این جراحی به طور معمول به دو صورت انجام می‌گردد:

 جراحی پلاستیک کوچک(partial or mini abdominoplasty)

در این نوع جراحی برش کوچکی داده می‌شود و این برش کوچک اجازه می‌دهد تا چربیها از این ناحیه خارج گردد.

 جراحی پلاستیک کامل (complete abdominoplasty)

در این روش که کمی‌ از روش قبل بزرگتر است برش بزرگی زده می‌شود و مقدار زیادی چربی و حتی پوست شکم برداشته می‌شود و اغلب جراح، ناف مصنوعی را خود برای بیمار ایجاد می‌کند.
لازم به ذکر است که لیپوساکش و یا همان برداشت چربیها در هردو روش انجام می‌شود که خطرات خاصی را به دنبال دارد که در ذیل گفته خواهد شد.

عوارض جانبی:

همانطور که حدس می‌زنید داشتن درد و ورم و التهاب در ناحیه عمل اجتناب ناپذیر است. جراح شما بنا به صلاحدید خود برای شما مسکن تجویز خواهد کرد. محل زخم ممکن است تا چندین هفته و یا حتی ماه طول بکشد. همچنین ممکن است احساس سوزن سوزن شدن، بی حسی،کبودی وکشیدگی در ناحیه عمل سبب خستگی شما در طی این مدت گردد. ممکن است جای زخم مدتها طول بکشد تا ازبین برود و شاید هرگز محو نشود. جراح شما اگر توصیه به مصرف پماد یا کرم خاصی نموده حتما تهیه و مصرف نمایید.

مشکلات پس از عمل:

گرچه بسیار احتمال کمی‌دارد که این عوارض ایجاد گردد، زیرا جراحان معمولاً بیماران خود را قبل از عمل از نظر بیماریهای زمینه‌ای مانند دیابت و بیماریهای قلبی و عروقی و یا کسانی که از تنباکو و یا سیگار استفاده می‌نمایند، کاملاً کنترل می‌کنند.
اما گاهی وجود بعضی از مشکلات انکار ناپذیر است، برای مثال ایجاد عفونت و یا خونریزی زیر پوست ناحیه عمل که به خودی خود از بین نمی‌رود و معمولاً منجر به جراحی مجدد در ناحیه شده و این به معنی برشی دیگر و جای زخمی‌ دیگر است و همچنین پدیده آمبولی که یا به علت ورود ذرات ریز چربی، متعاقب عمل لیپوساکشن و یا لخته‌های خون در عروق ریز ریه‌هاست که در اکثر موارد بسیار خطرناک است و به مرگ منجر می‌گردد.

بهبود زخم:

در آخر شما چه عمل کوچک و چه عمل بزرگ را روی شکم خود انجام داده‌ اید، موظفید تا راهنمایی‌های لازم برای مراقبت بعد از عمل را که جراح شما توصیه می‌نماید حتما انجام داده و پانسمان و مراجعه به موقع به پزشک خود را فراموش نکنید.
معمولا بخیه ها بعد از دو یا سه هفته برداشته می‌شود و نباید حداقل زودتر از شش هفته ورزش شکم را شروع کنید.
به مدت یک ماه کارهای سبک انجام دهید و از شکم بند مناسب استفاده نمایید. گرچه در بعضی افراد ماه‌ها طول می‌کشد که احساس راحتی نمایند.
در پایان به شما توصیه می‌نماییم تا حدالامکان از ورزش و رژیم‌های غذایی برای کوچک کردن شکم خود استفاده نموده و به جراحی زیبایی شکم به عنوان آخرین چاره نگاه کنید.
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:23  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 
با افزایش سن و در اثر استرسهای مداوم زندگی علائم پیری به تدریج در صورت ظاهر میشوند. این علائم در یك سوم فوقانی صورت كه شامل پلكها ، ابروو  و پیشانی است زودتر از سایر قسمت های صورت بروز پیدا میكنند . ظهور این علائم در یك سوم فوقانی صورت به شكل پیدایش چین و چروك پیشانی ، افتادگی ابروها و افتادگی پلك ها است كه بیشتر از جنبه زیبایی قابل توجه است اما در مواردی كه افتادگی ابرو وپلك ها زیاد باشد می تواند فیلد بینائی را نیز محدود نماید .

اعمال جراحی متعددی برای بالا بردن ابرو و پیشانی و برای برطرف كردن نگرانیهای فوق الذكر طراحی شده اند . البته با تزریق بوتوكس یا dysport میتوان بدون جراحی و به طور موقت چین و چروك های پیشانی را برطرف كرد، ضمن اینكه این كار باعث بالارفتن گوشه های ابروها نیز می شود . اینكه از كدام روش جراحی برای هر بیمار بهره بگیریم به عوامل متعددی از جمله موارد زیر بستگی دارد :

۱ – جنس و سن بیمار
۲ – شكل و وضعیت ابروی بیمار
۳ – میزان افتادگی پلك بیمار
۴ – وضعیت و میزان چین و چروك های پیشانی
۵ – وضعیت موهای سر كه چنانچه بیمار به طاسی سر مبتلا باشد ، وضعیت وشدت این طاسی
۶–انتظارات بیمار از عمل جراحی
دراین مقاله تا حدودی با روش های مختلفی كه بدین منظور طراحی شده اند آشنا خواهید شد اما اینكه كدام روش برای شما مناسب تر خواهد بود ، نیاز به مشاوره حضوری شما با پزشک جراح دارد.
الف ) روش پوست سر
در این روش برش از ناحیه گیجگاهی یك طرف شروع شده وحدودا ۴ سانتیمتر عقب تر از رویش مو و به موازات آن امتداد می یابد تا به ناحیه گیجگاهی طرف مقابل برسد . عمق این برش تا روی استخوان جمجمه خواهد بود. و از زیر، پوست پیشانی تا ناحیه ابروها را از جمجمه جداکرده وآنرا كشیده واضافه آن را در محل برش اولیه چیده و محل برش را می دوزند.
مزیت این روش :
 
تمامی محل برش وهمچنین بخیه ها داخل پوست سر و لابلای موهای سر است لذا جای برش اصلا قابل رویت نیست .
عیوب این روش :
 
۱ – نسبت به سایر روشها عمل نسبتا بزرگی است .
۲ – باعث بزرگ شدن پیشانی می شود چرا كه خط رویش موها به طرف عقب تر كشیده می شود .
۳ – بی حسی پوست سر تا مدتی باقی می ماند .

ب ) محل برش درست روی خط رویش موهای پیشانی

تكنیك :مثل تكنیك قبلی است با این تفاوت كه خط برش درست روی خط رویش موهای پیشانی است .

مزایا :
۱ - باعث بلند شدن پیشانی نمی شود .
۲ – میزان بالارفتن ابرو و كم شدن چین و چروكها بیشتر از روش قبلی است .
عیوب :
 
۱ – خط برش ممكن است كمی قابل رویت باشد ( بویژه در كسانی كه عادت دارند موهایشان رابه سمت بالا وعقب شانه نمایند ) .
۲ – بی حسی پوست سر ممكن است تا مدتی باقی بماند .
ج ) خط برش داخل پیشانی :

این روش برای كسانی كه چین وچروكهای پیشانی بسیار عمیق داشته باشند ویا وضعیت ابروهای آنان غیرقرینه باشد ویا جای زخم قدیمی روی پوست پیشانی داشته باشند روش مناسبی است . عیب  این روش این است که جای برش ممكن است قابل رویت باشد .
د ) بالا بردن ابرو به روش مستقیم

خط برش تحتانی درست روی لبه فوقانی ابرو داده می شود . خط برش فوقانی بسته به وضعیت ابروی بیمار وخواسته های وی متغیر است . پوست حدفاصل این دو برش را برمیدارند و لبه های دو برش را به هم می دوزند . این امر باعث بالاتر رفتن ابرو می شود وبا این روش می توان ابرو را اصطلاحا به صورت شمشیری یا هشتی درآورد و یا حالت قبلی ابروی بیمار را حفظ كرد .

مزایا :
۱ – روش موثرتری است و به هر میزان كه بخواهیم می توانیم ابرو را بالا ببریم .
۲ – حالت ابرو رابه دلخواه می توان تغییر داد .
۳ – مقداری از افتادگی پلك های فوقانی را برطرف می كند .
۴ – عمل نسبتا كوچكی است .
عیب :
تنها عیب این روش این است كه ممكن است بعدازعمل ، محل برش كه روی لبه فوقانی ابرو واقع می شود تا حدودی قابل رویت باشد كه البته اگر اینچنین شد خانم ها می توانند با استفاده از لوازم آرایشی آن را بپوشانند .
ه ) كشیدن گوشه های چشم از ناحیه گیجگا هی

این روش برای كشیدن گوشهٌ چشم ها روش مناسبی است. خط برش در ناحیه گیجگاهی ، چند سانتیمتر عقبتر از خط رویش موها داده میشود. پوست ونسج زیرپوستی را از زیر تا ناحیه انتهایی سمت خارجی ابرو آزاد میكنند ، آن را كشیده و اضافه آن را چیده و محل برش را می دوزند . در این روش جای برش در داخل موها پنهان میشود و قابل رویت نیست .

نكاتی كه بیمار باید بداند :
۱ – چنانچه قبلا عملی روی پلك یا ابروی خود انجام داده اید اطلاع دهید .
۲ – با تزریق بوتوكس یا dysport بدون جراحی ، قسمتهای خارجی ابرو بطور موقت بالا كشیده می شوند .
۳ – آنتی بیوتیك تجویزی را بعد از عمل استفاده نمایید .
۴ – تا ۲۴ ساعت بعد از عمل از كمپرس سرد استفاده نمایید .
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:19  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
(3)


چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
در صورتی که احساس کوفتگی، خستگی و فرسودگی می‌کنید و علتی برای آن پیدا نمی‌کنید به پزشک مراجعه کنید.خصوصاً اگر جزء افراد مستعد ابتلا به کم‌خونی هستید.البته ممکن است احساس خستگی شما به دلیل کم‌خونی نباشد.احساس فرسودگی و خستگی می‌تواند علل دیگری غیر از کم‌خونی نیز داشته باشد.
برخی افراد هنگامی ‌که برای اهداء خون مراجعه می‌کنند در آزمایشات متوجه هموگلوبین پایین خود می‌شوند که نشان دهنده‌ی کم‌خونی است.اما این هموگلوبین پایین ممکن است موقتی باشد و با مصرف غذاهای غنی از آهن و یا مصرف مولتی ویتامین‌های آهن‌دار برطرف شود.
اگر چه ممکن است همین علامت نشان دهنده‌ی این باشد که بدن شما خون از دست می‌دهد و موجب کم‌خونی شده است.اگر به شما گفته شده که به دلیل هموگلوبین پایین مجاز به اهداء خون نیستید می‌توانید با پزشک خود مشورت کنید تا نگرانی شما برطرف شود.
اگر سابقه‌ی کم‌خونی ارثی مانند کم‌خونی سلول داسی شکل در خانواده‌ی شما وجود دارد بهتر است با پزشک و یا مشاور ژنتیکی در‌باره‌ی خطر ابتلاء خود و یا احتمال درگیری فرزندانتان مشورت کنید.

کم‌خونی چگونه تشخیص داده می‌شود؟
 پزشکان با استفاده از شرح حال، معاینه و آزمایش خون کم‌خونی را تشخیص می‌دهند.آزمایشها میزان گلبولهای قرمز و هموگلوبین خون را نشان می‌دهند.رنگ، شکل و اندازه‌ی برخی از گلبولهای قرمز با بررسی میکروسکوپی مشخص می‌شود که به تشخیص بیماری کمک می‌کند.برای مثال در کم‌خونی فقر آهن گلبولهای قرمز کوچکتر و رنگ پریده‌تر از حالت عادی هستند و یا در کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین، گلبولهای قرمز بزرگتر هستند و تعدادشان کمتر از حالت طبیعی می‌شود. اگر برای شما تشخیص کم‌خونی داده شود ممکن است آزمایشات اضافی برای تعیین علت زمینه ای بیماری مورد نیاز باشد.
برای مثال در کم‌خونی ناشی از فقر آهن به دنبال منبعی برای از دست رفتن خون در بدن هستند. مثلا ممکن است زخمهای شناخته شده و یا ناشناخته‌ی گوارشی، پولیپ‌های روده‌ی بزرگ، سرطان روده‌ی بزرگ و یا نارسایی کلیوی علت اصلی باشند.پزشک ممکن است این موارد و یا علتهای دیگر را با آزمایشات لازم مورد بررسی قرار دهد. در موارد نادری ممکن است بررسی نمونه‌ی مغز استخوان لازم باشد.

عوارض کم‌خونی کدامند؟
اگر کم‌خونی شدید باشد ممکن است توانایی شما را کاهش دهد و فعالیتهای روزانه نیز برای شما مشکل شود. ممکن است خیلی زود از کار کردن و فعالیت خسته شوید. در بسیاری از مواردکم‌خونی قابل درمان است اما ممکن است درمان، چندین هفته تا چند ماه به طول بیانجامد تا گلبولهای قرمز به حالت طبیعی خود باز گردند. برای اینکه از مدت زمان درمان و انتظاری که باید از روند درمان داشته باشید آگاه شوید با پزشک خود مشورت کنید.
 اگر تشخیص داده شده است که شما مبتلا به کم‌خونی هستید و آزمایشات معمول برای شما انجام شده است، در صورت نیاز پزشک برای شما درمان کم‌خونی را در نظر می‌گیرد. توجه داشته باشید که باید درمان را کامل کنید زیرا ممکن است با شروع درمان احساس بهبود کنید و تصور کنید که مشکل شما برطرف شده است. عدم پیگیری و درمان کم‌خونی می‌تواند منجر به نا منظم شدن ضربان قلب و یا تند شدن ضربان قلب شود. زیرا در کم‌خونی، قلب برای تامین اکسیژن مورد نیاز بافتها باید میزان خون بیشتری را پمپ کند. این عمل قلب ممکن است در دراز مدت منجر به ایجاد نارسایی قلبی شود.
کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامینB12  نیز ممکن است منجر به تخریب اعصاب و کاهش عملکردهای مغزی شود. زیرا این ویتامین علاوه بر اینکه در سلامت گلبولهای قرمز موثر است در عملکرد اعصاب و مغز نیز نقش دارد.برخی کم‌خونیهای ارثی نیز هستند که عوارض جدی و خطرناکی دارند و تهدید کننده ی حیات فرد می‌باشند. از دست رفتن سریع خون در وضعیتهای حاد، منجر به ایجاد کم‌خونی شدید می‌شود و می‌تواند کشنده باشد.
 
درمان کم‌خونی چیست؟
درمان کم‌خونی بسته به علت ایجاد کننده ی آن متفاوت است.

کم‌خونی ناشی از فقر آهن
درمان کم‌خونی ناشی از فقر آهن با مکملها و یا قرصهای حاوی آهن صورت می‌گیرد. ممکن است لازم باشد که ماهها درمان را ادامه دهید. اگر کم‌خونی شما علتی غیر از خونریزیهای ماهیانه داشته باشد باید منبع از دست دادن خون پیدا شود و این فرایند متوقف گردد.

کم‌خونی ناشی از کمبود ویتامین:
برای درمان این کم‌خونی از مکملهای حاوی ویتامین  B12یا اسید فولیک استفاده می‌شود.

کم‌خونی ناشی از بیماری مزمن:
 درمان ویژه‌ای برا ی این نوع کم‌خونی وجود ندارد. درمان اصلی برطرف کردن علت زمینه‌ای کم‌خونی است که موجب بروز این مشکل شده است. مکملهای آهن و ویتامین کمک زیادی در درمان این نوع کم‌خونی نمی‌کند. اگر علائم بیماری شدید باشد ممکن است تزریق خون انجام شود و یا هورمون اریتروپوئیتین مصنوعی تجویز شود. این هورمون به صورت طبیعی توسط کلیه‌ها ساخته می‌شود و باعث تحریک ساخت گلبولهای قرمز می‌گردد.
برای درمان سایر انواع کم‌خونی که ناشایعترند بسته به علت ایجاد کننده درمانهای مختلفی صورت می‌گیرد مانند درمانهای دارویی ویژه، تزریق خون، برداشتن طحال، شیمی‌درمانی، پیوند مغز استخوان و....

چگونه از ایجاد کم‌خونی پیشگیری کنیم؟
بسیاری از کم‌خونیها قابل پیشگیری نیستند اما با داشتن یک رژیم غذایی سالم و متنوع که دارای آهن و ویتامینها باشد می‌توان از بروز کم‌خونی ناشی از فقر آهن و ویتامینها پیشگیری کرد.
بهترین منابع آهن، گوشت گوساله و سپس سایر گوشتها هستند. غلات غنی شده با آهن، سبزیجات تیره‌ی پر‌برگ، میوه‌های خشک، دانه‌ها و خشکبار حاوی آهن هستند.
اسید فولیک در مرکبات و میوه‌ها، سبزیجات تیره‌ی پر برگ، غلات غنی شده و منابع سنتتیک یافت می‌شود.
 ویتامین  B12 در گوشت و لبنیات وجود دارد. ویتامینC که در مرکبات یافت می‌شود به جذب آهن کمک می‌کند و باعث افزایش  جذب آهن می‌شود.
مصرف غذاهای حاوی آهن در افرادی که نیاز به آهن در آنان افزایش می‌یابد اهمیت زیادی دارد. در بچه‌ها به دلیل اینکه در حال رشد هستند آهن مورد نیاز افزایش می‌یابد. همچنین زنان باردار و زنانی که دوره‌های ماهیانه خونریزی دارند نیز باید آهن بیشتری دریافت کنند. تامین آهن کافی در کودکان خردسال که زیر 7 سال هستند  و در دوندگان حرفه‌ای که مسافتهای طولانی می‌دوند حیاتی است.
ممکن است پزشکان مکملهای آهن و یا مولتی ویتامین ب برای افرادی که نیاز بیشتری به آهن دارند تجویز کنند. اما این مکملها تنها در شرایطی که فرد نتواند آهن مورد نیاز را از طریق رژیم غذایی خود دریافت کند به کار می‌روند بنابراین از مصرف خودسرانه‌ی مکملها خودداری کنید زیرا مصرف بیش از حد آهن می‌تواند خطرناک باشد.
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:15  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

یکی از شایعترین دردها در طول زندگی افراد سردرد است که کودکان و بالغین را گرفتار می‌کند.

در این مقاله مطالبی در باره ی علل سردرد، انواع سردرد، علائم هشدار‌دهنده و درمان سردرد جمع‌آوری شده‌است.

ممکن است سردرد به تنهایی وجود داشته باشد و یا همراه با برخی علائم دیگر باشد. ممکن است در مواردی سردرد همراه با گلو درد، سرماخوردگی و یا بیماریهای سینوسی و یا سایر بیماریها نیز باشد.  

آیا می‌دانید شما چه نوع سردردی دارید و علت ایجاد آن چیست؟

در واقع علت ایجاد 95% از سردردها، بیماری و یا ناهنجاری ساختاری در بدن نیست. در عوض علت اصلی را باید در شرایط معمول زندگی فرد مانند استرس،  خستگی و فرسودگی،  کمبود خواب،  گرسنگی،  تغییرات در سطوح هورمون استروژن،  تغییرات آب و هوا و یا وابستگی به کافئین جستجو کرد. خوشبختانه فقط موارد نادری از سردرد وجود دارند که خطرناک هستند.

 علل ایجاد سردرد چیست؟

سردرد علتهای مختلفی دارد. برخی سردردها علت ایجادکننده‌ی عمومی‌تری دارند. علل عمومی‌ایجاد سردرد شامل این موارد هستند :

*  الکل،  کافئین و سایر موادی که وابستگی ایجاد می‌کنند.

*  تغییرات در سطوح مواد شیمیایی بدن مانند نوروترنسمیترها.

* سرفه و یا عطسه.

* کم شدن آب بدن. 

* مشکلات دندانی یا اعمال دندانپزشکی مانند عصب کشی.

* خوردن غذاها و یا نوشیدن مایعات سرد.

*  استرسهای عصبی و عاطفی.

*  مواجهه با دود و یا بخار مواد شیمیایی مانند منوکسید کربن.

*  خستگی چشم.

*  تب.

* قرار گرفتن در ارتفاعات،  سطوح پائین اکسیژن می‌تواند موجب سردرد شود.

*  فشار خون بالا.

*  عفونت سینوسها مانند سینوزیت یا ایجاد آبسه.

*  برخی مداخلات پزشکی مانند کشیدن مایع مغزی نخاعی.

*  داروها،  برخی داروها موجب ایجاد سردرد می‌شوند.

*  کشیده شدن عضلات گردن،  عضلات بالای تنه یا عضلات شانه.

*  عفونتهای دستگاه تنفس فوقانی.

علل اختصاصی‌تر ایجاد سردرد کدامند؟

برخی سردردها نیز اختصاصی‌تر بوده و با علامت دیگری همراه نیستند. مانند سردرد تنشی،  سردرد میگرنی و.. . 

در این سردردها بر خلاف تصور بسیاری از افراد،  مغز عامل ایجاد سردرد نیست،  بلکه سردرد از بد عمل کردن عضلات،  عروق خونی و اعصاب ناشی می‌شود.

برای مثال اتساع شریانها و یا انقباض بیش از حد عضلات می‌تواند عصبهای خاص و حساس در مغز را تحریک کند و در نتیجه سردرد به وجود می‌آید.

هورمونهایی مانند استروژن می‌توانند باعث بدتر شدن سردرد شوند. از آنجایی که زنان طی دوره‌های ماهیانه متحمل نوسانات هورمونی در بدن می‌شوند،  احتمال ایجاد سردرد متوسط تا شدید در زنان دو برابر مردان است و همچنین بیشتر از مردان به انواع خاص سردرد مانند میگرن دچار می‌شوند.

 سردردهایی که بیشترین شیوع را دارند عبارتند از :

 سردرد تنشی :

شایعترین نوع سردرد،  خطرناک نیست اما مکرراً رخ می‌دهد. سردرد تنشی شایعترین نوع سردرد است و اغلب در اثر استرس و فشارهای عاطفی و عصبی ایجاد می‌شود. بیشتر بالغین این نوع سردرد را تجربه کرده‌اند.

 این سردرد دردی ثابت با شدت خفیف تا متوسط دارد که در سرتاسر سر احساس می‌شود،  اما در اغلب موارد درد بیشتر در پیشانی و یا در پشت سر احساس می‌شود. سردرد معمولاً با علائم دیگری همراه نیست.

 سردرد تنشی ممکن است در بچه‌ها نیز روی دهد اما بیشتر در بین بالغین شایع است. تناوب ایجاد سردرد متفاوت است و معمولا چند ساعت به طول می‌انجامد.

سردرد میگرنی :

در حدود یک سوم از کسانی که سردرد میگرنی دارند اولین سردردها را در سنین نوجوانی تجربه می‌کنند. شدت درد متوسط تا شدید بوده اغلب اوقات با تهوع همراه است و فرد به نور و صدا حساس می‌شود. ممکن است درد در ناحیه‌ی گیجگاه،  چشمها یا پشت سر باشد و اغلب اوقات تنها در یک طرف است. درد میگرنی که همراه با علائم هشدار دهنده یا اورا باشد ممکن است پیش از سردرد اختلالات بینایی رخ دهد.

میگرن معمولاً از دوران کودکی تا میانسالی رخ می‌دهد. در بچه ها میگرن در میان پسرها کمی‌شایعتر است اما پس از بلوغ شیوع میگرن در زنان بیشتر می‌شود. حمله‌ی میگرنی یک روز یا بیشتر به طول می‌انجامد. در دوران بارداری و سنین بالا حملات میگرنی کمتر ایجاد می‌شوند.

سردرد مربوط به سینوسها :

یک سردرد خفیف تا متوسط است که عموماً در صورت،  پل بینی،  یا در گونه‌ها احساس می‌شود و ممکن است همراه با احتقان بینی و یا آبریزش از بینی باشد. در همه‌ی سنین افراد را گرفتار می‌کند و به نظر می‌رسد که افرادی که آلرژی دارند مستعدتر هستند.این سردرد ممکن است ساعتها طول بکشد و اغلب یک سردرد فصلی است.

 سردرد مختلط :

در موارد نادری برخی از انواع سردرد وجود دارند که محققان معتقدند سردردهای مختلط بوده و علائمی‌ ما بین سردرد تنشی و میگرن دارند. چنین مواردی وقتی رخ می‌دهند که علائم و درمان این دو سردرد در برخی از افراد به خوبی قابل افتراق نیست. برای مثال سردرد تنشی‌ای که بسیار شدید باشد و درد تیز و ضربان داری داشته باشد بسیار شبیه به سردرد میگرنی است. به علاوه هنگامی‌که سردرد میگرنی متناوباً روی دهد درد آن شبیه به سردرد تنشی احساس خواهد‌شد.

 بنابر‌این متخصصان باور دارند که سردردهایی که مداوم روی می‌دهند ممکن است سردرد تنشی باشد که به دنبال سردرد میگرنی رخ داده و یا سردرد میگرنی در زمینه‌ی سردرد تنشی مزمن ایجاد سردرد کرده است. البته مکانیسم ایجاد کننده‌ی این دو نوع سردرد با یکدیگر متفاوت است.

محققان می‌گویند که سردرد تنشی در اثر سفت‌شدن و وارد آمدن فشار به عضلات روی می‌دهند در حالیکه علت سردرد میگرنی اتساع و التهاب عروق است. به هر حال اگر میگرن مکرراً رخ دهد می‌تواند منجر به سفت شدن عضلات شود و آغازگر یک سردرد تنشی همزمان باشد.

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:14  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

 

 

"سردرد بستنی" چیست؟

زمانی که در حال لذت‌بردن از طعم خوب بستنی هستید ممکن است ناگهان دچار سردرد شوید. معمولاً این سردرد ناگهانی بوده و کمتر از یک دقیقه به طول می‌انجامد. درد معمولاً تیز و یکنواخت بوده و در مرکز پیشانی احساس می‌شود اما ممکن است در یک طرف پیشانی نیز احساس شود.

علت "سردرد بستنی" یا سردردی که در اثر سرما ایجاد می‌شود مدتهاست که به عنوان یک معما باقی مانده است.

بر اساس یک نظریه درد از ناحیه‌ی خلفی گلو، که توسط بستنی سرد شده‌است منشاء می‌گیرد،  اما درد در سر احساس می‌شود. به این موارد درد ارجاعی گفته می‌شود.

هر خوردنی و آشامیدنی خنکی می‌تواند موجب ایجاد این نوع سردرد شود. اما در این جریان، بستنی متهم اصلی به حساب می‌آید. زیرا هم سرمای زیادی دارد و هم سریع بلعیده می‌شود.

این عمل موجب می‌شود که بستنی بدون اینکه کمی در دهان گرمتر شود، با قسمت خلفی گلو تماس پیدا کند.

برای پیشگیری از این نوع سردرد نیازی به پرهیز از مصرف بستنی نیست. بلکه پزشکان توصیه می‌کنند که هم قطعات کوچکتر بستنی وارد دهان شود و هم بستنی را به آرامی بخورید تا دهان فرصت کافی برای گرم کردن آن را پیدا کند.

  سردردهایی که در اثر درمان طبی یا بیماریها ایجاد می‌شوند:

برخی سردردها نشانه‌ای از یک مشکل دیگر هستند. برای مثال سرماخوردگی، آنفولانزا یا عفونت سینوسها می‌توانند موجب ایجاد سردرد شوند.

 برخی دیگر از سردردها نادر‌ترند اما خطرناک نیز هستند و ممکن است علت آن خونریزی، عفونت یا تومور در سر باشد.

سردرد ممکن است تنها علامت هشدار دهنده‌ی فشار خون بالا باشد.

به علاوه برخی داروها مانند نیتروگلیسرین که برای مشکلات قلبی تجویز می‌شود و استروژن نیز که برای برطرف کردن علائم یائسگی تجویز می‌شود سردرد ایجاد می‌کنند.

به این دلیل که برخی از سردردها ممکن است خطرناک باشند، علائم هشدار دهنده‌ی سردرد را بیان می‌کنیم.

 در صورتی که دچار این علائم شدید، باید به یک مرکز پزشکی مراجعه نمایید:

* سردرد با شروع ناگهانی و شدید، ممکن است سردرد همراه با سفتی عضلات گردن باشد.

* سردرد همراه با تب

* تشنج

* گیجی یا کاهش سطح هشیاری

* سردرد همراه با درد در چشمها و یا گوشها

* سردرد شدیدی که در داخل سر جریان داشته‌باشد و تغییر محل پیدا کند

* سردرد مداوم، ماندگار، در صورتی که قبلا سردرد نداشته باشید.

* سردردی که موجب ایجاد اختلال در کارهای معمول روزانه شود.

* سردرد هراه با اختلال بینایی مانند تاری دید، دوبینی و یا محو شدن تصاویر.

*  سردرد به همراه مشکل در صحبت کردن یا فهمیدن صحبتهای دیگران.

* سردرد به همراه تغییرات رفتاری واضح.

* همیشه بچه هایی را که سردرد مکرر دارند نزد پزشک ببرید. مخصوصاً اگر درد در شب یا هنگام برخاستن از خواب رخ دهد.

در موارد نادری ممکن است سردرد نشانه‌ی یک آسیب جدی باشد. ممکن است علائم دیگری مانند تهوع و استفراغ، گیجی و یا تغییرات بینایی وجود داشته باشند.

 این موارد خطرناک نیز سردرد ایجاد می کنند:

* آسیب به سر.

* آسیب به مغز.

* شکستگی جمجمه.

* خونریزی در داخل مغز و یا در اطراف وغز.

* تومور مغزی که موجب ایجاد تورم در مغز شده‌است.

* عفونت در مغز (انسفالیت) ، یا عفونت در پرده‌هایی که مغز و نخاع را احاطه کرده‌اند (مننژیت).

* سکته مغزی، این مشکل هنگامی ایجاد می‌شود که یک رگ خونی یا شریان که خون را به مغز می‌رساند به وسیله‌ی لخته‌ی خونی مسدود می‌شود.

* پارگی در یک رگ خونی همراه با خونریزی در داخل مغز یا در اطراف آن (آنوریسم).

 سایر بیماریهایی که ممکن است سردرد به همراه داشته باشند ، شامل این موارد هستند:

* فیبرومیالژیا، که در آن درد و حساسیت منتشر در عضلات و بافت نرم بدن ایجاد می‌شود.

* گلوکوم یا آب سیاه که موجب آسیب عصبهای پشت چشم می‌شود.

* فشار خون بالا.

قند خون بالا و یا قند خون پایین.

* مشکلات التهابی عروق مانند آرتریت، لوپوس، آرتریت ژاینت سل.

* بیماری کلیوی که موجب تجمع مواد زاید در خون می‌شود.

* پایین بودن کلسیم خون یا پرکاری و فعالیت بیش از حد غده‌ی پاراتیروئید که میزان کلسیم خون را تنظیم می‌کند (هایپر پارا تایروئیدیسم).

* بیماری لایم، که یک عفونت باکتریال است و به وسیله انواع خاصی از کنه‌ها منتشر می‌شود.

* مشکلات عصبی - روانی مانند اضطراب یا افسردگی.

* مشکلات مربوط به بارداری مانند فشار خون بسیار بالا (پری اکلامپسیا).

* اختلالات خواب مانند بیخوابی یا وقفه‌ی تنفسی در خواب.

 

* مشکلات تیروئیدی مانند پرکاری یا کم‌کاری تیروئید.

در ادامه، پیشگیری و درمان سردرد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:13  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
(3)

 

درمان:

بیشتر اوقات سردرد خود به خود بهتر می‌شود و یا به کلی از بین می‌رود و در صورتی که چنین سردردی همراه با علائم هشدار دهنده‌ای که گفته شد نباشد، نیازی به مراجعه به پزشک نیست و درمانهای خانگی ممکن است شدت درد و مدت زمان سردرد را کاهش دهند، همچنین ممکن است باعث تخفیف علائمی‌مانند تهوع، درد عضلانی، اضطراب و تب شوند. 

در صورتی که پزشک شما درمان خاصی برای سردرد تجویز کرده است به محض ایجاد سردرد هر چه زودتر درمان را شروع کنید. از درست اجرا کردن دستور پزشک مطمئن شوید و آن را تغییر ندهید.

درمان خانگی :

برای سر درد ملایم بدون سایر علائم کارهای زیر را انجام دهید:

* استراحت در یک مکان تاریک و آرام.

* قرار دادن کمپرس سرد روی پیشانی.

* عدم مصرف سیگار، الکل، داروهای غیر مجاز و مواد مخدر.

 

در صورتی که سردرد بهتر نشد می‌توانید از مسکنهای مجاز در مقادیر تعیین شده که بدون نسخه پزشک نیز توسط داروخانه‌ها تجویز می‌شوند استفاده کنید.

 برخی افراد برای سردرد از استامینوفن و برخی داروها مانند ایبوپروفن یا آسپیرین و... استفاده می‌کنند اما قبل از چنین اقدامی ‌باید به این موارد  توجه کنید:

* در مورد درد به دکتر داروساز توضیح داده و کمک بخواهید.

* بروشور و دستور مصرف دارو را بخوانید.

* دارو را بیش از مقدار توصیه شده مصرف نکنید.

* اگر سابقه حساسیت دارویی به مسکنها یا سایر داروها را دارید دارو را خودسرانه مصرف نکنید.

* اگر بیماری خاصی دارید یا پزشک به شما گفته که داروی دیگری مصرف نکنید پیش از مصرف دارو با پزشک خود مشورت کنید.

* اگر احتمال باردار بودن شما وجود دارد، بدون دستور پزشک هیچ دارویی به جز مقادیر تعیین شده‌ی استامینوفن مصرف نکنید.

* بدون تجویز مستقیم پزشک به افراد زیر 20 سال آسپیرین ندهید زیرا این اقدام می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

* در مورد کودکان زیر 12 سال از دادن ناپروکسن سدیم خودداری کنید مگر اینکه پزشک معالج کودک چنین دستوری داده باشد.

 

با انجام اقدامات زیر می‌توانید شدت سردرد و تکرار آن را کاهش دهید:

* تمرینات آرامش بخش. با انجام تمرینات آسوده سازی، ریلکسیشن و مدیتیشن می‌توانید از تنش و استرس رها شوید و مانع ایجاد سردرد یا بدتر شدن آن در اثر اضطراب و تنش شوید.

* گرما و دوش آب گرم عضلات را شل می‌کند و مانع ایجاد سردرد در اثر انقباضات عضلانی می‌شود. مراقب باشید که بیش از حد از گرما استفاده نکنید زیرا آب گرم در مدت زمان طولانی ممکن است سوختگی ایجاد کند.

* قرار دادن کمپرس سرد روی گردن یا شقیقه‌ها.

* ماساژدرمانی و بیوفیدبک که می‌توانند تنش عضلات را کاهش دهند، مخصوصاً در مورد عضلات گردن و شانه موثر هستند. سفتی این عضلات ممکن است باعث ایجاد سردرد یا بدتر شدن آن شود.

وقتی کودک سردرد دارد چه باید كرد؟

* با کودک صحبت کنید. بگذارید او متوجه باشد که به او اهمیت می‌دهید. توجه بیشتر و مدتی سکوت در منزل ممکن است موجب تسکین سردرد شود.

* اگر پزشک برای کودک شما دارویی در مورد سردرد تجویز کرده است، به محض اینکه سردرد کودک آغاز شد استفاده از دارو را شروع کنید.

* بگذارید کودک در یک اتاق ساکت و تاریک استراحت کند. کمپرس سرد روی پیشانی ممکن است کمک کننده باشد.

* اگر سردرد کودک ملایم است او را به ادامه فعالیتهای روزانه تشویق کنید.

نگذارید کودک از فعالیتهای معمول و کارهای روزانه شانه خالی کند، مگر اینکه شدت سردرد متوسط تا شدید باشد.

مراقب دادن دارو به صورت خودسرانه به کودک باشید. این عمل ممکن است عوارض بدی به دنبال داشته باشد.

پیشگیری:

با تنظیم و یا ایجاد تغییر در برنامه‌ی روزانه ممکن است بتوانید از سردرد پیشگیری کنید. همچنین با یادداشت کردن و یا بررسی وقایع و کارهای روزانه و عادات غذایی ممکن است بتوانید علت ایجاد سردرد خود را مشخص کنید.

 چگونه از بروز سردرد پیشگیری كنیم؟

* به صورت مرتب غذا بخورید، وعده‌های غذایی را حذف نکنید و مواد غذایی مقوی بخورید. از مصرف غذاهای شور خودداری کنید.

* برنامه منظمی ‌برای خواب داشته باشید، در زمان مشخصی خوابیده و از خواب بیدار شوید و حتی در تعطیلات به آن پایبند باشید. این کار موجب می‌شود که بدن به خواب مرتب عادت کند. از خوابیدن بیش از اندازه اجتناب کنید.

* ورزش و فیزیوتراپی عضلات گردن موجب تقویت عضلات گردن می‌شود و وضعیت و شكل بدن و توانایی تحرک را بهبود می‌بخشد.

* به صورت مرتب ورزش كنید، پیاده روی، دوچرخه سواری، دویدن آهسته یا جاگینگ، شنا، حركات موزون و حتی باغبانی روشهای مناسبی برای فرو نشاندن استرس هستند.

* اگر همچنان در عضلات گردن و شانه گرفتگی،  سفتی و تنش را احساس می كنید،  پیاده روی ممكن است كمك موثری باشد. شنا نیز با حركت بازوها موجب شل شدن این عضلات می شود.

* یك تمرین ریلكسیشن یا آسوده سازی را دو بار در روز به مدت 20-10 دقیقه انجام دهید.

* استفاده ار ماساژ در عضلات گردن و شانه را امتحان كنید. همانطور كه گفته شد، سفتی این عضلات می تواند عامل ایجاد سردرد باشد یا موجب بدتر شدن آن شود.

* قرار گرفتن بدن در وضعیت صحیح را، در خانه و در محل كار تمرین كنید. در صندلی خود مستقیم بنشینید و مراقب باشید كه پشت بدن از حمایت كافی توسط پشتی صندلی برخوردار باشد. اگر در طول روز مدت زیادی را می نشینید، مدتی را برای استراحت و كشش عضلات گردن یا انجام نرمشهای صحیح گردن اختصاص دهید.

* اگر با كامپیوتر كار می كنید، مانیتور را طوری تنظیم كنید كه قسمت بالایی صفحه هم سطح چشم شما باشد. برای خواندن نوشته‌هایی كه بر روی كاغذ و روی میز هستند، بهتر است آنها را به وسیله‌ی گیره‌ی كاغذ در نقطه‌ای هم سطح با مانیتور نصب كنید. این كارهای ساده از انقباض طولانی مدت عضلات در حین كار كردن با كامپیوتر جلوگیری می‌كند.

* اگر مرتباً از تلفن استفاده می‌كنید بهتر است كلید بلند گوی تلفن یا تجهیزات دیگری به كار ببرید كه كمتر نیاز به نگهداشتن گوشی داشته باشید. از نگه داشتن گوشی بین گردن و شانه خودداری كنید.

* معاینات منظم دندانها توسط دندانپزشك و نیز معاینه سالیانه‌ی چشم پزشكی را انجام دهید.

 

عواملی هستند كه به عنوان عامل آغازگر سردرد شناخته شده اند. با اطلاع از این عوامل می توان از بروز بسیاری از سردردهای معمولی پیشگیری كرد.

برخی از عوامل ایجاد كننده‌ی سردرد شامل این موارد هستند :

* مصرف الكل، كافئین موجود در چای، قهوه و نوشابه.

* عدم مصرف كافئین در افرادی كه به مصرف آن عادت دارند.

* غذا های خیلی شور و نگهدارنده‌های غذایی مانند MSG (منو سدیم گلوتامات).

* رژیم غذایی نامناسب مانند حذف كردن وعده‌های غذایی، رژیمهای لاغری شدید و ناشتا ماندن بیش از حد.

* كم شدن آب بدن

* تغییر در الگوی معمول خواب، خواب ناكافی یا خوابیدن بیش از حد.

* استرس، اضطراب یا افسردگی.

* برخی داروها مانند داروهای قلبی، داروهای كاهنده‌ی فشار خون و داروهای هورمونی.

* وضعیت نامناسب بدن در ایستادن، نشستن و راه رفتن.

* كشیدن سیگار، سیگار برگ و یا استنشاق دود سیگاری كه دیگران می كشند.

* نور شدید خورشید و یا درخشندگی زیاد چراغها.

* كشیدگی عضلات فك در اثر جویدن زیاد غذاهای سفت و یا جویدن زیاد آدامس.

چگونه از ایجاد سردرد در كودكان پیشگیری كنیم؟

* مطمئن شوید كه كودك شما به اندازه‌ی كافی استراحت كند.

* در طول روز چندین میان وعده‌ی غذایی و آشامیدنی مغذی به كودك بدهید. به كودك اجازه‌ی مصرف مواد غذایی شور و آشامیدنیهای حاوی كربونات را ندهید.

* اجازه ندهید كه كودك وعده غذایی اصلی خود را حذف كند.

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:12  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

 

ازنظر درمعرض خطر بودن بیماران دیابتی را به گروههای مختلفی تقسیم می‌کنیم:

1- گروهی که در معرض خطر نیستند.  این افراد بیماری دیابت ( و یا سایر انواع بیماریهایی که می‌توانند سبب کاهش حس در پا شوند) دارند ولی حس محافظتی در پا از بین نرفته است.  این افراد باید سالیانه توسط پزشک ویزیت شوند و پزشک حس پاهای آنها را معاینه نماید.  آموزش بیمار بر کنترل دیابت، ‌توقف سیگار‌کشیدن و تهیه کفش مناسب متمرکز می‌شود.

2- گروهی که در معرض خطر کمی‌هستند.  در این افراد حس محافظتی پاها از دست نرفته است ولی هنوز زخمی‌در پاها ندارند.  اینها هر 6 ماه یکبار باید توسط پزشک ویزیت شوند.  آموزش به بیمار جهت مشاهده روزانه پاها،  مراقبت از پاها و پوشیدن تدریجی کفش نو،  معاینه کفش از نظر مناسب بودن،  از اهمیت زیادی برخوردار است.  یک کفی ظریف جهت محافظت کف پا ممکن است توصیه شود.

3- گروهی که در معرض خطر متوسط هستند.  در این افراد حس محافظتی از دست رفته است.  بعلاوه دفورمیتی (تغییر شکل دادن پا) و یا محدودیت تحرک در مفاصل پا وجود دارد که آنها را در معرض خطر بالاتر تخریب بافتی در اثر تحمل وزن قرار می‌دهد.  اینها هر سه ماه یکبار باید توسط پزشک معاینه شوند.  این افراد باید از کفشهای طبی که با دفورمیتی پای آنها تطبیق داده شده است و نیز اتاقک کفش فضای کافی برای انگشتان داشته باشد،  استفاده نمایند.  در افرادیکه دفورمیتی پای آنها حداقل است،  ممکن است کفش ورزشی مناسب باشد.  طول کفش این افراد باید 2/1 تا 8/5 اینچ بزرگتر از طول پا( یا فاصله نوک کفش تا نوک انگشتان 2/1 تا 8/5 اینچ ) باشد.  پهن‌ترین قسمت کفش منطبق بر سر استخوانهای کف پا است.  ورزش‌های خاص جهت ایجاد تحرک در مفاصل پا مهم است.  اصلاح جراحی دفورمیتی‌ها در بیماران انتخابی ممکن است ضرورت یابد تا از تشکیل کابوس و نهایتاً ایجاد زخم ممانعت شود.

4- گروهی که در معرض خطر شدید هستند: این افراد حس محافظتی در پا ندارند.  سابقه زخم قبلی در پا دارند و در بیشترین خطر عود زخم هستند.  این افراد هر 1 تا 2 ماه باید به کلینیک پای دیابتی مراجعه نمایند تا مطمئن شویم که زخم در حال تشکیل نیست.  بیمار باید در تمام اوقات به پوشیدن کفش مناسب ادامه دهد.  این افراد سالی یکبار کفش طبی با اتاقک مناسب جهت انگشتان و سه جفت کفی مناسب دریافت می‌کنند.  برنامه‌درمانی جامع توسط کلینیک چند تخصصی پای دیابتی جهت این افراد ضروری است.

درمان زخمهای دیابتی:

علیرغم تمامی‌احتیاطات دیابتیها ممکن است دچار زخم پا شوند.  

بر اساس عمق و وسعت زخمها را به 5 گروه تقسیم می‌کنیم( از سطحی تا عمقی).  که گروه 1 تا 3 زخمهایی هستند که فقط با کاهش حس و درگیری اعصاب مرتبط هستند و زخمهای گروه 4 و 5 با کاهش خونرسانی هم ارتباط دارند.

گروه 1: زخم سطحی فقط در پوست

گروه 2: زخم عمقی که به تاندون،  استخوان،  رباط یا مفصل هم دست‌اندازی کرده است.

گروه 3: آبسه یا عفونت استخوان وجود دارد.

گروه 4: گانگرن ( سیاه شدن) یک یا بیشتر انگشتان یا جلوی پا وجود دارد.

گروه 5: گانگرن کل پا

زخمهای گروه 4 و 5 نیاز به قطع پا دارند.  زخمهای گروه 3 نیاز به بستری در بیمارستان،  جراحی و دریافت آنتی‌بیوتیک وریدی دارند.  زخمهای 1 و 2 ممکن است عفونی باشند یا نباشند و ممکن است به صورت سرپایی درمان شوند.

برای این زخمها: بالا نگه داشتن اندام، (اگر علائم کاهش خونرسانی وجود ندارد)،  ‌تجویز آنتی بیوتیک وسیع الطیف، راه رفتن با وسیله کمکی (جهت عدم تحمل وزن روی اندام مبتلاء) یا استفاده از گچ‌گیری اندام توصیه می‌شود.

آب درمانی و برداشتن نسوج مرده از اطراف زخم و نیز استفاده از پوشش‌های مناسب زخم نیز در این زخمها مفید است.  زمان متوسط استفاده از پوششهای گچ گیری اندام جهت زخم 30 تا 42 روز است.  در 6 ماه اول پس از بهبود زخم،  شانس عود زخم بالاست.  استفاده از بتادین و پراکسیدهیدروژن مستقیماً روی زخم ممنوع است و در صورت صلاحدید پزشک به صورت رقیق شده جهت ضدعفونی اطراف زخم بکار می‌روند.  سایر درمانهای جدید جهت بهبود زخمهای دیابتی استفاده از اکسیژن پر فشار می‌باشد.  آب درمانی در مخزنهای خاص که آب آن حرارت 98 تا 97 درجه فارانهایت دارد به مدت 10 ـ 15 دقیقه جهت تمیز کردن مکانیکی زخم بکار می‌رود. ( در مراکز درمانی).

مهمترین مسئله ممانعت از عود زخم می‌باشد.  زیرا شانس عود حدود 32 ـ 19 درصد است.  علل شایع عود زخم عبارتند از : استفاده نکردن از پوشش مناسب پا(مثل کفش مناسب)، ‌وجود دفورمیتی در پا،  عفونت استخوان و کاهش حس شدید در پا.
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:10  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
(1)
 
 
بیماری  MS یا  Multiple sclerosis  یك نوع بیماری مزمن اعصاب است كه سیستم عصبی مركزی را درگیر می‌سازد. درگیری به وی‍ژه در مغز، نخاع و عصب بینایی روی می‌دهد.

این بیماری موجب اختلالاتی در كنترل‌كردن عضلات و نیروی عضلانی، بینایی، تعادل، حس و عملكردهای فكری و ذهنی می‌شود. مغز، نخاع و اعصاب بینایی از طریق الیاف عصبی با یكدیگر در ارتباط هستند.

 سلولهای عصبی یك پوشش محافظت‌كننده به نام میلین دارند. میلین یك نوع پروتئین است كه الیاف عصبی را می‌پوشاند و از آنها حفاظت می‌كند. بدون میلین، مغز و نخاع نمی‌توانند با بقیه عصبهایی كه در بدن وجود دارد ارتباط برقرار كنند.

ممكن است میلین ملتهب شود و یا تخریب گردد. به این فرایند دمیلینه شدن می‌گویند. در M.S سلولهای سیستم ایمنی از طریق عروق خونی وارد مغز، نخاع و یا اعصاب بینایی شده و موجب ایجاد التهاب، دمیلینه شدن و آسیب به عصبها می‌شوند.

در این بیماری در نواحی از عصب به صورت تكه تكه تخریب در میلین روی می‌دهد و به تدریج میلین در سرتاسر مغز و نخاع از بین می‌رود.

علت ایجاد بیماری M.S چیست؟

علت دقیق این بیماری شناخته نشده است اما بسیاری از متخصصان باور دارند كه M.S یك بیماری خودایمنی است. به این معنی كه دفاع بدن یا سیستم ایمنی، اشتباهاً به بافتهای سالم بدن حمله می‌كند.

در M.S سیستم ایمنی فرد به سیستم عصبی مركزی، ( مغز و نخاع ) حمله ور می‌شود.

هنوز مشخص نیست كه چرا این بیماری در برخی از افراد روی می‌دهد و برخی دیگر به آن مبتلا نمی‌شوند. ممكن است دلایل ژنتیكی مطرح باشند چون به نظر می‌رسد در مواردی بیماری سابقه‌ی خانوادگی دارد.

 محلی كه فرد در آن بزرگ شده است نیز ممكن است موثر باشد. M.S در افرادی كه در مكانهای سردتر و دورتر از استوا بزرگ شده‌اند شایعتر است.

گفته شد كه علت دقیق این بیماری شناخته نشده است. اگرچه این بیماری درمان قطعی ندارد اما داروها می‌توانند در بسیاری از افراد تناوب و شدت حملات را كاهش دهند. بیشتر افراد مبتلا چندین دهه زندگی می‌كنند اما برخی افراد در سالهای آینده با سیر پیشرونده‌ی بیماری و ناتوانی مواجه می‌شوند.

 M.S در افراد مختلف متفاوت است. ممكن است فردی در تمام عمر مشكلات كمی‌داشته باشد و فردی شدیداً دچار ناتوانی شود. بیشتر افراد حالتی بین این دو دارند.

معمولا M.S یكی از این چهار حالت را دارد:

1- عود كننده – بهبود یابنده، كه طی سالها، علائم به تدریج برطرف می‌شوند و پس از مدتی باز می‌گردند.

2- پیشرونده‌ی ثانویه، كه در ابتدا از الگوی قبلی پیروی می‌كند و مدتی بهبودی و مدتی بروز علائم را نشان می‌دهد اما حالت پیشرونده پیدا می‌كند و به سرعت بدتر می‌شود.

3- پیشرونده‌ی اولیه، كه سیر بیماری از ابتدا به صورت پیشرونده است و بدتر می‌شود.

4- عود كننده - پیشرونده، كه در آن علائم می‌آیند و می‌روند اما آسیبهای عصبی، پیوسته بدتر می‌شوند.

علائم بیماری هرچه كه باشد به وسیله‌ی درمان و مراقبت فردی می‌توان كیفیت زندگی را حفظ كرد. اگرچه درمان قطعی این بیماری شناخته‌نشده‌است اما غیر از موارد بسیار نادر، M.S كشنده نیست.
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:9  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
بیماری زونا چیست؟

آبله مرغان یک عفونت شدیدا مسری است که علامت و مشخصه آن ضایعات پوستی (بثورات وزیکولی varicella zouster) می‌باشد. بیماری آبله‌مرغان توسط ویروس واریسلا زوستر که از خانواده هرپس ویروس است، ایجاد می‌شود. این ویروس بعد از ایجاد آبله‌مرغان ، در همه افراد به صورت نهفته ، در مسیر رشته‌های عصبی که از نخاع خارج می‌شوند، جایگزین می‌شود و فعالیت مجدد آن منجر به بیماری زونا یا هرپس زوستر Herpes zoster می‌گردد. این‌ ویروس‌ از راه‌ قطره‌های‌ ریز در هوا یا تماس‌ با ضایعات‌ پوستی ‌، از فرد بیمار انتقال‌ می‌یابد.انسان تنها مخزن ویروس آبله‌مرغان است. یک بیماری شدیدا مسری است بطوری که میزان ابتلای آن در افراد حساس حداقل ۹۰ درصد می‌باشد. عمدتا در اواخر زمستان و اوایل بهار در نواحی معتدل بروز می‌کند. بیشترین گروه سنی مستعد ابتلا ۹-۵ ساله هستند بقیه موارد اغلب بچه های زیر ۱۵ سال است. در حدود ۱۰% بالای ۱۵ سال را درگیر می‌کند. در نواحی معتدل معمولا ۹۵-۹۰% افراد ویروس واریسلا زوستر را در دوران کودکی کسب می‌کنند. استفاده‌ از داروهای‌ سرکوب کننده‌ دستگاه‌ ایمنی‌ بدن‌ خطر بروز این بیماری را افزایش می‌دهد.

علایم آبله‌مرغان
بیماری معمولا ۱۷-۱۴ روز بعد از تماس (دوره کمون یا نهفته) با فرد مبتلا به آبله‌مرغان یا زونا شروع می‌شود.

علایم عمومی
این علایم که شبیه علائم آنفلوانزا هست، عبارتند از تب ، بیحالی ، بی‌اشتهایی ، سردرد و گاهی اوقات درد خفیف شکم که ۲-۱ روز قبل از بروز ضایعات پوستی رخ می‌دهد. این علایم بیشتر در بچه‌های بزرگتر دیده می‌شوند و تا ۵-۴ روز باقی می‌مانند.

ضایعات پوستی
ضایعات پوستی که علامت اصلی بیماری هستند، ابتدا روی پوست صورت و سینه ظاهر می‌شوند و بعد سایر قسمتهای بدن نیز مبتلا می‌شوند. ضایعات اولیه شامل ماکولوپاپولهای قرمز (شبیه جوش) شدیدا خارش‌دار است که در نهایت به وزیکولهای حاوی مایع روشن تبدیل می‌شوند سپس این ضایعات دلمه بسته و بهبود می‌یابند. و در یک زمان انواع مختلف این ضایعات روی پوست دیده می‌شوند. ضایعات را می‌توان روی مخاط حلق یا دستگاه تناسلی نیز پیدا کرد.

 

انتقال یا سرایت بیماری
محتمل‌ترین راه سرایت بیماری از طریق سیستم تنفسی و ترشحات تنفسی است. راه دیگر انتقال تماس مستقیم با ضایعات پوستی بیمار مبتلا به آبله‌مرغان یا زونا است. میزان انتقال در تماس‌های خانوادگی ۹۰-۸۰% است.
دوره سرایت آبله‌مرغان از ۴۸-۲۴ ساعت قبل از ظهور ضایعات پوستی شروع می‌شود و تا وقتی است که تمام وزیکولها ضایعات پوستی دلمه بسته و خشک شوند و ضایعات آبدار وجود نداشته باشد.
دوره نهفته (کمون) بیماری بین ۲۱-۱۰ روز است اما معمولا ۱۷-۱۴ روز طول می‌کشد.
عوارض آبله‌مرغان
عفونت پوست:
 شایعترین عارضه عفونی آبله‌مرغان ، اضافه شدن عفونت ثانویه باکتریال بر روی ضایعات پوستی است. علت این عفونت خراشیدگی آنها بدنبال خاراندن می‌باشد. همچنین برخی اوقات جای‌ تاول‌ در صورتی‌ که‌ تاول‌ عفونی‌ شود، باقی می‌ماند.

عفونت ریه:
 وخیم‌ترین عارضه آبله‌مرغان است و اغلب بالغین را گرفتار می‌کند. معمولا ۵-۲ روز بعد از شروع بیماری با علایم تنگی نفس ، سرفه و تند شدن تنفس و تب ظاهر می‌شود و ممکن است باعث نارسایی تنفسی شود.

بیماری زونا:
گاهی‌ پس‌ از طی‌ شدن‌ سیر بیماری‌ آبله‌ مرغان ‌، ویروس‌ در بدن‌ به‌ حالت‌ خفته‌ باقی‌ می‌ماند (احتمالاً در ریشه‌ اعصاب‌ نزدیک‌ نخاع ‌). این‌ ویروس‌ خفته‌ ممکن‌ است‌ سال‌ها بعد دوباره‌ بیدار شود و بیماری‌ زونا را ایجاد کند.این بیماری ناشی از فعال شدن دوباره ویروس واریسلا زوستر در رشته عصبی نخاعی است که با درد شدید و ضایعات پوستی مشخص می‌شود.
سایر عوارض:
 عبارتند از عفونت مغز یا یرده‌های مغزی بوسیله ویروس واریسلا زوستر ، التهاب قلب ، قرنیه ، مفاصل و کبد و پانکراس.
سیر بیماری
بهبود خود به‌ خودی کودکان‌ معمولاً در عرض‌ ۱۰-۷ روز بهبود می‌یابند، در بزرگسالان‌ این‌ مدت‌ بیشتر است‌ و احتمال‌ بروز عوارض‌ در آنها بیشتر است‌. پس‌ از بهبود ، فرد برای‌ تمام‌ عمر در مقابل‌ آبله‌ مرغان‌ ایمنی‌ دارد.

آبله‌مرغان در حاملگی
در موارد نادر ، آبله‌مرغان مادر منجر به سندرم مادرزادی آبله‌مرغان می‌گردد که با علایم ، کوچکی سر (میکروسفالی) ، ناهنجاری در یک اندام ، نقایص چشمی و ضایعات پوستی موقع تولد مشخص می‌شود. زمانی که مادر در فاصله زمانی ۵ روز قبل از زایمان تا ۲روز بعد از زایمان مبتلا به آبله‌مرغان شود، نوزاد مبتلا به آبله‌مرغان پیشرونده می‌‌شود و میزان مرگ و میر بالاست.

درمان
هدف درمان آبله‌مرغان جلوگیری از بروز عوارض آن است. برای این منظور گرفتن ناخنها ، حمام روزانه با آب ولرم و داروهای ضد خارش توصیه می‌شود. درمان با آسیکلوویر نیز در بیمارانی که کمتر از ۲۴ ساعت از بیماری آنها گذشته، توصیه می‌شود، بخصوص در بیماران بالای ۱۵ سال. اگر تب‌ وجود دارد، از استامینوفن‌ استفاه‌ کنید. به‌ هیچ‌ عنوان‌ از آسپیرین‌ استفاده‌ نکنید، زیرا این‌ دارو ممکن‌ است‌ در بروز سندرم‌ رای‌ (یک‌ نوع‌ آنسفالیت‌) در کودکانی‌ که‌ دچار عفونت‌ ویروسی‌ هستند، نقش‌ داشته‌ باشد.

پیشگیری
واکسن:
اخیرا نوعی واکسن زنده ضعیف شده واریسلا مورد تایید قرار گرفته است. این واکسن در کودکانی که از نظر ایمنی سالم هستند، استفاده می‌شود.
ایمنوگلوبولین واریسلا زوستر (VZIG)
 VZIG حاوی آنتی‌بادی ضد ویروس واریسلا است که در موارد زیر استفاده می‌شود (در صورتی که این افراد تماس با بیمار داشته باشند.):
- بچه‌های با ضعف سیستم ایمنی
- افراد طبیعی در سن بلوغ که حساس هستند (از نظر ایمنی)
- خانمهای حامله
- نوزادانی که در معرض آبله‌مرغان مادر قرار گرفتند.
- نوزادان با سن کمتر از ۲۸ هفتگی که در بیمارستان بستری شده‌اند.
در موارد بالا VZIG باید در عرض ۹۶ ساعت بعد از تماس تزریق شود. در صورت ابتلا به آبله‌مرغان معمولا ایمنی برای تمام عمر باقی می‌ماند و دو بار ابتلا به آبله‌مرغان نادر است، ولی احتمال ابتلا به زونا در این فرد وجود دارد.

تاثیر آبله مرغان مادر بر جنین

آبله مرغان مادردر هفته های اول بارداری( یا تماس با فرد بیمار یا ناقل بیماری)
آبله مرغان مادرزادی می تواند از زن باردار به جنین وی سرایت کند. مشخصه این عفونت وزن کم هنگام تولد, آتروفی کورتکس مغز, حملات تشنج عقب افتادگی ذهنی, آب مروارید , کوریورتینیت , میکروسفالی, کلسیفیکاسیون های داخل مغزی و جوشگاه های سیکارتریس بدن و اندام ها می باشد.بطور کلی احتمال اینکه آبله مرغان مادر باعث ناهنجاری زنتیکی بچه بشه.. بین دو دهم درصد تا ۲.۵ درصد هست… یعنی از بین ۱۰۰۰ زن حامله ای که ابله مرغان گرفتن.. بین ۲-۲۵ نفرشون .. بچه هاشون دچارمشکل آبله مرغات مادرزادی میشن….درسته که زیاد نیست و لی به هرحال باید جانب احتیاط را رعایت کرد.شما اگر در دوران ۰-۲۰ سالگیتون واکسن آبله مرغان را تزریق کردین یا اینکه بهر حال حد اقل یکبار مبتلا به بیماری شدین… اصلا جای نگرانی نداره.. برای اینکه بدن شما به اندازه کافی سلول دفاعی داره تا اگه مجددا ویروس وارد بشه دفاع کنه… امااگر دوحالت اول را ندارین.. و در معرض بیمار ان آبله مرغان هستید… بهتر هرچه زودتر اون واکسن رو تزریق کنید.. درسته که احتمالش خیلی کمه اما ممکنه از بدشانسی , کودک شما جزء اون ۲.۵ درصد باشه…آبله مرغان مادردر هفته های آخر بارداری در نوزادان مادرانی که عفونت با این ویروس را دارند( به غیر از زونا) و بین ۵ روز قبل از زایمان و ۲ روز بعد از زایمان علایم بیماری را نشان داده اند سندرم واریسلای شدید نوزادی اتفاق می افتد که به نظر می رسد به علت فقدان انتقال آنتی بادی ها از طریق جفت باشد. این نوزادان سریعا باید یا یک ایمنو گلوبین بنام ZIG درمان شوند.خلاصه: اگه قبلا خودتون یک بار به بیماری مبتلا شدین.. یا اینکه واکسنشو زدین..جای هیچ گونه نگرانی نیست.. و هیچ اقدام دیگری هم لازم نیست… اما اگر او ن اتفاق ها نیفتاده.. بهتره از بیماران آبله مرغانی پرهیز کنید برای اینکه به احتمال ۲.۵ % بجه شما دچار نقص عضو میشه…
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:4  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
راههای درمان واریکوسل
 
امتيازات روش ميکروسرجری نسبت به روش معمولی واريکوسلکتومی‌چيست ؟
در روش ميکروسرجری با توجه به استفاده از ميکروسکوپ حين جراحی و بزرگنمايی جراح، قادر است با دقت بيشتر وريدها را از شريان ( سرخرگ ) و عروق لنفاتيک ( عروق برنده آب ) جدا کند و فقط وريدها را مسدود نمايد.

همچنين وريدهای با سايز کوچک را که استعداد واريسی شدن در آينده دارد و منشاء عود واريکوسل درآينده خواهد بود. در روش جراحی معمولی قابل تشخيص نمی‌باشد درحاليکه در روش ميکرسرجری بدليل بزرگنمايی 6-4 برابر توسط ميکروسکوپ، جراح قادر است اين وريدهای کوچک را نيز مشاهده کند و از عروق لنفاتيک و شريان مجزا نمايد و مسدود کند.

در نتيجه شانس عود واريکوسل در اين روش بسيار کمتر و حدود نيم درصد ( يعنی موفقيت 5/99 درصد ) می‌باشد همچنين بدليل قابليت بهتر در تمايز شريان و لنفاتيک و حفظ آنها احتمال آتروفی بيضه بدنبال جراح و يا ايجاد هيدروسل ( آب آوردگی بيضه ) بسيار نادر می‌باشد.

آيا واريکوسلکتومی ‌عارضه‌ای دارد ؟
درجواب بايستی گفت که هر اقدام پزشکی احتمال عارضه دارد همانگونه که عدم درمان واريکوسل نيز احتمال بروز عارضه دارد.

عوارض واريکوسلکتومی‌شامل :
1- احتمال عود واريکوسل که در روش معمولی و سنتی واريکوسلکتومی‌25% - 5% ذکر شده و در روش ميکروسرجری نيم درصد می‌باشد.

2- ايجاد هيدروسل ( آب آوردگی بيضه ) که احتمال آن در روش معمولی جراحی واريکوسلکتومی‌15- 5 درصد و در روش ميکروسرجری بسيار نادر گزارش شده است.

3- عارضه سوم احتمال آتروفی بيضه که در روش جراحی معمولی کمتر از 3% و در روش ميکروسرجری بسيار نادر گزارش شده است. ( اينجانب طی حدود 700 مورد واريکوسلکتومی‌ميکروسرجری که انجام داده ام 4 مورد عود و هيچ مورد هيدروسل يا آتروفی نداشته ام. در حاليکه بيش از 200 مورد از اين بيماران، مواردی بوده اند که قبلا در مراکز مختلف تحت عمل واريکوسلکتومی‌به روش معمولی قرار گرفته بودند ولی واريکوسل برطرف نشده بوده و يا عود کرده بود که مجددا تحت عمل واريکوسلکتومی‌ميکروسرجری قرار گرفتند و موفق بوده است.)

آيا عمل جراحی واريکوسلکتومی‌منجر به معلوليت يا ناباروری می گردد ؟
اين سؤالی است که بسياری از بيماران قبل از جراحی سؤال می‌کنند و درجواب بايستی گفت که عمل واريکوسلکتومی‌جهت درمان يا جلوگيری از ناباروری انجام می‌گردد و خود منجر به ناباروری نمی‌گردد و پس از جراحی نيز فرد می‌تواند به فعاليتهای عادی روزمره و انجام ورزش و کار بطور معمول و قبل از جراحی بازگردد. لذا معلوليتی ايجاد نمیکند. 
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 11:2  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

قلب همانند موتوری در بدن ما می باشد که وظیفه کارکرد همه قسمت ها را بر عهده دارد . اساساٌ قلب پمپ ماهیچه ای می باشد که اکسیژن و جریان خون را به ریه ها و اندام های مختلف بدن میرساند .

در یک روز ، قلب چیزی در حدود 2000 گالون خون را پمپ می کند . همانند هر موتور دیگری ، اگر به درستی  از قلب مراقبت نشود ممکن است اسیب ببیند و بدرستی عمل پمپاژ را انجام ندهد که به این حالت نارسایی قلب گویند .

بتازگی ، تنها گزینه برای بیمارانی که دچار نارسایی جدی قلب هستند عمل پیوند قلب ( جابجایی قلب ) می باشد . با این وجود سالیانه تنها کمی بیش از 2000 عمل جایگزینی قلب در امریکا انجام می شود و این بدین معناست که ده ها هزار نفر از مردمی که در انتظار قلب اهدایی هستند جان خود را از دست می دهند .

در دوم جولای 2001 ، امیدی دیگر به بیماران دچار نارسایی قلبی اعطا گردید که توسط عمل جراحی در بیمارستان  Jewish  ، واقع در  Louisville  کنتاکی صورت گرفت و اولین قلب مصنوعی جایگزین قلب طبیعی شد .  Abiocor implantable replacement heart   اولین قلب مصنوعی کامل است و حداقل امید زندگی بیماران قلبی را دو برابر میکند. در این مقاله نگرشی دقیق به چگونگی کار این قلب مصنوعی می اندازیم و همچنین می آموزیم که چگونه این قلب در درون سینه بیمار کاشته می شود و اینکه چه کسی  می تواند کاندیدای دریافت این قلب مکانیکی شود .همین طور مقایسه ای بین قلب abicor  و قلب مصنوعی دیگری که در گذشته کارامد نبوده اند ، انجام میدهیم .

قلب hydraulic driven 

  : میانگین پمپاژ قلب یک انسان بالغ ، دارای بازه ای بین 60 تا 100 ضربان در هر دقیقه است .

کارکرد قلب شامل دو مرحله است :

 

در مرحله اول ، دهلیز چپ و راست  ، همزمان منقبض شده و خون را به بطن چپ و راست می فرستند .

در مرحله دوم ، بطن ها با هم منقبض می شوند وتا خون را به سمت خارج از قلب بفرستند .

پس ماهیچه ی قلب به مرحله ی آرامش میرود تا خون دو مرتبه قلب را پر کند و دوباره این مراحل تکرار میشوند .

 

 

قلب های  abiocor  دارای این مزیت هستند که میتوانند همزمان خون را از دهلیزها به ریه و بقیه اندام ها برسانند  ، درصورتی که در قلب های مصنوعی دیگر ابتدا خون به ریه ها و سپس به بقیه اندامها می رود ، به جای اینکه مانند قلب طبیعی هر دو را در یک زمان انجام دهد.

 

 

Abiocor توانایی پمپاژ بیش از 10 لیتر خون را د ر هر دقیقه دارد که برای فعالیت های روزانه کافی می باشد.

 

 Abiocor وسیله ی پزشکی بسیار پیچیده ای است ، اما عملکرد وسیله یک پمپ هیدرولیکی است که مایع هیدرولیک را از سمتی به سمت دیگر انتقال می دهد.برای در ک اینکه این دستگاه چگونه کار می کند اجازه دهید نگاهی به اعضای مختلف دستگاه بیندازیم.

پمپ هیدرولیکی :

ایده ی اساسی این دستگاه درست مانند پمپ های هیدرولیکی در دستگاه های سنگین می باشد . نیرویی که از یک نقطه به نقطه ی دیگر انتقال پیدا می کند ازیک مایع تراکم ناپذیر استفاده می کنند و یک چرخنده که در درون پمپ می باشد ،برا ی ایجاد فشار 1000 دور در دقیقه می چرخد .

 

دریچه ارتباطی :

 

این دریچه برای ورود جریان مایع هیدرولیکی از سمت قلب مصنوعی به سمت دیگر، باز و بسته می شود . وقتی که مایع به سمت راست حرکت می کند خون توسط بطن مصنوعی به ریه ها پمپ میشود و وقتی که مایع به سمت چپ می رود خون به بقیه قسمت های بدن پمپ میشود .

 

سیستم انتقال انرژی بی سیم :

 

که با نام  (TET) transcutaneous energy transfer    نیز شناخته میشود . این سیستم شامل دو سیم پیچ میشود  ، یکی داخل و یکی خارج . نیروی انتقال دهنده توسط نیروی مغناطیسی یک باطری خارجی ، بدون تماس با سطح پوست از آن عبور می کند . سیم پیچ درونی نیرو را دریافت می کند و آن را به باطری درونی و دستگاه  کنترل کننده می فرستد .

 

باطری درونی :

 

یک باطری قابل شارژ در درون شکم بیمار کاشته می شود و این به بیمار اجازه فعالیت هایی مانند دوش گرفتن را در زمان قطع بودن از باطری اصلی بین 30 تا 40 دقیقه می دهد .

 

باطری بیرونی :

 

 این باطری توسط یک کمربند Velcro  به دور کمر بیمار بسته شده است .هر باطری قابل شارژ می تواند حدود 4 تا 5 سا عت کار کند .

 

کنترل کننده :

 

این وسیله ی الکتریکی کوچک در دیواره شکم شخص بیمار کاشته می شود و وظیفه نمایش و کنترل سرعت پمپاژ قلب بیمار را به عهده دارد .

 

قلب abiocor  که از تیتانیوم و پلاستیک ساخته شده است به 4 نقطه بدن متصل می شود :

 

دهلیز راست

دهلیز چپ

آئورت

سرخرگ ریوی

کل این سیستم دارای وزنی معادل 10/9  kg  می باشد .

 

جراحی 7 ساعته :

 

جراحی کاشتن قلب مصنوعی abiocor بسیار حساس است ، نه تنها جراحی باید بطن های چپ و راست قلب واقعی بیمار را از هم جدا کند ،  بلکه می بایست یک شی خارجی را در درون سینه بیمار قرار دهد . جرا حی قفسه ها بخیه نیاز دارد .  Graft ، abiocor   را به باقی قسمت ها ی بدن متصل می کند.

 

 Grafts   یک نوع از ترکیب بافت ها می باشد که برای متصل کردن عضو مصنوعی به اعضا ی طبیعی بیمار استفاده می شود. 

 

در طی این عمل جراحی پیجیده ، پرسنل زیادی آماده خدمت هستند . جراحی دوم جولای سا ل 2001 که اولین عمل در نوع خود بود  ، شامل تیمی متشکل از دو جراح ، 14 پرستار ، دکتر تزریقات ، دکتر بیهوشی و باقی پرسنل کمکی بود.

در اینجا شیوه اجرا شده این عمل را میبینیم :

 

جراح ها کویل انتقال دهنده انرژی را در درون شکم قرار می دهند .

استخوان سینه باز می شود و بیمار به دستگاه قلبی _ ریوی متصل میشود .

جراحان ، بطن چپ و راست و قلب اصلی را جدا می کنند و دهلیز چپ و راست ، آئورت و سرخرگ ریوی را دست نخورده میگذارند .این قسمت از جراحی به تنهایی 2 تا 3 ساعت به طول می انجامد .

قسمت بالایی  afvial به دهلیز چپ و راست قلب طبیعی متصل میشود .

یک مدل پلاستیکی در سینه جاسازی می شود تا محل صحیح و مناسب قلب را ، بدن بیمار مشخص کند .

grafts ( پیوندها ) به اندازه ی مناسب بریده میشوند تا به آئورت و سرخرگ ریوی متصل شوند

Abiocor در سینه قرار می گیرد. جراحان ا ز اتصالات سریع برای اتصال قلب به سرخرگ ریوی ، آئورت و دهلیز چپ و راست استفاده می کنند .

تمام هوای موجود در دستگاه تخلیه می شود .

 بیمار از دستگاه قلبی _ ریوی جد ا می شود .

تیم جراحی از عملکرد صحیح قلب مطمئن می شوند .

در کل ، طراحان  abiomed   خوش بینانه ترین نتیجه را برای این جایگزینی بدین صورت شرح دادند که بهترین نتیجه برای زمان زنده ماندن شخص بیمار با قلب  abiocor  6 ماه است . این وسیله فقط برای دو برابر کردن مد ت زمان زنده ماندن اشخاص بیماری طراحی شده است که حدود 30 روز قبل از عمل جراحی امید به زندگی داشتند .

 

طبق گفته دکتر Robert tools  بیماری که قلب جایگزین را در 2 جولای 2001 دریافت کرد به همراه 10 بیمار دیگر که تحت این عمل قرار گرفتند ، جان خود را از دست دادند  ،  اما پذیزندگان قلب abiocor   از میانگین زمان زنده ماندن 5 ماه بهره مند هستند .

 

روزنه ای در عمق تاریکی :

 

اداره دارو و غذای امریکا(fda)  به موسسه ambiomed اجازه انجام 15 پیوند را به عنوان بخشی از یک کار ازمایی بالینی داده است . تا کنون 12 مورد از این 15 عمل جراحی در مراکزپزشکی بوستون لوس آنجلس  ،               و فیلا دلفیا صورت گرفته است . (FDA) بر مبنای یک مطالعه مورد به مورد ، نتایج این پیوند ها را باز بینی نموده است تا چشم انداز آتی دستگاه abiocor را مشخص نماید. چنانچه از استفاده این دستگاه 70 تا 100 هزار دلاری موفق باشد این بدان معنا خواهد بود که میتوان طول عمر بیماران را بدون ایجاد عوارض بهبود بخشید و در تنیجه دستگاه مذکور جهت استفاده گسترده تر در مراکز قلبی سراسر امریکا مورد تائید قرار خواهد گرفت . در واقع بسیاری از موسسه های خبر رسانی گزارش نموده اند که موسسه  ambiomed  در سال جاری به دنبال کسب مجوز دارو و غذای امریکا است تا قلب مصنوع abiocor  را به فروش رساند . این دستگاه تحت تام برنامه ای با عنوان  humanitarian device exemption  جهت درمان مبتلایان نارسایی قلبی مرحله انتهایی ، مورد استفاده قرار خواهد گرفت .

 

 

گرامان دلی اظهار داشته است که کاندید های اولیه دریافت این قلب افرادی خواهند بود که وخیم ترین وضعیت بالینی را داشته باشند . مقامات مسئول FDA و موسسه ambiomed چند جمله در خصوص افرادی که می توانند دریافت کنندگان آغازین این قلب با شند بیان نموده اند چون این بیماران باید دارای خصوصیات زیر باشند :

 

نارسایی قلبی مرحله انتهایی

امید به زندگی کمتر از 30 روز

نداشتن شرایط دریافت پیوند قلب طبیعی

در دست نبودن هیچ گونه گزینه درمانی حیاط بخش دیگر

در حال حاضر بین 2 تا 3 میلیون آمریکایی ، مبتلا به نارسایی قلب هستند و سالانه 400000 مورد جدید تشخیص داده می شوند . نارسایی قلبی بر اساس آمارهای موسسه قلب ، ریه و خون امریکا NHLBR ، موجب 39هزار مرگ درامریکا میشود . اکثر افرادی که مبتلا به نارسایی قلبی هستند میانگین طول عمری معادل 5 سا ل خواهند داشت و برای طولانی کردن عمر خود نیازمند دریافت پیوند قلب خواهند بود . تنها در ایالات متحده در سا ل 2003 ، 2143 جراحی پیوند قلب صورت گرفت . با این وجود ، هزاران نفر از نامزدهای بالقوه دریافت پیوند قلب در شرایطی که در لیست عمل های پیوند قلب وجود دارند در اثر نارسایی قلبی فوت می کنند . پزشکان کماکان جامعه را به حمایت از اهدا اعضا بدن تشویق می کنند . با این حال قلب مصنوعی abiocor میتواند زندگی بسیاری از افرادی را که امکان دریافت قلب طبیعی را نداشته یا در انتظار دریافت پیوند هستند ، نجات دهد .

منبع howstuff

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:33  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

عنوان:
ديدگاه پرستاران راجع به برخي عوامل مؤثر بر تصميم گيري آنان در به كارگيري داروي مسكن PRN بعد از جراحي كودكان



تاليف:
رقيه كريمي ، دكتر زهره پارسايكتا ، عباس مهران ، ليدا نيك فريد


چکيده:
درد بعد از عمل جراحي معمولاً با تجويز داروهاي مسكن PRN توسط پرستاران كنترل مي شود و به سه دسته از عوامل بستگي دارد: عوامل مربوط به پرستار، عوامل مربوط به كودك و عوامل مربوط به خط مشي بيمارستان، مطالعه حاضر در ارتباط با عوامل دسته اول و دوم مي باشد.
اين پژوهش مطالعه اي توصيفي تحليلي است كه با هدف تعيين ديدگاه پرستاران راجع به برخي عوامل مؤثر بر تصميم گيري آنان در به كارگيري داروي مسكن PRN بعد از جراحي كودكان در بيمارستان هاي منتخب شهر تهران انجام شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه اي مشتمل بر سه بخش
1) اطلاعات دموگرافيك پرستار، 2) معرفي بيست مورد باليني بعد از جراحي با فرض تجويز مسكن غير مخدر و مخدر در صورت لزوم و 3) دوازده عامل مؤثر بر تصميم گيري باليني، هنگام به كارگيري مسكن ها (جهت اولويت بندي چهار مورد) بود.
نتايج تحقيق نشان داد از ميان مشخصه هاي مرتبط با پرستار، گروه سني، سابقه كار پرستاري، سابقه كار پرستاري از كودكان و دارا بودن فرزند با انتخاب اقدام تسكيني، و نيز مدرك تحصيلي و دارا بودن سابقه شخصي درد حاد، با انتخاب نوع داروي مسكن، ارتباط معني دار وجود داشت. از مشخصه هاي مرتبط با كودك، بين انتخاب اقدام تسكيني و انتخاب نوع دارو براي سنين مختلف كودكان تفاوت معني دار وجود داشت. ارتباط معني داري نيز بين زمان جراحي و نوع جراحي، با انتخاب اقدام تسكيني و نوع دارو به دست آمد، بدين ترتيب كه بيشترين موارد انتخاب دارويي و نيز انتخاب داروي مسكن مخدر براي جراحي هاي پيچيده و در 24 ساعت اول بعد از جراحي بود. از عوامل مؤثر بر تصميم گيري پرستاران، به ترتيب نوع جراحي، شدت درد، زمان جراحي و رفتارهاي غير كلامي، بيشترين موارد انتخاب شده در به كارگيري داروي مسكن PRN بود.
عوامل مرتبط با پرستار و كودك شديداً بر تصميم گيري پرستاران در تجويز داروهاي مسكن PRN بعد از عمل جراحي تأثير دارد.

واژگان کليدي:
درد، جراحي كودكان، داروي مسكن PRN، تصميم گيري پرستاران

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:3  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

ابزارها

الف ) ابزارها. چون پزشکان دورة اسلامی برای معالجة بیماریها بیشتر از گیاهان دارویی استفاده می کردند نوشته های راجع به آلات و وسایل جراحی در تاریخ پزشکی دورة اسلامی از دیگر آثار پزشکی این دوره به مراتب کمتر است ( رجوع کنید بهجراحی دورة اسلامی ). گفتنی است که مفهوم ابزار جراحی نزد پزشکان و جراحان دورة اسلامی با مفهوم امروزی آن کاملا متفاوت است . نزد آنان ابزار جراحی فقط وسیله ای برای جرح و بریدن عضو یا محلی از بدن انسان نبوده بلکه به انواع آلاتی که در شکسته بندی یا کارهایی مانند آن نیز به کار می رفته اطلاق می شده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).

ظاهرا مهم ترین منبعی که برای شناسایی آلات جراحی پزشکی یونانی در اختیار پزشکان دورة اسلامی قرار داشته کتاب > خلاصة پزشکی در هفت کتاب < نوشتة پائولوس / پل آیگینایی (بولس اجانیطی * ) بوده که ترجمة عربی آن به دست ما نرسیده است . مقالة ششم این کتاب به مبحث جراحی اختصاص داشته و منبع دانسته های بسیاری از پزشکان دورة اسلامی در بارة جراحی بوده است ( رجوع کنید بهکمبل ج 1 ص 11ـ12) و اشاراتی در این زمینه در بعضی نوشته های دانشمندان و پزشکان دورة اسلامی دیده می شود (از جمله رجوع کنید بهحنین بن اسحاق ص 202ـ203 215 نیز رجوع کنید به علی بن عیسی کحال ص 259 که به صراحت از نظر فولس / بولس در استفاده از جراحی ( = علاج الحدید ) در مداوای بیماری آب آوردن چشم صحبت کرده است ).

نخستین اشارات شایان توجه به آلات و وسایل جراحی درنخستین مجموعة دائرة المعارفی در بارة پزشکی دورة اسلامی یعنی الحاوی فی الطب * محمدبن زکریا رازی دیده می شود اما در این کتاب به سبب نبودن بخش خاصی در بارة جراحی اطلاعات راجع به ابزارهای جراحی در بخشهای مختلف پراکنده است . تا پیش از نگارش الحاوی نوشته های پزشکان دورة اسلامی در بارة موضوعات محدودی چون تهیة کناشها و رسائلی در بارة آثار درمانی گیاهان و داروها و تک نگاریهایی در بارة معالجة بیماریها بوده است . از مهم ترین کتابهای پزشکی اسلامی تا پیش از الحاوی فردوس الحکمة علی بن سهل طبری و الذخیرة فی علم الطب ثابت بن قره بوده است . در الذخیرة تقریبا هیچ مطلبی در بارة جراحی و ادوات آن وجود ندارد. طبری نیز (ص 558) به هنگام گزارش در بارة مکتب پزشکی هندی به نقل از سسرد (سوسروتا پزشک هندی که احتمالا در قرن ششم پیش از میلاد زندگی می کرده است رجوع کنید بهسزگین

ج 3 ص 197ـ 198) آورده است که از اجزای هشت گانة پزشکی هندی یک جزء به پزشکی میلی برای علاج بیماریهای چشم و جزئی نیز به مبضعی (نیشتری ) برای علاج بیماریها به وسیلة فصد اختصاص دارد. بر این اساس طبری (ص 560) از مبضع و داغ کردن (کی ) و دوختن رگها در این مکتب پزشکی یاد کرده است .

رازی در الحاوی از به کار بردن نوعی صناره (چنگک ) در مداوای پاره ای بیماریهای رحم (1421 ج 3 جزء 9 ص 16) و نیز از به کار بردن مبوله (لوله ای برای بیرون آوردن ادرار از آلت تناسلی مرد) برای معالجة بیماری عدم دفع ارادی ادرار از مجرای آن (ج 4 جزء 10 ص 97) یاد کرده است . وی ابتدا کاربرد مبوله را که آن را «قاثاطیر» نیز نامیده به نقل از تیاذق / تیاذوق * توضیح داده و سپس نظر خود را در بارة استفاده از آن بیان کرده است ( رجوع کنید بههمان ج 4 جزء 10 ص 97ـ 98). رازی در موضعی دیگر (همان ج 4 جزء 10 ص 109ـ110) به نقل از انطیلس (آنتیلوس پزشک یونانی قرن سوم پیش از میلاد) از به کار بردن مبوله ای یاد کرده که نخی در سوراخی در انتهای آن قرار داده شده تا با آن ادرار مانده در مثانة بیمار تخلیه شود.

ظاهرا رازی از نخستین پزشکان دورة اسلامی بوده که در باره چگونگی دوختن (بخیه زدن ) اعضای درونی بدن انسان مطالبی آورده است ( رجوع کنید به همان ج 5 جزء 13 ص 15ـ 16). او به تفصیل در این باره توضیح داده و از آرای جالینوس نیز در این زمینه یاد کرده است . رازی در دیگر کتاب خود المنصوری فی الطب که به نام کناش المنصوری نیز شناخته می شود ( رجوع کنید بهسزگین ج 3 ص 281) مقاله ای را به شکستگیها و جراحات اختصاص داده و در آن به تفصیل به حجامت و فصد و شکستگیها پرداخته ( رجوع کنید بهص 301ـ375) اما از آلات جراحی و فصد و حجامت سخنی به میان نیاورده است . مدتی کوتاه پس از رازی یعقوب کشکری (متوفی در نیمة دوم قرن چهارم ) به بعضی آلات جراحی چشم اشاراتی کرده که از آن جمله است : به کار بردن نوعی ابره (سوزن ) برای درمان پاره ای بیماریهای چشم (ص 107ـ 108) استفاده از مبضع (نیشتر) برای معالجة تحجر (ورم رگهای دور قرنیة چشم ص 106) استفاده از مهت (نوعی دیگر از نیشتر) برای درمان التصاق (چسبیدن دو پلک چشم در موضع کناری آن به یکدیگر همانجا) و استفاده از صناره و مقراض (قیچی ) و قمادین و منقاش (ابزاری شبیه موچین ) برای مداوای توثه (گوشت زائد گوشة چشم ) و ثالول (تورم پلک چشم ص 110 نیز رجوع کنید به چشم / چشم پزشکی * ).

در میان پزشکان متقدم دورة اسلامی علی بن عباس مجوسی اهوازی (متوفی ربع آخر قرن چهارم ) نخستین کسی است که به مقولة جراحی نگاه علمی داشته و در بارة ابزارهای جراحی مورد استفادة پزشکان دورة اسلامی اطلاعات مفیدی داده است . وی که کتاب خود کامل الصناعة الطبیة را به عنوان ذیلی بر الحاوی نوشته جراحی را به سه دسته جراحی عروق جراحی گوشت و جراحی استخوان تقسیم کرده (ج 2 ص 456) و بر این اساس به شرح پاره ای از آلات جراحی پرداخته و از جمله به استفاده از این وسایل اشاره کرده است : نخ ابریشم برای دوختن بریدگی رگها (ج 2 ص 461) سناره (صناره ج 2 ص 467) منقاش (ج 2 ص 468) کلبتین (نوعی وسیله شبیه قیچی ج 2 ص 468) السبوکیة برای درمان بعضی بیماریهای چشم (ج 2 ص 471) مقراض (ج 2 ص 473 475) نوعی سوزن (ج 2 ص 473) برای مداوای شتره (بیماری کوتاهی پلک چشم ج 2 ص 476) مهت برای مداوای آب آوردن چشم (همانجا) قاثاطیر برای درمان گیرافتادن ادرار در مثانه (ج 2 ص 483) و چند وسیله برای خارج کردن جنین مرده از بدن مادر از جمله صناره و شراسیف (ج 2 ص 489). او همچنین (ج 2 ص 493ـ497) در بارة انواع وسایل داغ کردن زخم (مکوی جمع آن : مکاوی ) گزارش داده است . در میان چشم پزشکان اسلامی نیز علی بن عیسی کحال (متوفی ح 400) به استفاده از آلات جراحی برای درمان بیماریهای چشم اشاره کرده است . وی در بخشی که به برخی از بیماری چشمی از جمله سبل (سرخ شدن بسیار زیاد چشم به واسطة پارگی رگها) پرداخته از به کار بردن مهت در معالجة این بیماری نیز یاد کرده است (ص 197ـ199) اما تنوع وسایلی که علی بن عیسی ذکر کرده با آنچه یعقوب کشکری در معالجة بیماریهای چشم از آنها یاد کرده قابل مقایسه نیست .

ابن سینا نیز در بارة آلات جراحی مطالبی دارد از جمله برای معالجة گوشت زائدی که در بینی به وجود آمده از نوعی ارة نخی سخن گفته که از گره هایی که با فاصلة معین بر روی نخ ابریشمین زده می شده درست می شده است . این اره را به وسیلة ابره (سوزن ) تا انتهای حفرة بینی وارد می کردند سپس با ارة نخی گوشت زائد را می بریدند و بعد با استفاده از انبوبة (لولة ) سربی داروهایی بر روی زخم می گذاشتند (ج 2 کتاب 3 ص 1054). ابن سینا همچنین برای معالجة ورم مثانه از وسیله ای به نام زراقه (سرنگی برای داخل کردن دارو به مثانة مردان ) سخن گفته ( رجوع کنید بهج 2 کتاب 3 ص 1556) و در بارة کاربرد قاثاطیر برای درمان بیماریهای مختلف (ج 2 کتاب 3 ص 1574) و کاربرد کلبتین و صناره برای بیرون آوردن جنین مرده از شکم مادر (ج 2 کتاب 3 ص 1653) نیز مطالبی آورده است .

اما مهم ترین و مفصل ترین گزارش در بارة آلات و ادوات جراحی از آن ابوالقاسم زهراوی * است . وی باب سی ام کتاب خود التصریف لمن عجز عن التألیف (1406 ج 2 ص 461ـ567) را به موضوع جراحی اختصاص داده و در آن مانند تقسیم بندی علی بن عباس مجوسی اهوازی جراحی را به سه دسته تقسیم نموده و در سه باب ذیل باب سی ام به توصیف مهم ترین آلات و ادوات هر دسته پرداخته است .

در باب اول (ج 2 ص 462ـ476) زهراوی داغ کردن (کی )را شرح داده و بر اساس چگونگی درمان بیماریها از سرتا پا به وسیلة داغ کردن به شرح آلات مخصوص داغ کردن هریک از نقاط بدن نیز پرداخته و حدود سی نوع از انواع داغ کنها را برشمرده است . نکتة در خور توجه آن است که وی برای نخستین بار تصویر آلات جراحی موردبحث را نیز ترسیم کرده است . تقریبا در تمام نسخه های خطی موجود از این کتاب (برای آگاهی از این دستنویسها رجوع کنید به ادامة مقاله بخش ب ) این تصاویر وجود دارند.

در باب دوم (ج 2 ص 476ـ544) ــ که در بارة رگ زدن شکافتن و سوراخ کردن و مانند آن است ــ زهراوی راجع به درمان بسیاری از بیماریها از طریق جراحی عضو بیمار توضیح داده است . گستردگی و تنوع موضوعات این باب با هیچ یک از آثار پیش از آن قابل قیاس نیست . زهراوی در این باب به توضیح در بارة استفاده از حدود 150 وسیلة جراحی پرداخته که از جملة آنهاست : انواع مبضع (نیشتر) برای گشودن پوست سر (ج 2 ص 478) یا بریدن گوشت اضافی به وجود آمده در گوش (ج 2 ص 482) مجموعه وسایلی برای جرم گیری دندانها (ج 2 ص 490) انواع گازانبرها (= کلالیب ) برای کشیدن دندان (ج 2 ص 491) نوعی قیچی سرکج شبیه به انواع کلالیب برای بیرون آوردن زالو از درون گلو (ج 2 ص 495) نوعی قیچی (= مقص) برای ختنه کردن (ج 2 ص 505) و نوعی لولب (وسیله ای برای بازکردن دهانة رحم برای بیرون آوردن جنین ج 2 ص 515).

در باب سوم (ج 2 ص 544ـ567) که در بارة شکستگیها است یازده وسیله بررسی شده که از جمله سه نمونه مته (= مثقب ) است برای سوراخ کردن جمجمة انسان به منظور ترمیم بخشهای شکستة آن (ج 2 ص 549).

از بین پزشکانی که آثار خود را به زبان فارسی تألیف کرده اند بیش از همه سیداسماعیل جرجانی * در مهم ترین اثر پزشکی خود ذخیرة خوارزمشاهی * از آلات و ادوات جراحی یاد کرده که از جملة آنهاست : نوعی وسیله به نام میل برای گشودن پلک چشم افرادی که قادر به گشودن چشم خود نیستند (ص 339) صناره برای مداوای طرفه یا ناخنه که گوشت زائدی است که در گوشة چشم پدید می آید (ص 351) و منقاش (ص 345) و مهت (ص 352 362) برای درمان دیگر بیماریهای چشم . جرجانی بیشتر به وسایلی اشاره کرده است که در درمان بیماریهای چشم به کار می روند. علاوه بر این به طور محدود به دیگر آلات از جمله ابزار داغ کردن (ص 603) نیز اشاره کرده است . به نظر می رسد آنچه در ذخیرة خوارزمشاهی در بارة استفاده از ابزار جراحی آمده همانهایی است که در آثار دیگر جراحان و پزشکان اسلامی نیز آمده و کمتر از مواردی سخن گفته شده که خود جرجانی آنها را تجربه کرده یا به کار بسته است . از جمله آنچه جرجانی (ص 603) در بارة نوعی داغ کن فلزی مشتمل بر چند دایرة تو در تو برای داغ کردن سرین نوشته تقریبا همان مطالب زهراوی (ج 2 ص 472) در این باره است .

ابن بطلان پزشک و مؤلف بغدادی (متوفی 458) نیز فهرستی از پاره ای آلات مربوط به کار جراحان بدون توجه به نوع و کاربرد این گونه وسایل به دست داده است ( ((ر.ک.ب))ص 77ـ 78). همچنین به هنگام ذکر داستانی در بارة آزمایش پزشکان (ص 113) از گروهی از وسایل جراحی شامل مدورات شفرات مزویات و حربات نام برده که در دیگر آثار پزشکی از آنها نامی نیامده است .

ابن زهر (متوفی 557) نیز در کتاب خود التیسیر فی المداواة و التدبیر از تعدادی از وسایل جراحی یاد کرده که از جملة آنها انبوبی از نقره برای درمان پاره ای بیماریهای معده و روده است (سفر 1 ص 155).

عبدالرحمان بن نصر شیزری مؤلف اهل شام (متوفی ح 589) نیز در بارة گروهی از آلات جراحی گزارش داده است . وی نه در مقام پزشک بلکه به عنوان کسی که فهرستی از امور مربوط به حسبه و نظارت بر چگونگی گذران زندگی مردم در شهرها را تهیه کرده از این آلات یاد کرده است . شیزری در این فهرست (ص 99ـ100) انواع گازانبر ابزار داغ کردن نیشترها و دیگر ابزارها را نام برده است .

یکی از آخرین پزشکان دوران متقدم و دورة میانة پزشکی اسلامی که از آلات جراحی سخن گفته امین الدوله ابوالفرج بن موفق الدین معروف به ابن قف (پزشک اهل شام متوفی 685) است که در کتاب خود العمدة فی الجراحة به این ابزار اشاره کرده است (برای آگاهی بیشتر در بارة این کتاب ((ر.ک.ب)) ادامة مقاله بخش ب ) از جمله به چند گونه ابزار داغ کردن (ج 2 ص 162ـ173) و استفاده از چند چنگک (صناره ) و نوعی کلبتین (گازانبر) برای در آوردن جنین مرده از شکم مادر (ج 2 ص 217ـ 218). در این روش ابتدا جنین مرده را تکه تکه و سپس با این وسایل تکه ها را از شکم مادر خارج می کردند.

از قرن هشتم به بعد پزشکی نویسان اسلامی ترجیح داده اند به جای ذکر آلات و ادواتی که در جراحی به کار می روند به بیان چگونگی عمل جراحی بپردازند. ازاین رو در متون پزشکی اسلامی کمتر در بارة انواع آلات جراحی سخن به میان آمده و آثاری چون التصریف زهراوی که بخشی از آن به آلات جراحی اختصاص دارد دیگر پدید نیامده است . از جمله متون پزشکی مهمی که به زبان فارسی پس از قرن هشتم تألیف شده شرایط جراحی تألیف ابوزین کحال پزشک و چشم پزشک دورة صفوی است (در بارة کتاب او ((ر.ک.ب)) ادامة مقاله بخش ب ). اگرچه این کتاب در بارة جراحی است بیشترین بخش آن به چگونگی درمان بیماریها با دارو اختصاص دارد و در کنار آن به بعضی آلات جراحی و برخی جراحیهای کوچک پرداخته شده است .

باب نوزدهم مجموعه اکبری تألیف علی اکبربن میرگداعلی بن میرسیدبابای حسینی در 1036 نیز به فنون جراحی اختصاص دارد اما در آن تقریبا هیچ اشاره ای به آلات و وسایل جراحی نشده است .

مهم ترین کتاب در بارة جراحی در دورة صفوی ذخیرة کامله تألیف حکیم محمدعلی است که آن را در روزگار شاه صفی (حک : 1038ـ1052) نوشته است . در این کتاب بخشی (گ 45ر ـ 49 پ ) در بارة آلات جراحی وجود دارد اما اطلاعاتی که در آن آمده عمیق نیست . مؤلف در این بخش در بارة حدود پانزده وسیلة جراحی بیشتر شامل انواع نیشترها و کاردها گزارش داده است .

در جلد اول از مجلدات سه گانة انوار ناصریة با نام تشریح البشر و توضیح الصور ــ که یکی از مهم ترین آثار مربوط به آشنایی ایرانیان با پزشکی جدید و اروپایی و به ویژه فن جدید تشریح است ــ تألیف محمدبن عبدالصبور حکیم قبلی در 1272 در بارة آلات جراحی سخنی نیست اما در بخش کوچکی از کتاب (ج 1 ص 192ـ194) مهم ترین ابزارهای تشریح به اختصار معرفی شده است . این کتاب یکی از مهم ترین آثار دورة قاجار است که به معرفی مهم ترین آلات و وسایل تشریح اختصاص دارد.

گزارشهای معاصر در بارة بررسی آلات جراحی در پزشکی دورة اسلامی عموما به بررسی باب سی ام التصریف زهراوی اختصاص دارند. یکی از قدیم ترین این گزارشها (چاپ شده در 1304/1925) نوشتة احمد عیسی بک (ص 256ـ274) است که به شرح کوتاهی از آلات مورد نظر زهراوی اختصاص دارد. او در این گزارش (ص 256ـ271) روی هم رفته 134 وسیله را معرفی کرده است . عبداللطیف بدری در گزارش خود (ص 423ـ441) اگرچه بخش اصلی مطالب خود را از زهراوی اخذ کرده به دیگر آثار پزشکی و چشم پزشکی اسلامی از جمله کتاب الکافی فی الکحل نوشتة خلیفه حلی نیز نظر داشته است . او یازده وسیلة جراحی چشم و چشم پزشکی (ص 428ـ432) هفت وسیلة درمان بیماریهای دهان و حنجره (ص 433) هشت وسیلة مورد استفاده در بیماریهای زنان و زایمان (ص 436ـ441) و هشت وسیلة مورد استفاده در درمان شکستگیها (ص 433ـ436) را برشمرده است .

مفصل ترین گزارش در بارة وسایل جراحی پزشکی اسلامی از آن علی حسین شطشاط (چاپ شده در 1378 ش / 1999) است . او در این گزارش (ج 1 ص 185ـ350) وسایل جراحی را به نه دسته تقسیم نموده است . به جز بخش مربوط به وسایل جراحی چشم مهم ترین منبع او نیز باب سی ام التصریف زهراوی است . شطشاط این آلات را تقسیم کرده است به انواع داغ کنها (ج 1 ص 191ـ 218) وسایل عمومی جراحی (ج 1 ص 219ـ250) شامل انواع چنگکها (صنانیر) نیشترها (مباضع ) وسایل حجامت انواع وسایل حقنه و تنقیه سوزنها و کاردهای بسیار نوک تیز (مسابیر) میلهای سرتیز (مدسات ) نیشترهای حجامت (مشارط ) انبرکها (کلالیب ) لوله های جراحی (انبوبه ها) و مانند آنها وسایل چشم پزشکی (ج 1 ص 251ـ 268) وسایل دندان پزشکی (ج 1 ص 269ـ282) وسایل جراحیهای دهان حنجره و گوش (ج 1 ص 283ـ 296) وسایل درمان شکستگیها (ج 1 ص 297ـ 322) وسایل درمان بیماریهای تناسلی و مجاری ادرار (ج 1 ص 323ـ331) و وسایل مربوط به بیماریهای زنان و زایمان (ج 1 ص 332ـ343). وی بخش کوچکی (ج 1 ص 344ـ350) را نیز به دیگر وسایل جراحی که در این تقسیم بندی نمی گنجیده اند اختصاص داده است . او در گزارش خود تصویر حدود 470 وسیلة جراحی در پزشکی دورة اسلامی را برگرفته از کتاب زهراوی و دیگر منابع آورده است .

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 13:18  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

 

 

۱- لزوم آموزش پرسنل اتاق عمل برای کنترل عفونت و برنامه های مراقبت در تمام سطوح به ویژه متخصصین بیهوشی

اگر یک جراح یا متخصص بیهوشی به انجام کاری عادت کند تغییر در عادات وی امری مشکل خواهد بود ولی اگر سیستم مراقبت وجود داشته باشد اطلاعات به صورت پس خوراند به آنها داده شود می توان تا حدودی موفق شد . تشکیل جلسات آموزشی دوره ای برای پرسنل اتاق عمل کمک کننده خواهد بود . با دادن آموزش های لازم می توان از انجام اعمال غیر ضروری مثل کشت محیط نیز جلوگیری کرد و به این طریق سرمایه های بیمارستان حفظ خواهد شد .

۲-انجام کشت از پرسنل اتاق عمل

انجام کشت به صورت روتین از نازوفارنکس پرسنلی که در اتاق عمل کار می کنند لازم نیست مگر در همه گیری و بر اساس شواهد اپیدمیولوژیک لذا غربالگری پرسنل از نظر ناقل استاف اورئوس بودن بی فایده است مگر در شرایط خاص مثلا در همه گیری عفونت زخم جراحی با استاف اورئوس در این صورت غربالگری از نظر ناقلی این میکروب در بینی مقرون به صرفه خواهد بود .اگر در زمان همه گیری افرادناقلی شناسایی شوند باید از حضور و کار در اتاق عمل معاف شوند و درمان لازم برایشان انجام شود .

اگر پرسنل ضایعه ای مثل جوش روی صورت دارند نباید در اتاق عمل حضور داشته باشند تا مشکلشان رفع شود .بنابر این کشت از محیط اتاق عمل فقط در زمان همه گیری یا در موارد خاص و برای مطالعات تجربی صورت می گیرد .

اگر عفونت زخم با استرپتوکوک پیوژن ایجاد شود غربالگری فوری پرسنل لازم است و درمان فرد ناقل سالم و عدم حضور وی در اتاق عمل تا زمان درمان مناسب توصیه می شود .

۳- محافظت از پرستل اتاق عمل

الف -ویروسهای منتقله از راه خون مثل HIV - HCV - HVB

اگر یک جراح به مدت ۳۰ سال در منطقه ای که سرورووالانس ویروس اچ آی وی در آنجا بالاست جراحی هایی را که با خون مواجهه دارند داشته باشد وی احتمال ۱۰٪ اکتساب اچ آی وی را دارد و یان احتمال برای متخصص بیهوشی ۵/.تا ۴.۵ ٪ می باشد و احتمال کسب اچ سی وی ۶٪ می باشد .

میزان مثبت شدن آزمایش سرولوژی بعد از فرو رفتن سوزن به دست یا needle stik برای HIV کمتر از ۱٪ و برای HVB حدود ۳۰-۱۰ ٪ می باشد .

·         در مو ارد زیر بالاترین خطر مواجهه وجود دارد:

۱- اگر مدت زمان عمل جراحی بیش از ۳ ساعت باشد

۲- اگر حجم خون از دست رفته بیش از ۳۰۰ سی سی باشد

۳- اگر جراحی های عمده عروق ماژور یا ژنیکولوژیک داخل شکمی انجام شده باشد .

انجام تست اچ آی وی قبل از عمل جراحی باعث کاهش تعددا موارد مواجهه تصادفی با خون نمی شود و باید احتیاطهای عمومی رعایت شوند:

·         استفاده محدود و با دقت از وسایل نوک تیز یا شارپ

·         استفاده از ۲ جفت دستکش جراحی به صورت روتین حین عمل جراحی

·         استفاده از عینک یا محافظ صورت که دو طرف صورت را بپوشاند

·         پوشیدن گانی که از نفوذ خون جلوگیری کند

·         سشتن دساها بعد از در آوردن دستها از دستکش

بعضی از جراحان یا پرسنل عادت دارند که نوک سوزن بخیه را با انگشت سبابه دست غیر غالب می گیرند یا با این انگشت نوک سوزن را جابجا و هدایت می کنند . این عادت باید ترک شود .

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:57  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

اتاق عمل قسمتی از بیمارستان یا مراکز درمانی است که برای انجام جراحی در نظر گرفته می شود . اتاق عمل بعنوان یکی از مهمترین مراکز تولید درآمد بیمارستان قلب تپنده بیمارستان نیز نام گرفته است به گونه ای که ادامه کار اتاق عمل بطور منظم موثر می تواند باعث حفظ بقای اقتصادی بیمارستان شود . از سوی دیگر تاثیر عمده گردش کار در اتاق عمل بر روی کارکرد بیمارستان بعضا" باعث اصرار بر ادامه کار اتاق عمل ، علی رغم نامساعد بودن شرایط کار ونبودن استانداردهای لازم توسط مسئولین بیمارستان می شود . این پدیده اولا" باعث افت کیفیت ارائه خدمات به بیماران در اتاق عمل شده ثانیا" باعث آسیب پذیری قانونی پزشکان شاغل در اتاق عمل و مسئولین بیمارستان در صورت بروز عوارض ناخواسته می گردد . بنابراین لازم است در زمینه تعریف استانداردهای اتاق عمل در زمینه های فضا ( شامل ابعاد ، ارتباطات ، فضاهای جنسی مورد نیاز ) تاسیسات ، تجهیزات ( شامل سرمایه ، نیمه مصرفی و مصرفی و اداری ) و پرسنل مورد لزوم اقدام اساسی صورت گیرد .
مشخصات هر اتاق عمل در مراکز بیمارستانی و نیز تعداد اتاقهای عمل وابستگی تامی به تعداد جمعیت تحت پوشش، تعداد تخت های بستری جراحی در رشته های مختلف بیمارستان تعداد عملهایی که بطور متوسط در سال انجام می شود درصد اعمال جراحی که بصورت سرپایی انجام می شوند ، ساعت کار اتاق عمل و تعداد روزهای فعال که بطور متوسط در سال انجام می شود . درصد اعمال جراحی که بصورت سرپایی انجام می شوند ، ساعت کار اتاق عمل و تعداد روزهای فعال و آموزشی و غیر آموزشی بودن آن دارد.


ساختمان اطاق عمل

درباره چگونگی طراحی و بنای اطاق عمل نظرات و آراء فراوانی وجود دارد . طرح و بنای اطاق عمل در همه بیمارستانها یکسان نیستند و بی شک بین اطاقهای عمل مختلف ، متناسب با نیازها و امکانات بیمارستان و نوع بیماران مورد پذیرش تفاوتهایی به چشم می خورد . ولی هدف اصلی در تمامی این طرحها افزایش هر چه بیشتر ایمنی بیمار و کارکنان اطاق عمل می باشد اطاقهای عمل باید بگونه ای طراحی و بنا شوند که از سویی انتشار عفونت به داخل حوزه عمل جراحی را مانع شوند واز سوی دیگر سرایت عفونت از این اطاقها به بخشهای دیگر بیمارستان را جلوگیری نمایند .

در این ساختمان اتاقهای عمل جای دارند و عمل جراحی در آن صورت می پذیرد . قسمتها و بخشهای فرعی این ساختمان را نوعا" قسمتهای زیر تشکیل می دهند :

ـ اتاق بهبودی یا اتاق بعد از بیهوشی

ـ محل کار یا دفتر کارکنان اتاق عمل

ـ اتاق استراحت کارکنان

ـ اتاق کار بر حسب نیاز خاص

ـ اتاق آموزش همراه با ابزارهای مورد نیاز

ـ مکانی برای قرارادادن وسایل اطاق عمل 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:55  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

پروسيچر اصلاح شكستگي هاي كلاويكول

 

انديكاسيونها

شكستگي هاي كلاويكول اگر بدون همراهي با شكستگي اسكاپولا باشند و يا جابجايي يا روي هم رفتگي دو قطعه كمتر ازcm2 باشد و شكستگي بسته باشد،  با بانداژ Eight مي توان درمان كرد.

اگر شكستگي كلاويكول با شكستگي اسكاپولا همراه باشد و جابجايي دو تكه بيشتر از cm2 باشد و شكستگي باز يا بسته باشد جراحي لازم است كه در اينصورت يا با رد كردن اشتايمن از لومن استخوان يا زدن پلاك هاي LCP و يا DCP ظريف يا يك سوم توبيلر و همچنین از پلاهای ۳.۵ رکانسترکشن ، بسته به سايز و وضعيت شكستگي ، محل شكسته شده را فيكس مي كنند.

 

نكته

فرق پلاك هاي LCP1 و DCP2 اينست كه پلاك هاي لاكينگ در موارد استئوپروتيك شديد و شكستگي با قطعات زياد به كار مي روند و در اصل مثل فيكساتور خارجي عمل كرده و پلاك در محل پيچها لاك مي شود و تماس پلاك با استخوان حداقل مي باشد و در عين حال مي توانند compression  كامل را هم اعمال كنند. در هرحال استابيليتي حاصل در LCP بيشتر از DCP مي باشد.

 

 

1- Locking ‍‍Compression Plate

2- Dynamic ‍‍Compression Plate

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:53  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

          1.   فيكساتور خارجي براي ثابت كردن  شكستگي در يك فاصله از محل شكستگي بدون افزايش آسيب بافت نرم گذاشته ميشوند.

  1. دانشمندي بنام آلوين لامبوت بطور عمومي استفاده از پينهاي سوراخ كننده متصل به دستگاه خارجي جهت درمان شكستگي براي معرفي فيكساتور در سال 1907 خبر داد .
  2. قالب گچي كه پين ها را به هم متصل مي كند پين پلاستر ناميده مي شود.
  3. در مواردي از صدمات شديد بافت نرم ، دستگاه ثابت كننده به تنهائي بكار گرفته مي شود.
  4. در سال 1937 اتو استادر كه يك دامپزشك بود تكنيك فيكساتور را براي درمان شكستگيهاي جانوران بكار برد.

6.       فيكساتورهاي خارجي همچنين ممكن است براي درمان :

 1 -  شكستگي خرد شده ناپايدار و بسيار وسيع

 2 – شكستگي توأم با دفكت استخواني

 3 -  فراكچرهاي همراه با سوختگي

 4 – ثابت سازي  مقدماتي ، شكستگي هاي لگن و بيماران با تروماي متعدد .

 

مزيت هاي فيكساتور خارجي :

 

1.       حفظ طول و محور اندام شكسته شده بدون نياز به گچگيري .

2.       سهولت در مشاهده و درمان زخمهاي بافت نرم ايجاد شده در زمان تروما .

3.       فعاليت و تحرك آسان مبني بر ثبات محل شكستگي .

4.       اين وسيله دسترسي راحت به زخم را مهيا نموده و جابجائي آزاد بافتي و گرفت استخواني يا آب درماني را تسهيل مي كند.

5.    فيكساسيون خارجي بويژه در درمان شكستگي هاي باز تيبيا سودمند است . اما از اين روش بطور موفقيت آميز تحت وضعيت معين در شكستگيهاي فمور ، لگن و استخوانهاي ديگر استفاده مي گردد .

6.    استفاده از دستگاههاي ثابت كننده خارجي براي درمان شكستگي يك پيشرفت جديد نيست . اما در مقايسه با درمانهاي ديگر مثل تراكشن يا گچ گيري روش نوين محسوب ميشود.

7.       فيكساسيون خارجي وقتيكه روشهاي ديگر فيكساسيون نامناسب باشند مورد استفاده قرار مي گيرد.

8.       علت بسيار شايع براي استفاده از فيكساتورهاي خارجي ، شكستگي هاي همراه با آسيبهاي وسيع بافت نرم مي باشد.

9.    فيكساتور خارجي اغلب براي درمان شكستگي ناپايدار – باز – داخل مفصلي و خرد شده ديستال راديوس مورد استفاده قرار مي گيرد.

10.   فيكساتور خارجي در ساعد معمولا بعد از 6 هفته برداشته مي شود.

11.   فيكساتور خارجي اغلب بهترين انتخاب براي مراقبت حاد از شكستگي هاي (  ( OPEN  BOOK  لگن مي باشد.

12.  انواع مختلفي از فيكساتور خارجي براي درمان شكستگي هاي تيبيا و فيبولا ، بسته به نوع و محل شكستگي مورد استفاده قرار مي گيرد.

13.  براي شكستگي باز تيبيا بطور معمول دو يا چند عدد پين ( اشتايمن قطور ) در قسمت پروگزيمال و دو عدد در ناحيه ديستال شكستگي گذاشته ميشود. ( فرو برده مي شود)

14.   امروزه فيكساتور خارجي اغلب براي شكستگي هاي باز تيبيا و فيبولا و در شكستگي باز لگن استفاده مي گردد.

 

انواع قيكساتورهاي خارجي :

 

1.    امروزه انواع بسيار مختلفي از فيكساتورها وجود دارد.اشكال مختلف عبارتند از : پين ساده ، كلمپ و فيكساتورهاي حلقه اي . با اينحال تحقيق و پيشرفت در اين زمينه ادامه دارد.

2.    مثالهايي از نمونه فيكساتور خارجي جديد و بسيار ابداعي فيكساتور خارجي بدون پين ( AO / ASIF )  مي باشد كه در استخوان تيبيا بوسيله كلمپهائي متصل مي شودو پين ها از طريق بافت نرم وارد ميشوند .

3.       دستگاههاي جديد ديگر بكار بردن فيكساسيون داخلي و خارجي تركيب شده ،  مي باشند .

4.    فيكساتورهاي ( SIMPLE   PIN )  كه نمونه هايي ازاين فيكساتورها عبارتند از :  سيستم روجر آندرسون – دستگاه واگنر- فيكساتور محوري ديناميك – فيكساتور ( AO  ASIF )  يكطرفه و دو طرفه – دستگاه اليزاروف .

5.    فيكساتورهاي پين ساده در ناحيه گذاشتن پين و جدا يا پهن كردن پين ، زاويه نزديك شده به پين را بوجود مي آورندو استحكام قالب را بالا مي برند.

 

عوارض فيكساتور خارجي :

 

  • 1 -  عفونت مجراي پين   
  • 2 - شل و شكسته شدن پين
  • 3 - محدوديت حركتي مفصل
  • 4 - آسيب عصبي عروقي و  سندرم كمپارتمان
  • 5 - بد جوش خوردگي و انحراف محور استخواني ( بد محور شدن ) 
  • 6- عدم جوش خوردگي و جوش خوردگي تأخيري
  • نحوه گذاشتن فيكساتورخارجي در محيط اتاق عمل، زير بيهوشي ، بعد از پرپ و درپ كامل و دبريدمان زخم ، با حفظ وضعيت آناتوميكي بصورت باز يا بسته ، پين هاي متعدد از عرض استخوان در بالا و پائين محل شكستگي و با استفاده از پرفوراتور تعبيه گرديده و پين ها توسط كلمپ هايي به تيوپ متصل ميشوند.
  • فيكساسيونهاي خارجي تاريخچه طولاني مدت عفونت مجراي پين دارند كه بطور فزاينده اي مصرف آنها را در گذشته كاهش داده است .
  • عفونت مجراي پين با بكار بردن فيكساتور اليزاروف شايع نيست .
  • بسياري معتقدند عدم عفونت پين بعلت قطر كوچك سيمهاي متصل كننده اليزاروف است .
  • عفونت مجراي پين به چهار شكل ترشحات سروزي – سلولين سطحي – عفونت عميق و استئوميليت مشاهده مي شود.

 

تشخيص هاي عمده پرستاري براي يك بيمار تيبيك با شكستگي لگن و فيكساتور خارجي شامل موارد زير مي باشد:

 

  • درد وناراحتي مربوط به تروماي استخوان و بافت نرم
  • آسيب ديدن حركات فيزيكي مربوط به عدم پايداري ( بي ثباتي ) لگن
  • بيمار مستعد اختلال در عملكرد روده و مثانه است و بايد از نظر يبوست و احتباس ادرار كنترل شود.
  • اضطراب مربوط به كمبود يا عدم آگاهي درباره اعمال جراحي و فرايند نوتواني كه بايد با توضيحات تيم پزشكي و دادن آگاهي به بيمار كاهش يابد
  • تشخيصهاي احتمالي عبارتند از :DVT -  آمبولي ريوي – شوك هيپوولميك -  احتمال  خونريزي – عفونت – شل شدن پين
  • عفونت ( استئوميليت شديد ووسيع ) يكي از موارد عدم كاربرد فيكساتور خارجي مي باشد.
  • يكي از اهداف در بكار بردن فيكساتور خارجي ، بحركت در آوردن سريع بيمار مي باشد.
  • امروزه با استفاده از قيكساتور خارجي لولا دار بطور زيادي از عارضه محدويت حركتي مفصلي كاسته شده است .

 

بررسي بيمارتحت درمان با فيكساتور خارجي :

 

  • بيماران تحت درمان با دستگاه فيكساتور خارجي اغلب آسيبهاي متعددي به سيستم هاي ديگر بدن داشته و نياز به بررسي دقيق نورولوژيكال و قلبي عروقي دارند.
  • بيمار بايد از نظر علائم شوك و آسيب ارگانهاي ديگر بخصوص سر و شكم مورد بررسي قرار گيرد.
  • بررسي نورواكسلولر( NV ) براي تعيين رنگ پوست ، حركت مفصل و شكاياتي از بي حسي و سردبودن يا تورم ساق پاي شكسته بعمل آيد.
  • اندام صدمه ديده كه با فيكساتور خارجي تحت درمان قرار گرفته از نظر سيركولاسيون و نبض ديستال اندام و احتمال اختلال سيركولاسيون بايد مورد بررسي قرار گيرد.
  • بررسي ناحيه باز پوست از نظر خونريزي واضح و چك كردن پانسمان اگر بكار رفته باشد ضروري است .
  • هر گونه خونريزي يا ترشحات در ناحيه خلفي ساق پا بايد بررسي شود.
  • پاي بيمار بايد در پوزيشن صحيح قرار گيرد.
  • سطح اضطراب بيماران معين گردد و واكنشهاي عاطفي بيمار ، خانواده و افراد ديگر نسبت به محل شكستگي باز و دستگاه فيكساتور خارجي مورد مشاهده قرار گيرد.
  • بيمار را براي درد در اندام شكسته يا هر جايي از بدن و تأثير پذيري از هر داروي ضد درد ، بررسي نماييد.
  • بررسي مداوم شامل بررسي درد بيمار ، محل پين ها از نظر علائم يا نشانه هاي عفونت يا شل شدن پين مي باشد.
  • استفاده از كمپرس يخ در محل شكستگي بطور مداوم
  • بالا نگهداشتن اندام و عدم تحمل وزن در اندامهاي تحتاني
  • دامنه حركتي عضلات و مفاصل پاي سالم و تشويق بيمار به چرخاندن عضو و تغيير وضعيت اندام بايد مورد توجه قرار گيرد.
  • مشااهده محل پين ها در هر شيفت براي علائمي از التهاب يا عفونت
  • انجام ورزشهاي ايزومتريك و ايزو تونيك و فرايند نوتواني در اندام عمل شده
  • كنترل علائم و نشانه هاي آسيب و عوارض عروقي  ( ترومبو فلبيت و ترومبوز وريدهاي عمقي )
  • آموزش راه رفتن با كراچ و تحمل وزن
  • آموزش در مورد نحوه مراقبت و پانسمان زخم ناحيه عمل

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:47  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

کف اتاق عمل

در ابتدای صبح و قبل از ورود افراد محیط اتاق عمل تقریبا استریل می باشد .شستشوی سطوح سخت کف زمین با محلول فنولی (wet mopping) در فاصله بین عمل هر یک از بیماران و واکیوم اتاق ها و کوریدورها در شب قبل به طریقه مرطوب (wet vaccuming) باعث می شود تا کف زمین پاک بماند .

 

موارد جراحی کثیف (dirty cases)

 

-- امروزه بستن اتاق عمل به مدت 48 ساعت برای جراحی های کثیف دیگر ضروری به نظر نمی رسد .

-- تکنیک های مناسب نظافت در این موارد شامل wet mopping یا flooding با دترجنت فنولی و سپس پاک کردن کلیه سطوح تجهیزات با الکل 70% می باشد .

-- تمام لوله های لاستیکی و پلاستیکی موجود در اتاق عمل باید تعویض گردند .

-- دیوارها فقط در صورتی که مستقیما آلوده شده باشند باید پاک شوند .

-- تمام لوازم و وسایل ، ملحفه ها و زباله ها باید به دقت در داخل کیسه قرار داده شوند .

-- گان ها ماسک ها و رو کفشی هایی که هنگام کار و حین جراحی مورد استفاده قرار گرفته اند باید در ظروف مناسب و در داخل اتاق باقی بمانند .

-- پرسنل نباید در حالیکه کاور کفش، ماسک ، گان ، کلاه یا کاور مو یا دستکش پوشیده اند اتاق عمل را ترک کنند .

-- اگر قرار باشد که یونیفرم مخصوص اسکراب در خارج از این قسمت نیز پوشیده شود باید روی آن روپوش آزمایشگاه پوشید .

 

توجه  : لازم نیست که dirty case در انتهای لیست عمل روزانه (آخرین عمل ) قرار گیرد .

توصیه می شود که تمام اتاق های عمل در فواصل بین اعمال جراحی پاک شوند .

اشکال کار در این است که در اتاق عمل های گوش و حلق وبینی پاک کردن اتاق بعد از هر میرنگوتومی که حدود 15 دقیقه طول می کشد و عملی خونی محسوب نمی شود باعث تاخیر در برنامه کاری بعضی از بیمارستان ها می گردد .

 

کف زمین :

بعد از هر عمل جراحی بزرگ کف زمین اتاق عمل در فواصل بین هر یک از بیماران که جراحی می شوند با محلول فنولی شسته شوند wet mopping و شب ها اتاق ها و کوریدورها wet vaccum شوند .

لبه پنجره ها و قفسه ها روزانه با آب شسته شوند .

چراغ های جراحی باید به طور مکرر با ماده گند زدا شسته شوند چون نزدیک به ناحیه استریل جراحی هستند هر چند که عامل ایجاد عفونت زخم جراحی محسوب نمی شوند .

دیوار های اتاق عمل به صورت هفتگی پاک شوند مگر اینکه حین عمل جراحی به شدت آلوده شوند .

سقف ها حتی در فواصل طولانی تر از دیوار ها پاک شوند .

-- اتاق عمل باید حد اقل اسباب و تجهیزات را دائمی را داشته باشد تا گرد و غبار روی قفسه ها و سایر سطوح افقی تجمع نیابد .

--  وسیله مخصوص چرخدار که حاوی تمام تجهیزات لازم برای اعمال جراحی است می تواند به آسانی وارد اتاق عمل شده و بعد از هر عمل از آنجا خارج و کاملا تمیز و استریل گردد .

-- اگر عمل جراحی انجام نشود ولی پگ ها باز شده باشند بایذ آنها را مجددا برای استریل به CSR فرستاد . حتی اگر برای عمل استفاده نشده باشند .

-- اگر از ساکشن استفاده نمی شود آنرا خاموش کنید .

-- اگر پرسنل بعد از کار کردن بر روی یک موضع عمل جراحی بخواهند بر روی موضع (field)   دیگری کار کنند باید دستکش های خود را عوض کنند .

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:39  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

نمونه گیری از هوای اتاق عمل

شمارش باکتریال هوای اتاق عمل بطور روتین لازم نمی باشد . ولی در مواقع همه گیری برای بررسی های اژیدمیولوژیک مفید خواهد بود .

در سیستم تهویه HEPA علاوه بر نمونه گیری در زمان راه اندازی دستگاه شمارش باکتریال هوا بطور منظم هر 3 ماه یکبار الزامی است .

استفاده از اولترا ویوله (U.V )

U.V اثر باکتریسیدال یا باکتری کشی دارد.

-- U.V باعث کاهش تعدادمیکرو ارگانیسم های زنده در داخل اتاق عمل در حد بیشتر از 50% می شود ولی کاهش در تعداد موارد عفونت زخم به دنبال استفاده از اولتراویوله مشخص نشده است.

-- U.V در اتاق عمل هوای Ulteraclean ایجاد می کند .

-- استفاده از عینک و محافظ پوست برای جلوگیری از سوختگی و نیز استفاده از چراغهای اولترا ویوله به طور روتین برای کنترل و مانیتورینگ مقدار و شدت نور ، از معایب u.v محسوب می شود و پر هزینه است .(همچنین هنوز مشخص نشده است که آیا استفاده همزمان از عینک و ماسک و کلاه لازم است یا خیر )

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:38  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
Appendicitisآپانديس زائده كوچكي است كه زير دريچه ايلئوسكال به سكوم متصل مي شود. و به خاطر كوچك بودن مجراي آن ممكن است مسدود شده و مستعد عفونت گردد. آپانديس ظشايع ترين علت التهاب حاد در ناحيه تحتاني راست شكم و همينطور شايعترين علت جراحي اورژانس شكم مي باشد . بيشترين شيوع در سنين 30-10 سالگي و در مردان مي باشد . افراد19-13 ساله بيشتر از بالغين گرفتار مي شوند .

 

        تظاهرات باليني

1) درد ناحيه تحتاني راست شكم همراه با تب خفيف ، تهوع و استفراغ

2) حساسيت موضعي در ناحيه مك بورني كه تقريبادر ميانه خطي واقع شده كه ناف را با خار قدامي ايليوم متصل مي كند . ممكن است است اين تندرنس با سخت وسفت شدن ناحيه تحتاني عضله ركتوس همراه باشد .

3) ممكن است ريباند تندرنس (تشديد درد بعد از برداشتن فشار ) داشته باشيم. ميزان حساسيت ، اسپاسم عضلاني وظهور اسهال و يبوست بستگي به محل آپانديس دارد.

۴)علامت روزینگ(Rovsings sign) يا درد در ناحيه تحتاني راست شكمبه دنبال فشار به ناحيه تحتاني چپ شكم

۵ ) در صورت پاره شدن آپانديس ، درد ژنراليزه شده و شكم متسع مي گردد و وضعيت بيمار بد تر مي شود

 

 

ارزيابي تشخيصي

 

1) تشخيص بر پايه معاينه فيزيكي كامل ، آزمايشگاه و تستهاي راديولوژي مي باشد .

2) تعداد گلبول هاي سفيد بيش از 10000 در هر ميلي متر مكعب و نوتروفيل بيش از 75% ، وجود كدورت يا سطح مايع هواي لوكاليزه در راديو گرافي ساده شكم و سونوگرافي كمك كننده مي باشند .

 

اقدامات درماني

 

1) جراحي درمان آپانديسيت مي باشد و هر چه سريعتر بايد انجام شود . روش ها : لاپاراتومي با انسزيون پايين شكم زير بيهوشي عمومي يا اسپاينال  ، لاپاروسكوپي

2) تجويز آنتي بيوتيك و مايع وريدي تا زماني كه جراحي انجام شود .

3) مسكن بعد از تشخيص قطعي داده مي شود .

 

عوارض آپانديسيت

 

1) عارضه اصلي سوراخ شدن آپانديس مي باشد كه موجب پريتونيت يا ايجاد آبسه داخل شكم مي گردد .

2) پر فوراسيون معمولا 24 ساعت بعد از شروع درد ايجاد مي شود .علائم شامل تب ، ظاهر توكسيك و درد مداوم مي باشد .

 

مداخلات پرستاري

 

1) اهداف پرسظتار شامل : رهايي از درد ، جلوگيري از دهيدراتاسيون ، كاهش اضطراب بيمار ، حفظ تغذيه مناسب ، محدود كردن احتمال عفونت بدنبال سوراخ شدن بالقوه يا ناگهاني دستگاه گوارش و حفظ سلامت پوست مي باشد .  

 

2) قبل از جراحي : بيمار براي عمل آماده و خط وريدي گرفته شود .آنتي بيوتيك و ضد تب هاي تجويز شده به بيمار داده شود و در صورت وجود ايلئوس پارالتيك سوند معده براي بيمار گذاشته شود و از بيمار خواسته شود كه مثانه خود را خالي كند.

3) بعداز جراحي : بيمار در وضعيت نيمه نشسته قرار گيرد ومسكن مناسب داده شود و در صورت تحمل بيمار به وي مايعات و غذا داده شود .

4) در هنگام مرخص شدن بيمار نكات لازم در مورد مراقبت از زخم به بيمار و اطرافيانش آموزش داده شود و زمان ملاقات و مراجعه بعدي به جراح ، نحوه مراقبت از زخم ، راهنمايي در باره ميزان فعاليت ، مراقبت و پانسمان زخم ياد آوري گردد .

 

نكات مربوط به سالمندان

 

در افراد مسن ، علائم و نشانه هاي آپانديسيت متغيرند . ممكن است علائم مبهم ويا نشان دهنده انسداد روده و يا حالت ديگري در فرد باشد . است هيچ  علامتي تا هنگام پاره شدن آپانديس نداشته باشيم به همين دليل شيوع پرفوراسيون در افراد مسن بيشتر است

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:36  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

وظايف قانوني كادر پرستاري اتاق عمل

 

ايجاد ناراحتي براي بيمار حتي اگر تعمدي در كار نباشد و از روي بي اطلاعي سر بزند ،مجازات قانوني دارد واز طرف بيمار قابل پيگيري است.بعضي از سهل انگاري ها كه كاركنان اتاق عمل به اتهام آنها مورد تعقيب قانوني قرار ميگيرند عبارتند از :

 

1- سوختن قسمتي از بدن بيمار به علت بي دقتي در قرار دادن پليت يا الكترود هادي كوتر

2- استفاده از وسايلي كه خرابي و نقايص آشكار داشته باشد به طوري كه استفاده از آن وسيله ضرري  را متوجه بيمار كند.

3- نشمردن يا اشتباه شمردن گازها و وسايل جراحي مصرف شده و سوزن هاي جراحي و جا ماندن اين وسايل در بدن بيمار

4- ترك كردن يا تنها گذاشتن بيمار زماني كه حضورش در نزد او ضروري است.همچنين همراه نبودن با بيمار هنگامي كه اورا به اتاق عمل يا ريكاوري مي برندزيرا امكان سقوط از روي برانكاروجود دارد.

5- گم شدن نمونه يا عوض شدن آن با نمونه ساير بيماران ديگر كه دقت در اين گونه موارد الزامي است.

6- تزريق خون به بيمار با توجه به اينكه توسط متخصص بيهوشي صورت مي گيرد ولی و ظيفه پرستار است كه آن را كاملا چك كند تا با گروه خوني بيمار هماهنگ باشد و متعلق به بيماران ديگر نباشد .

7- -نداشتن رضايت نامه كتبي توسط خود بيمار يا ولي يا قيم او.

8- آتش سوزي در اتاق عمل در صورتي كه باعث صدمه به بيمار گردد.

9- دادن داروي اشتباهي يا دارويي كه تاريخ مصرف آن گذشته باشد.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:34  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

  هدف ما ياد آوري بخشي از وظايف اختصاصي پرستاران اتاق عمل مي باشد:

-پذيرش بيمار در اتاق عمل

هنگام پذيرش بيمار در اتاق عمل توجه داشته باشيد كه بيمار به لحاظ اينكه وارد محيطي شده است كه برايش ناشناخته است به طور طبيعي دچار ترس از اتاق عمل خواهد شد لذا نحوه برخورد ما به عنوان پرستار اتاق عمل در بدو ورود بيمار از اهمييت خاصي برخوردار است واو هيچگاه اين رفتار را فراموش نخواهد كرد .سعي كنيد با مهرباني و ملايمت با او برخورد كرده و به حرفهايش با دقت گوش كرده و در صورت امكان اگر بتوانيد قبل از عمل او را در بخش ملاقات كنيد در روحيه بيمار هنگام ورود به اتاق عمل تاثيربسزايي خواهد گذاشت و بيمار زودتر به آرامش خواهد رسيدو اين باعث خواهد شد كه اظطراب كمتري را متحمل شود

رعايت نكات زير در هنگام پذيرش بيمار ضروري است:

1-مطابقت اسم بيمار با ليست عمل ،پرونده و دستبند روي دست بيمار و در صورتي كه بيمار قادر به صحبت كردن است از خودش نيز سوال كنيد

2-پرونده بيمار را از نظر وجود رضايت عمل ،آزمايشهاي لازم و راديوگرافي ها بررسي كنيد(بعضي بيماران نياز به رضايت خاص يا هاي ريسك دارند)

3-علايم حياتي را كه معمولا روي دستبند و پرونده ثبت ميگردد بررسي كنيد و آنها را با هم مقايسه كرده زيرا وجود تب ، فشار خون بالا يا پايين از جمله عوامل منع عمل جراحي هستند

4- درخواست خون بيمار را با بانك خون مطابقت داده تا از رزرو خون به اندازه كافي اطمينان حاصل كنيد

5-در صورت دستور دارويي قبل از بيهوشي مطمئن شويد كه دارو را گرفته باشد يا اگر دستور خاصي مثل انما اگر داشته است انجام شده است

6-لباس بيمار فقط شامل گان بوده و هيچ لباس ديگري نداشته باشد و موها با كلاه پوشانده شده باشد و پا پوش نيز پوشيده باشد

7-در مورد خانم ها آرايش نداشته باشند و ناخن ها بدون لاك باشد و زيور آلات نيز به همراه نداشته باشد

8-بيمار قبل از عمل در بخش حمام گرفته باشد و محل عمل شيو شده باشد و بدون خراشيدگي و يا جوش باشد

9-مثانه بيمار خالي باشد -بعد از اينكه بيمار را تحويل گرفتيد به هيچ وجه او را تنها نگذاريدو در صورتي كه مجبور به ترك او ميباشيد كس ديگري را پيش او بگذاريدزيا ممكن است به علت گرفتن داروي قبل از بيهوشي گيج باشد و امكان افتادن او وجود دارد

-سعي كنيد كه بيمار ، ساير بيماران بيهوش يا بيماراني را كه تحت عمل جراحي هستند را نبيند

-بالاي سر بيمار به صرف اينكه بيمار گيج است راجع به خودش يا بيماران ديگر صحبت نكنيد

- محيط اطراف او را آرام نگه داريد

- در صورتي كه بيمار هوشياري كامل دارد تا حدودي در مورد بيهوشي و عملش با او صحبت كنيدتا آگاهي او را از كاري كه برايش انجام ميشود بالا برود چرا كه مهمترين نكته از هنگام ورود تا شروع بيهوشي بايد به آن توجه داشت واكنشهاي رواني بيمار است ودر تمام اين مدت اولويت با بيمار ،ايمني او و درك او از مراقبتي كه برايش انجام ميگيردو نياز هاي فيزيكي و رواني و اجتماعي او مي باشد.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:32  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

 

این اتاق در داخل اتاق عمل قرار گرفته و تحت سرپرستی اعضای تیم بیهوشی است و معمولا یک تکنسین بیهوشی یا یک پرستار ورزیده آن را اداره می کنند . مراقبت در ریکاوری باید 24 ساعته باشد و تا زمانی که بیمار کاملا" متعادل نشده است از ریکاوری منتقل نگردد .

 

تجهیزات مورد نیاز در ریکاوری

 

۩ تخت یا برانکارد هایی که قابلیت بالا آوردن سر در آنها براحتی صورت گیرد .

۩ سوند و دستگاه ساکشن

۩ اکسیژن و ماسک صورتی مناسب در صدهای متفاوت اکسیژن

۩ وسایل کنترل خودکار فشار خون

۩ وسایل احیا و CPR  و ترالی اورژانس

۩ آمبو بگ و وسایل تنفس دهنده مثل ماسک و ..

۩ لارنگوسکوپ و لوله تراشه در سایز های مختلف

۩ دفیبریلاتورو وسایل تراکئوستومی اورژانسی و لوله تراکئوستومی

 

داروهای مورد نیاز در ریکاوری

 

 آدرنالین – آمینوفیلین – آتروپین – کلسیم کلراید – دیازپام – دوپامین – میدازولام – دوکساپرام – افدرین – فلومازنیل – هیدروکورتیزون – لیدوکائین یا گزایلو کائین – متوکلو پرامید – نالوکسان – نئوستیگمین – پرو کلرپرازین – پروپرانولول – سدیم بیکربنات – داروهای مخدر و مسکن مثل : مرفین – پتدین  - فنتانیل و ...

 

تدابیر مراقبتی از بیماران در ریکاوری

 

پس از اتمام عمل جراحی ، بیمار با حضور متخصص بیهوشی و پرستار بیهوشی و پرستار ریکاوری به ریکاوری منتقل می گردد و در ابتدای ورود ، بیمار به دستگاه کنترل نوار قلب و پالس اکسی متر وصل شده و  علائم حیاتی بیمار دقیقا" ثبت گردد . و اقدامات به ئقت از زمان ورود تا زمان ترخیص بیمار به دقت انجام شده و وضعیت بیمار به طور کامل در پرونده درج گردد .

 

اقدامات لازم در ریکاوری

 

1-       بر قراری راه هوایی

2-       بررسی سطح هوشیاری

3-       بر طرف کردن درد پس از عمل

4-        اکسیژن درمانی

5-        درمان با مایعات وریدی

6-        بررسی مشکلات قلبی و عروقی

7-        کنترل لرز

8-       بررسی بی قراری و هیجان

9-        کنتل برون ده ادراری ، درن ها و فشار ورید مرکزی

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:27  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

پذيرش بيمار به اتاق عمل:

وقتي بيمار وارد اطاق عمل ميشود آشفته و مضطرب است. پرستار اطاق عمل بايد با خوشرويي با او احوالپرسي كند. البته بهتر است كه قبلاً در بخش توسط پرستار ويزيت شده و آشنايي قبلي وجود داشته باشد، چرا كه با ديدن يك چهره آشنا در اتاق عمل تا حدودي از ترس و اضطراب بيمار كاسته ميشود و سازش بيمار با محيط جديد بهتر صورت خواهد گرفت. نام بيمار كه روي دستبند شناسائي وي نوشته شده است ميبايستي با نام روي ليست عمل و اسم ثبت شد ه در پرونده بيمار مقايسه شود در صورت نياز عكسهاي راديوگرافي بايد ضميمه پرونده گردد.

قبل از خواباندن بيمار روي تخت بايد بندهاي پشت پيراهن او باز شوند و دستهايش از آستين خارج شوند. پس از خواباندن بيمار براي جلوگيري از افتادن وي بايد تسمه مخصوص بالاي زانو را بست. وقتي كه بيمار راحت و مطمئن خوابانده شده بايد پرستار اطاق عمل ورقه قبل از عمل بيمار را مطالعه و كنترل كند.

فرم رضايت عمل:

كنترل فرم رضايت عمل از نظر امضاي بيمار و جراح بسيار ضروري است  در صورت عدم هوشياري يا عدم توانايي بيمار والدين يا تيم او فرم را امضاء مي كنند. بيماران بالاي هجده سال حتماً خودشان بايد فرم را امضاء نمايند. در مورد بيماراني كه به دلايلي مانند مستي، بيهوشي، ضربه هاي مغزي، هوشياري كافي ندارند و قادر به امضاي فرم نسيتند، امضاي يكي از بستگان درجه اول كافيست. در صورت عدم حضور همراهان و وابستگان بايد ابتدا جراح، رئيس بيمارستان و مسئول بخش بطور مشترك فرم را امضاء نموده، سپس اقدام به جراحي بيمار گردد.

نوع عمل:

نوع عمل جراحي بايد در پرونده بيمار ثبت شود و در صورت نياز محل دقيق عمل از نظر راست يا چپ بودن عضو مورد جراحي مشخص گردد، تا از هرگونه اشتباهي جلوگيري به عمل آيد. همچنين بايد دقت نمود تا آمادگي لازم از نظر پرب پوست محل عمل در بخش بوجود آيد.

پره مديكاسيون:

داروهاي تجويز شده از نظر نوع و زمان تزريق كنترل شده هر نوع عارضه غيرطبيعي مانند تهوع و استفراغ به پزشك بيهوشي گزارش ميشود.

مشاهدات:

درجه حرارت، نبض و فشار خون در برگ قبل از عمل بيمار ثبت شده موارد غير طبيعي گزارش مي گردد. در صورت بالا بودن حرارت بدن بيمار حتماً به پزشك بيهوشي اطلاع داده ميشود.

ادرار:

در پرونده بيمار بيمار ميزان دفع ادرار قبل از عمل ثبت مي گردد و در صورتي كه بيمار سوند مثانه داشته باشد، ميزان ادرار داخل كيسه ادراري اندازه گيري ميشود.

حساسيت:

در مورد هرگونه حساسيت از بيمار سئوال شده، وجود هر نوع حساسيت به دارو يا لكوپلاست در پرونده بيمار ثبت مي گردد. بعضي بيمارستانها از نوارهاي قرمز رنگي جهت مشخص نمودن بيمار حساس استفاده مي كنند.

لوازم شخصي كه نبايد همراه بيمار باشد:

لوازم زينتي مانند گوشواره، دستبند يا زنجيرهاي دور گردن را بايد خارج نمود. اگر وسايل شخصي ديگري همراه بيمار باشد، بايد از او تحويل گرفت و در پرونده وي ثبت نمود. سپس اين وسايل به پرستار بخش تحويل داده ميشود. همچنين بيمار بايد از نظر لنزهاي چشمي، چشم مصنوعي، سمعك كنترل شود تا از آسيب ديدن يا گم شدن آنها جلوگيري گردد.

دندانهاي مصنوعي:

طبق مقررات همه بيمارستانها قبل از اعزام بيمار به اطاق عمل در صورتي كه بيمار پروتزهاي دنداني غير ثابت داشته باشد، بايد آنها را خارج نموده به بخش تحويل داد. البته بعضي پزشكان معتقدند، به علت حفظ حرمت بيمار نبايد دندانها را درآورد. آنها همچنين ادعا دارند كه بودن دندانها براي بهتر قرار گرفتن ماسك روي صورت و باز بودن راه هوائي كمك موثري است. و مي توان قبل از اقدام به لوله گذاري آنها را خارج كرد.

دندانهاي مصنوعي جزو مهمترين وسايل شخصي بيمار است و در نگهداري آنها بايد نهايت سعي را به كار برد. پس از خارج كردن دندانها، آنها را در جعبه مخصوص قرار داده بر حسب مشخصات كامل بيمار روي آن زده ميشود و طبق مقررات بيمارستان، به فرد مسئول تحويل داده ميشود در مورد وجود روكش دندانها نيز بايد از بيمار سئوال نمود. در صورت مثبت بودن پاسخ بيمار بايد متخصص بيهوشي را در جريان گذاشت تا در حين بيهوشي مشكلات تنفسي براي بيمار ايجاد نشود.

اطلاعات مخصوص در مورد بيمار:

بيمار بايد آنژيوكت داشته، سرعت و ميزان جريان سرم وي كنترل گردد. در صورت نياز به تزريق خون، جهت كراس مچ از بيمار خون گرفته ميشود. اين اطلاعات با ويزيت بيمار قبل از عمل و مطالعه پرونده وي بدست مي آيد). اگر بيمار از ناراحتي خاصي مانند درد قفسه سينه يا اشكال در تنفس رنج مي برد، بايد گزارش نمود. در صورتي كه بيمار در وضعيت Supine مشكل تنفسي پيدا كند بايد او را در حالت Fowlers (نيمه نشسته) قرار داد تا موجب راحتي وي و اصلاح وضعيت تنفسي او گردد.

پرونده بيمار توسط  پرستار كنترل مي شود. مثلاً اگر بيمار داراي كلستومي يا ايلئوستومي باشد و قرار بر عمل در ناحيه شكم او باشد، شستشوي ناحيه كلستومي ضروري است. دقت در مسايل جزئي بيمار كمك بسيار موثري است. تا پرستار اسكراب وسايل مورد نياز را در طول جراحي حدس زده آماده نمايد. سپس بيمار به آرامي به اتاق بيهوشي هدايت ميشود. پرستار بايد مراقب باشد تا لباسهاي زير بيمار كاملاً خارج شود و فقط لباس بيمارستان به تن داشته باشد. عدم رعايت اين موضوع مشكلاتي را پيش مي آورد.

بسياري از بيمارستانها لباسهاي يكبار مصرف در اختيار بيمار قرار مي دهند كه مي تواند قبل از ترك بخش انها را بپوشند. موهاي بيمار توسط كلاه پوشانده ميشود و در صورت امكان مي تواند از جورابهاي آنتي آمبولي بشرطي كه هيچگونه محدوديت فشار در جريان خون ايجاد نكند، استفاده نمايد.

ورود به اتاق بيهوشي:

هميشه جهت شروع بيهوشي و اينداكشن بيمار را به اتاق بيهوشي نمي برد. در برخي بيمارستانها بيماران هوشيار مستقيماً به اتاق عمل هدايت شده، آنجا تحت بيهوشي قرار مي گيرند. وجود پرستار بيهوشي در تمام مدت عمل جهت مراقبت بهتر ضروري است.

اطمينان و راحتي بيمار:

پرستار به اختصار به بيمار شرح مي دهد كه اتاقي كه او در آن به سر مي برد محلي است براي بيهوشي بيماران، چراغ سقفي سيالتيك بايد خاموش و از چراغهاي كم نور استفاده شود، برخي بيماران در مقابل نور شديد دچار سردرد ميشوند. اگر از اتاق بيهوشي استفاده ميشود، چون آنجا محلي است كه بيمار آخرين تماس خود را در حالت هوشياري با پرستار دارد، در صورت نياز پرستار ديگري بايد به آماده كردن وسايل بيهوشي از قبيل لوله تراشه، ماسك، سرنگ و ساير لوازم بپردازد تا هيچ گونه تاخيري بوجود نيايد و از ترس و اضطراب اضافي بيمار جلوگيري گردد.

اگر بيمار سئوالي در مورد نمونه عمل داشت بايد بطور خلاصه و ساده به او جواب داد ودر همه لحظات سعي شود تا آسايش و اطمينان خاطر او فراهم آيد. همه بيماران احتياج به مراقبت كامل دارند ولي در مورد افرادي كه جهت قطع عضو به اتاق عمل اعزام ميشوند، مراقبتهاي دقيق تري لازم است. برخورد تصادفي با عضو گانگرن شده بيمار موجب درد زيادي خواهد شد. رفتارهاي صحيح و انساني و توجه به نيازهاي روحي اين گونه بيماران بسيار ضروري است. زيرا بيمار همواره در فكر آينده بوده به عدم توانائي و معلوليت خود مي انديشد. بايد پذيرفت كه بيمار با مشكل بسيار بزرگي روبرو است ولي به هر حال اين عمل جراحي براي نجات جان او ضروري است. با دادن پيش آگهي مختصر در مورد عوارض بعد از عمل و ريكاوري تا حدودي ميتوان به او كمك كرد تا با مسائل راحت تر برخورد نمايد. پرونده و عكسهاي راديوگرافي بيمار نبايد بر روي بدن او گذاشته شود زيرا ممكن است موجب درد عضو حساس شود و يا اگر بر روي شكم وي قرار گيرد منجر به ناراحتي تنفسي گردد.

پارچه اي به آرامي برروي آن بسته ميشود. دست ديگر بيمار در كنار او قرار گرفته و از يك جا دستي ديگر استفاده ميشود. در هر صورت بايد دقت نمود تا از هرگونه فشار و كشش اضافي كه موجب صدمات عروقي و عصبي دست و بازو ميشود، جلوگيري گردد.

پاها:

بيماران هوشياري كه در اتاق عمل در وضعيت Supine خوابيده اند معمولاً عادت دارند پاهاي خود را برروي هم قرار دهند. بايد از آنها خواسته شود تا از اين كار اجتناب نمايند زيرا اين وضعيت، فشار اضافي برروي اندامهاي تحتاني آنها وارد مي سازد.

پاشنه هاي بيمار:

قراردادن يك بالشتك كوچك زير پاشنه هاي بيمار پاهاي او را اندكي بالا نگه مي دارد و اين امر علاوه بر كمك به تخليه خون بهتر پاها از ايجاد كشيدگي و فشار برروي عضلات و عروق ساق پا جلوگيري مي كند.

آماده كردن بيمار جهت جراحي:

بلافاصله پس از شروع بيهوشي بيمار به اتاق جراحي منتقل ميشود. اگر اتاق مخصوص بيهوشي وجود نداشته باشد در همان اتاق جراحي اقدام به بيهوشي بيمار مي گردد. بيمار را تا صدور اجازه نهايي از پزشك بيهوشي نبايد جهت وضعيت دادن جابجا كرد. تحريك هر قسمت از بدن بيمار ممكن است بدليل سطحي بودن بيهوشي موجب اسپاسم لارنكس گردد. براي مثال تا كسب اجازه از پزشك بيهوشي نبايد پاهاي بيمار را براي وضعيت ليتوتومي بالا برد چرا كه اين عمل باعث اسپاسم تارهاي صوتي خواهد شد. همچنين دستكاري و ديلاتاسيون آنوس در صورت كافي نبودن عمق بيهوشي موجب سرفه و اسپاسم لارنكسمي گردد. پس از كسب اجازه از پزشك بيهوشي بيمار وضعيت داده ميشود و از بالشها و كيسه هاي شن جهت ثابت نمودن وضعيت استفاده ميگردد. در اين مرحله است كه در صورت لزوم ليدهاي الكتروكارديوگرافي يا مانيتورينگ چسبانده مي شود. اگر قرار است جراحي در ناحيه شكم انجام شود، بهتر است اندامهاي پايين تر از پوبيس پوشانده شود. با اين اقدام نه تنها اصول احترام به بيمار رعايت ميشود، بلكه درجه حرارت بدن او حفظ مي گردد.

قبل از شستشوي پوست محل عمل بايد چراغ سقفي در همان ناحيه تنظيم شده باشد. در عين حال بايد دقت نمود، از آلودگي گان استريل جراح و پرستار اسكراب جلوگيري شود.

آماده كردن پوست (پرپ كردن PREP):

قبل از اينكه بيمار به اطاق عمل برده شود، بايد پوست محل عمل موزدائي، تميز و ضدعفوني شود. پس از اينكه بيمار به اتاق عمل برده شد، پرستار سيار بايد عضو مورد عمل را بررسي كند و اگر نشانه اي از عفونت در آن قسمت ببيند به جراح اطلاع دهد. تميز كردن پوست بيمار و كار آماده سازي آن جهت عمل جراحي بايد در اتاق عمل تكميل شود.

براي انجام اينكار سيني وسايل تميز كردن پوست به نزديك تخت آورده شده و محل عمل كاملاً رو باز و بدون پوشش باشد. براي جلوگيري از خيس شدن تخت عمل و قسمتهاي ديگر بدن، بايد در زير محل عمل مشمع با رويه استريل قرار داد.

پرستار دستكش استريل مي پوشد و تميز كردن پوست را شروع مي كند. ابتدا محل عمل با ماده ضدعفوني كننده شستشو داده ميشود. براي اينكار بايد ازگاز بدون خط استفاده نمود. محل عمل بايد حتي المقدور عاري از ميكروب گردد تا بتوان كار جراحي را با حداقل عفونت شروع كرد. روش شستن پوست معمولاً به اين طريق است كه پرستار از نقطه اي كه قرار است برش داده شود شروع مي كند و كار شستشو را دايره وار ادامه ميدهد تا به انتهاي محل عمل برسد و گازي كه مورد استفاده قرار گرفته بدور انداخته ميشود روش فوق در موارد زير تغييراتي ميكند.

1- اگر ناف نيز جزء محلهاي عمل است ابتدا آن قسمت و بعد اطراف آن بايد تميز شود.

2- اگر روده بزرگ به خارج راه دارد (كلستومي) بايد آخر از همه پرپ شود.

3- عملهاي كثيف، زخم هاي وسيع، مقعد و واژن بايد با گاز جداگانه اي پرپ شوند.

كار آماده كردن پوست در تمام جراحي ها، به استثناء جراحي استخوان، 5 دقيقه طول مي كشد چون عفونت ناشي از خوب آماده نكردن پوست در جراحي استخوان ممكنست باعث عفونت استخوان و عوارض غيرقابل جبران شود.

ممكنست پزشك دستور شست و شوي محل عمل را نيز بدهد. در اين صورت لوازم شست و شو را نيز بايد به سيني وسايل پرپ كردن اضافه كرد. پرستار سيار عمل شست و شو را بايد با محلول گرم سرم فيزيولوژي (محلول نمكي 9 در هزار) انجام دهد. هيچگاه نبايد محلول سرم فيزيولوژي را با فشار وارد زخمهاي عميق كرد مقصود از شستشو اينست كه ميكروبها و كثافات از محل زخم بيرون آورده شوند نه اينكه به عمق بيشتري بروند.

هنگام شستشوي بافت سرطاني نبايد آنرا مالش و يا فشار داد زيرا ممكن است يك سلول سرطاني كنده شده و وارد جريان خون گردد و به ساير اعضاء برسد. در پايان عمل شستشو بايد اطمينان حاصل كرد كه آب در زير بيمار جمع نشده باشد اطراف محل پرپ كردن بايد هميشه توسط حوله استريل محدود شود.

منابع:

 1- روش كار در اتاق عمل و اتاق بهبودي – تاليف: محترم بخرائي – انتشارات مهر بهار 76

2- راهنماي جامع پرستار اطاق عمل – ترجمه و گردآوري: مژگان لطفي و صمد انتظار – انتشارات سالمي – 1384

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:26  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 

مراقبت ها و اقدام پرستاري بعد از عمل جراحي در (OR):

پس از خاتمه جراحي و قراردادن پانسمان روي زخم، پرستار چسب را آماده نمايد. صفحه زير پايي دياترمي برداشته ميشود. به منظور پيشگيري از كاهش حرارت بدن بيمار قسمت هاي اصلي بدن را مي پوشانند. از درن ها و سوندها مراقبت ميشود تا از محل خود خارج نشود كمربندهاي ايمني بسته ميشود تا از آويزان شدن اندامهاي بيمار جلوگيري شود.

حمل بيمار: اجازه پزشك بيهوشي براي انتقال بيمار از تخت برروي برانكارد ضروري مي باشد با توجه به نوع عمل پوزيشن هاي مختلف به بيمار داده ميشود. بطور مثال پس از تانسيلكتومي سر برانكارد بايد بالا آورده شود و پارچه اي جهت جذب ترشحات و خونريزي هاي احتمالي از دهان بيمار، زير سر او گذاشته شود. به هنگام حركت و جابجائي پزشك بيهوشي مراقب سر و گردن و راه هوايي بيمار مي باشد.

* اتاق ريكاوري: بخشي از اتاق عمل است كه نقش موثري در مراقبتهاي بعد از عمل دارد.

لوازم مورد نياز در ريكاوري:

1- وسايل احياي تنفس       

2- وسايل احياي قلبي

3- وسايل تزريق داخل وريدي و عضلاني

4- انواع داروهاي مخدر و مسكن اورژانس     

5- وسايل پانسمان            

6- وسايل سونداژ

7- ملافه، پتو

8- رسيور و گاز  

9- كيسه سرد و گرم

10- لوله و لگن    

11- پاراوان

12- برگه هاي جذب و دفع مايعات – علايم حياتي و … 

13- دستشويي – تلفن – يخچال و ساعت

14- تخت مخصوص ريكاوري

* طرح اتاق ريكاوري: بايد راحت – مطمئن و بزرگ باشد. احتمال دسترسي به سر بيمار از هر طرف وجود داشته باشد. حتماً از نور سفيد استفاده شود زيرا در اين شرايط هرگونه تغيير رنگ بيمار، سريعاً توجه را جلب مي نمايد.

زنگ اخبار اضطراري نيز تهيه شده، سيستم آن به اتاقهاي عمل و اتاق پزشكان بيهوشي وصل گرد.

* وظايف پرستار:

كار پرستار مراقبت از بيمار هنگام انتقال و در ريكاوري ادامه دارد. ضروري ترين اقدامات پرستاري در ريكاوري انجام ميشود. بنابراين پرستاران بايد با تجربه و ماهر انتخاب شوند. بيمار بيهوشي به هيچ عنوان نبايد تنها به حال خود رها شود تحت نظر گرفتن مستمر بيمار و سرعت در تصميم گيري عوارض احتمالي را كاهش مي دهد.

محل زخم از نظر خونريزي احتمالي و بروز عوارض ناشي از داروهاي بيهوشي در ريكاوري دقيقاً كنترل مي گردد. علائم حياتي هر 10 دقيقه يكبار ثبت ميشود.

* مراقبت از بيمار پس از خاتمه بيهوشي:

مسئوليت هاي پرستار ريكاوري عبارتند از:

1- اطمينان از وضعيت صحيح بيمار               

 2- برقراري راه هوايي با بالا نگه داشتن فك پائين

3- شناخت و درمان مشكلات نفسي:

 الف: اسپاسم حلق  ب: انسداد راه هوايي ج: دوام اثر داروهاي شل كننده عضلاني د: د پرسيون مركز تنفسي

4- شروع اكسيژن            

5- مشاهده بيمار الف: رنگ ناخنها – لب ها – لاله گوش             ب: تنفس

6- اطمينان از هوشياري بيمار در هنگام ورود به ريكاوري

7- اقدام جهت راحتي بيمار

8- ثبت علايم حياتي بيمار

9- مطالعه و اجراي دستورات بعد از عمل

10- تجويز داروهاي مخدر در صورت نياز و يا طبق دستور دارويي پزشك

11- كنترل گچ يا هرگونه باند محكم

12- گزارش يا ثبت موارد غير طبيعي

* اطمينان از وضعيت صحيح  بيمار

معمولاٌ وضعيت كنترل جهت بيمار بيهوش خطر آسپيراسيون خون – بزاق و يا احتمالاٌ مورد استفراغ را كمتر مي كنند . البته ممكن است كه همه بيماران امكان وضعيت كنترل نباشد مثل جراحي بوراكس يا ارتوپدي كه در اين صورت بيمار را در وضعيت طاق باز قرارداده يا بايد كشيدن چانه ، راه هوايي او باز نگه داشته مي شود.

شناخت و درمان مشكلات تنفسي : مشكلات احتمالي تنفسي بعد از عمل بدليل زير است :

1- اسپاسم لارنكس: در اثر انقباض ناگهاني تارهاي صوتي و انسداد نسبي راه هوايي ايجاد مي شود .

2- اسپاسم نسبي لارنكس: هوااز ميان تارهاي صوتي نيمه منقبض عبور كرده – صداي زمزه مانندي را بوجود مي آورد و بيمار جهت تنفس بيشتر تقلا مي كند .

3- اسپاسم كامل لارنكس: هيچ گونه عبور هوا و صدايي وجود ندارد و تارهاي صوتي كاملاٌ بحالت بسته مي باشند . راه هوايي كسدود مي شود و هوا از ميان تارهاي صوتي عبور نمي كند . دراين حالت بدليل كاهش سطح اكسيژن سيانوز ظاهر خواهد شد .

  • دلايل اسپاسم لارنكس:

1- التهاب لارنكس در پي استفاده از لوله تراشه و يا ساير اجسام خارجي مانند سوند ساكشن و يا ايروي دهاني

2- وجود ترشحات از قبيل خون – بزاق و وجود استفراغي كه موجب تحريك تارهاي صوتي مي شود.

  • درمان اسپاسم لارنكس:

1- كنترل لارنكس به منظور التهاب ناشي از خونريزي و يا ترشحات موكوس

2- بالا گرفتن چانه بيمار و برقراري جريان اكسيژن از طريق ماسك دهاني يا كانسر بيني

3- در صورت عدم تغيير در وضعيت بيمار ، توسط آمبوبگ اقدام به تنفس مثبت با فشار قوي اكسيژن مي گردد تا تارهاي صوتي باز شود .

4- زماني كه اسپاسم برطرف شود صداي زوزه مانندي نيز كمتر خواهد شد .

5- در صورتي كه با اقدامات فوق شرايط بيمار بهتر نشد ، اقدامات اورژانسي پزشكي اجرا شود .

6- با تزريق شل كننده عضلاني اسپاسم را برطرف نموده لوله گذاري تراشه انجام شود .

7- ايجاد آرامش و دادن اطمينان خاطر به بيمار از ضروريات است .

انسداد راه هوايي :

پائين قرار گرفتن چانه و فك موجب افتادم زبان اول حلق شده انسداد راه هوايي را بدنبال خواهد داشت . تخليه ترشحات دهان بوسيله ساكشن مناسب مي باشد . وجود اجسام خارجي مانند دندان و يا پك هاي لارنكس خطري است جدي در انسداد راه هوايي بيماران بحساب مي آيد .

ادامه اثر داروهاي شل كننده عضلاني :

يكي از عوارض داروهاي شل كننده عضلاني كه در طول بيهوشي مورد استفاده قرار مي گيرد . دوام اثر و يا دفع ناقص آنهاست . در اين حالت بيمار بدليل عدم توانايي در تنفس و استفاده از هوا و اكسيژن بسيار بوده ، سريعاٌ هيپوكسيك مي گردد .

درمان : توسط امبوبگ و ماسك به آرامي به بيمار تنفس كمكي داده مي شود . پزشك بيهوشي نيز در مناسب را تجويز و يا تنفس كمكس را ادامه خواهد داد .

دپرسيون تنفس مركزي : در صورتي كه مشكل تنفسي بيمار مربوط به مركز تنفسي باشد . بايد تنفس كمكي و متناوب توسط اميوبگ و ماسك ادامه يابد و از تيم هاي پزشكي ورزيده درخواست كمك گردد .

اكسيژن درماني :

بسياري از پزشكان بيهوشي ترجيح مي دهند اكسيژن درماني از طريق ماسك ساده و يا كاتتريل بيني تجويز گردد . سيانوز لب ها . صورت و زبان از علائم مشكلات تنفسي است وظيفه پرستار كنترل راه هوايي و مشاهده حركات تنفسي و انجام اقدامات لازم مي باشد .

مشاهده رنگ بيمار :

پرستار با مشاهده رنگ لب ها ، ناخن ها و لاله گوش قادر به تشخيص وجود سيانوز و يا اكسيژناسيون كافي مي باشد .

مشاهده حركات تنفسي بيمار :

ميزان حركات ديواره قفسه سينه تحت نظر گرفته شده ، تعداد تنفس بيمار شمرده مي شود – همچنين وجود تنفس سطحي و سريع نيز كنترل مي گردد . در صورتي كه مشاهده حركات ديواره قفسه سينه مشكل باشد ، بايد پتوي او را كنار زد .

مشاهدات عمومي :

1- درجه هوشياري

2- فسار خون – تنفس – تعداد تنفس ودرجه حرارت در صورت نياز

3- هرگونه خونريزي از محل زخم

4- ميزان درناژ در صورت وجود آن

5- ميزان ادرار مترشحه ادراري

6- سرعت – مقدار و محل سرم

7- زمان و مقدار داروهاي استعمال شده

8- مشاهده انگشتان جهت بررسي حركات و جريان خون آنها در بيماراني كه بانداژ و يا گچ گيري شده .

9- كنترل هاي روتين بيماراني كه زير پتو هستند . مثلاٌ احتمال دارد كه زير زانوهاي بيمار بالش گذاشته شده ، ملحفه او خيس باشد و يا احتمالاٌ تورنيكه بعد از خاتمه عمل باز نشده باشد .

10- دستورات بعد از عمل

11- گزارش موارد غير طبيعي

12- كنترل دقيق سطح هوشياري و پاسخ بيماربه تحريكات

 

* اطمينان خاطر دادن به بيمار:

هنگامي كه بيمار هوشيار ميشود پرستار بايد به بيمار شرح دهد كه عمل او خاتمه يافته است و دليلي براي نگراني وجود ندارد. ممكن است بيمار دچار فراموشي شده و موقعيت خود را تشخيص ندهد. پرستار به او يادآوري مي نمايد كه در اتاق ريكاوري مي باشد. برخي بيماران پس از عمل با ناراحتي و گريه بيدار مي شوند بطور مثال افرادي كه جهت خروج جنين مرده تحت سزارين قرار گرفته اند و يا بيماراني كه يكي از اندامهاي آنها قطع شده است كه در اين صورت نياز به درك موقعيت و اطمينان خاطر بيشتري دارند.

اطمينان خاطر دادن به بيمار :

  • لرزش ناشي از هالوتان :

بيماران پس از اعمال جراحي كه بدنبال بيهوشي با هالوتان انجام شده است دچار لرزش خواهند شد . از آنجا كه عضلات از زمان لرز فعال بوده ، نياز به اكسيژن بيشتري دارند ، تا هنگام قطع لرزش اكسيژن درماني ادامه مي يابد . همچنين ايجاد آرامش و اطمينان خاطر در بيمار ار مهمترين اقدامات است .

  • توجه به راحتي بيمار :

اندامها و ناحيه سر و گردن بيمار به ارامي حركت داده مي شود و وضعيت هاي نامناسب بيمار اصلاح مي شوند . احتمال كاهش درجه حرارت بدن بيمار با توجه به هواي تقريباٌ خنك اتاق عمل ، وجود دارد . لذا به محض ورود بيمار به ريكاوري بايد او با پتو پوشانده و گرم نگه داشته شود .

  • ثبت علائم حياتي :

نبض و فشار خون : زماني كه بيمار جهت باز نگه داشتن راه هوايي به كمك نياز ندارد و توانايي انجام اين كار را باز يافته است پرستار ريكاوري قسمت سربيمار را ترك نموده و براي  گرفتن علائم حياتي اقدام مي نمايد. در غير اينصورت شخص ديگري بايد اينكار را انجام دهد. توجهات خالي كه در برگه بيهوشي نيز ذكر شده است انجام مي گيرد. نبض بيمار از نظر قدرت – تند يا كندي كنترل و ثبت مي گردد وجود تاكيكاردي در اتاق ريكاوري معمولاً ناشي از هيپوكسي – تنفس ناكافي يا خونريزي مي باشد.

  • بازگشت رفلكس هاي بيمار:

بازگشت رفلكس هاي بيمار نظير رفلكس حنجره كه توانايي پيچ و حركت زبان مشخص كننده آن است كز ميشود.

همچنين بيمار بايد قادر به بازنگه داشتن راه هوايي خود باشد. بازگشت امتكل پلك بيمار نيز نشان دهنده هوشياري پس از بيهوشي يا هيچ غذايي از راه دهان در يكاوري به بيمار داده نخواهد شد.

  • محل زخم:

زخم بيمار در محل انسزيون و يا درن از نظر خونريزي و ساير ترشحات بررسي ودر صورت مشاهده موارد فوق در پرونده ثبت مي گردد.

  • شيشه درناژ:

ترشحات آن به هنگام ورود به ريكاوري اندازه گيري و ثبت ميشود تا ميزان ترحمي اضافه شده آن معلوم باشد. لوله اي بدن از نظر خارج شدن – كلمپ و تاشدگي بررسي شود تا در جريان آزاد ترشحات مانعي بوجود نيايد.

  • سوند ادراري:

در صورت استفاده از سوند ادراري محل آن از نظر خم شدگي، انسداد و اتصال محكم به كيسه ادرار بررسي و رنگ ادرار از نظر خونريزي كنترل مي گردد.

  • مشاهده و مراقبت از سرم بيمار:

دست بيمار كه سرم به آن وصل شده، بايد در معرض ديد بوده از قرار دادن آن در زير پتو خودداري شود تا براحتي همه اتصالات و جريان سرم در آن قابل مشاهده باشد – جريان سرم به ميزان مورد لزوم تنظيم ميشود كه معمولاً پس از عمل پزشك بيهوشي دستورات آنرا صادر خواهد نمود.

  • مطالعه و اجراي دستورات بعد از عمل:

جراح يا پزشك بيهوشي ممكن است بلافاصله بعد از عمل دستوراتي مانند بالا نگه داشتن يك عضو، تزريق آنتي بيوتيك و يا داروي ضد تهوع داشته باشند كه بايد دقيقاً آن را اجرا نمود.

  • تزريق ضد درد در صورت نياز و يا طبق دستور پزشك:

اگر بيمار از درد شكايت دارد، بايد علائم حياتي آن كنترل و ثبت شود و با مراجعه به پرونده بايستي از نوع داروي مخدر قبل و حين بيهوشي مطلع باشد – همچنين اطلاع از نوع داروي ضد درد تجويز شده ضروري است. بيماري كه تحت تزريق داروي ضد درد قرار گرفته است بايد از نظر بروز عضلاني مانند اسپراسيون تنفسي – تهوع و استفراغ دقيقاً كنترل شود و پس از اطمينان كامل نسبت به انتقال او اقدام گردد.

  • كنترل اندام هاي گچ گيري يا بانداژ شده:

انگشتان و اندام مورد نظر از نظر حرارت و تورم كنترل و توانايي حركت آنها بررسي مي شود. علائم سردي، رنگ پريدگي، سيانوز در اندامهايي كه جريان خون آنها كافي نيست، مشاهده ميشود. معمولاً در اين حالت زير عضو بالشي قرار داده ميشود و يا از Sling آويزان ميشود.

  • گزارش و ثبت موارد غيرطبيعي

هرگونه موارد غيرطبيعي، هر چند كه نياز به اقدام خاصي نداشته باشد، بطور واقعي گزارش و در پرونده بيمار ثبت خواهد شد.

  • *مراقبت از بيمار در موارد ويژه:

1- بلوك براكيال: در صورتي كه بيمار تحت بيحسي موضعي مانند بلوك براكيال جراحي شده شده باشد، بايد به او اطمينان داد كه اثر بيحسي بالاخره برطرف خواهد شد – اندام  بيحس ممكن است در حين جابجائي و انتقال دچار صدمه شود و به بيمار بايد آموزش داد كه خود او نيز مراقب اندام مذكور باشد.

2- بيحسي اسپينال و اپيدورال: بايد در وضعيت صاف (سوپاين) قرار داده شوند. اندام ها تحتاني نبايد تحت فشار باشند برگشت حس آنها كنترل شود. به محض بهبودي علائم، جهت جلوگيري از لخته خون و احتمال بروز آمبولي و ترومبوز به حركت دادن اندامها تشويق شود.

3- جراحي هاي چشمي: اين بيماران بيقرار بوده، نياز به آرامش و اطمينان خاطر دارند. حركات اضافي در نتيجه تهوع و استفراغ موجب افزايش فشار داخل چشم ميشود كه ممكن است صدمات جدي و غير قابل جبراني به چشم وارد سازد. تجويز يك داروي ضدتهوع، موجب برطرف شدن اين حالت و حفظ آرامش بيمار مي گردد. پس از بيداري بيمار، براي كاهش فشار داخل چشم زير سر اور دو بالش قرار داده ميشود.

4- جراحي قفسه سينه: بيمار بطور صاف به پشت خوابيده، بعد از بهوش آمدن در وضعيت نيمه نشسته قرار داده ميشود. تشويق بيمار به تنفس هاي عميق و انجام ورزشهاي تنفسي مناسب است. بايد بيمار تشويق به سرفه شده تا ترشحات برونشها و راه هوايي تخليه شود. اگر بيمار Chest tube داشته باشد بايد از كار كردن صحيح آن مطمئن شد در غير اينصورت به پزشك معالج اطلاع داده شود.

5- جراحي مغز و اعصاب: مشكلات بعد از عمل عبارتند از: الف: افزايش فشار داخل جمجمه ب: تب

مشاهدات:

-         تغيير سطح هوشياري

-         گشاد شدن مردمك ها

-         افزايش فشار خون

-         اختلالات بينايي

-         كاهش تعداد نبض

-         عدم حركت اندامها

-         تشنج

هريك از اين علائم بايد سريعاً گزارش شود تا به منظور جلوگيري از صدمه بيشتر به نسوج مغز اقدامات اضطراري انجام گيرد.

6- جراحي كاروتيد:

كليه مشاهدات دقيقاً مانند بيماران مغز و اعصاب ثبت گردد. هرگونه تغيير در سطح هوشياري، ميزان عكس العملهاي مردمك ها و كاهش حركت اندامها بايد سريعاً گزارش شود.

  • انتقال بيمار به بخش:

بيمار زماني به بخش انتقال داده ميشود كه كاملاً هوشيار، نسبت به محيط اطراف خود آگاه باشد و توانايي عكس العمل هاي حفاظتي خود را كسب كرده باشد (بطور مثال حفاظت از دست ها و پاها در حين انتقال؟)

پرستار ريكاوري در هنگام تحويل بيمار در مورد نوع جراحي – داروهاي تجويز شده و ساير اقدامات توضيحات مختصري به پرستار بخش مي دهد. بايد كليه پرسنل در لحظه جابجايي بيمار، نهايت دقت را داشته باشند تا از هرگونه وضعيت نامناسب و حركات اضافي كه موجب ناراحتي و درد بيمار شود جلوگيري نمايند.

هنگام انتقال، هميشه پرستار همراه در قسمت سر برانكارد حضور دارد و بيمار بر در قسمت پاي برانكارد كمك مي نمايد.

 

                                              منابع:

راهنماي جامع پرستار اطاق عمل

ترجمه و گردآوري: مژگان لطفي – صمد انتظار-چاپ دوم

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:24  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 

چرا پرسنل اتاق عمل لباس سبز يا آبي مي‌پوشند؟


جراحان در قديم لباس سفيد مي‌‌پوشيدند كه رنگ پاكي است.

اما بر اساس مقاله‌اي كه در يكي از شماره‌هاي نشريه Today’s Surgical Nurse  در سال 1998،در اوائل قرن بيستم يك دكتر مشهور رنگ لباسش را به سبز تغيير داد، چرا كه تصور مي‌كرد اين رنگ براي چشمان جراح راحت‌تر است.

گرچه مشكل است كه اين نظر را تاييد كرد كه لباس‌هاي سبز به اين دليل رايج شده‌‌اند، اما رنگ سبز ممكن است به خصوص از اين لحاظ مناسب باشد كه به دكترها كمك مي‌كند در اتاق عمل بهتر ببينند، زيرا رنگ متضاد يا مكمل رنگ قرمز به حساب مي‌آيد.

رنگ سبز به دو دليل به ديد بهتر پزشكان كمك مي‌كند.

 اول اينكه نگاه كردن به رنگ آبي يا سبز مي تواند ديد دكتر از اشياي قرمز از جمله احشاي خون‌آلود را تقويت كند. مغز رنگ‌ها را نسبت به يكديگر تفسير مي‌كند. اگر جراح به چيزي خيره شود، كه به رنگ قرمز يا صورتي باشد، حساسيتش را نسبت به آنها از دست مي‌دهد. در واقع پيام‌هاي مربوط به رنگ قرمز در مغز محو مي‌شود، كه مي‌‌تواند باعث شود پزشك تفاوت‌هاي ظريف رنگ‌ اجزاي بدن را به درستي نبيند.

نگاه كردن گاه به گاه به چيزي سبزرنگ مي‌تواند چشم‌ها را به تغييرات در رنگ قرمز حساس‌تر كند.

دوم اينكه چنين تمركز شديد و مداومي بر روي رنگ‌هاي قرمز ممكن است باعث توهمات بينايي سبزرنگ روي سطوح سفيدرنگ شود  كه حواس جراح را پرت مي‌كند. اين شبح‌هاي سبزرنگ در صورتي كه نگاه جراح از بافت‌هاي قرمز بدن به چيزي سفيد رنگ مانند پارچه‌هاي تخت يا لباس سفيد متخصص بيهوشي بيفتد، ممكن است ظاهر شوند.

يك شبح سبزرنگ از احشاي قرمز بيمار ممكن است روي پس‌زمينه سفيد ظاهر شود. جراح به هر جا كه نگاه كند، اين تصوير پريشان‌كننده مانند نقاط نوراني شناوري كه پس از فلاش زدن دوربين جلوي چشمان شما ظاهر مي‌شود، ديد او را دنبال مي‌كند.after effect illusion

اين پديده به اين علت رخ مي‌دهد كه نور سفيد حاوي همه رنگ‌هاي رنگين‌كمان از جمله سبز و قرمز است.

 اما از آنجايي كه همانطور كه در بالا گفته شد، ديد جراح حساسيتش را به رنگ قرمز از دست داده است، بنابراين مغز پيام‌هاي دريافتي را به رنگ سبز تفسير مي‌كند.

اما اگر دكتر به پارچه‌هاي سبز يا آبي به جاي سفيد نگاه كند، اين اشباح سبزرنگ با رنگ سبز مخلوط مي‌شوند، و حواس او را پرت نمي‌كنند.

  نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:22  توسط سيد ناصر لطفي فاطمي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM